دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۸:۴۰
کردستان؛ سرزمین روایت‌ها و خلأ یک نهاد مرجع ادبی

کردستان - ادبیات شفاهی، روایت‌های بومی، شعر و داستان، همواره یکی از کانون‌های مهم فرهنگی در کردستان بوده است؛ استانی که قصه، افسانه و شعر در تار و پود زندگی مردمانش جاری است. با این حال، خانه‌ فرهنگ و ادبیات به‌عنوان نهادی برای جریان‌سازی ادبی در استان وجود ندارد.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - شنو نوری: استان کردستان با پیشینه‌ای غنی در شعر، داستان، ادبیات شفاهی و روایت‌های بومی، همواره یکی از کانون‌های مهم تولید اندیشه و ادبیات در غرب کشور بوده است. از شعر کلاسیک و معاصر تا داستان‌نویسی و ادبیات بومی، این استان نقش قابل توجهی در شکل‌دهی به هویت ادبی منطقه و کشور داشته است. با این حال، بررسی وضعیت زیرساخت‌های فرهنگی در مرکز استان نشان می‌دهد خانه‌ای برای ادبیات یا خانه به‌عنوان نهادی غیر دولتی، ساختارمند، هدفمند و فعال در کردستان وجود ندارد؛ خلأیی که بر انسجام و پویایی جریان ادبی استان تأثیرگذار است.

انجمن‌های ادبی فعال، اما بدون خانه رسمی

در عین حال نباید تصور شود که فعالیت ادبی در استان وجود ندارد. کردستان دارای انجمن‌های ادبی متعدد و فعال است که هریک با اعضای ثابت و فعال، نشست‌های شعرخوانی، نقد ادبی و رویدادهای فرهنگی برگزار می‌کنند. از جمله این انجمن‌ها می‌توان به انجمن ادبی مولوی کرد، انجمن هورامان، پینوس و چندین انجمن دیگر اشاره کرد که هرکدام به‌صورت مستقل فعالیت می‌کنند و اعضای علاقه‌مند و فعال دارند.

با این حال، این انجمن‌ها هرچند فعال هستند، کارکردهای تخصصی و نهادی خانه‌های شعر و ادبیات را ندارند. انجمن‌ها بیشتر به برگزاری جلسات محدود، نقدهای محلی و نشست‌های دوره‌ای می‌پردازند و فاقد ساختار علمی منسجم، دبیر علمی و برنامه‌ریزی بلندمدت هستند. این خلا باعث می‌شود ظرفیت‌های بالقوه استان در حوزه شبکه‌سازی ادبی، تولید کتاب و ویژه‌نامه، نقد حرفه‌ای و تربیت نسل جدید نویسندگان به‌طور کامل محقق نشود.

نبود نهاد مرجع؛ ادبیات پراکنده و فردمحور

نویسنده و پژوهشگر ادبیات بومی کردستان، در گفت‌وگو با ایبنا با اشاره به جایگاه تاریخی کردستان در ادبیات ایران، اظهار کرد: نبود خانه شعر و ادبیات باعث شده جریان تولید و نقد ادبی در استان بیشتر به فعالیت‌های فردی و مقطعی متکی باشد. چرا که خانه‌های ادبیات در تعریف حرفه‌ای، نهادی سیاست‌گذار، برنامه‌ریز و پیشران در حوزه ادبیات هستند، نه صرفاً محل برگزاری نشست‌های ادبی.

فرجی با تأکید بر تفاوت ماهوی خانه‌های ادبیات و انجمن‌های ادبی افزود: انجمن‌های ادبی عمدتاً بر جلسات شعرخوانی و گردهمایی‌های محدود تمرکز دارند، در حالی که خانه‌های ادبیات دارای ساختار علمی، دبیر یا شورای تخصصی و برنامه‌های هدفمند برای تولید اثر، نقد ادبی و تربیت نسل جدید نویسندگان هستند؛ کارکردهایی که در زیست ادبی کردستان کمتر دیده می‌شود.

این پژوهشگر با بیان اینکه انجمن‌های ادبی موجود، با تمام ارزش و اثرگذاری محدود خود، نمی‌توانند جایگزین یک نهاد مرجع و فراگیر باشند، گفت: نبود خانه ادبیات باعث شده پیوند میان نسل‌های مختلف نویسندگان، منتقدان و پژوهشگران به‌درستی شکل نگیرد و بسیاری از استعدادهای جوان، مسیر رشد خود را خارج از استان یا به صورت پراکنده دنبال کنند.

این فعال فرهنگی با بیان اینکه کردستان از نظر سرمایه انسانی و تنوع زبانی، ظرفیت بالایی برای تولید ادبیات بومی، داستان و شعر معاصر دارد؛ اضافه کرد: ظرفیتی که در صورت وجود خانه شعر و ادبیات می‌توانست به تولید آثار ماندگار، جریان نقد جدی و حضور پررنگ‌تر در فضای نشر کشور منجر شود.

کردستان؛ سرزمین روایت‌ها و خلأ یک نهاد مرجع ادبی

نگاه میدانی؛ تجربه فعالان فرهنگی

مدیر یکی از کتابفروشی‌های سنندج، نیز در گفت‌وگو با ایبنا نیز نبود خانه فرهنگ و ادبیات را یکی از چالش‌های اصلی فعالیت فرهنگی در استان دانست و افزود: پراکندگی فعالیت‌ها و نبود یک نهاد هماهنگ‌کننده، باعث شده بسیاری از برنامه‌های ادبی اثرگذاری لازم را نداشته باشند.

عباس رحمانی با اشاره به تفاوت خانه‌های ادبیات با انجمن‌های ادبی اظهار کرد: انجمن‌ها فاقد ساختار منسجم، دبیر علمی و خروجی مشخص هستند و بیشتر در حد جلسات روتین باقی می‌مانند، در حالیکه خانه‌های ادبیات می‌تواند به شبکه‌سازی ادبی، تولید محتوای مکتوب، انتشار کتاب یا ویژه‌نامه و حتی تربیت نسل جدید نویسندگان به‌عنوان خروجی نهایی فکر کند.

این فعال فرهنگی نبود اراده جدی در سطح سیاست‌گذاری فرهنگی، نگاه پروژه‌ای و مقطعی به فعالیت‌های ادبی و مشخص نبودن متولی اصلی را از دلایل اصلی شکل نگرفتن خانه شعر و ادبیات در استان می‌داند و افزود: در مواردی تلاش‌هایی پراکنده برای تقویت فعالیت‌های ادبی انجام شده، اما این اقدامات به دلیل نداشتن ساختار پایدار و برنامه بلندمدت، به نتیجه نرسیده است.

ضرورت‌های شکل‌گیری خانه ادبیات

آنچه از مجموع دیدگاه‌های پژوهشگران و فعالان فرهنگی برمی‌آید، این است که ایجاد خانه شعر و ادبیات در کردستان نه یک اقدام تشریفاتی، بلکه ضرورتی فرهنگی برای بازتعریف و تقویت هویت ادبی استان است. چرا چنین نهادی می‌تواند تولیدات ادبی همه‌جانبه شامل شعر، داستان، نقد ادبی و پژوهش را پوشش دهد، شبکه‌سازی میان نویسندگان، شاعران، پژوهشگران و ناشران را ممکن کند و انتشار رسمی کتاب و ویژه‌نامه‌ها و جریان نقد تخصصی را مدیریت کند و در کنار آن نسل جدید نویسندگان و شاعران استان را تربیت و هدایت کند.

از سوی دیگر، کردستان با تنوع زبانی و فرهنگی خود، ظرفیت بالایی برای تولید ادبیات بومی، داستان‌های مبتنی بر زیست‌جهان محلی و بازآفرینی روایت‌های شفاهی دارد؛ ظرفیتی که بدون وجود نهادی مرجع و برنامه‌محور، کمتر به تولید آثار مکتوب، جریان نشر و معرفی در سطح ملی منجر شده است. خانه کتاب و ادبیات می‌توانست حلقه اتصال میان این گنجینه فرهنگی و فضای حرفه‌ای ادبیات کشور باشد.

به نظر می‌رسد راه‌اندازی خانه ادبیات در کردستان، نه صرفاً یک مطالبه صنفی، بلکه ضرورتی فرهنگی برای حفظ، تقویت و انتقال میراث ادبی منطقه به نسل‌های آینده باشد؛ ضرورتی که تحقق آن نیازمند عزم جدی نهادهای مسئول، تعریف ساختاری روشن و پرهیز از نگاه‌های مقطعی و پروژه‌ای است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها