سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ معصومه آمِدی، مترجم و فارغالتحصیل رشته مترجمی زبان انگلیسی، با سالها تجربه در ترجمه مقالات و کتاب، تازهترین اثر خود را با عنوان «کار مفید در مقابل زحمت بیهوده» منتشر کرده است. این کتاب، با نگاهی نقادانه به رابطه کار، هنر و عدالت اجتماعی، تلاش میکند مفاهیم کلاسیک ویلیام موریس را برای خواننده ایرانی امروز قابل فهم و کاربردی کند و پلی میان تاریخ، معماری و فرهنگ کار بسازد. برای بررسی بیشتر و دقیقتر کتاب با آمدی، مترجم کتاب به گفتوگو پرداختیم. او که فارغالتحصیل رشته مترجمی زبان انگلیسی است، اندیشه و نظریات موریس در رابطه با جامعه و هنر را توضیح میدهد.
انگیزه شما از انتخاب این اثر برای ترجمه چه بود و چه خلأیی را در فضای فکری یا دانشگاهی ایران پر میکند؟
عنوان کتاب ابتدا مرا جذب کرد و با مطالعه محتوای آن متوجه شدم ارزش ترجمه دارد. مطالب و نکات کتاب چالشبرانگیز و قابل تأمل هستند و به ویژه برای کارآفرینان یا افرادی که به معماری و هنر علاقه دارند نیز مفید و آموزنده است.
آیا در ترجمه، بیشتر به وفاداری لفظی پایبند بودید یا انتقال روح و پیام متن؟ چرا؟
ترجمه بسته به نوع متن و محتوای آن متفاوت است. ترجمه لفظی به دلیل تفاوت ساختار زبان و فرهنگ، همیشه نمیتواند پیام نویسنده را به درستی منتقل کند. بنابراین، برای رساندن مفهوم واقعی و پیام اصلی متن، تمرکز من بر انتقال روح و محتوای متن بوده است.
برخی مفاهیم قرن نوزدهمی موریس امروز بار معنایی متفاوتی دارند؛ برای برگردان این مفاهیم چه راهبردی داشتید؟
به لطف تکنولوژی و منابع مختلف، از سایتها و بانکهای اطلاعاتی اصطلاحات زبان انگلیسی از گذشته تا امروز استفاده کردم تا بتوانم مفاهیم قرن نوزدهمی را با درک صحیح و بار معنایی مناسب برای خواننده امروز بازآفرینی کنم.
به نظر شما، نگاه سوسیالیستی موریس چه نسبتی با شرایط اجتماعی و اقتصادی امروز ایران دارد؟
با توجه به شرایط فعلی ایران و نیازهای متعدد در حوزههای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، نکاتی که موریس در کتاب مطرح کرده بسیار قابل تأمل و تطبیق با شرایط امروز هستند. پیشنهادات وی، که در بسیاری از کشورهای توسعهیافته اجرا میشوند، شامل مواردی مانند توجه به نوع کاری که هر فرد انجام میدهد و لذت بردن از آن؛ ارزشگذاری به هنر، اجتناب از آلودگیها و زشتیهای زندگی شهری، توجه به محیط کار و سرمایه در خدمت هنر و نه بالعکس؛ و سایر نکات مرتبط با بهبود کیفیت زندگی و کار است. این نکات نه تنها برای ایران امروز، بلکه برای اکثر کشورهای در حال توسعه نیز کاربردی و آموزنده هستند.
آیا موریس را بیشتر یک هنرمند بدانیم یا یک متفکر اجتماعی؟ این دو در متن چگونه به هم گره خوردهاند؟
ویلیام موریس در ابتدا جامعهشناس بود و حتی انجمن جامعهشناسی تأسیس کرد، اما بعدها از این انجمن جدا شد و وارد دنیای بازرگانی شد. او از طریق بازرگانی توانست نظریههای هنری خود را عملی کند و ایده اصلاح جامعه را پیاده سازد. موریس مخالف تولید انبوه بود و بر این باور بود که مردم باید از زیبایی صنایع دستی لذت ببرند، هرچند تولیدات او به قدری گران بود که بیشتر در دسترس ثروتمندان قرار میگرفت. او با استفاده از دانش جامعهشناسی، راه رهایی بشر از روزمرگی دنیای مدرن را احیای هنر و توجه به زیبایی و لذت از زندگی میدانست. موریس معتقد بود زمانی که هنر از زندگی فاصله گرفت و تنها به تزیینات بیفایده تقلیل یافت، زندگی خستهکننده و کسالتآور شد به این ترتیب، او هنر و تحلیل اجتماعی را به هم گره زد و آنها را مکمل یکدیگر میدید.

مفهوم «کار مفید» از دید موریس چه تفاوتی با برداشت رایج مدرن از کار دارد؟
موریس در ابتدای کتاب خود به این بحث میپردازد که آیا تمام کارها مفید هستند یا خیر. او تفاوت میان دو گروه انسان را توضیح میدهد کارگران، که دائماً مشغول کارند، اما از زندگی لذت چندانی نمیبرند و کار میکنند صرفاً برای کار، نه برای زندگی. ثروتمندان یا افراد اشراف، که نه کار میکنند و نه تظاهر به کار دارند. موریس به فشار نابرابر و نبود عدالت اجتماعی برای قشر کارگر و متوسط اشاره میکند، از جمله شرایط سخت محیط کار، آلودگی صوتی و محیطی و بیتوجهی کارفرما به کارکنان. بسیاری از این مشکلات همچنان در جوامع جهان سوم مشهود است، در حالی که کشورهای جهان اول بخش عمدهای از آنها را پشت سر گذاشتهاند.
آیا میتوان ایدههای موریس را نقدی بر سرمایهداری معاصر دانست؟
بله. موریس معتقد بود که در ابتدای رشد هنر، سرمایهداری و توجه به زیبایی و هنر به رشد هنر کمک کرد و بسیاری از معماریهای باشکوه از این مسیر شکل گرفت. اما در دورهای، سرمایهداری به جای تقویت هنر، از آن برای کسب سود بیشتر استفاده کرد؛ تولید انبوه و سفارشهای سرمایهدار خلاقیت هنرمند را محدود کردند و او را از خلق آثار منحصر به فرد بازداشتند.
موریس معماری گوتیک را اوج پیشرفت معماری در قرون وسطی میدانست. او معماری را به دورههای مختلف تقسیم میکرد و تحلیل میکرد که در هر دوره چه عواملی باعث پیشرفت یا افول آن شدند. وی به معماری یونان باستان، معماری ایتالیایی و بیزانتیوم و انتقال هنر از شهری به شهر دیگر توجه داشت و معتقد بود باید با هنر معماری گذشته اتصال برقرار کرد و ساخت بناهای باشکوه را احیا نمود.
به نظر شما، این کتاب چه کمکی به فهم رابطه هنر و کار در تمدن غرب میکند؟
نویسنده مطالب ارزشمندی درباره رابطه تنگاتنگ بین کار و هنر ارائه میدهد. این رابطه در تمدن غرب به نوعی پاسخ داده شده و تا حدی موفق به ایجاد تعادل میان آنها شده است. البته همه جوامع با کاستیهایی مواجهاند. به باور موریس، هر چه کاری که انجام میدهید برایتان لذتبخشتر باشد، خلاقیتتان نیز بیشتر خواهد بود. هر کاری، چه لذتبخش و چه اجباری، در نهایت خستگی ایجاد میکند؛ اما هنر روح را تلطیف کرده و ادامهی مسیر را آسانتر میکند. موسیقی خوب در مسیر بازگشت به خانه، منظرهی دلپذیر از درختان سبز، ساختمانهای مرتب و تمیز، معماری شهری زیبا، خیابانهای آرام و منظم و… همه نمونههایی از هنر هستند که انسان شهری امروز برای حفظ آرامش ذهنی به آنها نیاز دارد. در برخی جوامع پیشرفته، اهمیت این موارد کاملاً مشهود است.
آیا میتوان موریس را پیشدرآمدی بر جنبشهای ضدصنعتگرایی یا پستمدرن دانست؟
موریس با تولید انبوه هنر و از بین رفتن خلاقیت هنرمند مخالف بود. بنابراین میتوان گفت که او با صنعتگرایی مخالف بود. وی معتقد بود هنر باید در دستان هنرمند باقی بماند تا او بتواند با فرصت و علاقه، بدون نگرانی از درآمد یا زمان، آثار خود را به بهترین شکل ممکن ارائه کند.

خوانش این اثر برای دانشجویان معماری و هنر چه دستاوردی دارد؟
این کتاب به دانشجویان کمک میکند دید روشنتری نسبت به معماری پیدا کنند و با تاریخ رشد و افول بناها آشنا شوند. این آگاهی به آنها امکان میدهد تا برنامهریزی دقیقتر و خلاقانهتری در کار خود داشته باشند. معماری ابتدا هنر است و سپس علم؛ بنابراین خلق بنایی زیبا و کاربردی هنری است که فراتر از دانش علمی، به تابآوری زندگی مدرن کمک میکند.
کدام بخش از کتاب برای شما شخصاً الهامبخشتر یا چالشبرانگیزتر بود؟
تمام بخشها جذاب بودند، اما بخش اول که به کار مفید، تعریف آن و محیطهای کار پرداخته بود، برایم بسیار جالب بود. همچنین بخش هنر و قسمت مربوط به دورهی ساسانیان نیز توجه من را جلب کرد.
آیا برخی ایدههای موریس را میتوان آرمانگرایانه یا غیرقابل تحقق در جهان امروز دانست؟
ایدههای موریس نیازمند تأمل و تلاش هستند، اما غیرقابل تحقق نیستند. تغییرات کوچک در محل زندگی یا کار هر فرد میتواند اثرات زیادی داشته باشد. ترک کاری که دوست ندارید، اهمیت ندادن به تجملات بیفایده، و ارزش دادن به هنر اصیل در زمینههای مختلف (ادبیات، شعر، موسیقی، مد و…) میتواند در ارتقا یا افول جامعه مؤثر باشد.
اگر بخواهیم این کتاب را با یک مثال معاصر برای مخاطب امروز توضیح دهیم، آن مثال چه خواهد بود؟
پیشرفت و نظم ژاپن یا برخی کشورهای توسعهیافته نمونههای بارزی هستند. زیبایی معماری، نظم شهری و پرهیز از آلودگی صوتی و بصری در این شهرها نمونههای عملیاتی از مفاهیم مطرحشده در کتاب هستند.
به نظر شما، کدام مفهوم این کتاب بیش از همه ظرفیت بازخوانی در بافت اجتماعی و اقتصادی ایران امروز را دارد؟
مفاهیم مرتبط با کار و محیط کار بیشترین تطبیقپذیری را دارند. در برخی شهرهای ایران، استانداردهای محیط کار اجرا شده است، اما نیاز به تلاش بیشتر وجود دارد تا به صورت علمی در تمام کشور پیاده شود. سایر مفاهیم نیز غیرممکن نیستند و میتوانند با شرایط ایران سازگار شوند.
آیا میتوان از اندیشه موریس برای نقد وضعیت معاصر آموزش معماری و هنر بهره گرفت؟
صد در صد، موریس مسائل را به شکل مختصر و مفید مطرح کرده است و موضوعات معماری و هنر در تمام دوران اهمیت دارند و همواره قابل بحث و ارائهاند.
ترجمه این اثر چه نقشی میتواند در گفتوگوی میان مطالعات کار، هنر انتقادی و نظریه اجتماعی در ایران ایفا کند؟
ترجمه این اثر دیدی روشن و دقیق ارائه میدهد و نکاتی دارد که با شرایط ایران سازگار است. به باور نویسنده، ثروت شامل چیزهایی است که جهان به ما میدهد: نور خورشید، هوای تازه، خوراک، پوشاک، مسکن مناسب، دانش، وسایل ارتباط جمعی آزاد، و آثار هنری زیبا. توزیع عادلانه این ثروت در میان مردم، در هر جامعهای معنادار و قابل تطبیق است.
نظر شما