سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، پنجمین مجلد از مجموعه «مشاهیر کتابشناسی معاصر ایران» به قلم محمدجواد احمدینیا، به زندگی و اقدامات فرهنگی سعید نفیسی اختصاص دارد. این مجموعه از سوی خانه کتاب و ادبیات ایران منتشر شده است.
در خانوادهای که یازده نسل پزشک پرورده بود، انتخاب ادبیات شاید نوعی طغیان آرام به شمار میآمد. نیاکان سعید نفیسی از حکیمان دربار تیموریان بودند و نامهایی چون برهانالدین نفیسی در شجرهنامهشان میدرخشید. با این همه، او راه دانش پزشکی را نیمهکاره رها کرد و به قلم پناه برد؛ قلمی که بعدها در مطبوعات، دانشگاه و کتابخانهها حضوری پررنگ و اثرگذار یافت.
از تولد تا کتابشناسی
سعید نفیسی به موجب شرح حالی که از قلم خود او در دست است در هجدهم خردادماه ۱۲۷۴ شمسی در تهران متولد شد. وی برخلاف بسیاری از افراد خانواده اش که از رجال سیاست به شمار می آیند، تنها به ادب و فرهنگ و نویسندگی گرائید و نیکنامی اندوخت. پدرش مرحوم دکتر علیاکبر خان ناظم الاطباء کرمانی، طبیب معروف و مؤلف فرنودسار (فرهنگ نفیسی) بود.
خانوادۀ پدری وی یازده پُشت، همه پزشک بوده اند. نیای یازدهم او حکیم برهان الدین نفیسیبن عوض بن حکیم کرمانی صاحب مؤلفات معروف در طب، طبیب دستگاه الغ بیک پسر شاهرخ (۸۱۲ – ۸۵۳) شاهزادۀ دانشمند معروف تیموری بود و در دربار وی در حلقۀ دانشمندان معروفی که در سمرقند گرد آمده بودند می زیست.
از همان کودکی عشق به مطالعه داشت. خودش در این باره گفته است شبها تا دیر وقت کتاب میخوانده و همیشه مدادی همراه داشت که جملات خوب کتاب را با مداد علامت میگذاشت و بعد این جملات برگزیده را در دفتری یادداشت میکرد. او درباره کودکی و دوران تحصیل خود می نویسد: «پدرم می گفت... [در سال تولد من] ناصرالدین شاه آخرین سفر خود را به ییلاق جاجرود کرده بود و وی را که از پزشکان معالجش بود با خود برده بود. خبر ولادت من در آن اقامتگاه تابستانی به او رسید. ناصرالدین شاه در این مورد بخششی به او کرده بود و چون از تاریخ خاندان ما آگاه بود به او گفته بود نام جد هشتم مرا به من بدهند و این نام از آنجا به من تعلق گرفت.»

برای فراگرفتن دورۀ دوم متوسطه و دورۀ عالی، مرحوم برادرم مرا با برادر پس از من دکتر حسن مشرف نفیسی به اروپا برد... در پاییز سال ۱۲۸۸ دورۀ دوم متوسطه را [...] آغاز کردم. در سوئیس و فرانسه فراگرفتن زبان یونانی و لاتین برای آموختن علم طب ضروری بود. خانوادۀ من می خواست من پیروی از همان سنت خانوادگی بکنم و در اروپا فن پزشکی را بیاموزم. به همین جهت مرا به آن دبیرستان سپردند و در کلاس پنجم که به آن پنجم لاتین میگفتند به کار آغاز کردم... اقامت در سوئیس و فرانسه ناچار می بایست دلبستگی مرا به ادبیات این زبان بسیار بکند.
هنگامی که به تهران بازگشتم... در چندین دبیرستان، دورۀ متوسطه را تدریس کردند. زبانی که همه در پی فراگرفتن آن بودند زبان فرانسه بود... به همین جهت نخستین کاری که به من رجوع کردند تدریس زبان فرانسه در دو دبیرستان بود که مهمترین دبیرستانهای تهران بودند... در ضمن، معمول بود کسانی که چیزی می دانستند در خانۀ خود به سالمندان درس می دادند. من هم پیروی از این سنت پسندیده کردم و هفته ای سه روز عده ای از سالمندان که سن همۀ آنها بیشتر و گاهی دو برابر سن من بود درس مجانی از من می گرفتند.
برادر مرحومم اکبر مؤدب نفیسی هم در خانۀ پدری هفته ای یک روز درس فیزیک میداد. ازجملۀ کسانی که پای درس او می آمدند، مرحوم ملک الشعرای بهار بود. به این وسیله با این شاعر بزرگ آن روزها آشنا شدم. ... در ۱۹ سالگی ... نخستینبار در روزنامههای تهران نامم در زیر آثـــاری که امــــروز کســــی برای من بخــواند خنـــده ام میگیرد، چاپ شد.»
در عرصۀ فعالیت های مطبوعاتی در ایران، آثار سعید نفیسی به عنوان یکی از محققانی که آغازگر این راه بوده، بسیار درخور توجه است.

«گردانندگی روزنامه ها و مجله ها سال هایی از عُمر سعید نفیسی را در بر می گیرد. اما نویسندگی مطبوعات و پیوند نفیسی و مطبوعات یک عمر ۵۵ ساله دارد. ۵۳ سال حضور مُستمر و مؤثر سبب شده که شمار بسیاری از نشریه های ۸ سال پایانی سدۀ پیشین و ۴۵ سال نخست سدۀ کنونی خورشیدی دربردارندۀ آثار او باشد. ۸۱ عنوان از نشریه های یاد شده این نام ها را دارند:
آرمان، آسمان، آفتاب، آموزش و پرورش، آینده، اتحاد، اخبار دانشگاه تهران، ارشاد، ارمغان، اطلاعات (۱۳۳۲ق)، اطلاعات (۱۳۰۵ش)، امید، ایران (روزنامه)، ایران (مجله)، ایران امروز، ایندو ایرانیکا، باختر، پرتو (مجله)، پشوتن، پیام نو، پیک سعادت نسوان، ترقی، تعلیم و تربیت، تقدم، تمدن، تئاتر، جهان پزشکی، جهان نو، خنده، خوشه، دانش، دانشکده، دانشنامه، دختران ایران، راهنمای کتاب، ژورنال دو تهران، سالنامه ایران جاودان، سالنامه پارس، سالنامه دنیا، سالنامه شرق ایران، سالنامه کشور ایران، سپید و سیاه، ستاره ایران، سخن، شرق، شفق سرخ، شیر و خورشید، طهران مصور، عصر جدید، عهد انقلاب، فروغ، فرهنگ (مجله)، فرهنگ ایران زمین، فرهنگ نو، کانون، کاویان، کبوتر صلح، کیهان، گل زرد، گل های رنگارنگ، مجلۀ دانشکدۀ ادبیات دانشگاه تهران، مجلۀ روابط فرهنگی هند و ایران، مجلۀ علوم مالیه و اقتصاد، مجلۀ فلاحت و تجارت، مربی، مردم شناسی، مهر، نامۀ فرهنگ، نامۀ فرهنگستان، نامۀ تمدن، نشریۀ وزارت امور خارجه، نمایش، نوبهار، نور جهان، وطن، وفا، هند نوین، هلال، یادگار و یغما.»
حیات کتابشناسانه
سعید نفیسی کتابشناسی است که بیش از آن که فهرست نگاری کرده باشد، کتابشناس مصحح است. در خیل آثار فراوان ایشان در حوزه های مختلف فرهنگی و ادبی، حیات کتابشناسانۀ او در عرصۀ کتابشناسی و فهرست نگاری در دو کتاب فهرست آثار اروپایی درباره ابنسینا و جلد ششم از فهرست کتابخانۀ مجلس شورای ملّی تجلّی یافته است.
در نوامبر سال ۱۹۵۱ (آبان ماه ۱۳۳۰ش.) شورای جهانی صلح به منظور توسعه روابط فرهنگی و دوستی میان ملل و تحکیم مبانی صلح توصیه نمود که برای چند تن از رجال فرهنگ جهان و ازجمله برای ابنسینا به مناسبت هزارۀ تولد او مراسم تجلیل و یادبودی برپا شود.
نمایندگان نهضت صلح ایران که نام ابنسینا را به شورای جهانی صلح پیشنهاد داده بودند امیدوار بودند که در سال ۱۳۳۱ش. انجمن آثار ملی ایران، مراسم افتتاح رسمی بنای آرامگاه حکیم و تشکیل کنگره ابن سینا را برپا سازد. در همین سال این کنگره بین المللی مرکب از ۴۴ تن از دانشمندان ۲۴ کشور مختلف تشکیل گردید و پیامی برای روشنفکران سراسر جهان انتشار داد و از همه دعوت کرد که برای تجلیل از ابنسینا بکوشند.
استاد نفیسی، بهعنوان رئیس کمیتۀ ملی و رئیس کمیتۀ بین المللی هزاره ابنسینا، ضمن سخنرانی خود در کنگره به قسمتی از فعالیت هایی که بنابر این دعوت در سراسر جهان به عمل آمده است بدین شکل اشاره نمود: «پیش از آنکه ترجمۀ لاتینی آثار [ابنسینا] انتشار یابد دانشمندان اروپا نخست به ترجمه های یونانی و عبری کتابهای طب و حکمت او، مخصوصاً قانون و اشارات رجوع میکردند و تا زمانی که زبان لاتین زبان علمی دانشگاههای اروپا بود آثار وی بدین زبان خوانده میشد. تا جائیکه من میدانم در این مدت، ۶۶ چاپ مختلف از ترجمه های لاتینی آثار وی انتشار یافته است.
نخستین متن تازی آثار ابنسینا که در جهان چاپ شده کتاب «قانون» و کتاب «نجات» اوست که بهسال ۱۵۹۳ میلادی مطابق با ۱۰۰۱ قمری با هم در رم چاپ کردهاند و در ۱۰۳۰ ورق بزرگ رحلی چاپ شده است و نسخه ای از آن در کتابخانۀ ملی تهران هم موجود است پس از آن نیز متن تازی برخی دیگر از آثار وی را در اروپا انتشار داده اند.
پس از زبان لاتین، نخستین زبان اروپائی که کتابی دربارۀ ابنسینا در آن چاپ شده زبان فرانسه است و پ. واتیه بهسال ۱۶۵۹ میلادی کتابی درباره منطق ابنسینا بدان زبان نوشته است. از آن پس زبان آلمانی است که در ۱۸۴۵ زاوتهایمر کتاب پنجم قانون را بهآن زبان ترجمه کرده است. پس از آن در زبانهای دیگر اروپائی... مرتباً کتاب و رساله در این زمینه انتشار دادهاند... [اینجانب] فهرستی از آثاری که بهزبانهای اروپائی درباره ابنسینا انتشار یافته است ترتیب داده ام که جزو انتشارات دانشگاه تهران چاپ شده است و کوشیدهام در آن فهرست مهمترین آثاری را که [اروپائیان] چاپ کرده اند بشناسانم.»
این کتاب ۳۰ صفحه ای تحت عنوان «فهرست آثار اروپایی درباره ابنسینا» در سال ۱۹۵۳م. (۱۳۳۱ش.) به زبان فرانسه، از سوی انتشارات دانشگاه تهران به شماره فروست ۱۷۳ به چاپ رسید. استاد نفیسی در این اثر که ابعاد آن ۴/۱۹×۱۳س.م. بوده آثار منتشره دربارۀ ابنسینا در بازه ای زمانی از سال ۱۴۷۲م. تا سال ۱۹۵۳م. را براساس سال نشر آثار و به ترتیب زمانی فهرست کرده اند.
این مجلد کمحجم در دو بخش «آثار چاپی تاریخ دار از صفحۀ ۱ تا صفحۀ ۲۸» و «منتشرات بدون تاریخ از صفحۀ ۲۹ تا صفحۀ ۳۰»، تدوین شده که در مجموع دربردارندۀ اطلاعات کتابشناسی ۲۹۵ اثر چاپی درباب ابنسینا است.

نمونۀ فهرستنگاری سعید نفیسی در کتاب «فهرست کتابخانۀ مجلس شورای ملّی» به این شکل است:
«جوامع احکام النجوم -تألیف امام ابوالحسن بیهقی معروف به ابن فندق دانشمند شهیر قرن ششم و مؤلف کتابهای بسیار بفارسی و تازی در فنون مختلف. در آغاز نسخه، اوراق ۱-۶ بخط همان کاتب اصل فهرستی از محتویات کتاب نوشته شده است. مؤلف چنانکـــــه در ورق ۳۰۷ آن قید کــــــرده این را در ۵۴۸ بپایان رســــانده است.
آغاز: الحمدلله و الصلوة علی من اصطفی ... .
پایان: ... و شب از نماز شام تا وقت صبح و الله اعلم بحقایق الامور.
۲۸ در ۱۶ سانتیمتر -۳۰۸ ورق (۶۱۶ صفحه) که در اصل شماره گذاشتهاند هر ص ۱۷ سطر. بخط تحریری خوب. عناوین بهمان خط، بسرخی نوشته شده. کاغذ امیری شکری آهار مهرهدار. خط و کاغذ معمول قرن یازدهم. جلد میشن عنابی ضربی. شمارۀ دفتر ۲۳۲۸۵».
پس از کتابشناسی
نفیسی مردی بود صمیمی و معصوم و پاکدل و خوشنیت و یکرو، وقتی از کسی می رنجید، روی در روی، بی ملاحظه و شاید با تلخی و زنندگی گله میکرد، و چه رادمردی و بزرگواری که زبانش با دلش یکی بود. اگرچه در نویسندگی بی پروا بود و گاه نوشته اش موجب رنجش دوستان می گردید، چون نیتی پاک داشت، خیلی زود با دوستانِ آزرده، صفا می کرد. تند بر می آشفت و تندتر از آن آرام می گرفت. نفیسی صاحب صفات برجسته ای بود که مجموع آنها کمتر در فردی یافت می شد.
«خصلت ممتاز او سادگی در زندگانی بود. هیچگاه به جاه و جلال و تجمل و شکوه تمایل نداشت. از حیث غذا و لباس و مسکن به حداقل قانع بود و در معاشرت بیتکلف. تا آنجا که او نخستین نویسندهای بود که از آغاز بر پشت جلد تألیفات خود از استعمال عنوان و لقب و کلمات آقا و میرزا و خان که همه جا معمول و متداول بود احتراز میجست و به ذکر سعید نفیسی اکتفا میکرد... دیگر خصلت ممدوح او پشتکار و فعالیت بیحد و حصر بود. بسیار کم استراحت داشت و دقیقهای از عمر را تلف نمیکرد. در حضر و سفر همواره به مطالعه و تدریس یا تألیف و انتشار کتاب میپرداخت. وقتی در تهران بود در آن واحد چندین کتاب زیر طبع داشت. نفیسی هرجا کتابی می یافت به امانت میگرفت، اگر خطی بود استنساخ میکرد و اگر چاپی، کوشش میکرد نظیر آن را به دست میآورد.»
ایشان همانند همۀ مردان بزرگ تا واپسین لحظۀ عمر دست از نوشتن بر نداشت و به تحقیق و پژوهش پرداخت. همسرش پریمرز نفیسی می گوید: «هدفش از چاپ کردن انتشار بود و انتشار برای مردم بود نه برای بهره برداری مالی. عقیده داشت کتاب باید چاپ شود و به دست مردم برسد. کتاب را نباید حبس کرد و جلوی پیشرفت فکری مردم را گرفت.
سعید نفیسی در طی سالیان متمادی با سخت کوشی عاشقانه به کارهای پژوهشی و فرهنگی مشغول بود: «اوقات شبانه روزی من [:] زندگی من منظم نیست. گمان نمی کنم نویسنده ای را سراغ کنید که زندگی مرتب داشته باشد. اگر زندگی او مرتب باشد هرگز نویسنده و شاعر نخواهد شد. اولین چیزی که مرا به خود مشغول می کند خواندن روزنامه های روز است. من جراید را به شکل عجیبی می خوانم.
از ته شروع می کنم [...] روزهای هفته که اداره باید بروم، معمولاً دیرتر از ساعت مقرر حاضر می شوم، اگر سر ساعت حاضر می شدم به حیثیات نویسندگی من توهین وارد می شد. نان و چایی را صبح ها خیلی اعیان مآب می خورم. این تنها موقعی است که در روز برای من اتفاق می افتد افاده بکنم. در این موقع است که روزنامه ها را دور خود جمع می کنم.
وارد اداره که می شوم مثل این است که وارد دوزخ شده ام. خدا مرا برای همه کارها خلق کرده است جز همین یک کار [...] بالأخره عصر که میشود موقع عیش من است موقعی است که چند صفحه کتاب خوانده ام و یا چند صفحه چیز نوشته ام و می روم که اول آقای مدیر اتحاد را [ببینم] سپس در آن ایوان اداره شفق سرخ عرض اندام کنم. در آنجا است که سیاست و ادبیات با هم مخلوط میشوند: اخبار روز و اشعار، منثور، مذاکرات مجلس و ادبیات معاصرین انسان را گیج می کند...»
کتابهای مهم مجموعۀ نفیسی کتابهای مربوط به ایرانشناسی و اسلام و مخصوصاً ادبیات زبانهای فارسی و عربی بود. شاید بهترین مجموعۀ کتابهای روسی دربارۀ ایران از آنِ کتابخانه اوست. او توانسته بود به مناسبت مسافرتهای متعددی که به شوروی رفته بود (از چهل سال قبل)، اکثر آثار روسی دربارۀ ایران را گردآوری کند.»
کتابخانۀ بزرگ سعید نفیسی «خزانه ای بود با ارج و ارزش. از هر دست کتاب و نشریه، به هر زبان و خطی، در آن دیده می شد، که محقق و دانشجو و دوست و بیگانه از آن استفاده می کردند. در این کتابخانه نزدیک پانزده شانزده هزار کتاب و مجله و نسخۀ خطی بود.»
استاد ایرج افشار درباره سرنوشت کتابخانۀ نفیسی مینویسد: «کتابخانه نفیسی در اواخر دوران حیاتش و به دست خودش به چند پاره شد، به دو علت: یکی احتیاج مالی بود و دیگر اینکه میدانست هیچ کتابخانهای در خانوادهها ماندگار نیست. این بود که میکوشید تا خود زنده است کتابها را به مراکز علمی معتبر واگذار کند و در آینده مورد استفاده دیگران واقع شود... نخستینبار اهم کتابهای قدیم اروپائی دربارۀ ایران مخصوصاً سفرنامهها را به کتابخانۀ مجلس سنا فروخت. پس از آن کتابخانۀ دانشگاه کلمبیا که درصدد تهیۀ کتابهای مربوط به ایران بود حدود دو هزار جلد از آثار فرنگی و فارسی و عربی معتبر کتابخانۀ نفیسی را خریداری کرد.
این قسمت اکنون در نیویورک است. پس از آن تعداد ۱۰۸۱ جلد از کتب خطّی را به کتابخانه مرکزی [دانشگاه تهران] دانشگاه فروخت... چهارمین قسمت کتابخانۀ نفیسی عبارت بود از کتب چاپی و مجلّات و جراید و جزوات و رسائلی که در زمان حیاتش به کتابخانه مرکزی آورده شد. این قسمت جمعاً بالغ بر ۱۱۲۱۹ جلدست و تقریباً سیصد جلدی هم، چون صورتبرداری و تقویم نشده بود، بهعنوان اهدائی به کتابخانه واگذار گردید. دو سال پس از وفات مرحوم نفیسی، خاندان گرامیش مقادیر زیادی از مجلّات و جزوات چاپی باقیمانده در خانه را نیز به کتابخانه اهدا کردند.»
افشار دربارۀ عادت نفیسی در استنساخ کتب مینویسد: «... مقادیر کثیری نوشتههای چاپنشده و کتب استنساخ شده از او بهجای مانده که مقدارش کمتر از آثار چاپ شدۀ او نیست. عادتش این بود که چون نسخه ای مفید میدید، اگر از آن خبری نداشت، به استنساخ آن میپرداخت. دوستانش دیدهاند که حتی در گردش و سفر هم نسخههای خطی را با خود میبرد و ساعات فراغت را به نسخهبرداری میپرداخت، و هماکنون در میان کتابخانهاش آثار متعددی دیده میشود که به دست خویش کتابت کرده است.»

به گفتۀ ایرج افشار، «آنچه که اهمیت و امتیاز خاص دارد، مجموعۀ یکصد و شصت جلد کتابی است که مرحوم نفیسی اکثر آنها را از سال ۱۳۰۰ شمسی به بعد به خطّ خویش از روی نسخ قدیم استنساخ کرده است. این مجموعه بسیار گرانبهاست، چه یادگاری است ارجمند از دانشمندی بزرگ که با همتی و حوصلهای و پشتکاری و ذوقی و ولعی خاص، در سفر و حضر، این مقدار نسخهنویسی کرده و توانسته است از بعضی از متون قدیم نسخهای دیگر بیافریند و در دسترس پژوهشگران قرار دهد.
قصد او از نوشتن این نسخ بیشتر آماده کردن آنها برای چاپ بوده است. اما موفق به برآوردن همۀ نیات خود نشد. متأسفانه تعدادی از نسخههای این مجموعه گم شده است و فعلاً در میان کتب آن مرحوم دیده نمیشود و محتمل است که بعضی از آنها همانها بوده است که بهچاپ رسانیده و در موقع چاپ کردن اوراق شده است. نیز احتمال دارد که بعضی از آنها را برای استفاده در اختیار همکاران خود قرار داده و به او برگردانده نشده است.»
وی در طی سال های زندگی خویش به نمایندگی ایران در «نمایشگاه هنر و معماری باستانشناسی هفت هزارساله ایران» در پاریس، عضویت هیئترئیسه «بیست و پنجمین کنگره خاورشناسان» در مسکو، نمایندگی ایران در مراسم «هزاره فردوسی» در اتحاد جماهیر شوروی، عضویت «شورای فرهنگی سلطنتی»، عضویت «هیئتامنای کتابخانه پهلوی» انتخاب شد و «نشان درجه اول علمی»، «نشان سپاس درجه اول»، «نشان علمی افغانستان» و جایزه بهـــترین کتاب ســـال را دریافت کرد.
نفیسی در نثر فارسی سبک مخصوصی که همانا عبارت از احیای نثر متقدمین قرن چهارم و پنجم و استعمال آن در سبک های جدید است را ایجاد کرد. وی را معمار نثر جدید معاصر ایران نامیدهاند و این تبحر و چیرگی، ناشی از احاطۀ کامل وی به زبانهای یونانی، لاتین، فرانسه، روسی، اردو، پشتو، عربی و فارسی میباشد. ترجمههای کمنظیر او از زبانهای بیگانه دارای معروفیت خاصی است.
بزرگترین خدمت استاد به زبان و ادب و فرهنگ فارسی، تصحیح و تنقیح متون قدیمی است که از گوشههای کتابخانههای جهان بیرون کشیده و روی آنها با جدیّت تمام کار کرده و به صورت کتاب عرضه داشته است. اولین اثری که در زمینۀ ترجمه از او منتشر شد، کتابی بود به نام معالجه تازه برای حفظ دندان های طبیعی و دهان، که در روی جلد آن ترجمۀ سعید بن ناظم الاطباء دیده می شود. در آن موقع نفیسی فقط شانزده سال داشت. آخرین تألیف مهم او نیز به نام تاریخ نظم و نثر ایران در زبان فارسی در دو جلد و ۱۲۰۰ صفحه در سال ۱۳۴۴ در تهران به چاپ رسید.
«استاد نفیسی، در سال های آخر عمر، وقتی دانست دستگاه به هیچوجه حاضر به تحمل او نیست، تصمیم گرفت دار و ندار خود را بفروشد، آپارتمان کوچکی در پاریس تهیه کند و در آنجا با استفاده از گنجینۀ ارزشمند کتاب های خطی یا چاپی فارسی که در کتابخانه ملی پاریس وجود دارد، فعالیت های ادبی خود را ادامه دهد... دانشگاه او را بازنشسته کرده بود و حتی به عنوان خرید خدمت حاضر نبود از او استفاده کند. مجله های ادبی مانند سخن و یغما مقاله های او را چاپ می کردند، ولی در مقابل فقط تشکر تحویلش می دادند... ناشران خصوصی نمی توانستند در برابر تصحیح کتابها... حقالتألیف قابل توجهی به استاد بپردازند». سرانجام دست ستمپیشۀ روزگار سعید نفیسی را هم از میدان زندگی و میان زندگان در ربود و بدر برد و او یکشنبه شب ۲۲ آبانماه ۱۳۴۵ش. در بیمارستان شوروی طهران جان بجان آفرین سپرد.»
آثار
آنچه که در ادامه بهعنوان فهرست آثار ایشان معرفی می شود بر پایه فهرستی است که خودِ مرحوم سعید نفیسی، به صورت دست-نویس، از کتاب های منتشره خویش تا سال ۱۳۳۶ش. تهیه کرده بودند. به بخشی از آثار استاد نفیسی در ادامه آمده است:
لغت
فرهنگ فرانسه به فارسی، جلد اول، طهران، ۱۳۰۹.
فرهنگ فرانسه به فارسی، جلد دوم، ۱۳۱۰.
فرهنگ جیبی فرانسه به فارسی، [۱۳۱۲].
متون نثر فارسی
کتاب نصیحت نامه معروف به قابوس نامه تالیف امیر عنصر المعالی کیکاوس بن اسکندر بن قابوس بن وشمگیر بن زیار، با مقدمۀ و حواشی بقلم سعید نفیسی ، طهران، ۱۳۰۲.
آثار گمشده ابوالفضل بیهقی، طهران، ۱۳۱۵.
دستور الوزراء تالیف غیاث الدین بن همام الدین معروف به خوند میر، با تصحیح و مقدمۀ سعید نفیسی، طهران، ۱۳۱۷.
متون نظم فارسی
رباعیات حکیم عمر خیام، با ترجمه حال حکیم بقلم آقای سعید نفیسی، طهران، ۱۳۰۶ (چاپ اول).
شهنامه ابوالقاسم حسن بن اسحق شرف شاه فردوسی، با تصحیح و مقابله های سعید نفیسی، جلد اول، پاورقی روزنامه شرق طهران ۱۳۰۸.
رباعیات حکیم عمر خیام، با مقدمه و شرح حال حکیم به قلم آقای سعید نفیسی، طهران، ۱۳۰۹ (چاپ دوم ).
شاهنامه ابوالقاسم حسن بن اسحق شرف شاه فردوس طوسی، با تصحیح و مقابله سعید نفیسی، جلد اول، طهران، ۱۳۱۰.
رباعیات بابا افضل کاشانی به ضمیمه مختصری در احوال و آثار وی، بقلم سعید نفیسی، طهران، ۱۳۱۱.
رباعیات حکیم عمر خیام، مصور به ضمیمه و مقدمه در شرح حال حکیم بقلم آقای میرزا سعید خان نفیسی، طهران، ۱۳۱۱ (چاپ سوم).
احوال و آثار بزرگان ایران
احوال و منتخب اشعار خواجوی کرمانی، طهران، ۱۳۰۷.
شیخ زاهد گیلانی، رشت، ۱۳۰۷.
احوال و اشعار ابو عبدالله جعفر بن محمد رودکی سمرقندی، مجلد اول، طهران، ۱۳۰۹.
احوال و اشعار ابو عبدالله جعفر بن محمد رودکی سمرقندی، مجلد دوم، طهران، ۱۳۱۰.
تاریخ
یزدگرد سوم، طهران، ۱۳۱۲.
مدرسه نظامیه بغداد، طهران، ۱۳۱۳.
پیشرفت های ایران، طهران، ۱۳۱۸.
تاریخ عمومی قرون معاصر، طهران، ۱۳۲۴.
[خاندان سعدالدین حمویه، مندرج در کنجکاویهای علمی و ادبی، ۱۳۲۶].
ادبیات روسی
بیاد ماکسیم گورکی، طهران، ۱۳۱۵.
نمونه ای از آثار پوشکین، بیاد صدمین سال وفات شاعر، طهران، ۱۳۱۵.
یادبود ایوان اویویچ گریلفت، طهران، ۱۳۲۳
رمان و داستان
آخرین یادگار نادر شاه، طهران، ۱۳۰۵ (چاپ اول).
ریش گروگیس، افسانه جزوه ۲۱ دوره دوم، طهران، آذر ماه ۱۳۰۹.
ریش گروگیس، طوق لعنت، افسانه جزوه ۲۲ دوره دوم، طهران، آذرماه ۱۳۰۹.
ترجمه
معالجه تازه برای حفظ دندانهای طبیعی دهان، تالیف دکتر گریگوریان، ترجمۀ سعید بن ناظم الاطباء، طهران ۱۳۲۹ق.، ۱۲۹۰ش.
صنعت تخم نوغان در ایران، تالیف لافن و ه . ل رابینو، ترجمۀ سعید نفیسی، طهران، ۱۲۹۸.
تاریخ ترکیه، تالیف سرهنگ لاموش، ترجمۀ سعید نفیسی، طهران، ۱۳۱۶.
کتابشناسی
فهرست آثار اروپایی درباره ابن سینا، ۱۳۳۱.
[فهرست کتابخانۀ مجلس شورای ملّی، جلد ششم، ۱۳۴۴].
آثار مختلف
هدیه دوستانه، از طرف حیدر علی کمالی، محمد حسین حسابی، سعید نفیسی، طهران، ۱۳۰۴.
تربیت صلح جویانه کودکان، طهران ۱۳۳۱.
[فرهنگ دانشآموز، حسن امداد، با مقدمۀ سعید نفیسی، چاپ دوم، شیراز ۱۳۳۹].
به زبان فرانسه
۱۹۲. Bibliographie des prinecipauxTravaux Europeens sur avicenne ، TEHRAN، ۱۹۵۳.
۱۹۳. Le livre du millenaire D ,Avicenne،par Z. Safa –Adapt fr Par S.Naficy ،TEHRAN، ۱۹۵۳.

نظر شما