سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ کتاب «موسی و گرشاسپ، اردشیر و هرود: پژوهش تطبیقی متون پهلوی و تلمود بابلی» اثر آزاده احسانی چمبلی، با ترجمهٔ هما شهرامبخت و انتشار نشر کتاب پارسه، مطالعهای تطبیقی میان شماری از روایتهای تلمودی و متون فارسی میانه ارائه میدهد. این اثر تلاشی پژوهشی در امتداد مطالعات تطبیقی میان متون ایرانی باستان و سنتهای یهودیِ تلمودی است و با تأکید بر نسبتهای فرهنگی، اسطورهای و تاریخی، به بررسی چگونگی شکلگیری روایتها و بازنمایی شخصیتها و تمهای مشترک میان سنتهای پهلوی و داستانهای تلمود بابلی میپردازد. چنین پژوهشی، علاوه بر گشودن افقی تازه در فهم اندیشه و ادبیات ایران باستان، پیچیدگی و پیوندهای عمیق میان دو فرهنگی را آشکار میسازد که در دورههایی از تاریخ، در بستری مشترک و در تعامل نزدیک با یکدیگر زیستهاند.

۱. معرفی اثر
موسی و گرشاسپ، اردشیر و هرود نوشتهٔ آزاده احسانی چمبلی پژوهشی تطبیقی است که نخستین بار به زبان انگلیسی تحت عنوان Moses and Garšāsp, Ardašīr and Herod: Narratives of the Babylonian Talmud in Their Iranian Context منتشر و سپس به فارسی برگردانده شد. این کتاب جزء مجموعهٔ مطالعات زرتشتی انتشارات مزداست و برای پژوهشگران تاریخ باستان، مطالعات ادیان و متون میانرشتهای اهمیت دارد.
همانطور که در معرفی اثر آمده، هدف اصلی کتاب، بازخوانی و تحلیلِ روایات تلمودی در بستر فرهنگ و اسطورههای ایرانی است. احسانی نویسنده و پژوهشگری با پیشینهٔ تحصیلی در ادیان تطبیقی و زبانهای باستانی است و در این پژوهش از منابع پهلوی و تلمود بابلی بهره برده است تا روابط پیچیدهٔ متنی و فرهنگی میان این دو حوزه را ترسیم کند.

۲. زمینهٔ مطالعاتی: تلمود بابلی و متون ایرانی
تلمود بابلی یکی از متون دینی-حقوقی بنیادین یهودیت است که در بابل (ایرانِ امروزی در دوران ساسانی)، شکل گرفت و توسعه یافت. از اینرو، این متن نه فقط بهعنوان یک سند دینی، بلکه بهعنوان مجموعهای از روایتها، قوانین و احکام قابل مطالعه است که در تعامل با محیط فرهنگی ایرانی قرار داشته است.
در تقابل با این سنت یهودی، متون پهلوی (فارسی میانه)، از جمله روایتها، اساطیر، و متون دینی یا شبهدینی ایرانی، و یکی از منابع مهم شناخت ساختارهای فکری و نمادین ایران باستان هستند. احسانی در کتاب خود نشان میدهد که برخی شخصیتها و تمها در تلمود بابلی به گونهای بازنمایی شدهاند که میتوان ردپای تأثیر فرهنگ ایرانی و اساطیر پهلوی را در آنها یافت. این رویکرد، در سنت مطالعات تطبیقی متون میانرشتهای قرار دارد و به فهمی عمیقتر از چگونگی تبادل فرهنگی میان جوامع باستان منجر میشود.
۳. بازخوانی شخصیتها: موسی، گرشاسپ، اردشیر و هرود
بخشهایی از این کتاب به مطالعهٔ تطبیقی شخصیتهایی چون موسی (شخصیت کتاب مقدس و تلمود)، گرشاسپ (پهلوان اساطیری ایرانی)، اردشیر (یکی از پادشاهان سلسلهٔ ساسانی) و هرود (شخصیت تاریخی مرتبط با یهودیت در دورهٔ روم) اختصاص دارد. او با بررسی روایتهای موجود در تلمود بابلی و مقایسهٔ آنها با منابع پهلوی و اساطیری ایرانی، نشان میدهد که چگونه این شخصیتها در دو سنت مختلف دچار دگردیسی روایی و فرهنگی شدهاند.
برای مثال، بررسی مقام موسی در تلمود در برابر روایتهای پهلوی دربارهٔ قهرمانانی چون گرشاسپ میتواند الگوهای مشترک یا تأثیرات متقابل فرهنگی را آشکار سازد و نشان میدهد چگونه روایتها از طریق تعامل فرهنگی دستخوش تغییر شدهاند.
۴. روششناسی تطبیقی و بیناریشهای
احسانی در این اثر از روش تطبیقی بهره میبرد؛ روش پژوهشیای که هدفش کنکاش در نسبتهای میان متون و فرهنگهاست. تطبیق روایتهای تلمودی با متون پهلوی مستلزم توجه به ساختارهای زبانی، تاریخی، اسطورهای، و فرهنگی است. او در فصول مختلف کتاب، این مطالب را با دقت علمی بررسی میکند تا نشان دهد که چگونه عناصر فرهنگی ایرانی ممکن است در متون یهودی بازآفرینی شده باشند و بالعکس.
این نوع مطالعات، در حوزهٔ مطالعات ایرانی و مطالعات یهودی جایگاه خاصی یافتهاند زیرا به شکستن مرزهای حوزۀ دینی و ملی کمک میکنند و بهجای دیدگاههای تکفرهنگی، دیدگاههای پیوندی و متقابل ارائه میدهند.
۵. اهمیت علمی و فرهنگی اثر
کتاب موسی و گرشاسپ، اردشیر و هرود نقشی مهم در فهم تعاملات فرهنگی میان جوامع یهودی و ایرانی ایفا میکند، بهویژه در دوران باستان که این دو فرهنگ در همآمیخته بودند. این اثر به پژوهشگران تاریخ، مطالعات ادیان، ایرانشناسی و یهودشناسی کمک میکند تا درک بهتری از شبکهٔ پیچیدهٔ تأثیرات متقابل میان این دو سنت بدست آورند.
ترجمهٔ فارسی این اثر بهکوشش هما شهرامبخت، امکان دسترسی پژوهشگران فارسیزبان به یکی از مطالعات مهم معاصر در حوزهٔ تلمود و ایرانشناسی تطبیقی را فراهم کرده است.
.
نظر شما