یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۱
جوان‌ها آنقدر بنویسند تا روزی شاهکار خلق کنند

گیلان- نویسنده، شاعر و روزنامه‌نگار گیلانی با توصیه به نویسندگان جوانی که توقع دارند با نخستین اثرشان شاهکار کنند، گفت: اگر می‌خواهید شاهکار خلق کنید، بروید دنبال مقوله‌ دیگری، باید آنقدر بنویسید تا شاهکارتان روزی زاده شود.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا): افشین معشوری متولد سال ۱۳۴۸ در لنگرود است و تاکنون چهار مجموعه داستان کوتاه، دو عنوان رمان و ۶ مجموعه‌شعر از او چاپ شده و علاوه بر نویسندگی و سرایش شعر، دستی هم بر مطبوعات و روزنامه‌نگاری دارد و پنج عنوان کتاب در حوزه‌ رسانه و تبلیغات به رشته تحریر درآورده و صاحب امتیاز یک ماهنامه، یک فصل نامه و یک هفته‌نامه و همچنین سابقه همکاری با برخی روزنامه‌های کشوری و سردبیری شماری از نشریات را در کارنامه خود دارد. برگزیده جشنواره میقات کلمات، برگزیده جشنواره‌ ولگ نیگا و نفر اول جشنواره شعر دانشگاه گیلان نیز در کارنامه معشوری به چشم می‌خورد.

او در گفت‌وگو با خبرنگار ایبنا در رشت، به بیان دغدغه‌ها و اهدافش از نویسندگی و کتاب‌هایی که تاکنون منتشر کرده، پرداخت و گفت: داستان‌نویسی من ماجرای عجیبی دارد؛ در تمام سال‌هایی که اینترنت به کشور وارد شده، من از این امکان بسیار استفاده کرده‌ام. جدای از کتاب خواندن، ساعاتی را هم حتماً به اینترنت اختصاص داده‌ام. بر اساس همین عادت در زمان وبلاگ‌نویسی روزمره چیزهایی را می‌نوشتم که این عادت بعدتر در اینستاگرام و تلگرام هم ترک نشد و ادامه یافت.

معشوری ادامه داد: در دهه ۹۰ یک شب به طور اتفاقی یاد دوران سربازی‌ام افتادم و یک ماجرای حقیقی را به صورت داستان در شبکه اجتماعی اینستاگرام -در چند نوبت- نوشتم. بعد این جریان چند هفته‌ای ادامه یافت و داستان‌ها به ۶ داستان کوتاه -که هر شب بخشی از هرکدام را به صورت آنلاین در اینستاگرام می‌نوشتم- رسید؛ دوستی پیشنهاد داد که داستان‌ها را به او بدهم تا منتشر کند. من هم ناباورانه آن‌ها را در اختیارش گذاشتم و در نهایت نشر صریر در تهران آن‌ متن را به صورت کتاب منتشر کرد و به عنوان حق‌التالیف، ۱۰۰ جلد از آن را به من داد و این کتاب با عنوان «باد ترانه‌ای می‌خواند» بعدها با افزودن دو داستان دیگر در انتشارات یانا، دو بار تجدید چاپ شد و اکنون از چاپ سوم آن تنها چند جلد باقی مانده است.

برگزیده جشنواره میقات کلمات گفت: من داستان نمی‌نویسم تا کسی خوش‌ش بیاید یا نیاید، اگر خواننده با نوشته من همذات‌پنداری کند، بسیار برایم جالب توجه است؛ اما در غیر این‌صورت هم گوشه‌ای غمبرک نمی‌زنم و عزا نمی‌گیرم. ساده بگویم؛ من جهان زیسته‌ام را روایت می‌کنم و گاهی درد و رنج خودم -و آدم‌هایی مثل خودم- را داستان می‌کنم؛ در واقع راوی و نویسنده در بسیاری از لحظات داستان‌هایم یکی هستند، در حالی که می‌تواند یکی هم نباشد.

نویسنده رمان «آتیه او» در توضیح نگارش این کتاب بیان کرد: در بسیاری از لحظات این رمان، از گرفتاری‌های جامعه حرف می‌زنیم، این‌که راوی زن است و نویسنده مرد به این معنا نیست که آن معضل، زنانه است. منِ نویسنده‌ مرد بسیاری از حرف‌های خودم را روی زبان آتیه می‌گذارم و می‌شد برعکس هم باشد، یعنی مرد داستان این قصه را روایت کند.

جوان‌ها آنقدر بنویسند تا روزی شاهکار خلق کنند

معشوری اضافه کرد: علی‌رغم وجود یک عاشق و معشوق در «آتیه‌ی او»، این رمان اصلاً عاشقانه نیست یا دست‌کم من نمی‌خواستم عاشقانه بنویسم. به نظرم اگر خواننده با تمرکز بیش‌تری بخواند نتایج بهتری می‌گیرد، البته نقدهایی هم که روی این رمان نوشته شده، نشان می‌دهد بسیاری از خواننده‌ها به حرف من رسیده‌اند که «آتیه‌ی او» عاشقانه نیست. تماس‌های تلفنی و پیام در شبکه‌های پیام‌رسان هم کم نداشته‌ام که حرف من را تایید می‌کند.

به باور معشوری، «آتیه‌ی او» داستان نسل ماست؛ نسلی که در دوره‌ جنگ عاشق شد، ناکام ماند، گاهی بیکار ماند، دانشجو شدن برای‌ش بسیار سخت شد. من خواستم در کوتاه‌ترین صفحات آن‌چه بر نسل من آمد را برای آیندگان به یادگار بگذارم، این‌که چقدر خواهد ماند را نه می‌دانم و نه اصلا به آن فکر می‌کنم.

معشوری در ادامه این گفت‌وگو به «دختر بید» رمان دیگری که نوشته و به تازگی منتشر شده، اشاره و خاطرنشان کرد: اعتقاد ندارم که زن در جامعه ما مورد ظلم واقع می‌شود؛ به نظرم این دیدگاه باید به این صورت اصلاح شود که همه‌ مردم ممکن است مورد ظلم قرار گیرند که می‌توانند زن یا مرد باشند اما به صورت واضح زن‌ها عمدتاً به دلیل ساختارهای موجود از پیش نیز در حاشیه بودند و مظلوم‌تر واقع شده‌اند.

جوان‌ها آنقدر بنویسند تا روزی شاهکار خلق کنند

وی گفت: این مظلومیت ریشه در تاریخ ما دارد و مطمئن نیستم در تمام جهان هم همین‌گونه باشد، اگرچه قطعاً با برخی کشورها کم و بیش شباهت‌هایی داریم و به همین دلیل واضح من در این رمان هم راوی را زن قرار دادم، شاید اگر بخواهم رمان دیگری بنویسم، این‌بار راوی مرد باشد.

نویسنده رمان «دختر بید» ادامه داد: من جهان زیسته‌ام را روی کاغذ می‌آورم، این رمان هم به نوعی همان جهان‌بینی من در «آتیه‌ی او» است. فضا و افراد و جغرافیای داستان در خراسان جنوبی آغاز می‌شود، به مشهد و تهران و کابل و تاشکند و برلین می‌رود و سرانجام به خراسان بازمی‌گردد، این همان دغدغه‌های ذهنی من است که به گمان خودم تا آخرین روز زندگی با من خواهد بود.

برچسب‌ها

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 9
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • فریبا معتمدی IR ۱۷:۵۹ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۳
    درود و سپاس نوشته هایتان برایم جذابیتی خاص دارد . ادبیات نوشتاریتان را بسیار میپسندم . باعث افتخار هستید و قطعا منتظر آثار دیگرتان خواهم بود. قلمتان مانا
    • الف. م IR ۱۲:۰۴ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۶
      🌻🙏🏻
  • وحید IR ۱۸:۴۸ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۳
    می گفت ؛به بها دهند نه به بهانه آه که کشید پرسید ولش کن کار جدید چه داری گفتم یه کاری هست که ... که ؟ ...که هیچ که فقط ببینی کاری هست که دیدنی است شعری که زندگی است شعری که ... اصلن از ساندویچ پیاز جعفری نشسته در دل سرد کتلت های شهر شما چه خبر؟؟ افشین جان همچنان معشوری باش
    • ا. م IR ۱۰:۳۸ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۷
      🌱🌱🌻🌻
  • اسماعیل تکلمی دوستکوهی (ارشیا) IR ۲۳:۱۳ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۳
    درودها افشین خان معشوری واقعاً از معدود ادیبانی هست که تقریبا در تمام گونه‌های ادبیات و رسانه و کلا امور فرهنگی دستی با چی کی و خبرگی دارد. شخصا بدون اغراق هم از اخلاق و سلوکش و هم از قلم او چه در شعر، چه در داستان و چه در نقد و رسانه لذت برده و می‌برم و همیشه برای من عبرت‌آموز و تجربه‌اندوزی مداوم بوده است.
    • الف. م IR ۱۰:۳۹ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۷
      🙏🏻
  • عبدالهی IR ۱۶:۰۵ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۶
    درود. آقای معشوری چه به عنوان نویسنده و چه روزنامه نگار و به ویژه ناشر بی نظیرند. دست مریزاد به خبرگزاری کتاب.
  • عبدالهی IR ۱۶:۰۸ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۶
    درود. ناشر بی ادعا، نویسنده ی بی نظیر و شاعر اندیشمند... زنده باشید جناب معشوری عزیز و برای ادبیات بمانید
  • محسن علامه IR ۰۱:۴۰ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۸
    بزرگی این مرد بعدها به خیلی‌ها ثابت خواهد شد🌹🌹

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها