سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ در تاریخ فرهنگ اسلامی، برخی نسخههای قرآن اسنادی زنده از جریانهای علمی، هنری و کلامی عصر خود بهشمار میآیند.
قرآنهای کهن، بهویژه آنهایی که با خطوط اولیه اسلامی چون کوفی مشرقی کتابت شدهاند، نه فقط جلوهای از تحول خوشنویسی را نشان میدهند، بلکه از خلال یادداشتها، اِسنادها و حواشی خود، شبکهای از استادان، قاریان و متکلمان را پیش چشم ما میگذارند.
در این میان، نسخهای که به سال ۳۸۳ هجری در اصفهان کتابت شده و امروز بخش عمده آن در موزه هنرهای ترک و اسلام نگهداری میشود، نمونهای کمنظیر از تلاقی هنر کتابت با تاریخ قرائات است.
اهمیت این قرآن تنها در قدمت و زیبایی خط آن خلاصه نمیشود؛ یادداشت افزودهشده در پایان نسخه، سندی ارزشمند از زنجیره انتقال قرائت ابوعمرو بن العلاء را ثبت کرده و احتمال پیوند آن با یکی از متکلمان برجسته سده چهارم هجری، افقی تازه در پژوهشهای تاریخ قرائات میگشاید. از این رو، این نسخه را باید نه صرفاً یک اثر هنری، بلکه گواهی مکتوب بر پویایی مراکز علمی چون اصفهان و ارتباط آن با حلقههای قرائی بصره و بغداد دانست.
نسخه قرآن به خط کوفی مشرقی با شماره «مصاحف ۱» در دارالکتب المصریة از جمله آثار شاخص و کمنظیر تاریخ کتابت قرآن کریم بهشمار میآید؛ اثری که هم از منظر هنری و خوشنویسی اهمیت دارد هم بهواسطه اسناد و یادداشتهای مندرج در آن، دریچهای تازه به تاریخ قرائات قرآن و شبکههای علمی سدههای نخستین اسلامی میگشاید.
قرآن اصفهان؛ یادگاری از سال ۳۸۳ هجری
اصفهان دستکم از اوایل سده سوم هجری یکی از مهمترین کانونهای قرآننویسی در جهان اسلام بوده است. هرچند پیش از این دوره نیز مقریان، مفسران و کاتبان قرآنی در این شهر حضوری فعال داشتهاند، اما اسناد بازمانده از آن دوران بسیار اندک است. در چنین زمینهای، قرآن کتابتشده به سال ۳۸۳ هجری در اصفهان اهمیتی دوچندان مییابد.
این قرآن که به دست محمد بن احمد بن یاسین و در چهار بخش مجزا به خط کوفی مشرقی ــ یا آنچه گاه «کوفی ایرانی» خوانده میشود ــ نگاشته شده، امروز تقریباً بهطور کامل در موزه هنرهای ترک و اسلام نگهداری میشود. با این حال، چند برگ از آن در مجموعههای معتبر دیگری پراکنده شدهاند؛ از جمله موزه متروپلیتن در نیویورک، گالری سکلر در واشینگتن و نیز مجموعه خلیلی در لندن.
این نسخه از جهات مختلف برای تاریخ قرائت قرآن اهمیت دارد؛ بهویژه در شناخت شیوههای علامتگذاری و ثبت اختلاف قرائات. ساختار خط، نظام اِعرابگذاری و شیوه تمایزگذاری میان قرائات، آن را به سندی ارزشمند برای مطالعه تطور سنتهای قرائی در سده چهارم هجری بدل کرده است.
سندی در پایان مصحف؛ زنجیرهای تا ابوعمرو بن علاء
اهمیت این قرآن تنها به کتابت آن محدود نمیشود. در صفحه پایانی نسخه، پس از امضای کاتب (محمد بن احمد بن یاسین) و ثبت تاریخ ۳۸۳ هجری، یادداشتی افزوده شده که ارزش تاریخی ویژهای دارد. در این یادداشت، فردی به نام محمد بن المهدی در سال ۳۸۴ هجری، طریق یا سند خود در قرائت ابوعمرو بن العلاء را ثبت کرده است.
در این سند تصریح شده که قرآن بهطور کامل، از ابتدا تا انتها، با قرائت ابوعمرو بن العلاء و با ویژگیهایی چون ادغام، اِخفاء و ترک همزه خوانده شده است. سپس زنجیرهای از استادان و راویان ذکر میشود که این قرائت را نسل به نسل منتقل کردهاند: از ابوالقاسم زید بن علی بن ابی بلال کوفی (م ۳۵۸ ق) به احمد بن فرح بن جبریل (م ۳۰۳ ق)، از او به ابوعمر الدوری (م ۲۴۶ ق)، سپس به یحیی بن المبارک الیزیدی (م ۲۰۲ ق) و سرانجام به خود ابوعمرو بن العلاء (م ۱۵۴ ق). بدین ترتیب، این یادداشت یک سلسله سند کامل و متصل از قرائت ابوعمرو را پیش روی ما میگذارد.
تمامی افراد مذکور در این سند، در منابع تاریخ قرائات شناخته شدهاند؛ از جمله در کتاب مهم غایة النهایة فی طبقات القراء اثر ابن جزری. تنها دو نام در این میان ناشناخته ماندهاند: کاتب این یادداشت (محمد بن المهدی) و شاگرد او، ابوعلی محمد بن عبیدالله بن عمر الخطیب.
احتمال انتساب به ابوالحسن طبری
با توجه به افتادگی در آغاز نام نویسنده، این احتمال مطرح شده که کاتب این سند همان ابوالحسن علی بن محمد بن مهدی طبری (حدود ۳۸۰ ق) باشد؛ از شاگردان برجسته ابوالحسن اشعری (م ۳۲۴ ق) و نویسنده کتاب مهم تأویل الآیات المشکلة الموضحة وبیانها بالحجج والبرهان در تأویل آیات متشابه و احادیث دشوار.
تنها نسخه خطی این اثر در مکتبة طلعت (شماره ۴۹۱) نگهداری میشود و تصحیح آن در سال ۲۰۱۵ میلادی در قاهره منتشر شده است. اگر این انتساب درست باشد، با پیوندی مهم میان سنت کلامی اشعری و سنت قرائت قرآن در سده چهارم هجری روبهرو خواهیم بود.
پیامدهای تاریخی یک یادداشت کوتاه
صفدی در الوافی بالوفیات سال درگذشت ابوالحسن طبری را حدود ۳۸۰ هجری ثبت کرده است؛ تاریخی که تقریبی به نظر میرسد و با سال ۳۸۴ هجری ــ زمان نگارش این سند ــ ناسازگار نیست. اگر این همسانی پذیرفته شود، آنگاه این یادداشت کوتاه میتواند حامل اطلاعاتی تازه درباره تاریخ قرائات و نیز پیوند متکلمان بصره و بغداد در سده چهارم هجری با مقریان ایران و عراق باشد.
بدینترتیب، قرآن اصفهانِ سال ۳۸۳ هجری نه تنها یک اثر هنری در تاریخ کتابت قرآن، بلکه سندی زنده از شبکههای علمی، قرائی و کلامی جهان اسلام در سده چهارم هجری است؛ نسخهای که هر برگ آن، حلقهای از زنجیره انتقال دانش و سنت قرآنی را آشکار میکند.
نظر شما