سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - هستی احمدی؛ کتاب «جامعه ایران و مسئله همبستگی» گردآوری زهرا موحدی ساوجی به همت نشر دگر منتشر شده است.

جامعه ایران در شرایط فعلی، به دلیل نابسامانیهای اجتماعی و اقتصادی، با مشکلات فزایندهای از قبیل افزایش فقر، بیکاری و بیثباتی مواجه است که کاهش رفاه برای اکثریت جامعه و افزایش آسیبهای اجتماعی را به همراه داشته است. علاوه بر آن این وضعیت منجر به ایجاد تضاد و شکافهای اجتماعی عمیقی گشته که به موجب آن احساس عدم رضایت همراه با احساس بیگانگی از جامعه رو به افزایش است.
از آنجا که حل هر یک از مشکلات جامعه اعم از اقتصادی و فرهنگی، بدون مشارکت آحاد افراد جامعه از طبقات مختلف، محکوم به شکست است ازاینرو برای حل مسائل اجتماعی نیازمند سطحی از همبستگی هستیم. در این کتاب که به کوشش زهرا موحدی ساوجی گردآوری شده، موسسه رحمان تلاش کرده تا با بحث درباره زوایای پنهان این حوزه و تکمیل نقایصی که در تحلیل پدیدههای اجتماعی وجود دارد، به فهم عمیقتری از جامعه دست یابد.
کتاب حاضر با تمرکز بر مسئله همبستگی اجتماعی در جامعه ایران، حاصل برگزاری مجموعه نشستهای ماهانه حول محور مسئله گسیختگی اجتماعی، توسط موسسه رحمان، به عنوان یکی از موسسات مردم نهاد فعال در در عرصه مسائل و آسیبهای اجتماعی است. هدف از برگزاری این نشستها واکاوی راههای تقویت انسجام ملی بوده است. این مجموعه نشستها حول سه محور اصلی شکل گرفتهاند. نخست بررسی ریشهها و روندهای گسیختگی اجتماعی، دوم شناسایی نمودهای این گسیختگی در جامعه و سوم شیوه مواجه با آن و تقویت همبستگی.
این اثر در هفت بخش تدوین شده و در هر بخش با بهرهگیری از دیدگاه نخبگان و افراد متخصص در هر مسئله مربوطه، تلاش شده تا زمینهای را برای بازاندیشی درباره وضعیت کنونی جامعه ایران فراهم آورده و بهدنبال راهکاری جهت بهبود این وضعیت باشد.
همبستگی سیاسی، فرصت بسیج یا خطر انفجار
در بخش اول تحت عنوان طلیعه همبستگی در جامعه تحقیر شده، محمدجواد غلامرضا کاشی، دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی؛ به همبستگی نه از زاویه جامعهشناسی که از منظر سیاسی نگاه کرده است. وی در سیاست همبستگی را لزوماً نه دارای بار مثبت و همچنین گسیختگی را نیز لزوماً دارای بار منفی نمیداند. به دیده وی وظیفه سیاست میانجیگری و حلوفصل مناسبات متعارض در جامعه است تا ثمرات مفیدی برای حیات اجتماعی در پی داشته باشد. لذا نباید انتظار داشت جوامع انسانی کاملاً متحد و یکصدا باشند زیرا در چنین جوامعی گسیختگی و چنددستگی آزاردهنده خواهد بود. کاشی در این بخش پس از طرح مقدمهای نظری به مسئله همبستگی در جامعه ایران، به این نتیجه میرسد که در جامعه ایران، نطفههای نوعی همبستگی سیاسی وجود دارد که هم نویدبخش و فرصتآفرین بوده و هم میتواند خطرناک باشد. بسته به نوع بستری که در آن ظهور کند میتواند مانند یک بمب عمل کند یا همچون باران به جامعه طراوت ببخشد.
از همبستگی انقلابی تا شکاف ساختاری
در بخش بعدی با عنوان همبستگی اجتماعی و ضرورت عدالت، آرمان ذاکری جامعهشناس درباره دو مفهوم همبستگی اجتماعی و عدالت به توضیح مختصری پرداخته و سپس این مفاهیم را در چارچوب جامعه ایران و چشمانداز چهار دهه گذشته بررسی کرده است. هدف ذاکری در این بخش این بوده که نشان دهد همبستگی اجتماعی در جامعه ایران در چه وضعیتی قرار داشته و این مشکلات از کجا نشات میگیرند. او به دورههایی از همبستگی میان مردم از سال ۱۳۵۷ تا به امروز اشاره کرده است. به عنوان مثال ایام انقلاب که در آن بخش بزرگی از جامعه ایران متحد شد و یکی از بزرگترین انقلابهای قرن بیست را رقم زد و حتی پس از آن و دوران جنگ هشت ساله که عامل دیگری شد برای تقویت همبستگی جامعه ایران به گونهای که گویا در دهه شصت همبستگی کامل اجتماعی وجود داشته و هیچ شکافی نبوده است.
ذاکری در ادامه به ذکر شکافهای گوناگونی که پس از جنگ و تا به امروز بهوجود آمدهاند میپردازد. از جمله شکاف در حوزه سیاست، در حوزه فرهنگ، حوزه مصرف و نیروی کار. وی یکی از ویژگیهای مهم دهه هفتاد را نبود کاریزمای بنیانگذار میداند؛ یعنی یکی از عوامل مهمی که در دهه شصت به ایجاد همبستگی تودهای در بخش بزرگی از جامعه کمک کرده بود.
دین عدالتمحور، شرط پایداری و انسجام
در بخش سوم کتاب با عنوان دینورزی، خیر عمومی و انسجام اجتماعی، غلامرضا ظریفیان عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه تهران، دین حقیقی را ساحت همدلی، وحدت و تجانس دانسته است. او خیر عمومی و انسجام اجتماعی را از شاخصهای دینورزی حقیقی بهشمار آورده بهگونهای که خیر عمومی کانون اتصال دینورزی و انسجام اجتماعی است. به عقیده وی اگر همبستگی اجتماعی سبب برقراری عدالت و خیرخواهی نشود، به فاشیسم یا نازیسم تبدیل خواهد شد. بنابراین دینورزی حقیقی و انسجام اجتماعی زمانی محقق میشود که خیر عمومی در کانون راهبردها و برنامههای کوتاهمدت و بلندمدت جامعه قرار گیرد و اگر عدالت در کانون حیات اجتماعی نباشد انسجام اجتماعی پایداری نیز وجود نخواهد داشت.
حاکمیت قانون، مرز انسجام و فروپاشی
بخش چهارم با عنوان شکاف عرف و قانون به نقطهنظرات عمادالدین باقی، پژوهشگر دین و حقوق بشر اختصاص یافته است. به عقیده وی قانون از دیرباز شیرازه همسبتگی اجتماعی بوده که حتی در جوامع بدوی نیز وجود داشته و تنها محتوای آن، جنبه انسانی قانون و جنبههای تنبیهی یا ترمیمی آن در طول زمان تغییر کرده است، در حالی که خود قانون شرط وجود یک جامعه است. جامعهای که قانون در آن سست باشد یا محترم شمرده نشود دچار از هم گسیختگی، بحران و خشونت میگردد. بهخصوص که قانون میثاقی میان مردم با مردم و با حکومت است و اگر یکی از طرفین آنرا نقض کند دیگر دلیلی وجود ندارد که طرف مقابل به آن متعهد باشد. در ادامه بخش نیز به جایگاه عرف در قانون، قانونگذاری و اجتهاد پرداخته شده است.
انسجام ملی و سهگانه هویت، ارزش و منافع
در بخش پنجم کتاب؛ همبستگی هویتی در سپهر جامعه ایرانی، ابراهیم حاجیانی جامعهشناس، به نشان دادن اهمیت همبستگی، یکپارچگی و انسجام ملی پرداخته است. در این بخش پیشفرض آشکاری دیده میشود مبنی بر اینکه هویت یکپارچه و اجماع همه شهروندان درباره ارزشها و هویت مشترک نقش اساسی در امنیت و توسعه ملی، نظم اجتماعی، پیشرفت، ثبات، رفاه و آرامش شهروندان دارد. بحث حاجیانی در این بخش بر انسجام در سطح ملی متمرکز است، یعنی انسجامی که مبتنی بر سرزمین و کشور باشد و این همان انسجامی است که میان کشورهای مختلف تمایز ایجاد کرده و مبتنی بر ایده دولتملت است. وی همچنین سه عامل را در ایجاد همبستگی و همگرایی ملی مهم میداند به گونهای که اگر این سه عامل شکل نگیرد امکان ایجاد هویت یکپارچه نیز وجود نخواهد داشت و این عوامل سهگانه، ارزش و نظام هنجاری مشترک، ضرورت تعاملات و ارتباطات اجتماعی و وجود منافع مشترک هستند.
بحران آب، آزمون عدالت در جامعه
محمد فاضلی، جامعهشناس در بخش ششم کتاب تحت عنوان مسئله آب در ایران و تاثیر آن بر همبستگی اجتماعی، به بررسی تاثیر آب در کاهش یا افزایش همبستگی اجتماعی پرداخته است. او بهجای استفاده از بحران آب از مسئله آب صحبت میکند زیرا بحرانها معمولاً زودگذر بوده و تنها برای مدت کوتاهی پدیدار میشوند. همچنین بحرانها اغلب غیرمنتظره هستند در حالی که کمآبی و مسئله آب همزاد تاریخی و همیشگی تمدن ایران بوده است. به عقیده فاضلی این مسائل آبی پیچیدگیها و مشکلاتی را برای جامعه بهوجود میآورد از جمله مسائل اقتصادی که ارتباط مستقیمی با مسئله عدالت، فقر و بیکاری دارد. وی در ادامه به وخامت مسئله آب که در دلیل بیتوجهی به پیچیدگیهای مدیریتی و و بیتوجهی دولتها به مسئله آب و نبود رویکرد انطباقی میپردازد.
تحول دینداری و مرزهای نوین انسجام
در آخرین بخش کتاب با عنوان شکاف شریعت و سبک زندگی: مانعی برای همبستگی در جامعه ایران، وحید سهرابیفر عضو عیئت علمی گروه فلسفه دین دانشگاه ادیان و مذاهب به سبکهای متنوع دینداری اشاره کرده که منجر به نوعی فردگرایی دینی در جامعه ایران گشته است. وی در کنار اشاره به تنوع دینداری و اعتقادات التقاطی در ایران، این مسائل را نشانگر تغییراتی اساسی در جامعه دانسته که صرفنظر از دیدگاههای ارزشی بد یا خوب باید به این تحولات توجه شود. همچنین در این قسمت به نقش رسانهها در انعکاس دادن سبکهای مختلف زندگی نیز توجه شده است. وی هشدار میدهد که ایجاد و تعمیق چنین شکافهایی پیامدهایی جدی در بر دارد که یکی از آنها کنار گذاشتن تدریجی شریعت و گسترش سکولاریسم است و این فرایندی است که گاه موجب میشود افراد به سمت دینستیزی سوق داده شوند.
آنچه در این گزارش آورده شد تنها بخش کوچکی از مباحث کتاب بود. علاقهمندان برای تهیه کتاب و دسترسی به مباحث کامل میتوانند به نسخه اصلی که توسط انتشارات دگر منتشر شده مراجعه کنند.
نظر شما