به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در اراک، کتاب «دو سال در دارالفنون» اثر محتشم مومنی در نشستی ادبی با حضور جمعی از پژوهشگران و علاقهمندان حوزه ادبیات و تاریخ مورد نقد و بررسی قرار گرفت.
دارالفنون؛ نقطه عطف آموزش نوین در ایران
در این نشست ادبی، ایرج احمدی هزاوه نویسنده و پژوهشگر، با اشاره به جذابیت عنوان کتاب، دارالفنون را یادآور نخستین مدرسه نوین ایران دانست و گفت: دارالفنون نهادی بود که به همت امیرکبیر بنیان گذاشته شد و با توجه به ساختار سنتی مکتبخانهای آن دوره، شکلگیری چنین مرکزی حدود ۱۸۰ سال پیش، اقدامی پیشرو و قابل تأمل به شمار میآید.
وی با تأکید بر تنوع رشتههای آموزشی در دارالفنون افزود: در این مدرسه، طیفی گسترده از علوم، از آموزشهای نظامی تا کشاورزی تدریس میشد. امیرکبیر با درک تحولات جهان جدید، به ضرورت آموزش کشاورزی نوین توجه داشت و حتی از قاآنی شیرازی خواسته شد اثری در این زمینه از زبان فرانسه ترجمه کند؛ موضوعی که نشاندهنده نگاه جامع این نهاد به علوم جدید است.
احمدی همچنین به آموزش رشتههایی همچون فیزیک، شیمی، کالبدشکافی، توپخانه، سوارهنظام، موسیقی و عکاسی در دارالفنون اشاره کرد و گفت: این مرکز را میتوان سرآغاز آموزش نظاممند موسیقی در ایران دانست.
وی با اشاره به سیاستهای آموزشی امیرکبیر خاطرنشان کرد: او از بهکارگیری معلمان روس و انگلیسی خودداری کرد و بیشتر استادان از اتریش و دیگر کشورهای اروپایی مانند ایتالیا، آلمان و فرانسه دعوت شدند؛ تصمیمی که افزون بر جنبه آموزشی، حاوی ملاحظات سیاسی نیز بود.
به گفته این پژوهشگر، دارالفنون در نخستین دوره فعالیت خود حدود ۱۵۰ دانشآموز پذیرفت و در سالهای بعد، چهرههایی چون محمدعلی فروغی، حسن پیرنیا و شهریار از دل این مدرسه برخاستند.

احمدی در ارزیابی کتاب «دو سال در دارالفنون» آن را اثری خاطرهمحور با نثری ساده و صمیمی توصیف کرد و افزود: ارزش چنین آثاری در ثبت تجربههای زیسته و ارائه تصویری زنده از یک دوره تاریخی برای نسلهای بعدی است.
خاطرهنویسی؛ روایت تاریخ شفاهی در بستر اقلیم
در ادامه، محمد آکریم علمدار، پژوهشگر ادبی، با تبیین تفاوتهای بنیادین میان داستان و خاطرهنویسی گفت: داستان، چه در قالب داستان بلند و چه رمان، دارای ساختار و مؤلفههای مشخصی چون قهرمان، مسئله و کشمکش است؛ اما خاطرهنویسی الزاماً از چنین الگوی روایی تبعیت نمیکند و بر پایه بازگویی تجربههای زیسته شکل میگیرد.
وی خاطره را گونهای از تاریخ شفاهی دانست که در بستر جغرافیا و اقلیم معنا مییابد و افزود: در خاطرهنویسی، مکان و فضا نقش محوری دارند. توصیف جزئیات زندگی روزمره، نشانههای شهری و عناصر اقلیمی، مخاطب را به زمان و مکان گذشته میبرد و تجربهای ملموس ایجاد میکند.
علمدار با اشاره به اهمیت ثبت نام اشخاص، مکانها و رویدادها در خاطرات اظهار کرد: خاطرهنویس افزون بر روایت زندگی فردی، بخشی از حافظه جمعی را نیز منتقل میکند؛ هرچند در برخی موارد، ملاحظاتی در انتشار نامها وجود دارد.
وی همچنین بر ضرورت شخصیتپردازی و فضاسازی در خاطرهنویسی برای ایجاد همدلی مخاطب تأکید کرد و گفت: هرچند خاطره داستان نیست، اما برای تأثیرگذاری نیازمند عناصر روایی است تا مخاطب بتواند با روایت همراه شود.
این پژوهشگر در بخش پایانی سخنان خود به نقش خواننده در ماندگاری آثار اشاره کرد و افزود: یک اثر تنها به دست نویسنده شکل نمیگیرد، بلکه خواننده نیز در جانبخشی به آن سهیم است و چهبسا اثری که در زمان انتشار چندان دیده نشده، در گذر زمان ارزش خود را آشکار کند.
خاطرهنگاری؛ تاریخ غیررسمی و بیواسطه
در ادامه نشست، محتشم مومنی با تمایز میان تاریخنگاری رسمی و غیررسمی، خاطرهنویسی را روایتی مستند و بیواسطه از واقعیتهای اجتماعی دانست.

وی گفت: در تاریخنگاری رسمی، به دلیل ملاحظات سازمانی یا سیاسی، ممکن است همه واقعیتها بازتاب نیابد؛ اما در خاطرهنویسی، نویسنده تعهد اداری ندارد و میتواند صریحتر و دقیقتر بنویسد. از این منظر، خاطرهنویسی نوعی تاریخنگاری مستند و غیررسمی است که برخی حقایق اجتماعی را روشنتر بازنمایی میکند.
مومنی با اشاره به اثر خود تأکید کرد: هر کتابی ـ فارغ از قلههای ادبیات کلاسیک مانند دیوان حافظ، گلستان سعدی و شاهنامه ـ دستکم باید دو بار خوانده شود؛ زیرا در خوانش دوم، لایههای عمیقتر و ظرایف معنایی متن آشکار میشود.
وی در پایان خاطرنشان کرد: خاطرهنویسی در ذات خود نوعی تاریخنگاری است؛ تاریخی فارغ از تعهدات اداری که می تواند تصویری شفافتر از واقعیتهای اجتماعی ارائه دهد.
نظر شما