سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - محمدجعفر محمدزاده، پژوهشگر تاریخ و فرهنگ ایران: انسان به طور فطری هویتجو و هویتخواه است. مهمترین سرمایه هویتی هرکس در هرکجای عالم هویت ملی و «وطنداری» اوست. وطنداری یعنی وابستگی به ریشه و اصل، یعنی بدانی به نام نسب کیستی و چیستی؟ در داستان گفتوگوی فریدون با مادرش فرانک در شاهنامه، فریدون اینچنین هویت خود را از مادرش میپرسد:
بگویی مرا تا که بودم پدر؟
کیم من؟ به تخم از کدامین گهر؟
چه گویم کیم؟ بر سر انجمن،
یکی دانشیداستانی بزن!
این سخن تازهای نیست و رویکرد جمهوری اسلامی، پهلوی و یا قاجار یا ایدئولوژی چپ و راست و یا دوگانههای ساختگی امتگرایی و ملیگرایی نیست؛ این حقیقت تاریخ است که در درازنای هزاران سال، ایرانیان از خود نشان دادهاند و دانایان عالم از مستشرقین غربی تا تاریخدانان اسلامی و غیر اسلامی، ایرانی و غیر ایرانی بر آن صحه گذاشتهاند؛ هویت ملی ایران هویتی تعریفشده و با مختصات و مولفههای روشن است.
شهید مرتضی مطهری اندیشمندی اسلامی است که پژوهشهای عمیقی در حوزه ایران و اسلام کرده و دیدگاههای قابل اعتنایی در این زمینه دارد. او میگوید: «ایرانی لایق بوده، نه بیلیاقت، راست و صریح بوده نه منافق و دروغگو، شجاع و دلیر بوده نه جبان و ترسو، حقیقتخواه بوده نه چشم به حوادث زودگذر، اصیل بوده نه بیبن و بیریشه» ( مطهری، مجموعه آثار، ج ۱۴: ۱۳۱).
تنها بیوطنها و بیهویتها هستند که درکی از این حقیقت تاریخی ندارند و ارزش وطنداری را نمیدانند و هویت خود را به بهای مزدوری و جاسوسی به بیگانگان میفروشند و در آوارگی و بیچارگی به دنبال ناپدری و نامادری میگردند.
ملت بودن و همراهی ملت، لذتی دارد که بیهویتها از درک آن عاجزند؛ ملت بودن در غم و شادی و در غرور و اندوه ملی یکیبودن و شریکشدن است. ملتبودن دشمن مشترک را شناختن و در برابر او ایستادگی کردن است. غیر از این بیوطنی و بیهویتی است.
که ایران چو باغی است خرمبهار
شکفته همیشه گل کامگار
دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود
(حکیم فردوسی)
نظر شما