به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، روز گذشته (نهم اسفندماه) جامعه ادبی به سوگ پژوهشگری نشست که شاهنامهپژوهی را به دو دوره پیش و پس از خود تقسیم کرد و با ارائه تصحیحی انتقادی از شاهنامه فردوسی، کاری که سالهای زیادی از عمر خود را بر سر آن گذاشته بود، نقطه عطفی را در این عرصه رقم زد.
دکتر جلال خالقی مطلق، متولد 1316 در تهران، شاهنامهپژوه، ادیب، زبانشناس، مقالهنویس، استاد دانشگاه، ایرانشناس و شاعر ایرانیِ مقیم آلمان و دارای دکترای شرقشناسی، مردمشناسی و ژرمانیستیک (مطالعات آلمانی) از دانشگاه کلن آلمان بود.
خالقی مطلق از کودکی و دوره دبستان، علاقهمند به شعر و ادبیات بود و معلماش چنان انشاهای او را میستود که به کلاسهای دیگرش هم میبرد تا دانشآموزان دیگر کلاسها هم انشاهایش را بشنوند.
در دوره دبیرستان عضو انجمن ادبی مدرسۀ مروی بود و چندبار هم به رادیو دعوت شد و در روزنامۀ «پیک مروی» - روزنامۀ مدرسهاش - هم مینوشت.
علاقۀ خالقی مطلق به «شاهنامه» از زمانی آغاز شد که پسردایی کشتیگیرش، موقع تمرین یا قبل از نرمش، «شاهنامه» میخوانده است. این علاقه به «شاهنامه»، که از شاهنامهخوانیهای پسرداییِ جلال خالقی مطلق، مخصوصاً خواندن داستان رستم و اشکبوسِ «شاهنامه» با صدای بلند، در او پدید آمد بعدها شکل تخصصی به خود گرفت و دست آخر خالقی مطلق چنان درگیر «شاهنامه» شد که حدود پنجاه سال از عمر خود را بر سر تحقیق در این اثر سترگ و تصحیح انتقادی آن گذاشت و سعی کرد نسخهای معتبر و تا جای ممکن نزدیک به نسخۀ اصلی فردوسی، از کتاب «شاهنامه» ارائه دهد.
خالقی مطلق در رشتۀ مردمشناسی روی قوم مایا و سرخپوستان تحقیق کرده بود و حین تحصیل در رشتۀ ژرمانیستیک، حماسهها و اسطورههای آلمان و ملل دیگر را بهطور تخصصی شناخت و با چنین پشتوانهای به کار تخصصی روی اثر حماسی – اساطیری بزرگ ایران، یعنی کتاب «شاهنامه»، پرداخت. موضوع رسالۀ دکترایش هم زنان شاهنامه بود.
خالقی مطلق سالها استاد دانشگاه هامبورگ و نیز عضو هیئت امنای بنیاد فردوسی بود. او در تألیف دانشنامۀ ایرانیکا نیز با احسان یارشاطر همکاری داشت.
از آثار جلال خالقی مطلق میتوان به کتابهای «زنان شاهنامه»، «شاهنامه و فرهنگ ایران»، «واجشناسی شاهنامه: پژوهشی در خوانش واژگان شاهنامه» و «سخنهای دیرینه: سی گفتار درباره فردوسی و شاهنامه» اشاره کرد.
از خالقی مطلق یک مجموعه رباعی هم با عنوان «آهوی کوهی در دشت» و یک فیلمنامه با عنوان «زال و رودابه» منتشر شده است.
مروری بر تصحیح خالقی مطلق از شاهنامه فردوسی
تصحیح علمی، انتقادی و تحقیقی جلال خالقی مطلق از شاهنامه، این شاهکار ادبیات حماسی – اساطیری ایران و جهان، چنانکه پیشتر نیز اشاره شد ماحصل پژوهشی پنجاهساله است. این تصحیح که ابتدا در 12 جلد در انتشارات مرکز دائرهالمعارف بزرگ اسلامی و سپس، با بازبینی و ویرایش و تصحیح تازهای از جانب مصحح، در 6 جلد از طرف انتشارات سخن به چاپ رسید، کتابیست کاربردی، هم برای شاهنامهپژوهشان و آنها که بهطور تخصصی روی این شاهکار منظوم ادبیات کلاسیک فارسی کار میکنند و هم برای کسانی که بهطور کلی بهنحوی با ادبیات سروکار دارند.
تصحیح انتقادی جلال خالقی مطلق از کتاب «شاهنامه» همچنین مخاطبان عادی این اثر بزرگ حماسی – اساطیری و داستانی را بهکار میآید و میتواند آنها را در مواجهه با دشواریهای کتاب «شاهنامه» و درک بهتر متن آن یاری کند.

جلال خالقی مطلق کتاب «شاهنامه» را به روش انتقادی و تحقیقی و علمی تصحیح کرده است و براساس نسخههایی که آنها را معتبرترین نسخههای دستنویس از کتاب «شاهنامه» یافته است.
رویکرد خالقی مطلق در تصحیح کتاب «شاهنامه» مبتنی بر نزدیکی هرچه بیشتر زبان متن به زبان متن اصلیِ نوشتهشده به دست فردوسی است و او در تلفظ و اعرابگذاری واژگان نیز همین معیار را مد نظر داشته است.
این تصحیح، علاوه بر متن «شاهنامه»، حواشی و توضیحات و بیتیاب و هرآنچه را که در کنار متن اصلی کتاب «شاهنامه» مخاطب را در درک بهتر این متن یاری میکند، در بر میگیرد و توضیحات مفصل خالقی مطلق بر ابیات «شاهنامه» پاسخگوی بسیاری از ابهامات و پرسشهاییست که مخاطب حین خواندن متن این اثر حماسی کلاسیک با آنها مواجه میشود.
خالقی مطلق، جدا از تصحیح متن کتاب «شاهنامه» و معرفی نسخهها و دستنویسها و منابع و توضیحات مربوط به نسخهشناسی و تصحیح این کتاب، در این تصحیح به تفسیر و توضیح ابیات کتاب «شاهنامه» و توضیح و معنا و شرح لغات و اصطلاحات و صنایع لفظی و نیز توضیحات تاریخی و فرهنگی و اسطورهشناختی درباره ابیات و قصههای کتاب «شاهنامه» نیز پرداخته و در مواردی نقدی هم از قصهای که در کتاب «شاهنامه» نقل شده ارائه داده است.
در توضیحات خالقی مطلق گاه سعی شده سوءتفاهمهایی که در مورد معنا و شیوه ضبط بعضی لغات کتاب «شاهنامه» پدید آمده و بعضاً رایج شده است برطرف شود.
جلال خالقی مطلق همچنین در مواردی که لازم دانسته نظر منتقدان به تصحیحاش از کتاب «شاهنامه» را نیز منعکس کرده و نیز به بعضی نقدها که مورد قبولش نبوده پاسخ داده است.
خالقی مطلق همچنین مجلدی از تصحیح شاهنامه را به کشفالابیات این حماسۀ منظورم اختصاص داده تا شاهنامهپژوهشان و آنها که دنبال بیت یا ابیاتی خاص در کتاب «شاهنامه» میگردند و کسانی که میخواهند به بیت یا ابیاتی در کتاب «شاهنامه» استناد کنند و منبعشان هم همین تصحیح جلال خالقی مطلق از کتاب «شاهنامه» است، بهراحتی بتوانند بیت یا ابیات مورد نظر را با رجوع به این مجلد پیدا کنند.
کار تدوین و تدارک این کشفالابیات را علی ایمانی و خدیجه خسروی با همکاری هم انجام دادهاند.
گفتنیست که در تصحیح بخشهایی از متن کتاب «شاهنامه» محمود امیدسالار و ابوالفضل خطیبی نیز با جلال خالقی مطلق همکاری داشتهاند.
کتاب «شاهنامه»، مثل هر اثر بزرگ کلاسیک و جهانی، از آن آثاریست که میتوان از درهای گوناگون به آن وارد شد و از مناظر و چشماندازهای مختلف به آن نگریست. این کتاب هم منبعیست برای اسطورهپژوهی، هم اثری ملی که روح ایرانی را در آن میتوان بازشناخت.
«شاهنامه» را بهلحاظ اجتماعی هم میتوان تفسیر کرد و نیز بهلحاظ قصهپردازی میتوان از آن درسها گرفت.
این کتاب منبعی غنی از زبان فارسیست و در کارِ نوشتن شعر و نثر میتوان بسیار از آن آموخت و دایره واژگان را به کمک آن گسترش داد.
اما درک و تفسیر و شناخت درست کتاب «شاهنامه»، فارغ از اینکه از چه منظری با آن مواجه شویم، منوط به این است که از برخورد صرفاً ذوقی با این اثر فراتر رویم و در تفسیر آن به راههای پرت و یکسره بیارتباط با زمینه و ریشههای فرهنگی و تاریخی و اساطیری که «شاهنامه» و زبان و فضا و قصههایش به آن تعلق و پیوند دارد نیفتیم و به برداشتهایی نرسیم که هیچ ربطی به آن زمینه و ریشهها ندارد.
تصحیح جلال خالقی مطلق از کتاب «شاهنامه» مورد تأیید و تحسین تعدادی از شاهنامهپژوهشان و محققان برجسته و مطرح ایرانی و خارجی چون ایرج افشار، علیاشرف صادقی، سعید حمیدیان، محمد دبیرسیاقی، میرجلالالدین کزازی، جلیل دوستخواه، محمدامین ریاحی، محمدجعفر یاحقی، احسان یارشاطر، ویلیام هانوی و دیک دیویس قرار گرفته است.
نظر شما