دوشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۴ - ۰۹:۱۵
مروری بر کتاب «نظام جدید هنرها»

پنج هنر اصلی در آن دوران نقاشی، مجسمه‌سازی، معماری، موسیقی و شعر بودند و گاهی بنا به شرایط و زمان هنرهایی مثل باغبانی، حکاکی، هنرهای آذینی و ادبیات منثور به آن افزوده می‌شد. از روزگار قدیم شعر را بیشتر از بقیه رشته‌های هنری پاس می‌داشتند و پس از آن موسیقی، به عنوان هنری ارزشمند جایگاهی بلند داشت.

سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا سده هجدهم در تاریخ زیبایی‌شناسی و نقد هنری اهمیت زیادی دارد. اصطلاح «زیبایی‌شناسی» در آن روزگار ساخته شد و در نزد تاریخ‌دانان و پژوهشگران، موضوع «فلسفه هنر» به وجود آمد. در آن دوران نوشته‌ها و مطالبی از سوی صاحب‌نظران تحریر شد که در آن هنرهای گوناگون با هم مقایسه شدند که پیش از هر چیز با قاعده‌های فنی سروکار داشتند.

هنرهای زیبا در نظرگاه افلاطون و ارسطو

پنج هنر اصلی در آن دوران نقاشی، مجسمه‌سازی، معماری، موسیقی و شعر بودند و گاهی بنا به شرایط و زمان هنرهایی مثل باغبانی، حکاکی، هنرهای آذینی و ادبیات منثور به آن افزوده می‌شد. از روزگار قدیم شعر را بیشتر از بقیه رشته‌های هنری پاس می‌داشتند و پس از آن موسیقی، به عنوان هنری ارزشمند جایگاهی بلند داشت. البته افلاطون و ارسطو موسیقی یا رقص را هنرهای جداگانه نمی‌دانستند و آنها را عناصر گونه‌هایی از شعر به ویژه شعر غنایی و دراماتیک می‌شمردند.

حال اگر بخواهیم در فلسفه کلاسیک پیوندی میان شعر و موسیقی و هنرهای زیبا بیابیم، پیش از هرچیز آن را در مفهوم مُحاکات می‌یابیم. از نوشته‌های افلاطون و ارسطو قطعاتی گرد آورده‌اند که از آنها به روشنی برمی‌آید که شعر و موسیقی و رقص و نقاشی و مجسمه‌سازی را صورت‌های گوناگون محاکات می‌شمرده‌اند. ذکر این نکته از این رو مهم است که بر نظر مولفان دیگر حتی در سده هجدهم اثر گذاشت.

پس از روزگار افلاطون و ارسطو، واپسین کوشش‌هایی جهت فهرست‌بندی هنرها و توجه به ارزش‌های زیبایی‌شناسانه آنها به وجود آمد که یکی از آنها مربوط به مارتیانوس کاپلا است. در طرحواره هفت هنر آزاد او دستور، خطابه و جدل، حساب و هندسه و نجوم و موسیقی قرار دارد. در برخی منابع دیگر افزون بر هفت هنر کاپِلا، پزشکی و معماری نیز قرار دارد.

اهمیت فرانسه در سده هفدهم

در سده هفدهم، رهبری فرهنگی اروپا از ایتالیا به فرانسه رسید و بسیاری از اندیشه‌ها و گرایش‌های مربوط به نوزایی در ایتالیا، در اندیشه روشنگرایانه فرانسوی‌ها دگرگون شد. در روزگار لویی شانزدهم در فرانسه، شعر و ادبیات و موسیقی و نقاشی مورد حمایت قرار گرفت. آکادمی‌های نقاشی، مجسمه‌سازی، معماری، موسیقی و رقص به وجود آمدند که نقش زیادی در رشد این هنرها داشت.

در این سالها علوم طبیعی در حال رشد و گسترش بودند و آکادمی‌های علوم نیز کارشان را شروع کرده بودند. دوره‌ای تازه در حال شروع بود و در این دوران فرق میان هنرها و علوم بیشتر مشخص می‌شد. تا پیش از این در بسیاری از تقسیم‌بندی‌ها، بعضی از شاخه‌های علم را در ردیف هنرها قرار می‌دادند ولی گذشت زمان این مرزبندی را باریک‌تر و دقیق‌تر کرد.

با این تفاسیر در آستانه سده هجدهم به نظام جدید هنرهای زیبا نزدیک‌تر هستیم. در نیمه نخست سده هجدهم، دلبستگی دوستداران و نویسندگان و فیلسوفان به هنرهای دیداری و به موسیقی فزونی یافت. رساله‌هایی نوشته شد که در آنها هنرها را با هم و با شعر مقایسه کرده بودند و سرانجام نظام جدید هنرهای زیبا در حال جای‌گیر شدن بود.

رساله تاثیرگذار باتو

آبه باتو در رساله معروف و اثرگذارش بازگشت هنرهای زیبا به اصلی یگانه در سال ۱۷۴۶، گامی سرنوشت‌ساز در این زمینه برداشت. با اینکه بسیاری از عنصرهای نظام او برگرفته از مولفان پیشین بود، اما نباید نادیده گرفت که او نخستین کسی بود که در رساله‌اش به شکلی کاملاً روشن و مشخص به موضوع نظام هنرهای زیبا می‌پرداخت و نظامی شسته رفته از هنرهای زیبا را مطرح می‌کرد.

رساله اثرگذار او نه تنها در فرانسه، که حتی در آنسوی مرزهای این کشور به ویژه در آلمان نیز مورد توجه قرار گرفت. باتو در پیش‌درآمد کتابش می‌گوید کار را از نظریه‌های شعری ارسطو و هوراس آغاز کرد و کوشید پای اصل‌های آنان را از نقاشی و شعر به هنرهای دیگر بکشاند.

در نخستین بخش کتاب، باتو هنرها را به روشنی از هم جدا می‌کند. او هنرهایی زیبایی را که هدف‌شان لذت است از هنرهای مکانیکی جدا و هنرهای زیبا را اینگونه فهرست می‌کند: موسیقی، شعر، نقاشی، مجسمه‌سازی و رقص. کمی بعدتر معماری، توسط اندیشمندانی مثل دالامبر به این فهرست اضافه شد.

اهمیت رمانتیسیسم

ظهور رمانتیسیسم در اروپای قرن ۱۹، زمینه را برای تفسیر هنرها و نظریه‌های هنری مهیا می‌کرد. نظریه‌هایی که دیگر به بحث‌های قرن هجدهم مربوط نبودند و زمینه را برای گرایش‌های تازه‌تر هموار می‌کردند.

این نظام سنتی هنرهای زیبا دگرگونی و فراز و فرود زیادی داشته. از نیمه دوم سده نوزدهم باز شاهد فروپاشی نظام سنتی هنرهای زیبا هستیم و زایش‌های تازه‌ای رخ می‌دهد. سینما به عنوان فنون تازه‌ای از بیان شیوه‌های هنری انجامید که زیبایی‌شناسان سده هجدهم و نوزدهم در نظام‌های خود جایی برایش نداشتند.

کتاب در پایان تاکید می‌کند که تمام این اندیشه‌ها سیال هستند و هیچ بعید نیست در آینده این نظام زیبایی‌شناسی تغییر کند. اما آنچه برای خوانندگان و علاقه‌مندان اهمیت دارد پی بردن به ریشه‌ها و خاستگاه این نظام است و می‌تواند اطلاعاتی تاریخی و فلسفی از شاخه‌های هنری بدهد.

«نظام جدید هنر» به شکلی مختصر و گذرا در ۵۰ صفحه، بررسی‌هایش را انجام می‌دهد و خیلی وارد مباحث جزئی نمی‌شود. کسانی که علاقه‌مند به خواندن جزئیات و اطلاعات بیشتر در این زمینه هستند، می‌توانند با خواندن و مرور مطالب، خودشان به شکلی جزئی‌تر به پژوهش و تحقیق بپردازند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها