به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، وی در پاسخ به این پرسش که آیا مانند بسیاری از آثار بیوگرافیک، بهدلیل ریسک کمتر، آگاهانه به مقطع کودکی و نوجوانی شخصیت اصلی پرداخته است، افزود: این انتخاب از پیشتعیینشده یا کلیشهای نبود. بر اساس سلیقه شخصیام، زمانی که آثار بیوگرافیک، بهویژه در سینمای ایران، را آسیبشناسی میکنم، به این نتیجه میرسم که این ژانر تا حدی دچار فرسودگی شده است؛ چرا که اغلب لحظه قهرمانی را بیش از اندازه برجسته و گاه با روایتی ملودرامگونه نمایش میدهند، بهگونهای که مخاطب دیگر آن را باور نمیکند.
اسفندیاری ادامه داد: به نظر من، مثلا اگر امروز به نقطهای رسیدهام که نخستین فیلمم را میسازم، این لحظه چندان تعیینکننده نیست؛ بلکه کودکی و نحوه تربیت من اهمیت بیشتری دارد. اینکه فرد در چه بستر اجتماعی و خانوادگی رشد کرده، بسیار مهمتر است. بنابراین تلاش ما بر این بود که با نمایش خاستگاه اجتماعی و خانوادگی شخصیت اصلی فیلم، تا حدی ساختارشکنی کنیم و روایتی متفاوت ارائه دهیم.
این کارگردان درباره احتمال استفاده از همین فرم روایی در صورت پرداختن به دوران بزرگسالی و فرماندهی سردار شهید سلیمانی گفت: قطعاً در چنین شرایطی باید به سمت ساخت جهانی سینماییتر حرکت کرد؛ جهانی که بیش از آنکه متکی بر قصه خطی باشد، بر فضا استوار است. هرچند خردهقصههایی که از کتابها و خاطرات اقتباس شدهاند روایت را پیش میبرند، اما فضای سینمایی اثر غالب خواهد بود.
وی با اشاره به احتمال سریالی شدن این پروژه افزود: بحث تبدیل این اثر به سریال نیز مطرح شده است، اما تاکنون تصمیم قطعی یا گفتوگوی مشخصی در اینباره صورت نگرفته است.
اسفندیاری در جواب پرسشی درباره بازخورد مخاطبان و جشنوارهها نسبت به فیلمی که در شرایط فعلی کشور به یک قهرمان ملی میپردازد، گفت: برداشت شخصی من این است که تلاش کردهام انسانی را بدون نقاب و بدون روتوش به تصویر بکشم. طبیعی است که ممکن است گروهی این نگاه را بپسندند و گروهی دیگر نپسندند. با این حال، از ابتدا سعی من بر این بوده که در فیلم قضاوتی صورت نگیرد.
او تأکید کرد: تمامی وجوه شخصیت، اعم از نقاط خاکستری، سفید و سیاه، در فیلم نمایش داده شده و اگر مخاطبان اثر را دیده باشند، متوجه این مسئله خواهند شد.
وی افزود: پس از ورود به مرحله پیشتولید و انتخاب چهرهها، بههمراه تهیه کننده به این نتیجه رسیدیم که این پروژه میتواند نسخهای بهصورت فیلم کوتاه نیز داشته باشد. فیلم کوتاه با استقبال خوبی در جشنوارهها مواجه شد و پس از آن، سفارش ساخت نسخه بعدی از سوی همان مؤسسه به ما ارائه شد.
اسفندیاری درباره استفاده نکردن از بازیگران ستاره گفت: این تصمیم از ابتدا بر اساس سلیقه شخصی من بود. پیشنهادهای متعددی برای استفاده از بازیگران مشهور مطرح شد، اما در برابر آنها مقاومت کردم. بهتدریج و با پیشرفت پروژه، همان دوستان و نهادها به این درک رسیدند که فیلم در حال روایت یک زندگی واقعی است و این مسئله به من کمک کرد تا از بازیگران کمتر دیدهشده اما توانمند استفاده کنم.
وی در ادامه درباره اینکه که آیا مخاطبان فیلم صرفاً به علاقهمندان شهید حاج قاسم سلیمانی محدود میشوند، گفت: ما فرصت داشتیم فیلم را در اکرانها و جمعهای مختلف نمایش دهیم. نکته جالب این بود که بسیاری از مخاطبان تا پایان فیلم متوجه نمیشدند اثر درباره کدام شخصیت است. این موضوع برای ما نشانهای بود از اینکه بدون اتکا به نام و عنوان، مسیر درستی را طی کردهایم.
اسفندیاری با اشاره به رویکرد کلی فیلم افزود: از ابتدا تلاش ما بر این بوده که فیلمی بدون قضاوت بسازیم و قرائت خودمان را ارائه دهیم؛ قرائتی مبتنی بر خاطرات و روایتهایی که خود شخصیت در نوشتهها و یادداشتهایش بهجا گذاشته است.
او درباره نظر خانواده شهید نیز گفت: خانواده شهید فیلم را دیدهاند. اگرچه گفتوگوی مفصل و نزدیکی با ایشان نداشتهام، اما میدانم که اثر را تماشا کردهاند و نظر مثبتی نسبت به آن داشتهاند.
این کارگردان در پایان خاطرنشان کرد: ما آگاهانه تلاش کردیم فیلممان صرفاً یک بزرگداشت نباشد، بلکه تصویری از یک قهرمان ارائه دهد که پاهایش بر زمین است؛ قهرمانی انسانی و ملموس. درباره ساخت آثار مشابه نیز تاکنون پیشنهادی مطرح نشده و برنامهریزی مشخصی ندارم، اما در صورت ارائه پیشنهاد، حتماً درباره آن تأمل خواهم کرد.
نظر شما