سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - آناهید خزیر: کتاب «اصناف روزنامهنگاری و مطبوعاتی تهران» نوشته سید فرید قاسمی از سوی انتشارات موسسه فرهنگی-هنری جهان کتاب منتشر شد. فرید قاسمی که حافظه مطبوعات ایران نامیده میشود و یکی از برجستهترین صاحبنظران در زمینه تاریخ مطبوعات ایران بهشمار میرود خود درباره این کتاب میگوید که حاوی مشخصههای تشکلهایی است که در این شهر در سالهایی از ۱۳۵۷ تا ۱۴۰۳ برقرار بودهاند. شماری به تاریخ پیوستهاند. دو تشکل بلاتکلیفاند و در برزخ به سر میبرند. بسیاری در حال حاضر فعالاند. برخی در چارچوب شهری باقی ماندهاند و بعضی استانی و کشوری / سراسری شدهاند که اینگونه انجمنها در دیگر شهرهای ایران شعبه و نمایندگی دارند.
کتاب «اصناف روزنامهنگاری و مطبوعاتی تهران»، افزون بر فصلهای «آغاز» و «سِیر»، «صنوف، «خانه و سرا»، تاریخک ۹۴ کانون، سندیکا، شورا، انجمن، سرا، جبهه، مؤسسه، ستاد، شرکت، مجمع، باشگاه، خانه و اتحادیه روزنامهنگاران، ناشران و کارکنان مطبوعات و نامنامهای از شماری تشکلهای مرتبط را دربردارد. پایانبخش کتاب نیز به دو طرح نافرجام میپردازد.

آثار پژوهشی مهم در حوزه تاریخ مطبوعات ایران
کتاب «اصناف روزنامهنگاری و مطبوعاتی تهران» از جمله آثار پژوهشی مهم در حوزه تاریخ مطبوعات ایران است که به جای تمرکز صرف بر نشریات، چهرهها یا جریانهای فکری به ساختار صنفی روزنامهنگاری میپردازد؛ حوزهای که در تاریخنگاری مطبوعات کمتر بهصورت مستقل و نظاممند بررسی شده است. سید فرید قاسمی در این کتاب، روزنامهنگاران و فعالان مطبوعاتی را بهعنوان یک «گروه حرفهای» با منافع، مطالبات، تشکلها و منازعات صنفی مطالعه میکند و از این رهگذر، تصویری اجتماعیتر و واقعیتر از حیات مطبوعات در ایران ارائه میدهد.
محور اصلی کتاب بررسی شکلگیری، تحول و کارکرد اصناف، انجمنها و تشکلهای روزنامهنگاری در تهران است؛ شهری که از آغاز پیدایش مطبوعات جدید، مرکز اصلی فعالیتهای رسانهای و سیاسی کشور بوده است. نویسنده با نگاهی تاریخی، روند پیدایش این تشکلها را از دوره مشروطه و سالهای نخستین شکلگیری مطبوعات حرفهای دنبال میکند و نشان میدهد که چگونه روزنامهنگاران، چاپخانهداران، مدیران مسئول و دیگر فعالان این حوزه، در واکنش به شرایط کاری، فشارهای سیاسی، ناامنی شغلی و نبود قوانین حمایتی، به فکر سازمانیابی صنفی افتادند.
اتکای گسترده به اسناد و منابع دست اول
یکی از ویژگیهای برجسته کتاب، اتکای گسترده به اسناد و منابع دست اول است. قاسمی با دقتی باریکبینانه از آرشیوها، آگهیها، اساسنامهها، صورتجلسات، خبرهای مطبوعاتی، اعلامیهها و گزارشهای منتشرشده در روزنامهها و مجلات قدیمی بهره برده و کوشیده است روایت خود را بر پایه شواهد تاریخی مستند بنا کند. همین رویکرد، کتاب را از یک روایت کلی و توصیفی فراتر برده و آن را به اثری مرجع برای پژوهشهای بعدی تبدیل کرده است.
در این اثر، مسائل صنفی همچون حق و حقوق شغلی، امنیت حرفهای، دستمزد، جایگاه اجتماعی روزنامهنگاران، رابطه آنان با دولت و قدرت سیاسی و میزان استقلال تشکلهای صنفی بهطور ضمنی و گاه صریح مطرح میشود. نویسنده نشان میدهد که تشکلهای روزنامهنگاری همواره در تعارضی دائمی میان خواستهای حرفهای و محدودیتهای سیاسی قرار داشتهاند؛ تعارضی که گاه به انحلال، رکود یا ناکارآمدی این اصناف انجامیده و گاه به شکلگیری دورههای کوتاهمدت همبستگی و کنش جمعی.
ریشههایی تاریخی و مسائل صنفی امروز مطبوعات ایران
از نظر نثر و شیوه بیان، کتاب لحنی پژوهشی، دقیق و نسبتاً فشرده دارد و بیشتر برای مخاطب دانشگاهی، پژوهشگر یا خواننده جدی تاریخ مطبوعات نوشته شده است. با این حال، اهمیت موضوع و جزئیات تاریخی مطرحشده، آن را برای روزنامهنگاران حرفهای نیز خواندنی میکند؛ چرا که بسیاری از مسائل صنفی امروز مطبوعات ایران، ریشههایی تاریخی دارد که در این کتاب قابل ردگیری است.
از نقاط قوت کتاب، وفاداری نویسنده به روش پژوهش تاریخی و اتکای گسترده به اسناد، نشریات دورهای، آییننامهها و گزارشهای مطبوعاتی است. قاسمی با نثری مستند و بهدور از اغراق، نشان میدهد که چگونه روزنامهنگاران تهرانی در دورههای مختلف برای تثبیت هویت حرفهای خود، دفاع از حقوق شغلی و ایجاد همبستگی صنفی تلاش کردهاند. در عین حال، کتاب بهطور ضمنی بازتابدهنده فشارهای سیاسی، محدودیتهای قانونی و فراز و فرودهای آزادی مطبوعات است که همواره بر حیات این اصناف سایه انداختهاند.

اولین نشریه ادواری چاپی فارسی در زمانه محمدشاه قاجار
نخستین جمع مطبوعاتی در ایران با دورهمی سه تن از اهالی شیراز و حومه در تهران که اولین نشریه ادواری چاپی فارسی کشور را در زمانه محمدشاه قاجار در سال ۱۲۵۲ ق منتشر کردند، شکل گرفت. بیشتر نسخههای «کاغذ اخبار» شان را پخشگرها دیوارکوب میکردند و شماری را نیز چاپارها با اسبهای تیزرو به مقصد میرساندند. در دوره ناصری روزنامهنگارهای تهراننشین در اداره روزنامهجات و دارالطباعه ممالک محروسه / وزارت انطباعات و وزارتخانههای امور خارجه، علوم، عدلیه، جنگ و تجارت پراکنده بودند. توزیع سیار را مامورهای حکومتی انجام میدادند و روزنامهفروشی ثابت را به بلورفروشها و خرازها واگذار کردند. در همان روزگار فضای بسته روزنامهنگاری دولتی درونمرزی، سبب تولد گروههای پنهانی شد. این جمعیتها دو دستور کار برای خود تعریف کردند: تولید و نشر شبنامه و بازچاپ نشریههای فارسی برونمرزی که البته گرفتارهایی برایشان در پی داشت.
با آغاز روزگار مظفری، دفتر شصتسال اول روزنامهنگاری ایرانی را بستند. زمانهای نو شروع شد که اندکی کمتر از ۱۱ سال پایید. در عهد مظفری، ایران و ایرانی فضای بازتری را نسبت به سلف او تجربه کرد، مجوز نشریه برای بخش خصوصی صادر شد. در همان ایام بیشتر روزنامهنگارها برای حساسیتزدایی حکومت تشکلهای پوششی بهوجود آوردند. تاسیس آموزشگاه، شرکت چاپ و نشر، کتابفروشی، موسسههای نیکوکاری و انتشار نشریه غیرسیاسی پارهای از کارنامه روزنامهنگاریهای فرهنگمدار را دربرمیگرفت. مطبوعاتیهای سیاستمدار نیز در انجمنهای مخفی و تجمعهای سری نشریههای زیرزمینی چاپ میکردند و شبکه خبر و توزیع برای ادواریهای خارج کشور تدارک میدیدند.
نکته جالب آنکه بعضی از روزنامهنگارها افزون بر فعالیتهای روزمره در دو دسته آشکار فرهنگی و پنهان سیاسی حضور داشتند. نبود حداقلها، روزنامهنگارها را به شبکاری در خفا کشانده بود. چرا که نشریههای مجوزدارشان پیش از چاپ سانسور میشدند. سید حسن موسوی چرندابی تبریزی که به رشدیه شهره شد و در آن روزها مدیر و سردبیر نشریه مکتب بود بر آن شد تمهیدی بیندیشد و تشکلی از مدیرهای مطبوعات خصوصی که همگی قلم بهدست / روزنامهنگار بودند، بهوجود آورد. هدف او پس از انسجام طایفه مطبوعات، مبارزه با سانسور و جلوگیری از دخالتهای نابجای وزارت انطباعات در محتوای روزنامهها و مجلهها بود.
روایتی از روزنامهنگاران پیشامشروطه
کتاب در بخش آغاز روایتی از روزنامهنگاران پیشامشروطه برای تشکیل جمعیتهای مطبوعاتی را روایت میکند اما از صدور فرمان موسوم به مشروطه ۱۳ امرداد ۱۲۸۵ تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، به سخن دیگر ظرف ۷۲ ساعت شمار تشکلهای مطبوعاتی از عدد ۷۲ فزونتر شد. در این روایت این چنین میخوانیم: «روزی مدیران جراید ملی و صاحبان نشریه را به قرار زیر به اداره مجله مکتب، که مکتب رشدیه بود، دعوت کرد: محمدحسین فروغی، ملقب به ذکاءالملک، مدیر روزنامه تربیت، مجدالاسلام کرمانی، ناشر و نویسنده روزنامه ادب که امتیازش به نام ادیبالممالک بود، ناظمالاسلام نویسنده و ناشر جزوههای تاریخ بیداری ایرانیان، میرزا آقا اصفهانی که مقالاتی در روزنامه حبلالمتین کلکته مینوشت، و دو مدیر روزنامه نوروز و روزنامه حکمت.
پس از تشکیل جلسه، رشدیه میگوید: اینکه کار نیست هر چه مینویسیم وزیر انطباعات روی آن قلم بکشد. بالای سیاهی رنگی نیست. همه عصا داریم برخیزید الان برویم تکلیفمان را با وزیر انطباعات یکسره کنیم. با نشستن که کار درست نمیشود، باید فداکاری کرد تا نتیجه گرفت. اگر به وضع فعلی و این فعالمایشاء بودن مامورین دولت به نام حکومتهای محلات پایتخت حاضریم، پی بیخود چه تلاش و تقلایی است که میکنیم… باید فداکاری کرد تا نتیجه گرفت.
گفتند: اقدام اول با کیه؟
رشدیه گفت: آتش به جان افروختن وز بهر جانان سوختن باید ز من آموختن، کار من است این کارها.
مجدالاسلام گفت: احسنت راهکار همین است.
جلسه به سردی گذشت و مقرر شد پنجشنبه دیگر باز جلسه داشته باشند و متفرق شدند. یکی از همان مدیران جراید ملی که جزو وجوه و خواص بود، پس از بیرون آمدن از عمارت مکتب مستقیماً پیش عینالدوله رفته جریان را گزارش میدهد.
گزارش این نشست و جلسههای دیگر که به عینالدوله رسید، درصدد تبعید میرزا حسن رشدیه، احمد مجدالاسلام کرمانی و میرزا آقا فلسفی اصفهانی برآمد.»

انجمن فرهنگی خبرنگاران کتاب
یکی از بخشهای کتاب به انجمن فرهنگی خبرنگاران کتاب اختصاص دارد. در این بخش به دی ماه ۱۳۸۱ اشاره شده که به دعوت سید فرید قاسمی، خبرنگارهای حوزه کتاب در نشریههای گوناگون در دفتر نشریه کتاب هفته جمع شدند تا انجمن خبرنگاران کتاب را تشکیل دهند. روزنامهها خبر این نشست را ذیل تیتر «راهاندازی انجمن فرهنگی خبرنگاران حوزه کتاب» اینگونه به طبع رساندند: «نخستین گامهای راهاندازی انجمن فرهنگی خبرنگاران حوزه کتاب برداشته شد. به گزارش خبرنگار ایران، در نخستین نشست راهاندازی این انجمن که با حضور شماری از خبرنگاران برگزیده حوزه کتاب در رسانههای نوشتاری و دیداری-شنیداری برگزار شد، هیئتی ۳ نفره به انتخاب خبرنگاران، عهدهدار انجام مراحل مقدماتی ثبت این انجمن از طریق مجراهای قانونی شدند.
بنا به این گزارش، سیدفرید قاسمی، رئیس نخستین جلسه انجمن یادشده و داور اولین جشنواره رسانه و کتاب، با تاکید بر ضرورت تشکیل انجمن خبرنگاران کتاب، تعداد خبرنگاران حوزه کتاب در رسانههای مختلف را ۱۱۴ نفر اعلام کرد که از این میان ۹۷ نفر بهطور ثابت در رسانهها، پوشش اخبار، نقد، یادداشت و گزارشهای مربوط به کتاب را بهعهده دارند و ۱۷ نفر نیز خبرنگار آزاد بهشمار میآیند. این گزارش حاکی است این انجمن فرهنگی با هدف ارتقای کیفیت فعالیت خبرنگاران کتاب، افزایش آگاهیهای علمی و حمایت از منافع صنفی خبرنگاران، تشویق، هدایت، اصلاح و نقد چرخههای مختلف نشر و جهتدهی آنها بهسوی استانداردهای جهانی آغاز به کار خواهد کرد.
کتابی فراتر از تاریخنگاری
در مجموع، «اصناف روزنامهنگاری و مطبوعاتی تهران» فراتر از یک تاریخنگاری ساده، تلاشی است برای فهم روزنامهنگاری بهعنوان یک نهاد اجتماعی و حرفهای. این کتاب به ما یادآوری میکند که تاریخ مطبوعات تنها تاریخ متنها و اندیشهها نیست، بلکه تاریخ انسانهایی است که در قالب اصناف و تشکلها، برای تثبیت هویت حرفهای، بقا و اثرگذاری اجتماعی خود تلاش کردهاند.
کتاب «اصناف روزنامهنگاری و مطبوعاتی تهران» نوشته سید فرید قاسمی در ۱۸۷ صفحه و با قیمت ۲۶۰ هزار تومان از سوی انتشارات موسسه فرهنگی-هنری جهان کتاب منتشر شد.
این کتاب بهعنوان نامزد چهلوسومین جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی برگزیده شده است.
نظر شما