امیررضا اصنافی در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، درباره منابع دانشگاهی رشته علم اطلاعات و دانششناسی، بیان کرد: در حوزه علم اطلاعات و دانششناسی که پیشتر با عنوان کتابداری شناخته میشد، تقریباً از اواخر دهه ۷۰، چالش جدی و فراگیری در زمینه منابع اطلاعاتی وجود نداشت. پیش از آن، منابع فارسی محدود بودند؛ دلیل اصلی این محدودیت نیز آن بود که تعداد متخصصان اندکتر، شاخههای کاری محدودتر و دامنه رشته به چند حوزه منحصر بود.
وی با این توضیح که علم اطلاعات و دانششناسی ماهیتی انعطافپذیر دارد و همواره همگام با موج اطلاعات حرکت میکند و بهطور مستمر روزآمد میشود، ادامه داد: در دهه ۸۰ و بهویژه دهه ۹۰ شاهد شکوفایی نشر این حوزه بودهایم؛ شکوفایی در عرصه ترجمه و تألیف نمود پیدا کرده و همچنان نیز ادامه دارد.
اصنافی با اشاره به اینکه دلایل متعددی را میتوان برای این روند برشمرد، افزود: یکی از مهمترین آنها علاقهمندی بسیاری از افراد به درگیر شدن با موضوعات نو و روزآمد بود؛ بهگونهای که میکوشیدند تجربههای حرفهای خود را در قالب تألیف عرضه کنند یا پایاننامههای دانشگاهیشان را به شکل کتاب نشر دهند.
به گفته وی، برخی نیز به دلیل آشنایی با منابع خارجی که برای دانشجویان، استادان و کتابداران سودمند بود، به ترجمه آنها روی آوردند. در کنار این انگیزهها، دلیل دیگری نیز وجود دارد که بسیار روشن و قابل تأمل است و آن، مسئله امتیاز، ارتقا و تقویت رزومه علمی است.
دانشیار گروه علم اطلاعات و دانششناسی دانشگاه شهید بهشتی، ادامه داد: در مواردی، هدف اصلی از تألیف یا ترجمه، صرفاً ثبت یک اثر در رزومه و کسب امتیازهای ارتقایی بوده، بدیهی است که اگر این نگاه بر فرآیند تولید کتاب حاکم شود، اثر تولید شده از نظر کیفی نمیتواند پاسخگوی نیازهای واقعی رشته باشد. هرچند بهطور طبیعی هر فعالیت علمی در رزومه افراد ثبت میشود، اما هنگامی که رزومهسازی به هدف اصلی بدل شود، این روند میتواند به شکلی آسیبزا بر نشر علمی اثر بگذارد.
وی مسئله مهم دیگر را سرفصلهای درسی دانست و گفت: کتابهایی که قرار است منتشر شوند، باید با نگاهی دقیق به سرفصلهای مقاطع کارشناسی، کارشناسیارشد و دکتری، و نیز متناسب با نیازهای حرفهای کتابداران طراحی و تولید شوند.
به گفته وی، با توجه به اینکه حدود ۱۰ سال از آخرین بهروزرسانی سرفصلهای رشته میگذشت که آخرینبار، سالهای ۱۳۹۳ یا ۱۳۹۴ و با رویکرد علم اطلاعات انجام شده بود، در یکسال اخیر شاهد تغییر گسترده سرفصلها بودهایم؛ تغییراتی که عمدتاً با توجه به کاربردهای هوش مصنوعی در علم اطلاعات، تحلیل دادهها، کارآفرینی و توجه به نیازهای نوین اطلاعاتی جهتگیری کردهاند.

اصنافی، با تاکید بر اینکه اکنون باید متناسب با سرفصلهای جدید، نیازهای تازه نیز شناسایی و مطرح شوند، بیان کرد: در این مسیر، نهادهایی مانند انتشارات سمت، دانشگاهها، کتابخانه ملی ایران و دیگر مراکز علمی تلاش کردهاند کتابهای مناسبی منتشر کنند و این تلاشها نیز تا حد زیادی موفق بوده است؛ بهویژه آنکه فرآیند داوری جدی در این آثار اعمال میشود و رشته علم اطلاعات و دانششناسی از معدود رشتههایی است که ناشران تخصصی ویژه خود را دارد. با این حال، برخی حلقههای این چرخه همچنان مغفول ماندهاند.
وی یکی از این حلقهها، را نبود یک مرجع مشخص برای اعلام نیاز دانست و افزود: این نیاز میتواند از سوی جامعه دانشگاهی، جامعه کتابداران یا نهادی مانند انجمن کتابداری مطرح شود؛ نهادی که بهصراحت اعلام کند برای این سرفصلها، به چه کتابها و منابع اطلاعاتی نیاز داریم. محوری مشخص برای شناسایی نیازها، انتشار فراخوان، تشکیل تیمهای تخصصی و نظارت بر تولید منابع مرتبط با علم اطلاعات وجود داشته باشد تا خلأها شناسایی و توازن میان حوزههایی که منابع فراوان دارند و حوزههایی که با کمبود مواجهاند، برقرار شود.
اصنافی، از دیگر چالشهای جدی این حوزه، را کمتوجهی به نابینایان و کمبینایان دانست و بیان کرد: کتابهای بریل در حوزه علم اطلاعات و دانششناسی یا وجود ندارند یا بسیار اندک هستند؛ حتی برای کتابداران، نه فقط دانشجویان و استادان. بهطور کلی، انتشار کتابهای بریل در این رشته بسیار محدود است و براساس تجربه زیسته، میتوان گفت که منابع قابل اتکایی برای این گروهها در دسترس نیست، مگر در برخی کتابخانههای خاص و ناشران کمتر به این حوزه ورود کردهاند.
این استاد دانشگاه، افزود: در کنار این مسئله، کمبود محتوا در قالب ویدئوکست و پادکست در رشته علم اطلاعات و دانششناسی نیز کاملاً محسوس است. هنوز نهاد رسمی و متمرکزی وجود ندارد که برای مثال، دورههای آموزشی برخط در این حوزه را ایجاد و مدیریت کند؛ دورههایی که تخصصی و هدفمند به آموزش علم اطلاعات بپردازند. جای خالی چنین محتوایی بهشدت احساس میشود. در نتیجه در این چارچوب، نباید کتاب را صرفاً در قالبهای کلاسیک یعنی چاپی تعریف کرد.
نظر شما