یکشنبه ۱۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۸:۴۳
ابونعیم اصفهانی؛ تاریخ‌سازِ خاموش اصفهان/ شهری که در یک کتاب زنده ماند

اصفهان- اصغر منتظرالقائم، عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه اصفهان می‌گوید: ابونعیم اصفهانی در «ذکر اخبار اصفهان» تنها یک مرکز حدیثی نساخته، بلکه اصفهان را به‌عنوان شهری با جغرافیا، محلات، مسجد جامع، رقابت‌های علمی و شبکه نخبگان روایت کرده است.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - کوروش دیباج: نام ابونعیم اصفهانی در حافظه تاریخی ایران و جهان اسلام معمولاً با عنوان «محدث بزرگ» ثبت شده است؛ اما این تعریفِ مشهور، تنها یکی از چهره‌های او را نشان می‌دهد. ابونعیم، افزون بر جایگاه حدیثی، یکی از چهره‌های بنیادین در تاریخ‌نگاری محلی، فرهنگ‌نویسی و حتی مهندسی معنایی مفهوم «قداست» در قرن چهارم و پنجم هجری است؛ شخصیتی که اگر آثار او نبود، بخشی از تاریخ فرهنگی اصفهان و حتی شبکه علمی جهان اسلام در هاله‌ای از ابهام باقی می‌ماند.

برای واکاوی دقیق‌تر این چهره کم‌خوانده‌شده، در ششمین قسمت از پرونده «چهره‌هایی که اصفهان را نوشتند» که به معرفی مفاخر کهن و معاصر اصفهان می‌پردازد به سراغ اصغر منتظرالقائم، عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه اصفهان رفتیم تا ابونعیم را نه فقط به عنوان یک راوی حدیث، بلکه به‌عنوان یک «کنشگر فرهنگی»، یک مورخِ شهر و یک طراحِ روایت‌های هویتی بررسی کنیم.

ابونعیم اصفهانی؛ تاریخ‌سازِ خاموش اصفهان/ شهری که در یک کتاب زنده ماند
اصغر منتظرالقائم، عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه اصفهان

ابونعیم را معمولاً فقط «محدث» معرفی می‌کنند؛ اما اگر او را به‌عنوان یک «سیاست‌ورز فرهنگی» ببینیم، مهم‌ترین پروژه او در تاریخ‌سازی چه بوده است؟

ابتدا باید به این نکته اشاره کنم که ابونعیم اصفهانی در یک خلأ به دنیا نیامده است. او از خاندان اهل علم و دانش در اصفهان برخاسته و در دوره‌ای متولد شده که اصفهان یکی از دوره‌های مهم شکوفایی خود را می‌گذراند. ما در این دوره، با شرایطی روبه‌رو هستیم که آل‌بویه بر بخش بزرگی از ایران مرکزی تسلط دارند و این دوره از منظر رشد علم و دانش، دوره‌ای ویژه است.

پدر و اجداد ابونعیم همگی در شمار اهل علم بودند. همین موضوع سبب می‌شود انتظار داشته باشیم با شخصیتی مواجه شویم که از همان ابتدا در یک فضای علمی و فرهنگی تربیت شده است. در واقع استادان او، از جمله ابومحمد عبدالله بن جعفر اصفهانی، یا کسانی همچون احمد بن مطیر طبرانی و همچنین پدرش یعنی احمد بن عبدالله بن اسحاق بن موسی بن مهران اصفهانی، نشان می‌دهند ابونعیم در یک شجره علمی بسیار ریشه‌دار رشد کرده است.

این نکته هم اهمیت دارد که خاندان مهران، احتمالاً از خاندان‌های بزرگ دوره ساسانی بوده‌اند. بنابراین ما با یک ریشه اجتماعی و تاریخی هم مواجهیم که در کنار ریشه علمی قرار می‌گیرد.

از سوی دیگر، سفرهای ابونعیم بسیار گسترده بوده است. او به شهرهای مختلف ایران و عراق امروز، به مکه و حرمین شریفین، به شام سفر کرده و حتی مدتی در خراسان تلمذ داشته است. این شبکه سفرها، نشان می‌دهد ابونعیم فقط یک دانشمند محلی نیست؛ بلکه یک شخصیت بزرگ علمی است که در شبکه علمی جهان اسلام حضور فعال دارد.

اما اگر بخواهیم به سؤال شما دقیق پاسخ بدهیم و او را «سیاست‌ورز فرهنگی» بدانیم، باید بگوییم مهم‌ترین پروژه او، پروژه عظیم تاریخ‌سازی معنوی و فرهنگی است که در قالب کتاب‌هایی مانند حلیة الاولیا و طبقات الاصفیا تجلی یافته است.

این اثر، یک دارالمعارف بزرگ عرفان و تصوف است؛ اثری چندجلدی که زندگی عرفا، افکار آنها و مسیر تاریخی تصوف را از آغاز اسلام تا زمان ابونعیم روایت می‌کند. مثلاً او درباره حضرت سلمان، نزدیک به ۴۰ صفحه بحث مفصل دارد. این نشان می‌دهد که پروژه ابونعیم فقط ثبت روایت نیست؛ بلکه ساختن یک روایت تاریخی از معنویت است.

در کنار این، باید گفت ابونعیم یک پروژه وسیع علمی داشته که ده‌ها کتاب از او باقی مانده است. بخشی چاپ شده و بخشی نیز متأسفانه مفقود است اما در حوزه تاریخ‌سازی، به نظرم «حلیة الاولیا» یکی از مهم‌ترین پروژه‌های اوست؛ زیرا او با آن، تاریخ معنویت را در قالب یک روایت علمی و حدیثی تثبیت می‌کند.

ابونعیم اصفهانی؛ تاریخ‌سازِ خاموش اصفهان/ شهری که در یک کتاب زنده ماند

در کتاب «حلیة الأولیاء»، ابونعیم دقیقاً چه نوع الگویی از «قداست» می‌سازد؟ و این الگو چقدر با جامعه‌ای که خودش در آن زندگی می‌کرد (ایرانِ قرن چهارم و پنجم) مرتبط است؟

برای پاسخ به این پرسش، باید فضای اجتماعی قرن چهارم و پنجم را در نظر گرفت. در این دوره، رشد تمایلات صوفیانه و عرفانی در جهان اسلام به شکل جدی وجود دارد. این مسئله هم در اصفهان دیده می‌شود و هم در شهرهایی مانند نیشابور.

ما در اصفهان شخصیت‌های عارفی مانند علی بن سهل اصفهانی را داریم. حتی در خاندان ابونعیم و محیط پیرامونی او نیز گرایش‌های عرفانی دیده می‌شود؛ مانند محمد بن یوسف بنایی اصفهانی و چهره‌های دیگر.

ابونعیم مدتی در نیشابور بوده و در آنجا تلمذ کرده است. نیشابور یکی از کانون‌های جدی عرفان و تصوف بوده و این تجربه، در شکل‌گیری اثر او کاملاً مؤثر است.

اما نکته کلیدی این است که ابونعیم در حلیة الاولیا، یک نوع قداست را می‌سازد که در آن تلاش دارد عرفان را به مکتب اهل‌بیت (ع) پیوند بزند. یعنی او عرفان را صرفاً یک جریان حلقه‌ای صوفیانه نمی‌بیند؛ بلکه می‌خواهد آن را در یک چارچوب فکری و معرفتی قرار دهد.

در واقع ابونعیم تلاش می‌کند عرفان را از یک وضعیت پراکنده و گاه منازعه‌زا، به یک ساختار مشروع، قابل دفاع و علمی تبدیل کند. از این جهت، الگوی قداست در حلیة الاولیا، الگویی است که در آن «قدیس» یا «ولی» نه یک فرد منزوی، بلکه یک شخصیت اخلاقی و دینی است که در مسیر اهل‌بیت و در چارچوب اسلام قرار دارد.

این نگاه کاملاً با جامعه آن زمان مرتبط است؛ زیرا جامعه قرن چهارم و پنجم با رقابت‌های مذهبی و اختلافات فقهی مواجه است و عرفان می‌توانسته یک راه برای کاهش اصطکاک‌ها باشد. ابونعیم هم دقیقاً همین کار را می‌کند: عرفان را به عنوان یک جریان وحدت‌بخش و اخلاق‌محور روایت می‌کند.

اگر بخواهیم ابونعیم را با یک تاریخ‌نگار مقایسه کنیم: او بیشتر «راویِ بی‌طرف» است یا «ویرایشگرِ هدفمند»؟ نشانه‌های این جهت‌گیری در آثارش چیست؟

ابونعیم در وهله اول یک محدث بزرگ است، یک عارف بزرگ است و در عین حال یک مورخ بزرگ هم هست. یکی از آثار بسیار مهم او که کمتر در رسانه‌ها به آن توجه شده، کتاب «ذکر اخبار اصفهان» است.

این کتاب در دو مجلد است و نخستین بار در لایدن هلند چاپ شده و بعد در سراسر جهان منتشر شده است. من خودم در کشورهای مختلف نسخه‌های این کتاب را دیده‌ام. این اثر یک نمونه برجسته از تاریخ محلی است.

در مقدمه کتاب، ابونعیم با دقت فوق‌العاده‌ای درباره اصفهان می‌نویسد: دروازه‌ها، محلات، زاینده‌رود، مسجد جامع، امام جماعت‌ها، مؤذن‌ها، حتی جزئیات مربوط به کتابخانه‌ها و فضای شهری. او اینها را با مشاهدات شخصی خود ثبت کرده است.اگر این کتاب نبود، ما تاریخ اصفهان تا قرن پنجم را به این صورت دقیق و منسجم نمی‌توانستیم مطالعه کنیم.

بخش دوم کتاب هم یک فرهنگ‌نامه بزرگ است: او شرح زندگی شخصیت‌های علمی را می‌آورد و فقط حدیث نقل نمی‌کند؛ بلکه استادان، شاگردان، فعالیت‌های علمی، آثار و مسیر علمی آنها را ثبت می‌کند.

در همینجا به نکته‌ای می‌رسیم که پاسخ سؤال شماست. ابونعیم در بسیاری از موارد، گرایش مذهبی خود را آشکار نمی‌کند. مورخان تاریخ مذاهب هم درباره مذهب او دچار حیرت بوده‌اند. برخی گفته‌اند شافعی بوده، برخی او را نزدیک به حنبلی دانسته‌اند. اما من معتقدم او طرفدار سرسخت اهل‌بیت هم بوده است.

همین عدم تصریح مذهبی، نشان می‌دهد او می‌خواسته تا حد امکان، روایت خود را منصفانه و بی‌طرفانه ارائه کند و گرفتار تعصب مذهبی نشود. او در نگارش تاریخ، انصاف را رعایت کرده و هدفش بیشتر تاریخ فرهنگی بوده است.

پس اگر بخواهم خلاصه کنم: ابونعیم در روایت‌گری، بی‌طرف است؛ اما در پروژه فرهنگی‌اش هدفمند است. یعنی او با انتخاب موضوعات، ساختن یک دارالمعارف عرفانی، و ثبت حافظه علمی اصفهان، هدفمند عمل کرده است.

در منابع حدیثی، اعتبار ابونعیم بسیار بالاست؛ اما آیا در آثار او نشانه‌هایی از رقابت‌های علمی یا جناح‌بندی‌های مذهبی اصفهان دیده می‌شود؟

بله، قطعاً. در اصفهان آن زمان، رقابت‌های مذهبی وجود داشته است. ما سه مذهب مهم را در اصفهان داریم: حنبلی، شافعی و حنفی. این رقابت‌ها در دوره سلجوقیان شدیدتر می‌شود، اما از قرن چهارم هم ریشه دارد.

یک روایت از امام سجاد (ع) هست که می‌فرمایند: «قضاوت عالم درباره عالم را نپذیرید، زیرا اینها به یکدیگر حسادت می‌ورزند.» این روایت در فضای علمی آن دوره کاملاً قابل فهم است.

در اصفهان، خاندان ابن منده که آنها هم حنبلی بودند، با ابونعیم درگیر رقابت و منازعه بودند. در مسجد جامع اصفهان، شاگردان این جریان‌ها با یکدیگر منازعات مذهبی داشتند.

اما نکته مهم این است که خود ابونعیم شخصاً نمی‌خواسته وارد این منازعات شود. او تلاش می‌کرد وارد دعواهای مذهبی نشود، اما رقبا، به دلیل حسادت‌ها، او را به این معرکه‌ها می‌کشاندند.

حنابله به شدت با او مخالف بودند، زیرا تعصب‌های شدیدی داشتند. با این حال، شما می‌بینید که ابونعیم درباره احمد بن حنبل قضاوت بدی نکرده و حتی در فضایل و مناقب او مطالبی نوشته است.این یعنی او جانبداری افراطی از مذهب خاصی نکرده و در منازعات مذهبی، تلاش داشته فاصله خود را حفظ کند.

ابونعیم اصفهانی؛ تاریخ‌سازِ خاموش اصفهان/ شهری که در یک کتاب زنده ماند

اگر ابونعیم در اصفهان نبود، «هویت علمی اصفهان» در قرن پنجم چگونه شکل می‌گرفت؟ آیا او یکی از سازندگان برند علمی اصفهان بوده است؟

پاسخ من کاملاً مثبت است. ابونعیم یکی از سازندگان اصلی برند علمی اصفهان بوده است. آثار او، از «ذکر اخبار اصفهان» تا «حلیة الاولیا»، از کتاب «حرمت مساجد» تا «الاربعین»، «دلائل النبوة» و آثار تخصصی حدیثی و اعتقادی، همه نشان می‌دهد او تلاش داشته وجهه فرهنگی اصفهان را گسترش دهد.

مهم‌ترین نکته در اینجا کتاب «ذکر اخبار اصفهان» است. او در این کتاب حدود ۱۹۰۰ نفر از شخصیت‌های علمی اصفهان را ثبت کرده است. این رقم بسیار مهم است. برای مقایسه، حافظ ابوالشیخ انصاری که حدود ۳۶۰ هجری فوت کرده، حدود ۶۳۰ یا ۷۰۰ شخصیت را آورده است. اما ابونعیم ۱۹۰۰ نفر را ثبت کرده؛ یعنی تقریباً سه برابر. این یعنی او حافظه علمی اصفهان را به شکل سیستماتیک ثبت کرده است. بسیاری از این افراد اگر در کتاب ابونعیم نبودند، امروز نامشان از تاریخ حذف شده بود.

مثلاً او از ابوالولید کنانی نام می‌برد؛ یک پزشک و طبیب شیعه در اصفهان که به دستور شیخ ابو مسعود رازی شلاق خورده بود. اگر ابونعیم این را ثبت نکرده بود، ما امروز هیچ اطلاعی از این چهره و نقش او در تاریخ طب اصفهان نداشتیم.پس بله؛ ابونعیم در واقع زنده‌کننده و محافظ حافظه فرهنگی اصفهان است.

ابونعیم در آثارش، اصفهان را چگونه روایت می‌کند؟ آیا او تصویری از اصفهان به‌عنوان یک مرکز حدیثی می‌سازد یا یک شهر چندلایه با رقابت‌های فکری؟

در کتاب ذکر اخبار اصفهان، او اصفهان را به عنوان یک شهر بزرگ و اثرگذار روایت می‌کند؛ شهری که دانشمندان بزرگ داشته، در تاریخ نقش داشته و ویژگی‌های جغرافیایی و اجتماعی آن قابل توجه است.

او درباره آب و هوای اصفهان، زاینده‌رود، مسجد جامع، محلات، دروازه‌ها، مساحت شهر، پیرامون شهر، دشت و هامون، باتلاق گاوخونی، و حتی «هوای روح‌بخش جلگه اصفهان» می‌نویسد.

او از جامعه یهودیه، یعنی همان مسجد جامع اصفهان، سخن می‌گوید. از هزینه ساخت و نگهداری مسجد، از امامان جماعت، مؤذن‌ها و حتی از ویژگی‌های اخلاقی و اجتماعی مردم.

اینها نشان می‌دهد او اصفهان را فقط یک مرکز حدیثی نمی‌بیند؛ بلکه یک شهر چندلایه است که هم تاریخ دارد، هم فرهنگ، هم اقتصاد و هم رقابت‌های فکری.

البته در آثار دیگرش، جنبه حدیثی پررنگ‌تر است؛ مثل فضایل صحابه، کتاب الفتن، کتاب المهدی، یا الاربعین. اما در ذکر اخبار اصفهان، او یک مورخ کامل است و به همه جنبه‌های تاریخ توجه دارد.

به نظر شما ابونعیم چه چیزهایی را «عامدانه» ننوشته است؟ یعنی چه موضوعاتی در آثارش غایب‌اند و این غیبت چه معنایی دارد؟

نکته مهم این است که ابونعیم نمی‌خواسته وارد اختلافات مذهبی شود. او تلاش می‌کرد این اختلافات تشدید نشود. بنابراین بخشی از سکوت او، یک سکوت آگاهانه است.

از سوی دیگر، ابونعیم فیلسوف یا متکلم به معنای کلاسیک نیست. او بیشتر یک محدث و راوی است. بنابراین طبیعی است که موضوعاتی مانند تفکر فلسفی، جریان‌های کلامی گسترده، نگاه‌های تمدنی و تحلیل‌های نظری در آثار او کمتر دیده شود یا اصلاً وجود نداشته باشد.

در کتاب ذکر اخبار اصفهان، گاهی اخبار تاریخی می‌آورد که نگاه شخصی او را نشان می‌دهد؛ اما در مجموع، پروژه او بیشتر نقلی است تا تحلیلی.

با این حال، این غیبت معنا دارد: ابونعیم به جای ورود به جدال‌های فلسفی و کلامی، تمرکز خود را بر حفظ روایت‌ها، ثبت حافظه علمی، و تقویت عرفان در چارچوب اهل‌بیت گذاشته است.

اگر امروز یک پژوهشگر بخواهد با روش‌های جدید (تحلیل شبکه علمی، داده‌کاوی اسامی راویان، یا نقشه‌برداری از سفرهای علمی) ابونعیم را بازخوانی کند، کدام نتیجه ممکن است ما را غافلگیر کند؟

به نظرم اگر امروز از روش‌های جدید مانند هوش مصنوعی یا داده‌کاوی استفاده کنیم، یک نکته بیش از همه آشکار می‌شود: اینکه کانون مرکزی کارهای ابونعیم بر حدیث استوار است. جنبه‌های کلامی و فلسفی در آثار او بسیار کم است، اما یک ویژگی مهم برجسته می‌شود: اسلام عارفانه. یعنی او به جنبه‌های عرفانی توجه ویژه داشته و این عرفان را به عنوان یک جریان اخلاقی و وحدت‌بخش مطرح کرده است.

این نکته می‌تواند امروز برای ما غافلگیرکننده باشد؛ زیرا ما معمولاً ابونعیم را صرفاً یک محدث می‌دانیم. اما وقتی شبکه اسامی راویان، سفرها، استادان و شاگردان را تحلیل کنیم، می‌بینیم او در واقع یک شخصیت کلیدی در انتقال یک «اسلام فرهنگی و عرفانی» بوده است؛ اسلامی که می‌کوشد اختلافات مذهبی را کاهش دهد.

عرفا معمولاً تلاش می‌کردند خود را وارد اختلافات داخلی نکنند. ابونعیم هم همین مسیر را دنبال می‌کند. بنابراین بازخوانی جدید، می‌تواند نقش او را در کاهش تنش‌های مذهبی و ساختن یک روایت مشترک از معنویت، پررنگ‌تر کند.

در پایان باید تاکید کنم که ابونعیم را باید ابتدا به عنوان یک محدث، سپس به عنوان یک عارف، و بعد به عنوان یک مورخ شناخت؛ مورخی که به ویژه در حوزه تاریخ محلی، نقش تعیین‌کننده‌ای در حفظ حافظه فرهنگی اصفهان داشته است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

اخبار مرتبط

تازه‌ها

پربازدیدها