سه‌شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۰:۳۲
تعامل «متن موجز» و «حاشیه تبیینی»

بررسی موردی الرسالة الشمسیة و حاشیهٔ ملاعبدالله یزدی نشان می‌دهد که این دو اثر را باید نه به‌عنوان متن و شرحی منفصل، بلکه به‌مثابه یک منظومه آموزشی–تحقیقی واحد ارزیابی کرد؛ منظومه‌ای که همزمان ثبات مفهومی و امکان نوآوری عقلانی را تضمین کرده است.

سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)؛ حسن عبدی‌پور، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی؛‌یکی از ویژگی‌های بنیادین سنت آموزشی حوزه‌های علمیه، به‌ویژه در علم منطق، الگوی تثبیت‌شده تعامل میان «متن موجز» و «حاشیه تبیینی» است؛ الگویی که نه صرفاً یک روش تدریس، بلکه بخشی از منطق درونی تولید، انتقال و بازتولید دانش در تمدن اسلامی به‌شمار می‌آید.

تعامل «متن موجز» و «حاشیه تبیینی»
حسن عبدی‌پور

الرسالة الشمسیة اثر نجم‌الدین کاتبی قزوینی، نمونه‌ای ممتاز از این سنت است که با ایجاز حساب‌شده و ساختار قاعده‌مند، هسته‌های مفهومی منطق صوری را بدون ورود به بسط‌های تفسیری عرضه می‌کند. این ایجاز، متن را به «متن معیار» بدل ساخته، اما در عین حال، آن را ذاتاً نیازمند لایه‌ای مکمل برای فهم آموزشی کرده است.

در این چارچوب، حاشیهٔ ملاعبدالله یزدی نقشی تعیین‌کننده در تبدیل متن به یک واحد آموزشی زنده ایفا می‌کند. این حاشیه، افزون بر شرح الفاظ و رفع ابهام‌های مفهومی، به تبیین پیش‌فرض‌های فلسفی نهفته در متن، بازسازی منطق استدلالی مؤلف، و طرح اشکالات محتمل می‌پردازد.

بدین‌سان، حاشیه از سطح توضیح عبور کرده و به عرصه گفت‌وگوی انتقادی با متن وارد می‌شود؛ امری که یادگیرنده را به مشارکت فعال در فرآیند فهم و تحلیل سوق می‌دهد.

از منظر آموزشی، این تعامل موجب تربیت ذهن قاعده‌محور و تحلیلی، عادت به خوانش لایه‌مند متون، و گذار از حفظ‌گرایی به فهم استدلالی می‌شود. از منظر پژوهشی نیز، حاشیه‌ها را می‌توان کانون‌های خاموش تولید علم دانست؛ چراکه بسیاری از تحولات مفهومی، اصلاحات اصطلاحی و حتی تغییرات رویکردی در منطق اسلامی، نخست در قالب حاشیه‌ها و تعلیقات ظهور یافته‌اند.

بدین معنا، تداوم تاریخی آموزش منطق در حوزه‌ها، بیش از آن‌که مرهون تغییر متن باشد، حاصل پویایی حاشیه‌ها و تکثر خوانش‌های علمی است.

بررسی موردی الرسالة الشمسیة و حاشیهٔ ملاعبدالله یزدی نشان می‌دهد که این دو اثر را باید نه به‌عنوان متن و شرحی منفصل، بلکه به‌مثابه یک منظومه آموزشی–تحقیقی واحد ارزیابی کرد؛ منظومه‌ای که همزمان ثبات مفهومی و امکان نوآوری عقلانی را تضمین کرده است. این الگو، افزون بر ارزش تاریخی، ظرفیت آن را دارد که در بازاندیشی الگوهای معاصر آموزش علوم اسلامی و حتی در طراحی روش‌های آموزش مفاهیم نظری در دانشگاه‌ها الهام‌بخش باشد.

در همین راستا، شایان ذکر است که این اثر و مجموعه مباحث مرتبط با آن، در چارچوب فعالیت‌های «گروه احیای آثار دبیرخانه بین‌المللی علامه بهابادی یزدی» در دست تحقیق، تصحیح و احیای علمی قرار دارد.

این اقدام، با هدف بازخوانی میراث منطقی و آموزشی علامه ملاعبدالله بهابادی یزدی و تبیین نقش آن در شکل‌گیری سنت استدلالی حوزه‌های علمیه، گامی مؤثر در پیوند میان میراث مکتوب و نیازهای معرفتی معاصر به‌شمار می‌آید.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها