به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «آقا مرتضی» به زندگینامه شهید مرتضی خانجانی، فرمانده گردان کمیل لشکر ۲۷ محمد رسولالله(ص)، به قلم آزاده جعفری و از سوی نشر ۲۷ بعثت به چاپ رسیده است. این اثر در سه فصل تنظیم شده است: فصل نخست به دوران زندگی شهید از تولد تا نوجوانی میپردازد؛ فصل دوم مسیر زندگی او از نوجوانی تا شهادت را روایت میکند؛ و فصل سوم نیز به کرامات و وقایع پس از شهادت اختصاص دارد.
آزاده جعفری برای نگارش این کتاب نزدیک به سی ساعت مصاحبه با مادر، خواهر، همسر و همرزمان شهید خانجانی انجام داده و تلاش کرده روایات مستند، دقیق و بدون دخل و تصرف ارائه شود؛ بهگونهای که کتاب بر پایه امانتداری در روایت شکل گرفته است.
در «آقا مرتضی»، مخاطب با شخصیتی روبهرو میشود که با وجود سن کم، مسیر جهاد با نفس را جدی گرفته و با صبوری و استقامت، پلههای معنوی را یکی پس از دیگری طی کرده است. شهید خانجانی در این روایت، خستگی را خسته کرده و با اشتیاق به سوی آرزوی دیرینه خود یعنی شهادت حرکت کرده است.
در بخشی از کتاب آمده است:«فاطمه یکساله شده بود. پاهایش تازه جان گرفته بود و چند قدمی برمیداشت و چند کلمهای شکسته صحبت میکرد. "بابا" را خیلی خوب تلفظ میکرد. بعد از شهادت ایرج، مرتضی حال و حوصله درستی نداشت. زیاد حرف نمیزد. وسط خانه دراز میکشید و دستش را روی پیشانی میگذاشت. بعضی وقتها برای اینکه از این حال بیرون بیاید، فاطمه را کنار او میفرستادم. اما مرتضی با هر بهانهای او را دوباره سمت من برمیگرداند. از این رفتار او ناراحت شدم و اعتراض کردم: چرا با فاطمه اینطور رفتار میکنی؟ بچه با امید به سمتت میآید، بالاخره باید بفهمد پدری دارد. اما هر بار او را از خودت دور میکنی.مرتضی گفت: مریم جان! فاطمه همه زندگی من است. فکر نکن دوستش ندارم. اینطور برای تو بهتر است. چرا باید به من عادت کند؟ اگر این بچه به من وابسته شود، کار برای تو سخت میشود. من ماندنی نیستم.»
نظر شما