یکشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۴ - ۱۲:۱۱
دغدغه‌های دو نسل «زد» و «ایکس» در یک کتاب

کتاب «وقتی کارمندان تیک‌تاک دارند و مدیران فکس!» نوشته امیر شکری و محمدمانی شکری، در ۱۰ فصل تلاش دارد راهکارهایی کاربردی برای محیط کار و بهبود ارتباطات میان مدیران نسل قدیمی و کارمندان نسل جدید ارائه کند.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا این کتاب، در ۱۰ فصل با عناوین «ارتباطات و فناوری»، «محیط و سبک کار»، «اقتصاد و نگاه مالی»، «نگرش اجتماعی و فرهنگی»، «مدیریت ساختار و سازماندهی»، «تحصیلات و رشد حرفه‌ای»، «هویت و برند شخصی»، «ارزش‌ها و انگیزه‌های بنیادین»، «راهکار و پیشنهادات» و «مطالعات موردی» منتشر شده است.

کتاب «وقتی کارمندان تیک‌تاک دارند و مدیران فکس!» تلاش کرده تصویری از دغدغه‌ها، نیازها و ارزش‌های دو نسل «زد» و «ایکس»، ارائه دهد و در بخش‌های مختلف راهکارهایی کاربردی برای محیط کاری موثرتر، سالم‌تر و پویاتر برای بهبود ارتباطات میان مدیران نسل قدیمی و کارمندان نسل جدید ارائه کنند.

در فصل نخست کتاب، به بررسی تفاوت‌های فناورانه میان نسل مدیران (عمدتاً نسل x و اوایل y) و نسل کارمندان جوان پرداخته شده است. تفاوت‌هایی که از ابزارهای ارتباطی مثل تماس تلفنی و ایمیل تا اپلیکیشن‌های پیام‌رسان، فضای ابری، شیوه نگهداری اسناد و حتی نگاه ابزار کاری مثل لپ‌تاپ و موبایل را در برمی‌گیرد.

هدف از این بخش، صرفاً تحلیل تفاوت‌ها نیست؛ بلکه قصد دارد، مخاطب متوجه شود چطور می‌توان با درک بهتر این شکاف، راهکارهایی برای همزیستی، که ستون اصلی هر سازمان است، یافت. چون اگر این ستون روی فهم متقابل بنا شود. می‌تواند سکوی پرتابی برای رشد و تحول باشد.

در فصل دوم، دید بازتری نسبت به تحولات دنیای کار، ارائه شده است؛ تا مدیران قدیم و کارکنان جوان‌تر بهتر بتوانند جای یکدیگر بنشینند و بفهمند چرا یکی به نظم ساختاری وفادار است و دیگری به آزادی عملکرد علاقه دارد. در این تضاد، نه برنده‌ای هست نه بازنده‌ای فقط دو نگاه متفاوت به کار و زندگی وجود دارد.

فصل سوم، تلاش برای درک عمیق‌تر این موضوع است که چرا نسل‌ها با پول، درآمد و آینده مالی تعامل می‌کنند. شاید از این طریق بتوان سیاست‌های کاری و مالی بهتری در سازمان‌ها طراحی کرد که هم پاسخگوی نیاز نسل‌های قدیمی باشد، و هم به دغدغه‌های نسل «زد» احترام بگذارد.

هدف فصل چهارم، قضاوت نیست که یکی درست می‌گوید و دیگری اشتباه می‌کند. بلکه تلاش شده هر دو نگاه را شناخت، از ریشه‌ها باخبر شد که چطور می‌توان میان آن‌ها پل ارتباطی ساخت. جامعه‌ای که در آن نسل‌ها با وجود تفاوت‌ها بتوانند در کنار هم زندگی و کار کنند، نیازمند گفت‌وگو، درک متقابل و پذیریش متنوع بودن انسان‌هاست.

مخاطب در این بخش، با مثال‌های واقعی از تضادها و برخوردهای فرهنگی در محل کار، خانه، دانشگاه و حتی فضای مجازی، به درک روشن‌تری از تفاوت‌های نگرشی می‌رسد و سعی می‌کند راه‌هایی برای عبور از تنش‌ها و رسیدن به تعامل سازنده پیدا کند.

در فصل پنج، به بررسی اختلافات نسل‌ها در مورد مسائل مدیریتی، ساختاری سازمانی، نحوه تصمیم‌گیری، ارزیابی عملکرد، بازخورد دادن، تشکیل تیم‌ها، نحوه ارتقا شغلی و نوع رهبری پرداخته شده است. از اختلاف دیدگاه در سلسه مراتب گرفته تا ترجیح نسل «زد» به تیم‌های خودگردان و تعاملات غیررسمی، هرکدام از این موارد، بخشی از پازل پیچیده تعامل بین نسل‌ها را شکل می‌دهند.

علاوه‌بر توصیف تفاوت‌ها، پیشنهادهایی برای تطبیق دو نسل در محیط کاری ارائه شده است. اینکه چطور می‌توان بین ساختار و انعطاف، بین اقتدار و مشارکت، و بین سنت و نوگرایی تعادل برقرار کرد تا هم سازمان پویا بماند، هم افراد در آن رشد کنند. زیرا در دنیای امروز، مدیریت دیگر فقط (کنترل منابع انسانی) نیست؛ بلکه هنر، ساختن محیطی است که در آن نسل‌ها بتوانند همدیگر را بفهمند، تعامل کنند و با هم پیش بروند.

در فصل ۶، درباره نگاه نسل‌های مختلف به موضوع تحصیلات، اعتبار مدرک در برابر تجربه، روش‌های یادگیری جدید، مفهوم یادگیری مستمر، مسیرهای ارتقا شغلی، اهمیت آموزش سازمانی و حتی دیدگاه نسل «زد» و مربیگری و کوچینگ حرفه‌ای بحث شده است.

همچنین بررسی شده که چگونه تغییر در ساختارهای آموزشی و ابزارهای یادگیری، فرصت‌ها و چالش‌هایی برای سازمان‌ها و مدیران ایجاد کرده و چه راهکارهایی برای همگرایی بین نسل‌ها در حوزه رشد حرفه‌ای وجود دارد. هدف این فصل، درک این است که چطور نسل جدید در حال بازتعریف یاد گرفتن و رشد کردن است.

در فصل هفت، به بررسی تغییرات مهم در مفهوم «هویت حرفه‌ای» و «برند شخصی» پرداخته شده است. این نسل چطور از شبکه‌های اجتماعی برای ساختن تصویر حرفه‌ای خود استفاده می‌کند، چطور مرزهای بین زندگی شخصی و کاری را بازتعریف کرده، و چرا برایشان مهم است که دیگران بدانند چه ارزش‌هایی دارند، چه مهارت‌هایی بلدند و چه داستانی پشت مسیر حرفه‌ای‌شان وجود دارد.

در این بخش، همچنین درباره تفاوت نگاه نسل‌های قبلی و جدید به خودنمایی، خودبرندسازی، شفافیت شخصی، و اهمیت دیده شدن در جامعه حرفه‌ای بحث شده است. هدف این بخش، درک بهتر از فلسفه و اهمیت برند شخصی در دنیای امروز است.

فصل هشت یادآوری می‌کند که شناخت انگیزه‌های بنیادین، کلید برقراری ارتباط موثر با نسل‌هاست. درک این انگیزه‌ها به ما کمک می‌کند کمتر از رفتارهای متفاوت تعجب کنیم یا دلخور شویم و بیشتر به دنبال راه‌های همراهی و هم‌افزایی باشیم. هر نسلی، هر چند با ارزش‌ها و انگیزه‌ای متفاوت، می‌تواند در کنار نسل‌های دیگر، آینده‌ای بهتر بسازد به‌شرطی که با گوشه‌ای بازتر و قلب‌های بزرگتر به همدیگر نگاه کرد.

فصل نهم، دعوتی به پذیریش تفاوت‌ها، توسعه مهارت‌های ارتباطی نوین و ساختن سازمان‌هایی است که همه نسل‌ها در آن احساس ارزشمندی و رشد داشته باشند.

در فصل دهم گفته شده، مدیریت تفاوت‌های نسلی یک شعار نیست، بلکه مهارت و هنر قابل یادگیری است؛ و این مهارت از دل تجربه‌های موفق و حتی سخت به دست می‌آید.

کتاب «وقتی کارمندان تیک‌تاک دارند و مدیران فکس!» نوشته امیر شکری و محمدمانی شکری، در شمارگان ۵۰۰ نسخه و با قیمت ۳۰۰ هزار تومان از سوی انتشارات پهپاد روانه بازار شده است. پیشگفتار نویسندگان، یادداشت ناشر، مقدمه و نوشتار «چرا باید درباره نسل‌ها حرف بزنیم؟» ضمیمه اثرست.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها