سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - یونس عزیزی: در شرایطی که به گفته کارشناسان، میانگین قیمت کتاب به حدود ۲۰۰ هزار تومان رسیده و این کالای فرهنگی از سبد بسیاری از خانوارها حذف شده، فقدان یک مرکز رسمی برای تبادل کتابهای دستدوم در قم، به زخمی کهنه بر پیکره فرهنگی این شهر تبدیل شده است.
سه کارشناس و فعال فرهنگی، امیرعباس شهسواری، مرتضی اخوی و ایمان نریمانی، در گفتوگوهایی مجزا ابعاد مختلف این معضل را شکافته و تاکید کردند که این کمبود، فراتر از یک مشکل اقتصادی، به رکود فرهنگی، انزوای فکری و قطع ارتباط اجتماعی میان اهالی کتاب دامن زده است.
ایمان نریمانی، کارشناس فرهنگی، با اشاره به جایگاه ویژه قم در صنعت نشر گفت: باید این پیشفرض را در نظر بگیریم که قم پس از تهران، بیشترین انتشارات را در خود جای داده و با بازار نشر فعالی در این استان مواجه هستیم. در چنین شهری، فقدان مرکز تبادل کتاب یک آسیب جدی است. این مرکز میتواند کتابهایی که در کنج خانهها خاک میخورد را به چرخه خواندن بازگرداند و به عدالت فرهنگی کمک کند.
نریمانی افزود: در حال حاضر کتابخانههای عمومی، دانشگاهی و تخصصی با مشکلات مالی برای تهیه منابع روبهرو هستند و این مرکز میتوانست هسته اصلی خرید و تبادل کتابهای وجینشده برای آنها باشد تا از منابع استفاده بیشتری شود.
زخمی دوگانه بر پیکر چرخه حیات و اقتصاد کتاب
به گفته کارشناسان، اولین و بزرگترین آسیب، متوقف شدن چرخه عمر طبیعی کتاب است. مرتضی اخوی، فعال فرهنگی، در این باره بیان کرد: کتابها پس از یک بار مصرف، بهویژه منابع تخصصی حوزوی و دانشگاهی، در کتابخانههای شخصی انباشته میشوند و از دسترس سایر افراد جویای آن کتاب، خارج میشوند. مرکز تبادل میتواند این منابع را از رکود خارج کرده و نقش یک بانک حفاظتکننده از کتابهای دستدوم با ارزش، بهخصوص منابع کمیاب، چاپتمام یا تخصصی که دیگر تجدید چاپ نمیشوند را ایفا کند.
از منظر اقتصادی، این کمبود هزینه دانشاندوزی را به شدت افزایش داده و یک بازار غیررسمی و ناسالم ایجاد کرده است. در غیاب یک مرکز رسمی، بازار دستدوم به دست دلالان غیرمتخصص افتاده که به گفته اخوی، کتاب را با قیمت بسیار پایین از فروشنده خریده و با قیمت نامتعارف بالا به خریدار عرضه میکنند و منافع اصلی اقتصادی از دست مصرفکننده خارج میشود.
امیرعباس شهسواری نیز با انتقاد از مدلهای دولتی موجود در شهرهای دیگر تصریح کرد: مرکز تبادل کتاب تهران به یک بنگاهداری تبدیل شده که کتاب دستدوم را تنه به تنه قیمت نو میفروشد. این نتیجه ورود نهادهای غیرمتخصصی مانند شهرداری است که چیزی از این مباحث نمیفهمند. این شرایط باعث شده تا بسیاری از مخاطبان جدی برای تأمین منابع خود ناچار به سفر به تهران شوند که به خروج نقدینگی فرهنگی از قم منجر میشود.
قربانیان یک خلأ؛ از طلاب و دانشجویان تا کودکان و خانوادهها
هر سه کارشناس متفقالقول هستند که طلاب و دانشجویان به دلیل نیاز مبرم به کتابهای تخصصی و گرانقیمت و همزمان درآمد محدود، اصلیترین قربانیان این کمبود هستند. اخوی در این زمینه یادآور شد: هم کتابهایی که طلاب نیاز دارند عموماً تخصصی و گرانقیمت هستند و هم درآمد این قشر شاید از متعارف جامعه کمتر باشد.

نریمانی نیز از تجربه خود به عنوان مدرس دانشگاه گفت: تقریباً همه دانشجویان در کنار درس، برای تأمین معیشتشان کار میکنند و در چنین شرایطی توقع خرید کتاب درسی و غیردرسی بسیار سخت است. با این حال، دامنه آسیبدیدگان بسیار گستردهتر است.
نریمانی در این باره به نکته مهمی اشاره کرد و افزود: امروزه خوشبختانه بخشی از جامعه اهمیت زیادی به کتابخوان شدن کودکان و نوجوانان میدهند. چنین مرکزی میتواند به خانوادهها برای تهیه منابع کودک و نوجوان که گاهی بسیار هم گران هستند، کمک بزرگی کند.
این در حالی است که به گفته او، کتابفروشیهای دستدوم موجود در قم، عمدتاً بر منابع حوزوی و دانشگاهی متمرکز بوده و منابع عمومی و کودک در آنها کمتر دیده میشود.
بیش از یک فروشگاه؛ خلأ یک پاتوق فرهنگی و اجتماعی
کارشناسان تاکید دارند که آسیب اصلی این کمبود، یک خلأ عمیق اجتماعی است. امیرعباس شهسواری در این زمینه یادآور شد: تبادل کتاب میتوانست بهانهای برای ایجاد یک شبکه اجتماعی باشد تا افراد کتابهایشان را به طور مستقیم با هم مبادله و با هم صحبت کنند؛ کاری که یک اپلیکیشن ساده میتوانست انجام دهد.

مرتضی اخوی نیز با توصیف این مراکز به عنوان «پاتوقهای فرهنگی غیررسمی» ادامه داد: در این فضاها تعاملات اجتماعی مرتبط با کتابخوانی شکل میگیرد، بحث و نقد رخ میدهد و مهمتر از آن، «جریان شفاهی دانش» در مورد منابع کمیاب یا اساتید خوب شکل میگیرد. همچنین فرصت «کشف تصادفی» کتابهای قدیمی و خاص که در کتابفروشیهای نو یافت نمیشود، برای خواننده فراهم است. این خلأ باعث شده تا تعاملات فرهنگی به محیطهای رسمی و محدود منحصر شود.
دیوار بلند موانع؛ از بیتوجهی مدیران تا تفاوتهای ماهوی فرهنگی
در تحلیل موانع راهاندازی چنین مرکزی، کارشناسان به ترکیبی از چالشهای مدیریتی و فرهنگی اشاره کردند. نریمانی مانع اصلی را بیتوجهی مسئولان و عدم حمایت دستگاههای اجرایی و فرهنگی استان دانست و تاکید کرد: در سالهای اخیر شاهد اتفاقات خوبی در حوزه کتاب و کتابخوانی در استان نبودهایم که نمونه بارز آن بیتوجهی به فقدان کتابخانه در منطقه بزرگ پردیسان است. این نشان میدهد حوزه کتاب در اولویت مدیران قرار ندارد.
از سوی دیگر، شهسواری با انتقادی ریشهایتر، مشکل را در «نگاه غلط نهادهای دولتی» دانست و تصریح کرد: نقش نهادهای دولتی باید تسهیلگری باشد، نه تصدیگری. وقتی خودشان متصدی میشوند، چون از فرهنگ نمیفهمند، کار را خراب میکنند.
او با اشاره به عمر کوتاه مدیریتی مدیران (زیر دو سه سال)، معتقد است آنها به دنبال پروژههای زودبازده و قابل نمایش مانند ساخت یک ساختمان هستند، در حالی که کار فرهنگی دیربازده است و شاخصی برای سنجش عملکرد آن وجود ندارد.
فرهنگ مطالعه در قم مانند «اسلو فود» است
شهسواری همچنین کپیبرداری از مدل تهران را یک اشتباه راهبردی خواند و گفت: بافت قم سنتی است و بافت تهران مدرن و مصرفزده. فرهنگ مطالعه در قم مانند «اسلو فود» (غذای آهسته) عمیق است و در تهران «فست فودی» و سطحی. نمیتوان برای این دو شهر یک نسخه واحد پیچید.
کارشناسان برای یک مرکز ایدهآل در قم، ویژگیهای مشخصی را ترسیم کردند. ایمان نریمانی بر دو نکته کلیدی تاکید کرد؛ اول اینکه مرکز باید جامع باشد و علاوه بر کتب درسی، شامل رمان، علوم انسانی، کودک و نوجوان هم بشود. دوم اینکه اگر به صورت خصوصی و غیردولتی اداره شود، بازخورد و نتایج بهتری خواهد داشت و حساسیتهای بیموردی که گاهی در مراکز دولتی بر محتوای کتابها وجود دارد، کمتر میشود.
ترکیب فضای فیزیکی و دیجیتال راهکار دیگری بود که مورد توافق قرار گرفت. ایجاد یک مرکز فیزیکی جذاب به عنوان «پاتوق فرهنگی» با امکاناتی چون کافه، فضای مطالعه و برگزاری رویدادهای جانبی، در کنار یک سامانه یا اپلیکیشن آنلاین برای نمایش موجودی و سفارش کتاب با توجه به استقبال مردم قم از خرید اینترنتی، یک مدل موفق خواهد بود.

شهسواری نیز پیشنهاد داد که دولت به جای تصدیگری مستقیم، نقش تسهیلگر را برای حمایت از کتابفروشیهای دست دوم تخصصی ایفا کند و بر قیمتگذاریها نظارت نماید تا از اجحاف جلوگیری شود.
گام نخست؛ از پژوهش عمیق تا جلب اراده سیاسی
در نهایت، کارشناسان دو گام اساسی و مکمل را برای تحقق این ایده ضروری دانستند. شهسواری اضافه کرد: اولین و حیاتیترین گام، انجام یک مطالعه عمیق انسانشناسی فرهنگی روی مخاطب قمی است. باید شاخصهای انسان قمی را درآورد و درد او را شناخت. هر طرحی بدون این شناخت، مانند تجویز داروی اشتباه است.
در کنار این رویکرد پژوهشی و از پایین به بالا، نریمانی و اخوی بر لزوم جلب حمایت نهادهای متولی و ایجاد اراده سیاسی در مدیران ارشد استان برای اولویت دادن به این زیرساخت فرهنگی تاکید کردند. به باور آنها، پژوهش و اقدام در این حوزه نهتنها هویت شهری را تقویت میکند، بلکه حال خود مردم را با شهرشان بهتر میسازد.
نظر شما