سرویس میهن و مقاومت خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- نوید صالحی، پژوهشگر: نسل اول روزنامهنگاران انقلاب اسلامی، غالبا پس از هشت سال دفاع مقدس به نویسندگی روی آوردند؛ سعید علامیان ازجمله روزنامهنگارانی بود که به ضرورت پرداخت به تاریخ شفاهی دوران انقلاب اسلامی و دفاع مقدس پی برد و از جمله بنیانگذاران این سبک بود. گردآوری و چاپ خاطرات محسن رفیق دوست در سه جلد با عنوان «برای تاریخ میگویم»، «ملاقات در فکه» زندگینامه شهید غلامحسین باقری افشردی، گردآوری یادداشتهای روزانه فتح الله جعفری از سال ۱۳۵۲تا۱۳۵۹ با نام «دارساوین» بخشی از آثار این نویسنده صاحب سبک است.
در بین فرماندهان نظامی وچهرههای سیاسی و دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران، نام سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی، نماد مقاومت، دیپلماسی، گفتمان سیاسی بود. قطعا شهادت چنین چهرهای اهالی فرهنگ و هنر را به تولید اثر در ژانرهای مختلف ترغیب می کند؛ اما کتاب مورد نظر از دو ویژگی خاص برخوردار است، نخست صاحب خاطرات که نزدیک به ۴ دهه با حاج قاسم و خانواده او زیسته است و ویژگی دیگر گرداورنده این خاطرات است که تسلطی کامل بر تاریخ هشت سال دفاع مقدس دارد.
مقالهای که کتاب شد
سعید علامیان در گفتوگو با همشهری به نحوه شکل گیری کتاب اشاره میکند و میگوید: در بهمن ۹۸ یادداشتی از شیرازی با همین عنوان در یکی از خبرگزاریها دیدم و پیشنهاد کتاب را دادم. قرار مصاحبهها گذاشته شد و حدود ۲۰ساعت مصاحبه تا مردادماه ۹۹ انجام گرفت. با توجه به این سخن علامیان، میتوان دریافت که نویسنده به جزییات زندگی کاری و خانوادگی حاج قاسم دسترسی بیشتری داشته است. راوی، حجتالاسلام علی شیرازی از رفاقتی که از سال ۶۱ در عملیات بیتالمقدس شکل میگیرد و در فروردین سال ۶۵ به همکاری با حاج قاسم می انجامد، سخن می گوید.
علی شیرازی در تمام طول کتاب از عشق و علاقه خود به حاج قاسم میگوید، روایت را با شنیدن خبر شهادت حاجی شروع میکند، از اتاق کار کوچک او در خانهاش، از آخرین سفر حاج قاسم که تازه متوجه شده است سفر وداع با یاران و همرزمان بوده و این که حاج قاسم میدانسته قرار است به آرزوی دیرین خود برسد.
کتاب در ۱۲ فصل نگاشته شده و در هر فصل بخشی ازخصوصیات اخلاقی حاج قاسم بیان میگردد. تفاوت این کتاب با سایر آثار منتشره در خصوص سردار سلیمانی این است که علامیان در هر فصل بعدی از شخصیت شهید را که کمتر بیان شده، از زبان فردی میگوید که چهل سال با او زیسته و در بسیاری از حوادث و اتفاقات حضور داشته است.
شهادت بزرگ
فصل اول که «شهادت بزرگ» نام دارد، چگونگی شهادت حاجی، حال و هوای رفقای او و بیانات و نظر مقام معظم رهبری در مورد شهادت حاج قاسم را بیان میکند.
در فصل دوم، «زندگی خوب» که ازسخنان مقام معظم رهبری در دیدارشان با خانواده شهید در منزل حاج قاسم برگرفته شده به شیوه زندگی و سادهزیستی سردار پرداخته شده است. فصل دوم رفتار و سیر و سلوک حاج قاسم در بین خانواده است؛ بیان آقای شیرازی و نگارش علامیان این فصل را جذاب کرده است. مهربانی و نگاه پدرانه حاج قاسم با فرزندان و حرمت و احترامی که به همسرشان میگذاشتند در برابر ممانعت هر گونه استفاده از جایگاه شغلی او از سوی خانواده نماد سادهزیستیاش را به تصویر میکشد. در صفحه ۲۸ راوی میگوید: "حاج قاسم مراقب بود بچههایش از موقعیت پدرشان استفاده نکنند. میخواست خودشان رشد کنند. تلاش میکرد بچه شهید شغل داشته باشد. با حمید عربنژاد، مدیرعامل هواپیمایی ماهان صحبت کرد. گروهی از بچههای شهدا، دوره خلبانی دیدند و الان خلبان هستند. در بخش دیگری از فصل دوم، رسیدگی به پدر و مادرش در روستای قنات ملک را بیان میکند.
در فصل سوم، رفیق چهل ساله حاج قاسم از رسیدگی و اهتمام او به فرزندان شهدا میگوید؛ از بازدیدهای سرزده به فرزندان شهدا تا رسیدگی به اوضاع واحوال آنان که زمان زیادی از حضور حاج قاسم در ایران صرف آن میشد. روایت خاطرهگونه کتاب، خواننده را با خود همراه میکند؛ علامیان بخوبی توانسته است از لحظه لحظه این رفاقت استفاده کند و حاج قاسم را همان گونه که بوده، همان طور که زندگی کرده از بین خاطرات علی شیرازی نشان دهد.
فصل چهارم حاج قاسم در دنیای سیاست است؛ «فدایی مردم» بهترین عنوانی است که نویسنده استفاده کرده است. در آستانه انتخابات ریاستجمهوری، مراجعات بسیاری به حاج قاسم برای حضور در انتخابات میشود، در پا سخ میگوید: بگویید سلیمانی فقط یک سرباز است؛ فدایی مردم، یکی از بهترین فصلهای کتاب است که ای کاش بیش از این به آن پرداخته میشد؛ رفتار حاج قاسم با مردم یکی از از مهمترین خصلتهای نیک اخلاقی اوست. راوی از برخوردها و رفتار حاج قاسم با دختران و پسران جوان میگوید؛ با توجه به حجم کاریاش، خود را موظف میدانسته تا جواب نامه مردم را بدهد. غیرجناحی بودناش را بخوبی شرح میدهد. شیرازی رفتار حاج قاسم را در برخورد با برخی از مسئولین، هر چند مختصر ولی بخوبی شرح میدهد؛ "حاضر بود برای جذب دیگران وقت و آبرو بگذارد، اگر میدید کسی خطا میرود، قرار میگذاشت، میرفت سراغش، با او صحبت میکرد. میگفت: «نبایدافراد را به آسانی از دست بدهیم».
ثبت خاطرات افرادی همچو حجتالاسلام علی شیرازی بخوبی توانسته چهره واقعی حاج قاسم را بصورت موجز و البته تاثیرگذار به مخاطب معرفی کند؛ بزرگترین ژنرال نظامی که تمام توان گروههای تروریستی را در منطقه گرفته بود و حامیان آنان، آمریکا و اسراییل بارها و بارها قصد ترور او را داشتند، برای نسل جوان میتواند یک فرد دست نیافتنی باشد ولی آنچه در کتاب «حاج قاسمی که من میشناسم» به رشته تحریر در آمده است، فردی را نشان میدهد که مصداق آیه «اشد علی کفار رحما بینهم» است؛ ترتیببندی فصلهای کتاب نیز برهمین روند نگاشته شده است، در فصلهای نخست، رفتار و سلوک حاج قاسم در بین مردم و دوری از هرگونه تشریفات است؛ پدری برای فرزندان شهدا و گوشی شنوا برای نسل جوان؛ از فصل پنجم "مردکارهای سخت" شیرازی چهره نظامی و فرماندهی او را چه در منطقه سیستان و بلوچستان و چه در جبهه مقاومت نشان میدهد.
فصل ششم، «سیر وسلوک» مهربانی و عطوفت ژنرال در میان افراد و نیروهایش بازگو میشود. نگاه فرامذهبی او در سوریه برای نجات قبایل مختلف با ادیان مختلف از دست داعش، حفظ حرمت نیروهای زیردست و همچنین احترام به بزرگان نظام نوعی درس مدیریتی است که راوی بخوبی بیان نموده است. «عاشق اهل بیت علیهم السلام» یکی از فصلهای جذاب کتاب است که ارادت ژنرال را به اهل بیت نشان میدهد. این فصل فرماندهای را به تصویر کشیده که جهان استکبار از او وحشت داشت و او در برابر خاندان عصمت و طهارت خاضع و خادم است. در فصل بعد «شیعه تئوری» نیز که مرتبط با اندیشههای دینی حاج قاسم است، حرمت و احترام بزرگترین فرمانده جبهه مقاومت را در برابر علما و آیات عظام و خاصه مقام معظم رهبری از زبان رفیق قدیمیاش میخوانیم.
«مدال نشان»(آن روز که آقانشان ذوالفقار را به سینه سردارسلیمانی زدند، یکی از بهترین روزهای زندگیام بود. نه من، همه رفقایش از این اتفاق خوشحال بودند؛ جز او که راضی نبودبین او و بقیه فرماندهان تمایزی داشته باشد. ابتدا زیربار نمیرفت. وقتی اصرارشد، شرط کردکه خبری نشود.)
علی شیرازی در این فصل از کتاب با نشان ذوالفقار شروع و به ۳۰ سال قبل و زمان اعطای درجه به فرماندهان سپاه اشاره میکند، درست زمانی که حاج قاسم فرمانده سپاه کرمان بود. خاطرات راوی فروتنی و خدمتگذاری به مردم را برای چندمین بار به تصویر میکشد. در بخش دیگری از این فصل، حاج قاسم شرط میگذارد که خبر دریافت نشان رسانهای نشود؛ راوی میگوید که برخلاف نظر حاج قاسم عمل میکند. شیرازی میگوید در تمام سالهای رفاقت با او تندی نکرده بود تا زمانی که خبر منتشر میشود، اما روایت سال۶۹ و اعطای درجه به فرماندهان سپاه نیز یکی از بخشهای کمتر گفته شده زندگی سلیمانی است که شیرازی نقل میکند.
دو فصل دیگر کتاب، توجه و نگرش حاج قاسم به موضوعات فرهنگی است؛ «مرد جبهههای فرهنگی» و «شجاع میدان سیاست» فعالیتهای حاج قاسم را در ترویج فرهنگ ایثار و شهادت و همچنین ثبت تاریخ دفاع مقدس بیان میکند. در موضوعات سیاسی نیز خاطرات راوی نشان میدهد حاج قاسم جذب نیروها را در سرلوحه کار خود داشته و در بحرانهای مختلف از جمله سال ۸۸ با بسیاری از افراد برای جلوگیری از گسترش اغتشاشات صحبت کرده است. در لابلای سخنان شیرازی در تمام کتاب شاهد آن هستیم که شهید سلیمانی هیچ تعلقی به جناحهای سیاسی نداشته و در انتخاباتهای ریاست جمهوری حتی در جلسات خصوصی نامی از کاندیدای مورد نظر خود نمیبرد. «حماسه تشیع» وداع جبهه مقاومت و جهان اسلام با فرماندهی است که نامش لرزه براندام جهان استکبار میانداخت ولی وصیت کرد، بر روی مزارش بنویسند "سرباز قاسم سلیمانی"؛سپهبدشهید حاج قاسم سلیمانی همزمان با سالروز شهادت حضرت زهرا سلام الله به خاک سپرده شد؛
کلام آخر:
کتاب «حاج قاسمی که من میشناسم» روایتی است از ۴۰سال معصومیت فرماندهای که همیشه در صحنه بوده ولی از دیده شدن پرهیز داشته است؛ خاطرات حجتالاسلام علی شیرازی بدلیل این که بخش عمدهای ازآن در صحنه بودنها و مبارزه و کار وتلاش در سکوت را که شاید در سایر کتابهایی که در مورد حاج قاسم منتشر شده دیده نمی شود، بیان میکند، این اثر را به یکی از کتب منبع برای شناخت شخصیت حاج قاسم بدل میکند. کتاب «حاج قاسمی که من میشناسم» در ۱۶۸صفحه توسط انتشارات خط مقدم در سال ۱۴۰۰منتشر و تا کنون به ۹۵ بار تجدید چاپ رسیده است.
نظر شما