یکشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۴ - ۱۲:۳۷
«بیان نمایشی»؛ کتابی با نگاهی نو به فلسفه نمایش

آیین رونمایی از کتاب «بیان نمایشی» اثر مرتضی ایمانی به همت مؤسسه فرهنگی هنری آیین صدای تهران و انشارات افراز، با حضور پرشمار استادان و پژوهشگران و علاقه‌مندان به هنر برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در این مراسم، حسن بلخاری (مدیرگروه مطالعات عالی هنر دانشگاه تهران)، سید مصطفی مختاباد (عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس)، آتش تقی پور (پیشکسوت هنر، نویسنده، کارگردان و بازیگر تئاتر، تلویزیون و سینما)، منوچهر آذری (پیشکسوت هنر، نویسنده، کارگردان و بازیگر تئاتر، تلویزیون و سینما)، کاظم نظری (رئیس محترم دانشکده هنر و عضو هیأت علمی دانشگاه بین‌المللی سوره، نویسنده، کارگردان و مدیر کل اسبق مرکز هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی)، میثم زندی (پژوهشگر، مدرس دانشگاه، نویسنده، کارگردان تئاتر و سینما و دبیر کل محترم صیانت از آثار و محصولات سینمایی، مدیرکل اسبق نظارت بر عرضه و نمایش فیلم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی)، عبدالرضا گنجی‌پور مدیر ارشد بنیاد شهید و امور ایثارگران و مرتضی ایمانی به سخنرانی پرداختند.

در ابتدای برنامه، حسن بلخاری ضمن تسلیت به مناسبت درگذشت استاد بزرگ تئاتر ایران، زنده‌یاد بهرام بیضایی، چنین اظهار داشتند: عمداً از واژه وفات استفاده می‌کنم و نه فوت؛ چراکه میان این دو تفاوتی بنیادین وجود دارد. فوت به معنای از دست رفتن است، اما وفات به معنای به‌دست‌آوردن! کسانی که عمر خود را صرف اندیشه، تفکر و معرفت می‌کنند، در حقیقت از دست نمی‌روند، بلکه چیزی گران‌سنگ برای آیندگان به یادگار می‌گذارند. اینان وفات می‌کنند، نه فوت!

وی در ادامه و در سخنانی پیرامون کتاب بیان نمایشی افزود: مرتضی ایمانی از جمله شاگردان بسیار توانمند و برجسته من در مقطع دکتری بودند. رساله‌ای بسیار ارزشمند نوشتند که با بالاترین درجه، ارزیابی شد و همان رساله، امروز در قالب کتاب بیان نمایشی از فلسفه هنر تا اجرا در اختیار اهل اندیشه قرار گرفته است.

بلخاری در ادامه با اشاره به جایگاه فلسفه هنر گفت: نگاه فلسفی به هنر، به‌ویژه به نمایش، یکی از بنیادی‌ترین مباحث تاریخ اندیشه است. اگر بخواهیم به ریشه بازگردیم، باید به بوطیقای ارسطو رجوع کنیم که می‌توان آن را انجیل فلسفه هنر دانست. در این اثر، بحث اصلی حول نمایش، تراژدی و کمدی شکل می‌گیرد و ارسطو به روشنی میان تاریخ‌نگار و شاعر تفاوت قائل می‌شود؛ تاریخ‌نگار روایت‌گر واقعیتی پایان‌یافته است، اما شاعر یا خالق اثر هنری، همان واقعه را به گونه‌ای بازآفرینی می‌کند که امکان وقوع دوباره داشته باشد و همین امر موجب شکل‌گیری کاتارسیس یا پالایش روحی در مخاطب می‌شود. اگر اثری فاقد این ویژگی باشد، اساساً نمی‌توان آن را هنر دانست.

وی افزود: به باور من، نقطه اتصال بنیادین فلسفه و هنر، دقیقاً در همین‌جاست؛ یعنی در نمایش! کتاب دکتر ایمانی نیز دقیقاً بر همین مبنا شکل گرفته و با تکیه بر اندیشه‌های آنتونن آرتو و جورج کالینگوود که هر دو از چهره‌های برجسته زیبایی‌شناسی نمایش هستند کوشیده است پیوند میان فلسفه هنر و اجرا را تبیین کند.

در پایان، بلخاری ابراز امیدواری کردند که این اثر بتواند به‌عنوان پشتوانه‌ای نظری، مورد استفاده هنرمندان، پژوهشگران و علاقه‌مندان حوزه نمایش قرار گیرد و به غنای اندیشه نمایشی در ایران کمک کند.

در ادامه، مصطفی مختاباد به یاد و نام بهرام بیضایی پرداخت و گفت: بهرام بیضایی، خالق ماندگارترین گنجینه‌های خلاقیت ایرانی، نماد بی‌بدیل هنر نمایش این سرزمین و ستاره‌ای یگانه در کهکشان اندیشه و زیبایی بود؛ اندیشمندی که الهام‌بخش نسل‌ها شد و سرانجام، چونان نوری جاودانه، به افق‌های بلند معنا پیوست. نام او، پرتوافکن حقیقت است و یاد و اندیشه‌اش تا همیشه در آسمان فرهنگ و هنر این سرزمین خواهد درخشید. جاودان و رستگار باد.

وی افزود: در ادامه، درباره کتاب دکتر مرتضی ایمانی باید گفت که این اثر نگاهی عمیق به «بیان نمایشی» از منظر زیبایی‌شناسی دارد و به‌درستی بر اندیشه‌هایی چون آنتونن آرتو تکیه می‌کند. آرتو صرفاً یک فیلسوف نبود، بلکه شخصیتی چندوجهی با تأثیری شگرف بر تئاتر جهان بود؛ تأثیری که تا امروز ادامه دارد. واقعیت آن است که ما در ایران هنوز نتوانسته‌ایم به یک جریان منسجم نمایشی دست پیدا کنیم. با وجود پیشینه غنی نمایشی و آیینی، هنوز در حوزه نظریه‌پردازی و به‌ویژه زیبایی‌شناسی تئاتر دچار خلأ هستیم. سال‌هاست که تلاش‌هایی صورت گرفته، از بیضایی و رادی گرفته تا دیگر بزرگان، اما همچنان جای یک نظریه بومیِ منسجم درباره نمایش ایرانی خالی است؛ نظریه‌ای که بتواند میان سنت، تعزیه، نمایش‌های آیینی و فرم‌های مدرن پیوندی عمیق برقرار کند. بیضایی، رادی و دیگر بزرگان کوشیدند این مسیر را بگشایند، اما این راه همچنان نیازمند ادامه و تعمق است.

مختاباد گفت: تلاش‌هایی از جنس آنچه دکتر ایمانی آغاز کرده‌اند، می‌تواند چراغی برای این مسیر باشد. بی‌تردید نسل‌های تازه‌نفس خواهند آمد و این خلأ نظری را پر خواهند کرد. به یاد دارم زمانی که در دانشگاه استنفورد حضور داشتم، اساتید آنجا با شگفتی از تئاتر ایران سخن می‌گفتند و حتی پیشنهاد می‌دادند که درباره نمایش ایرانی تدریس شود. بسیاری از متفکران بزرگ تئاتر جهان، از بروک تا گروتفسکی، اذعان داشتند که هنوز شناخت کاملی از تئاتر ایران ندارند و مشتاق فهم عمیق‌تر آن هستند. این نشان می‌دهد که ظرفیت‌های ما بسیار فراتر از آن چیزی است که تاکنون معرفی شده است.امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند آنیم که این پیوند میان اندیشه، هنر و جهان برقرار شود و این خلأ نظری جبران گردد. تلاش‌هایی از جنس آنچه دکتر ایمانی آغاز کرده‌اند، می‌تواند گامی مؤثر در این مسیر باشد.

در ادامه نشست، آتش تقی‌پور ضمن تشکر از حضار به ابعاد شخصیت مرتضی ایمانی پرداخت و گفت: در مسیر زندگی، واقعاً از ایشان آموخته‌ام.مرتضی ایمانی انسانی هستند که اهل ریسک و تجربه‌اند؛ از آزمودن نمی‌ترسند، از قدم برداشتن واهمه‌ای ندارند و همین ویژگی‌هاست که ایشان را متمایز می‌کند. برای من همواره تصمیم‌ها، نگاه‌ها و حتی پیشنهادهایی که به بنده داده‌اند، قابل تأمل و حیرت‌انگیز بوده است. به اعتقاد من، ایشان فردی پیشرو هستند؛ نه‌تنها در حوزه تحقیق، مطالعه و خودسازی، بلکه در عرصه‌های اقتصادی نیز با شجاعت و جسارت عمل می‌کنند. انسانی نترس، با اراده و آینده‌نگر که مسیر رشد را آگاهانه انتخاب کرده‌اند. صمیمانه این موفقیت و جایگاه را به ایشان تبریک می‌گویم و باور دارم شایسته مراتب بسیار بالاتری هستند.

در ادامه این نشست، منوچهر آذری به ایراد سخن پرداخت و گفت: اجازه می‌خواهم چند جمله‌ای درباره دکتر مرتضی ایمانی صحبت کنم. ایشان نمونه واقعی یک انسان خودساخته هستند. دوستی من و ایشان به بیش از ۳۰ سال قبل بازمی‌گردد؛ سال‌هایی که در برنامه‌های مختلف کنار هم فعالیت می‌کردیم و افتخار همکاری داشتم. از همان ابتدا، زمانی که فعالیت هنری را با هم آغاز کردیم، ایشان با اعتمادشان مرا برای اجرا در برنامه‌های خود انتخاب کردند. آن زمان هنوز مدرک دکتری نداشتند، اما هنرمندی توانمند بودند که روی صحنه با عشق و توانایی بازی می‌کردند. من از همان ابتدا مجذوب هنر، شخصیت و نگاه حرفه‌ای ایشان شدم و این علاقه و رفاقت تا امروز ادامه داشته است. سال‌هاست که در کنار خانواده ایشان خاطرات بسیاری داریم و این دوستی برای من ارزشمند و ماندگار است. دکتر ایمانی انسانی هستند که از هیچ، مسیر خود را ساخته‌اند؛ با تلاش، پشتکار و باور به خود!

در ادامه این مراسم، آذری یک جلد کتاب «خیمه‌شب‌بازی» را به پاس این مسیر ارزشمند، به ایشان اهدا کردند.

کاظم نظری سخنران بعدی بود و گفت: ضمن تسلیت به مناسبت درگذشت استاد بهرام بیضایی، باید بگویم ایشان از چهره‌های بی‌بدیل و معتبر هنرهای نمایشی ایران و جهان بودند؛ تا جایی که بزرگان تئاتر همچون پیتر بروک، ایشان را با احترام و صمیمیت «بهرام جان» خطاب می‌کردند.

جایگاه و تأثیرگذاری ایشان در تئاتر آن‌چنان عمیق است که آثارشان همچنان مرجع آموزش و پژوهش در دانشگاه‌های کشور به شمار می‌رود. به باور من، کتاب‌ها و آثار این‌چنینی می‌توانند نقش بسیار مؤثری در ارتقای فرآیند اجرا و بیان نمایشی داشته باشند.

یکی از نکاتی که همواره درباره آثار استاد بیضایی مطرح می‌شود، ایجاز و دقت در بیان نمایشی است؛ در حالی که متأسفانه بسیاری از نمایش‌های امروز ما دچار زیاده‌گویی هستند. همین موضوع نشان می‌دهد که دانشجویان و هنرمندان ما بیش از پیش نیازمند رجوع به چنین منابع ارزشمندی هستند.

وی افزود: در وصف مرتضی ایمانی نیز باید بگویم که پیش از هر چیز، ایشان دوستی صمیمی، وفادار و همراه هستند؛ فردی که در سختی‌ها کنار انسان می‌ایستد و با پیگیری، صبوری و آرامش، مسیر را ادامه می‌دهد. از ویژگی‌های برجسته ایشان، سخت‌کوشی، تعهد و ایمان به کار است. برای ایشان آرزوی توفیق روزافزون دارم و امیدوارم با تمرکز بیشتر بر پژوهش و تولید آثار ماندگار، همچون بزرگان این عرصه، نقش مؤثری در رشد فرهنگ و هنر این سرزمین ایفا کنند؛ همان‌گونه که آثار استاد بیضایی پس از دهه‌ها همچنان زنده و مرجع آموزش هستند.

در ادامه مراسم، میثم زندی، با شعری از نیما یوشیج آغاز کرد و گفت: بهرام بیضایی افسانه نیست؛ او حقیقتی زنده در تاریخ هنرهای نمایشی ماست! بنده بیش از ۱۰ اثر نمایشی از ایشان را کارگردانی کرده‌ام. استاد من بوده‌اند و همواره خود را وامدار ایشان می‌دانم؛ چرا که بسیاری از آموخته‌هایم، حتی زبانی که امروز با آن سخن می‌گویم، از ایشان و از نیما یوشیج تأثیر گرفته است.

وی در ادامه درباره مرتضی ایمانی گفت: رابطه من با دکتر ایمانی از چند جهت قابل تعریف است؛ نخست رفاقت و برادری! حقیقتاً اگر ایشان نبودند، شاید من در همان ترم اول دکتری از ادامه تحصیل، منصرف می‌شدم. در دورانی که با فضای دانشگاه و اساتید کنار نمی‌آمدم، ایشان با صبوری، ملاطفت و میانجی‌گری، شرایطی فراهم کردند که مسیر ادامه پیدا کند. این نقش برادرانه در مقاطع مختلف زندگی من تکرار شده است.

وی افزود: تلاش مستمر، پشتکار، خیرخواهی و آرامش از ویژگی‌های بارز دکتر ایمانی است. ایشان به‌تدریج به نوعی مکتب فکری و شخصیتی رسیده‌اند؛ انسانی که حتی در تاریک‌ترین لحظات، مانند شب‌تاب یا مهتابِ شعر نیما، سعی می‌کند نوری از خود ساطع کند. گویی مصداق همان تعبیر «الله نور السموات و الارض» است؛ حضوری روشن‌بخش و الهام‌دهنده».

زندی در ادامه با اشاره به کتاب ایمانی گفت: هر اثر اصیل، نوعی گشودگی به هستی است. این کتاب نیز از همان جنس آثار اصیل است؛ اثری که از دل تجربه و معنا برخاسته و صرفاً یک متن نظری نیست. در این کتاب، با نگاهی تازه به بیان نمایشی مواجهیم؛ نگاهی که درام را نه فقط به‌مثابه متن، بلکه به‌عنوان یک امر زیباشناختی و اجرایی بررسی می‌کند.

وی افزود: در این اثر، مواجهه‌ای جدی با اندیشه‌های دو متفکر بزرگ قرن بیستم، آرتو و کالینگوود، صورت گرفته است؛ موضوعی که هرکدام به‌تنهایی می‌تواند محل یک ترم آموزشی باشد. از این منظر، کتاب دکتر ایمانی اثری موفق در حوزه نظریه‌پردازی است و می‌تواند مورد استفاده هنرمندان، پژوهشگران و منتقدان قرار گیرد.دکتر زندی در پایان نیز از فعالیت‌ها و تلاش‌های استاد تقی‌پور قدردانی کردند و نقش ایشان را در رشد و پیشبرد این مسیر فرهنگی و پژوهشی ارزشمند دانستند.

در ادامه مراسم رونمایی، دکتر عبدالرضا گنجی‌پور ضمن بیان رابطه بیست‌ساله با دکتر مرتضی ایمانی افزود: کلاس‌های فن بیان دکتر مرتضی ایمانی، صرفاً کلاس فن بیان نیستند؛ بلکه آیین زندگی‌اند، آیین درست سخن گفتن و درست زیستن! تفاوت کلام دکتر ایمانی، در نوع مغناطیس واژه‌هایی است که به کار می‌برند؛ کلماتی که اثرگذارند و بر جان می‌نشینند.

وی در ادامه افزود: این کتاب، اثری فلسفی با رویکردی عمیق و زنده است. البته تمام کتاب‌هایی که دکتر مرتضی ایمانی تاکنون نوشته‌اند، بسیار تأثیرگذار هستند و به مانند کلام‌شان، روح آدمی را صیقل می‌دهند. و بارها به ایشان گفته‌ام که مغناطیس کلام شما بسیار بالاست و صدای شما که من از آن با عنوان «صوت داوودی» یاد می‌کنم، تأثیری عمیق و ماندگار بر جسم و جان دوستان و شاگردان‌نتان دارد.

گنجی‌پور با اشاره به نقش روحیه در زندگی انسان گفتند: من به جمله تازه‌ای رسیده‌ام؛ اینکه سه‌چهارم قوای انسان از روحیه او سرچشمه می‌گیرد. اگر روحیه آسیب ببیند، سایر توانایی‌ها نیز دچار اختلال می‌شوند. روحیه‌ای که از هم‌نشینی و هم‌کلامی با دکتر ایمانی به دست می‌آید، حقیقتاً بی‌نظیر است؛ نه کم‌نظیر!

در پایان مرتضی ایمانی نویسنده کتاب «بیان نمایشی»، ضمن سپاس و قدردانی از استادان، هنرمندان و سایر مدعوین اظهار داشتند: جامعه هنری و علمی امروز سوگوار اسطوره‌ای ارزشمند در عرصه هنر و اندیشه است؛ استاد بی‌بدیل، زنده‌یاد بهرام بیضایی که اگرچه پیکر خاکی‌اش دور از وطن آرام گرفت، اما اندیشه و آثار ماندگارش همواره زنده خواهد ماند. در آغاز، لازم می‌دانم از استادان بزرگواری که در مسیر زندگی هنری‌ام نقش داشته‌اند، قدردانی کنم. حدود ۳۷ سال پیش افتخار آشنایی با استاد آتش تقی‌پور را داشتم. ایشان مرا برای ایفای نقش رستم در نمایش رستم و سهراب انتخاب کردند و نخستین کسی بودند که به من گفتند ظرفیت درخشیدن در تئاتر را دارم.

وی ادامه داد: پس از آن، مرا به استاد دکتر قطب‌الدین صادقی معرفی کردند و این آغاز ورود حرفه‌ای من به دنیای تئاتر بود؛ مسیری که با اجرای نمایش‌هایی چون آرش نوشته بهرام بیضایی و سپس هملت از ویلیام شکسپیر ادامه یافت و در آن تجربه نقش‌آفرینی‌های اثرگذاری را پشت سر گذاشتم. من همواره خود را مدیون استادانی می‌دانم که نه‌تنها شیوه بیان و اجرا، بلکه شیوه زیستن را به من آموختند. این مسیر از رادیو تا صحنه ادامه یافت و سپس به آشنایی عمیق و ماندگار با استاد منوچهر آذری انجامید؛ بیش از سی سال همراهی و رفاقت. همچنین افتخار همکاری با اسماعیل قاسمی را داشتم که بیش از بیست‌وهفت سال در کنار یکدیگر در مجموعه صدای تهران فعالیت هنری داشتیم.

ایمانی افزود: در ادامه مسیر، در چهل‌سالگی تصمیم گرفتم تحصیلات تکمیلی دانشگاهی را آغاز کنم و بلافاصله وارد دانشگاه شدم؛ جایی که با دکتر میثم زندی آشنا شدم و این آشنایی، آغاز فصل تازه‌ای در زندگی علمی و فکری من بود. پایان‌نامه کارشناسی ارشد را با راهنمایی دکتر نظری عزیز و بردبار به انجام رساندم و در این مسیر، کلام و نگاه عمیق دکتر زندی نقش مهمی در شکل‌گیری اندیشه‌ام داشت.

وی خاطرنشان کرد: رابطه ما فراتر از یک ارتباط آموزشی بود؛ رابطه‌ای عاطفی و انسانی، گویی نیرویی برتر مسیر را برای این همراهی هموار کرده بود.در مقطع دکتری نیز به شکل هم‌زمان با دکتر زندی وارد دانشگاه تهران شدیم و این هم‌مسیر بودن، پیوند علمی و فکری ما را عمیق‌تر کرد. در روند پژوهش، به این نتیجه رسیدیم که «بیان» صرفاً از منظر صوت یا فرکانس قابل بررسی نیست، بلکه باید آن را از منظر بیان احساسات درونی و نگاه زیبایی‌شناسانه، با الهام از اندیشه‌هایی چون آنتونن آرتو، جورج کالینگوود و دیگر متفکران بزرگ، مورد واکاوی قرار داد. در این مسیر، از همراهی استادانی چون بلخاری و مختاباد نیز بهره‌مند شدم و افتخار شاگردی‌شان را داشتم. مجموع این تجربه‌ها به خلق اثری انجامید که حاصل یک فرایند فکری، پژوهشی و زیسته بود؛ فرایندی که برای من بسیار ارزشمند و الهام‌بخش است که برای پژوهشگران و هنرمندان تئاتر ایران مفید و مؤثر واقع شود.

در این مراسم هنرمندانی چون امین حبیبی، یوسف تیموری، علی کاظمی، اسماعیل قاسمی، رامین مرعشی، علی نیک‌چهری، جمشید صفری، سعید بختیاری، سروش مرشدیان، سعید شبانی‌نژاد، استاد شهنام دادگستر، دکتر همایون نصابیان، دکتر اردلان ملک‌زاده، نازنین ایمانی و جمعی دیگر حضور داشتند.

در خاتمه، با حضور استادان و هنرمندان، آیین رونمایی از کتاب برگزار و تابلوی رونمایی اثر، به رسم یادبود توسط استادان حاضر در مراسم امضا شد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها