سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - آناهید خزیر: کتاب «ملت سازی؛ چرا برخی کشورها یکپارچه میمانند و برخی تجزیه میشوند؟» نوشته آندرهاس ویمر با ترجمه محمدرضا فدایی از سوی انتشارات شیرازه به عنوان نامزد برگزیده در چهلسومین جایزه کتاب سال انتخاب شده است.
کتاب «ملتسازی» با زیرعنوان «چرا برخی کشورها یکپارچه میمانند و برخی تجزیه میشوند؟» نوشته آندرهاس ویمر، در صدد است تا نگاهی جامع به فرآیند ملتسازی بیندازد. این کتاب یکی از متعدد آثاری است که میکوشند پیچیدگی تاریخی و نمودهای اصلی جامعه مدرن در سرتاسر جهان را بررسی کنند.

مفهوم دولت - ملت نقطه اتکای پیرامون پایداری و ماندگاری کشورها
کتاب «ملتسازی» پس از پیش درآمد به مقدمه پرداخته و در هشت فصل به نظریه رابطهمندی و روش پژوهش متداخل، نهادهای داوطلب، کالاهای عمومی، یکپارچگی ارتباطی، یکپارچگی ارتباطی، یکپارچگی سیاسی، یکی انگاری با کشور، آیا تنوع مخرب است، آثار خطمشی گذاری و درسهای افغانستان پرداخته است. پایانبخش کتاب نیز پیوستها، منابع و مآخذ و فهرست اعلام آمده است.
این کتاب دیدگاه جدیدی در مورد اینکه چرا برخی کشورها علیرغم تنوعهای زبانی و قومی، به یکپارچگی ملی دست مییابند، ارائه میکند، در حالی که برخی دیگر به دلیل نابرابری سیاسی، سیاستهای مشاجرهآمیز یا حتی جداییطلبی و جنگهای قومی بیثبات شدهاند. با این هدف، نویسنده کتاب، ویمر، بررسی خود را از اوایل قرن نوزدهم اروپا و آسیا تا آفریقا در آغاز قرن بیست و یکم گسترش داده است.
در بسیاری از پژوهشها مفهوم دولت - ملت نقطه اتکای بحث پیرامون پایداری و ماندگاری کشورها یا شکست و فروپاشی آنها است. آندره اس ویمر در کتاب ملت سازی با تأکید و تمرکز بر ملت، استثنایی در این قاعده غالب ایجاد کرده است. نویسنده در این اثر از شرایط تحقق یکپارچگی ملی هم از منظر تاریخی یعنی ناظر بر گذشته و هم از نظر شرایط کنونی سخن گفته است.
چرا ملتسازی؟
چرا برخی کشورها که اغلب دچار شکافهای قومی بودند متلاشی شدند، اما برخی دیگر علیرغم جمعیتی، دههها و بلکه سدههاست یکپارچه ماندهاند؟ به عبارت دیگر، چرا ملتسازی در برخی جاها موفق شده، در برخی جاها نه؟ این کتاب به فرایندهای تدریجیای میپردازد که در بلندمدت نمود پیدا میکنند و بر دورنمای ملتسازی در سرتاسر جهان تاثیر میگذارند. در جاهایی که از دیرباز دولت متمرکز وجود داشته، امروزه مردم به زبان واحد سخن میگویند، در نتیجه به آسانی میتوانند اتحادهای سیاسی فراقومی، فرانژادی و فرامنطقهای بسازند.
دولتهایی که سنت تمرکز اداری را از گذشته به ارث بردهاند، از توان بیشتری در حمایت سیاسی از خود ترغیب کنند و احساس وفاداری به کشور را در آنان بپرورانند. سیاسیون با بهرهگیری از نهادهای مدنی میتوانند مناطق مختلف کشور را در قالب شبکههای سیاسی به یکدیرگر پیوند بزنند. روابطی که فراسوی تمایزها تشکیل میشوند، از نقش قومیت در سیاست میکاهند، گرایش به تجزیه کشور را تضعیف میکنند، احتمال وقوع جنگ و درگیری خشونتبار را کاهش میدهند و باعث میشوند شهروندان با کشورشان احساس یکیانگاری کنند و آن را اجتماعی بدانند که تبلور همبستگی زیسته است و تقدیر سیاسی مشترک دارد.
دو روی سکه ملتسازی
یکپارچگی سیاسی و یکیانگاری ملی، دو روی سکه ملتسازی هستند. برای تحقق این دو مولفه باید شهروندان و دولت به فراسوی تمایزات قومی بروند و با همدیگر رابطه سیاسی برقرار کنند تا اکثریتها و اقلیتهای قومی در درون پیکرهبندی فراگیر قدرت قرار گیرند و با یکدیگر ادغام شوند. اگر شهروندان و دولت با یکدیگر روابط مبتنی بر اقتدار و پشتیبانی برقرار کنند. اجتماع ملی فراگیر شکل میگیرد و آنگاه میتوان گفت ملتسازی به ثمر نشسته است. مساله آن نیست که آیا این رابطه از دل انتخابات دموکراتیک بیرون میآید با نتیجه کارکرد سایر نهادهای سیاسی است. اتفاقاً برخی دموکراسیها نتوانستهاند ملت یکپارچه بسازند. به عنوان مثال ایالات متحده آمریکا تا هفتاد سال پس از موجودیت دموکراتیک خود بردگی را فسخ نکرده بود و تا یک سده پس از فسخ آن آفریقایی آمریکاییها را به لحاظ سیاسی طرد میکند و میراثی دیرپا از فرودستی و تفکیک نژادی از خود به جا گذاشت.
در بحث پیرامون پایداری و ماندگاری کشورها یا در مقابل شکست و فروپاشی آنها، مفهوم دولت-ملّت، عنصر مرکزی اغلب پژوهشها را تشکیل میدهد. با این همه در اکثر این پژوهشها بخش اوّل این مفهوم یعنی همان دولت همواره مقامی شامختر از بخش دوّم یعنی ملّت دارد و عنصری تعیینکنندهتر به شمار میرود. کتاب حاضر با تأکید و تمرکز بر ملّت، استثنایی بر این قاعده است. به طور مشخص، بحث بر سر شرایط تحقق یکپارچگی ملّی است، هم از منظر تاریخی یعنی ناظر بر گذشته و هم از نظر شرایط اینجایی و اکنونی وجه تاریخی بحث به دو طریق مورد کندوکاو قرار میگیرد:
طریق نخست مشتمل است بر میزان دولتبودگی ساختار حکمرانی در یک کشور پیش از قرن نوزدهم میلادی یعنی پیش از آنکه با ورود روزافزون قشرهای مختلف مردم همچون شهروندان صاحب حق، سیاست به امری تودهای تبدیل شود و وجه دوّم همان چیزی است که ماکس وبر از آن به عنوان تاریخ سیاسی مشترک جوامع صحبت میکند وجه اینجایی و اکنونی بحث، تمامی آن عوامل و عناصری را پوشش میدهد که موجبات یک اتحاد سیاسی پایدار را فراهم میآورند و نویسنده آنها را ذیل سه سرفصل منابع، ساختارها و ارتباطات دستهبندی کرده و مورد بحث قرار میدهد.

سه عامل کلیدی در ملتسازی نقش اساسی دارند
هسته اصلی نظریه ویمر بر فرآیندهای نسلی متمرکز است که در ملتسازی نقش اساسی دارند که سه عامل کلیدی را شناسایی میکند:
گسترش سازمانهای جامعه مدنی: رشد سازمانهای داوطلبانه میتواند ملتسازی را با تقویت حس اجتماعی و منافع مشترک در میان گروههای قومی مختلف افزایش دهد.
یکسانسازی زبانی: یک فضای زبانی مشترک میتواند ارتباط و تفاهم را تسهیل کند و به ایجاد اتحادهای سیاسی در فراسوی مرزهای قومی کمک کند.
ظرفیت دولت برای تأمین کالاهای عمومی: وقتی دولت بهطور موثر خدمات و کالاها را به شهروندان خود ارائه میدهد، میتواند دیدگاههای سیاسی مختلف را گرد هم آورد و در وحدتبخشی، یا دقیقتر ملتسازی، موفقتر باشد. ویمر برای اثبات نظریهی ملتسازی خود کشورهای مختلف را با هم مقایسه میکند:
سوئیس و بلژیک: برخلاف چالشهایی که بلژیک با آن دستوپنجه نرم میکند، نشان داده شده است که توسعه اولیه سازمانهای داوطلبانه (مورد اول در نظریه ملتسازی) در سوئیس به ملتسازی آن کمک کرده است.
بوتسوانا و سومالی: موفقیت بوتسوانا در تامین کالاهای عمومی (مورد سوم در نظریهی ملتسازی) با مشکلات سومالی مقایسه میشود و نقش ظرفیت دولت در ملتسازی را برجسته میکند.
چین و روسیه: فضای زبانی مشترک در چین (مورد دوم در نظریهی ملتسازی) چالشهایی که روسیه با آنها دستوپنجه نرم میکند را حذف کرده و این امر، اهمیت زبان را در یکپارچگی سیاسی نشان میدهد.
مکانیسمهای شناساییشده در ملتسازی
میتوان گفت که ایدهها و نظریههای ویمر توسط تحلیلهای آماری پشتیبانی میشوند، که نشان میدهد مکانیسمهای شناساییشده او، ملتسازی را بهطور موثرتر از استدلالهای رقیب مانند حکومت دموکراتیک یا دولتهای استعماری توضیح میدهد. با این اوصاف، این کتاب برای سیاستگذاران، محققان علوم سیاسی و جامعهشناسی و هر کسی که به کم و کیف ملتسازی علاقهمند است میتواند مفید باشد.
آندرهاس ویمر جامعهشناس سوئیسی است و استاد جامعهشناسی و فلسفه سیاسی در دانشگاه کلمبیا است. وی دارای دکترای انسانشناسی اجتماعی از دانشگاه زوریخ است و به دلیل تحقیق درمورد ملیگرایی، ملتسازی و درگیریهای قومی مشهور است.
کتاب «ملتسازی؛ چرا برخی کشورها یکپارچه میمانند و برخی تجزیه میشوند؟» نوشته آندرهاس ویمر با ترجمه محمدرضا فدایی در ۴۷۳ صفحه و قیمت ۷۵۰ هزار تومان از سوی انتشارات شیرازه منتشر شد.
کتاب حاضر به عنوان نامزد برگزیده در چهلسومین جایزه کتاب سال انتخاب شده است.
نظر شما