سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - یوسف ملایی: آیین عید باستانی نوروز در هرمزگان بر اساس مجموعه برگزیده مقالات ادبی فرهنگ عامه و ادبیات شفاهی سال ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۰ تحت عنوان کتاب «چون پرند نیلگون» اثر سهراب سعیدی مولف و پژوهشگر فرهنگ عامه را در این گزارش مورد بررسی قرار دادهایم. نویسنده در این مقاله تلاش کرده به استناد شواهد ادبی و مردم شناختی از جمله ضربالمثلهای بومی، باورهای نوروزی و آیینهای منحصر به فردی که در ایام نوروز در گستره هرمزگان رواج داشته است، اثبات کند که مردم این دیار نیز مانند تمام مردم ایران زمین، از گذشتههای دور، عید باستانی نوروز را گرامی داشته و برای زنده نگاه داشتن آن آیینها و رسوم ویژهای داشتهاند.
در بخشی از این کتاب به نشانههای فرا رسیدن نوروز در هرمزگان، رسوم مردم این دیار در ایام نوروز و ... پرداخته شده که بخشهایی از آن در این گزارش بازنشر شده است.
نشانههای فرا رسیدن نوروز در هرمزگان
نوروز، عزیزترین روز سال نزد ایرانیان است. اجرای جشن نوروز و گستردن خوان نوروزی در طول تاریخ در نهایت شکوه و جلال برگزار میشده است و در برخی از برهههای تاریخ با وجود مخالفتهایی که میشد نتوانستند این رسم و دیگر مراسم که موجب وحدت و هویت ملی ایرانیان است را از میان بردارند.
نوروز ما بُرنگِن/ گُل نه میون شِنگِن
نوروز ما با شکستن کوزهها و روییدن گلها و پدیدار شدن شکوفهها بر درختان آغاز میشود.
در جغرافیای هرمزگان از گذشتههای دور به هنگام فرا رسیدن نوروز و پدید آمدن گُل در میان خار و خاشاک و درختان، لیوانهای سفالی(بُرنگ) را می شکستند، کوزههای سرشکسته، حصیر و بوریای کهنه شده را دور میریختند و سال نو را با وسایل نو آغاز میکردند.
همچنین در آستانه فرا رسیدن نوروز، اهالی این دیار به میمنت نوروز «گِلَک سُرخ» نوعی گِل سُرخ را به درب منازل، تنه درختان، شاخ و پیشانی گاوها و گوسفندان میزدند. اهالی این منطقه بر این باورند که زمین بر روی شاخِ گاو ماهی قرار دارد و نوروز روزی است که گاو ماهی برای رفع خستگی، زمین را از این شاخ به آن شاخ منتقل میسازد و احیانا اگر زلزلهای در نوروز رخ میداد آن را در اثر جابجا شدن زمین از یک شاخ به شاخ دیگر گاو میدانستند.
ریشه نوروز در شاهنامه
مبدأ این عید در شاهنامه فردوسی است. مردم معتقدند هنگامی که جمشید پادشاه کیانی به سلطنت رسیده و چون بر امور کشور داری فراغت یافته است به شکرانه این کامیابی از مردم خواست که به شادی برخیزند و جشن بزرگی در آغاز بهار بر پا دارند و آن جشن را نوروز یا روز نو نام گذاشتند. فردوسی در این باره سروده است: جهان انجمن شد بر تخت اوی/ از آن بر شده فره بخت اوی/ به جمشید بر گوهر افشاندند/ مر آن روز را روز نو خواندند/ سر سال نو هرمز فرودین/ بر آسوده از رنج تن، دل ز کین.
در هم تنیدگی نوروز و دین اسلام
عید نوروز از آغاز تاریخ ایران تاکنون در کشور ما دوام یافته و با وجود تحولات زیاد تاریخی از میان نرفته است و با ظهور دین مقدس اسلام جنبه مذهبی به خود گرفته است و برای آن دعاها و ذکرهایی ترتیب دادهاند که تاکنون معمول و پا بر جاست و مردم بر سر سفره عید آنها را میخوانند.
یکی دیگر از ماجراهایی که مورد توجه عموم قرار گرفته این است که واقعه غدیر خم و انتصاب حضرت علی(ع) از طرف رسول اکرم(ص) به جانشینی خود مصادف با جشن نوروز ایرانیان بوده است. [نوروز رسید گُل به چمن رام گرفت/ جمشید جم از دست فلک جام گرفت/ روزی که علی نشست بر جای نبی/ از فضل خدا، زمانه آرام گرفت].
آداب نوروز در هرمزگان
علاوه بر بهره گرفتن از گِلَک و استفاده از اقلام مصرفی نو، پیرزنان و پیرمردان نیز سرِ خود را حنا (حنیر) میزدند. زنان جوان نیز دست و پای خود را با حنا، نقش و نگار میانداختند و پس از تن شستند و استفاده از خوشبو کنندههای طبیعی، لباس نو میپوشیدند. زنان، نقاب(بُرقع) نو به صورت میبستند و مردان نیز لُنگ(پاپوش های مردانه) میپوشیدند.
آن دسته از مردم که توانایی خرید لباس نو ندارند، با خود این شعر را زمزمه میکنند: [عید ما نوروز ما/ کُهنه قبا هر روز ما].
در نوروز نیز همگی بر چشمان خود سُرمه میکشیدند و به همدیگر، مژدگانی میدادند. همچنین به هنگام نوروز، دختران و پسرها، گُل های معطر: گُل بهار نارنج، بهارکو (گُل بنفش) و یاسمین گُل را از باغات میچینند، به بند میکشند و به گَردن می آویزند.
دیرینه رسوم نوروزی در همسایگی خلیجفارس
به هنگام تحویل سال نو، مردم گُل های وحشی خوشبو را که در فصل بهار میرویند را میچینند و در خانههای خود میگذارند و همین طور برگ درخت انبه و زیتون (گوا) را به در خانههایشان میزدند تا کُهنگی آنها از بین برود. از دیگر آیینهای کُهن، رنگ کردن تخم مرغ با گِلَک و دادن به کودکان است. همچنین آنها ضمن جمع شدن در خانه بزرگ فامیل و شنیدن قصه(چیچکا) از زبان کُهنسالان، بر روی آتش نمک میریختند و وسط ابروهای خود را با گِلَک (گُل سُرخ) رنگ میکردند و به مانند خال هندیها زینت میدادند. خانه تکانی، پُخت خوراک مخصوص مثل سمنو، شیرینی محلی، چنگال(حلوای مخصوص) و ...؛ انجام بازیهای محلی از دیگر رسوم نوروزی مردم این استان است.
نهادن بوی خوش بر آتش
قبل از فرا رسیدن سال نو، منازل سرشار از بوی خوش اسفند، کُندر، گِشته، بوورسی، بوزعفرانی و پوج عود، میشد. مردم هرمزگان از گِشته که یک نوع بخور است برای معطر کردن اتاق و لباسها استفاده می نمایند. از جمله دیگر مواد خوشبو کننده «لوبن» یک نوع صمغ درختی است. «مُشک» از ناف آهوی خُتَن گرفته میشود. «عنبر» که مردم معتقدند از ناف یک گاو در هندوستان به دست میآید. «بنت سودان» عطر گل محمدی است. «وَرس» مادهای معطر و خوشبو شبیه قهوه که از هندوستان میآوردند. «گَست» ریشهی یک نوع درخت معطر است که در گذشته بازرگانان از هندوستان میآوردند و «کبوت» یک نوع برگ درخت است که یک طرف آن سیاه و طرف دیگرش سفید است که مثل سایر خوشبو کنندهها از هند آورده میشد.
باورهای نوروزی
مردم هرمزگان بر این باور بودند که در روز یا شب نوروز نباید با شکم خالی بخوابند. زیرا «مادر نوروز» شکمشان را وارسی میکند و اگر ببیند که سیر هستند، در تمام طول سال سیر خواهند ماند و روزیشان میگردد، ولی اگر شکمشان خالی و گرسنه باشد، رزق و روزیشان در آن سال کم میشود، به طوری که در آن سال در بیشتر ایام گرسنه خواهند بود. هر گاه مردم در نوروز رنگین کمان مشاهده میکردند بر این باور بودند که سال تحویل داده است. مردم هرمزگان از آن منظر که معتقد هستند که نوروز، مادر دارد به همین خاطر در روز عید نوروز خوشههای تازهی گندم و پیاز را بر سر در خانهها میگذاشتند و اعتقاد داشتند که سهمیه «مادر نوروز» است.
همچنین، هرمزگانیها در ایام نوروز، تاب(جیکو) میخورند و بر این باورند که تاب خوردن در این ایام، موجب ریزش گناهان میشود.
اگر در نوروز انسانی به سرای باقی می شتافت، هفت زن به رودخانه میرفتند و سنگ جمع میکردند و قبر را میبستند. اگر کسی حتی چند روز قبل از نوروز به وادی خاموشان میپیوست و در آرامستان ابدی آرام میگرفت، به هنگام رسیدن نوروز، برایش عزا نمیگرفتند و بر این باور بودند که یک سال از آن ماجرا گذشته است.
نوروز، زمان شکار ممنوع
اعتقاد بر این است که هوای «دام زا» ۱۰ روز قبل از نوروز یا ۱۰ روز بعد از آن حادث میشود. در این ایام، هوا ابری و گرفته است، ولی باران کمتری میبارد. این روزها زمان زایش حیوانات کوهی نظیر آهو، قوچ و پازن است. بره های این حیوانات از آب و رطوبت اندک باران استفاده میکنند. بدین علت است که به این نوع هوا، هوای «دام زا» میگویند و شکار در این زمان، ممنوع است.
نوروز خوانی
«ترانههای نوروزی» و نوبهاری، افزون بر بازگویی و توصیف عواطف و احساسات مردم در بازنگری نوبهار و نوروز، عموما به اشاعهی اندیشه عامه میپردازد. هنوز هم در بسیاری از روستاها و شهرهای ایران، نوروز خوانها این پیکهای نوروزی، چند روز پیش از نوروز، به در خانههای مردم میروند و رسیدن نوروز و نوبهار را تهنیت میگویند. در هرمزگان نیز کودکان هنگام فرا رسیدن نوروز، سرود نوروزی میخوانند تا به دستاویز آن از بزرگترها عیدی بگیرند: «نوروز نو باز آمده/ بُلبُل به آواز آمده/ فرزند به صد ناز آمده/ بابا بده نوروزیم/ مادر بُکن دلسوزیم/ مادر به حق شیر تو/ در گردنم زنجیر تو/ شب ها بخوردم شیر تو/ بابا بده نوروزیم/ مادر بُکن دلسوزیم/ نوروزیم دَه شاهی است/ کمتر کنی یک شاهی است/ گر ندهی، رسوایی است/بابا بده نوروزیم/ مادر بُکن دلسوزیم/ای بی بی نیکو سرشت/ جای تو باشد در بهشت/ طفلان دهندم سرزنشت/ بی بی بده نوروزیم/ مادر بُکن دلسوزیم/ عمو به حق لااله/ حق باشدت پُشت و پناه/ باشد خدا از تو رضا/ عمو بده نوروزیم/ مادر بُکن دلسوزیم/ خالو تو هستی خال من/ هستی تو پّر و بال من/ فکری بُکن بر حال من/خالو(دایی) بده نوروزیم/ مادر بُکن دلسوزیم».
کتاب «چون پرند نیلگون» در قطع وزیری، با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه، در ۸۲۵ صفحه، به قلم سهراب سعیدی شاعر، نویسنده و محقق هرمزگانی به همت انتشارات «دارالتفسیر» به قیمت ۴۰ هزار تومان در سال ۱۳۹۶ چاپ و منتشر شده است.
نظر شما