به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در اصفهان، رمراسم رونمایی از کتاب تازه فرهاد کشوری، نویسنده خوزستانی و شناختهشده جنوب ایران، در شهر کتاب بهار با عنوان «رفیق هدایت» برگزار شد. این برنامه با حضور نویسنده، منتقدان ادبی و علاقهمندان ادبیات معاصر، فرصتی فراهم آورد تا علاوه بر معرفی اثر جدید کشوری، جایگاه آثار او در ادبیات جنوب و مدرنیته ایرانی بررسی شود. مراسم با سخنرانی احمد رضا سلیمانی، گرداننده برنامه، آغاز شد و با سخنان بهروز چناری، گودرز ایزدی، ابراهیم سوادکوهی و جواد شامرادی ادامه یافت. همچنین غلامرضا بشیری بخشی از اشعار خود را خواند و حضار را به تعامل با ادبیات معاصر دعوت کرد. این برنامه نشان داد که آثار کشوری، با حفظ اصالت جنوب و تجربه زیستی، پیوندی مستحکم با ادبیات مدرن ایران دارند.
مدرنیته، نفت و شکلگیری ادبیات جنوب
احمد رضا سلیمانی در آغاز مراسم تاکید کرد که مدرنیته زودتر از معنا وارد زندگی انسانها شد و همین امر، تناقضها و کشمکشهای روزمره را به بخش جداییناپذیر زیست اجتماعی تبدیل کرد. او گفت: این زیست پرتنش، نویسندگانی چون فرهاد کشوری به وجود آورد که داستانهایشان نه از دل ایدههای انتزاعی بلکه از دل موقعیتهای واقعی، گاهی خشن و گاه پیشبینیناپذیر، بیرون میآید.
سلیمانی با اشاره به سبک شخصی کشوری افزود: کشوری از معدود نویسندگان همنسل است که در طول سالها، بدون تن دادن به جریانهای زودگذر و روزمرههای نویسندگی، شیوه ثابت و پیگیر خود را حفظ کرده است. رئالیسم او حادثهمحور است اما حادثه در داستانهایش صرفاً برای هیجان نیست؛ بلکه جایی است که شخصیت، فضا و سرنوشت به هم گره میخورند و روایت معنا پیدا میکند.
او همچنین به نقش نفت در ادبیات جنوب اشاره کرد و گفت: نفت، تنها یک منبع اقتصادی نیست، بلکه نیرویی مداخلهگر بود که زندگی مردم را دگرگون کرد و زبان و تخیل نویسندگان جنوب را متاثر ساخت. برای بسیاری از نویسندگان جنوب، نفت نه موضوع بلکه یک وضعیت زندگی بود؛ چیزی که پول و امکانات میآورد، اما ثبات و هویت نمیآورد.
به گفته سلیمانی، ادبیات جنوب در بهترین شکل خود، روایت زیست در سایه نفت است؛ روایت مردمی که زندگیشان تحت تاثیر صنعتی نوظهور و هنجارهای مدرن تغییر کرده است.
روایت بهروز چناری: نفت و تجربه انسانی جنوب
بهروز چناری، پژوهشگر و منتقد ادبی، سخنان خود را با بازگویی داستانی تاریخی آغاز کرد: ۱۱۷ سال پیش، چوپانان بختیاری صحنهای شگفتانگیز را مشاهده کردند: موجوداتی غولآسا با پای در زمین و سر بر آسمان. مردان ایل، که تا پیش از آن با کوچ سالانه زندگی میکردند، با حضور نفت در اطراف این غولها توقف کردند و نظم سنتی خود را از دست دادند. کلاه و رخت سنتی جای خود را به کلاههای ایمنی فلزی دادند و دیگر هیچ پدر یا ایلبگی به تنهایی هویت جامعه را تعیین نمیکرد.
چناری توضیح داد که این تحولات نشاندهنده ورود مدرنیته به جنوب ایران بود و تاکید کرد که رنج فرودستان، هرچند رنگ و لباسش تغییر کرده بود، همچنان پابرجا ماند.
او افزود: نفت نه تنها صنعت و اقتصاد، بلکه نیرویی بود که ادبیات جنوب را شکل داد. نویسندگان جنوب در مواجهه با این تغییرات، فرم و زبان تازهای یافتند که همزمان رئالیسم و درونمایههای اجتماعی، سیاسی و تاریخی را در خود داشت.
چناری همچنین نقش سه نویسنده بزرگ ایران، جمالزاده، هدایت و بزرگ علوی، در ایجاد این تحول ادبی مدرن را پررنگ دانست و هدایت را نویسندهای معرفی کرد که شورشگری و هنجار شکنی نوشتاری را به جامعه مدرن آورد.
تحلیل گودرز ایزدی از کارنامه کشوری
گودرز ایزدی، منتقد و نویسنده، سخنان خود را با بیان تجربه شخصی سفرش به جنوب آغاز کرد و گفت: داستانهای کشوری روایت زندگی مردم در گستره ایران و بستر تاریخ است؛ از روستاهای دورافتاده تا ازدحام شهری. آثار او مردم را با دردهای بزرگ و شادیهای کوچک نشان میدهد.
ایزدی نثر فرهاد کشوری را ساده، روشن و یکدست توصیف کرد و افزود که نمادها و استعارههای نه چندان پیچیده، درونمایههای اجتماعی، سیاسی و تاریخی را تقویت میکنند. او سبک کشوری را به نویسندگانی چون ساعدی، درویشیان، گلشیری و گاه تلخی کار چوبک و هدایت نزدیک دانست و درباره کتاب «رفیق هدایت» گفت: «این کتاب نشاندهنده الفتی دیرین با هدایت است و نمونهای از ادای دین نویسنده به نسل خود و تاثیرگذارترین نویسندگان تاریخ ادبیات ایران.»ایزدی همچنین با تحلیل شخصیتها و رویدادهای داستان، تاکید کرد که فرهادکشوری با مهارت توانسته ذهنیات و جهان درونی انسانها را در جای خود نشان دهد، به گونهای که هر شخصیت ضمن حفظ تشخص خود، با موقعیتها و گفتگوها معنا پیدا میکند.
همزادپنداری ابراهیم سوادکوهی با داستانها
ابراهیم سوادکوهی، منتقد دیگری که در مراسم حضور داشت، تجربه خود از داستانهای کشوری را اینگونه بیان کرد: «داستانها برای من همزادپنداری داشتند. اگرچه برخی شخصیتها بسیار از من دور بودند، اما با زندگی شهری معاصر ارتباط برقرار میکردند. اولین داستانها مرا شوکه کردند؛ دیدم دختری غریب که مرکب زال میشود و جمع میخواهند زال را از بدن او خارج کنند، به سادهترین شکل روایت شده و تنهایی شخصیتها کاملاً ملموس است.
سوادکوهی تاکید کرد که کشوری با ذوق و خلاقیت خود، حتی برای خوانندگان جوان نیز حرفهای تازه و تاثیرگذار دارد. او نمونهای از داستانهایی ذکر کرد که در آنها شخصیتها دچار حادثههایی مانند آتشسوزی سینما رکس شده و تجربه تنهایی و غریبافتادگی را از سر میگذرانند.
جواد شامرادی و حمایت از نشرهای نوپا
جواد شامرادی، دیگر سخنران برنامه، ضمن تقدیر از گروه گمان، شهر کتاب بهار و نشر عینک، درباره کشوری گفت: فرهاد کشوری تمایلی به تعریف و تمجید از خود ندارد. او بیش از نه اثر خود را برای چاپ به نشر عینک سپرده است تا از نشرهای نوپا حمایت کند. کشوری با بیش از ۷۰ سال سن هنوز مینویسد و چاپ میکند و همواره پیرو ادبیات مستقل بوده است.
شامرادی «رفیق هدایت» را ادای دینی از سوی کشوری به نسل خود و صادق هدایت دانست و گفت: این کتاب نشان میدهد چگونه یک نویسنده با کتابش میتواند به نویسنده دیگری ادای احترام کند و تجربههای ادبی گذشته را به نسل امروز منتقل کند.
غلامرضا بشیری نیز بخش پایانی مراسم را با خوانش اشعار خود پر کرد و حضار را به تشویق و تعامل با ادبیات دعوت کرد. این بخش، فضایی فرهنگی و شاعرانه به برنامه بخشید و توجه شرکتکنندگان را به پیوند میان شعر و داستان معاصر جلب کرد.
نظر شما