سه‌شنبه ۳۰ دی ۱۴۰۴ - ۱۰:۳۴
مجموعه اشعار نافذ همدانی در «سراپرده خورشید»

مجموعه اشعار اسماعیل صفویان متخلص به نافذ همدانی در کتاب «سراپرده خورشید» منتشر شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا اسماعیل صفریان متخلص به نافذ همدانی در سال ۱۳۱۴ در همدان زاده شد و در شهریور ۱۳۷۲ در تهران چشم از جهان فروبست و در کنار بزرگانی چون مهرداد اوستا، مجتبی مینوی، کیوان سمیعی و محمدحسین مشایخ فریدنی به خاک سپرده و جاودان شد.

او شاعری بود که حضورش در شعر معاصر، آرام و بی‌هیاهو اما عمیق و اثرگذار بود؛ شاعری که زندگی و شعرش هر دو برمدار اندیشه، تأمل و صداقت می‌چرخید.

از دوستان و هم‌نشینان ادبی نافذ همدانی می‌توان به نام‌آوران وادی شعر و ادب، چون مهرداد اوستا، مشفق کاشانی، محمد گلبن، جواد آذر، نصرت‌الله نوح، کیوان سمیعی، سادات ناصری، محمدرضا حکیمی، قدسی خراسانی، حسین منزوی، محمدعلی بهمنی و بسیاری دیگر از شاعران و اندیشمندان معاصر اشاره کرد.

او در قالب‌های کلاسیک شعر فارسی ازجمله غزل، قصیده، مثنوی، چهارپاره و رباعی طبع‌آزمایی کرد و محتوای شعر نافذ را می‌توان در دو محور اصلی نخست بیان احساسات و درونیات شاعر در مواجهه با جهان هستی که بیش از همه در غزلیات او جلوه‌گر است و دوم نگاه انتقادی و هشیارانه به شرایط اجتماعی و اوضاع روزگار که در مثنوی‌ها و برخی غزل‌هایش نمود یافته، خلاصه کرد. از دید نافذ، عشق پدیده‌ای یگانه و بی‌بدیل است؛ حادثه‌ای که زندگی را معنا می‌بخشد و تکرارپذیر نیست.

در ادامه نمونه اشعاری از کتاب «سراپرده خورشید» را می‌خوانید:

سراپرده خورشید

برخیز قفس بشکن و آهنگ سفر کن

سیری به هوای دل آفاق سیر کن

در کوی شب ای شبنم جان جلوه‌گهی نیست

صبحی به سراپرده خورشید سفر کن

چون نکهت جان‌بخش گل از پرده برون آی

همپای صبا دست در آغوش سحر کن

بگشای پر همت و در پهنه پرواز

پایان نظر نقطه پرواز دگر کن

غیر از تو کران تا به کران سد رهی نیست

بگذار به ره گامی و از خویش گذر کن

گرداب عدم ساحل درماندگی توست

چون موج به دریای طلب سینه سپر کن

آئینه هستی دل صاحب‌نظران است

دل را به صفا پرده گلریز نظر کن

چون چشمه جوشان به رگ جوی روان شو

وز بستر مرداب گران‌خواب حذر کن

تا گوهر جان آب صفایی نپذیرد

سیراب دل از چشمه خوناب جگر کن

گیرم که ز پی شام جهان را سحری نیست

روشن به چراغی دل خود را چو گهر کن

نافذ به ره عشق ادب ورز و در این کار

دل درگرو کلک دل‌آویز هنر کن

سوز و گداز

بارها شب تا سحرگاهان زدم

واپسین گام نفس در کوی مرگ

تا مگر ریزم دریغی را به‌پای

از نهال زندگانی شاخ و برگ

انتشارات گشتاسب اخیراً این کتاب را در ۱۰۰ صفحه و با شمارگان ۲۰۰ نسخه عرضه کرده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها