بخش كهن «برزو نامه» سروده شمسالدين محمد كوسج (از سده هشتم)، با مقدمه، تحقيق و تصحيح اكبر نحوي، از سوي مركز پژوهشي ميراث مكتوب، عرضه شده است. برزونامه يكي از منظومههاي حماسي پس از شاهنامه به شمار ميرود و به تقلید از آن سروده شدهاست.\
اسدي طوسي در سرآغاز منظومه خود از اين كه فردوسي به داستان گرشاسپ نپرداخته است و سرگذشت آن جهان پهلوان نامدار ناگفته مانده است، اظهار شگفتي ميكند و انگيزه خود را در سرايش «گرشاسپنامه» همين ناديده ماندن رزمها و كارهاي شگفتآور گرشاسپ قلمداد ميكند.
از ديگر منظومههاي نامداري كه شهرت بسيار بهدست آورده بود، ميتوان به «بهمن نامه» ايرانشاه ابن ابيالخير اشاره كرد. اين منظومه، همان گونه كه از نام آن پيداست، درباره رويدادهاي روزگار بهمن، شاه كياني، است و ماجراهايي كه بر او گذشته است.
به هر روي باز هم ميتوان منظومههاي حماسي فراواني را برشمرد كه به تقليد از شاهنامه سروده شدهاند يا دربردارنده سرگذشت يكي از پهلوانان نامدار ايرانند. «كوشنامه»، «شهريارنامه»، «سامنامه»، «فرامرزنامه» و... همه بازمانده و يادگاري از دفترهاي پهلواني هستند كه مردم ايران بدانها اقبال و علاقه بسيار نشان ميدادند.
براي نمونه در «تاريخ سيستان» آورده شده كه گزارش نبردها و كارهاي سترگ فرامرز، فرزند رستم، نزديك به 12 جلد كتاب بوده است. هر چند هيچ كدام از آن كتابها به جا نمانده و در گذر زمان از بين رفته است، اما به هر حال دقت در ضبط و ثبت كارهاي پهلوانان حماسي ايران، نشان ميدهد كه آن مردان دلاور چه آوازه و نامآوري نزد ايرانيان داشتهاند و تا كجا داستان آنها رغبت و انگيزه مردم را براي پيگيري ماجراهاي حماسي و پهلواني بر ميانگيخته است.
يكي از همان منظومههاي حماسي كه شهرت به سزايي به دست آورده بود و در كتابهاي تاريخي بارها بدان اشاره شده است، «برزونامه» است. برزو فرزند سهراب است كه پس از مرگ سهراب از شهرو زاده ميشود و اندك زماني طول نميكشد كه همانند پدر يال برميافرازد و در انجام كارهاي پهلواني و دلآورانه بيهمتا ميشود.
شگفت است كه شيوه باليدن و سربرآورن برزو، بسيار همانند داستاني است كه در شاهنامه فردوسي درباره سهراب آمده است. پيداست كه پردازندگان حماسه «برزونامه» سرگذشت سهراب را پيش رو داشتهاند.
به هر روي زماني طول نميكشد كه افراسياب بر اثر حادثهاي برزو را ميبيند و او را با فريب و نيرنگ به نزد خود ميخواند و با سپاهي گران به جنگ رستم ميفرستد. سرانجام پس از كش و قوسها و ماجراهاي ريز و درشت، نژاد برزو آشكار ميشود و آن ستيزها و نبردها به آشتي و يگانگي ميانجامد. شگفت است كه رستم در نبرد آغازين با برزو (همانند رويارويياش با سهراب) هنگامي كه در مييابد كه توان مقابله با برزو را ندارد، به نيرنگ دست مييازد و به بهانهاي هماوردي با او را به روز ديگر ميافكند. برزو نيز كه سرمست از پيروزي است و به زور بازو و نيروي خود اطمينان دارد، سخن رستم را ميپذيرد. در فرداي نبرد، فرامرز نيز به كمك رستم ميآيد و آن دو، سرانجام، برزو را به بند ميكشند و با خود به سيستان ميبرند.
خبر گرفتار شدن برزو به مادر او؛ شهرو، ميرسد. شهرو سرآسيمه به سيستان ميآيد و راز برزو را آشكار ميسازد و به رستم ميگويد كه برزو نواده اوست. از آن پس پاي زني مكار و دسيسهساز به نام سوسن به ماجرا كشيده ميشود و اين زن سببساز رويدادهاي شگفتانگيزي ميشود كه بر گيرايي و جذابيت داستان «برزونامه» ميافزايد.
تا چندي پيش گوينده «برزونامه» شناخته شده نبود. مصحح كتاب؛ اكبر نحوي، استاد دانشگاه شيراز بنا بر شواهد و نشانههايي كه از يكي از دستنويسهاي «برزونامه» دريافته ميشود، نام سراينده منظومه را «شمسالدين محمد كوسج» دانستهاند و نوشتهاند كه با آن كه نتوانستهاند درباره او آگاهي افزونتري بهدست بياورند، اما از طرز سخن و اسلوب داستانپردازي او گمان ميرود كه در قرن هشتم هجري ميزيسته است.
مصحح «برزو نامه» حتي از بيتي از كتاب دريافتهاند كه احتمالا شمسالدين محمد، علاوه بر كتاب «برزونامه» داستانهاي حماسي ديگري را نيز به نظم كشيده است. يكي از آن داستانها، به گمان فراوان، درباره بيژن بوده است. به همين دليل برخي از كاتبان، منظومه «برزونامه» را دنباله داستان بيژن گمان كردهاند و آن را به برخي از نسخههاي شاهنامه افزودهاند.
دكتر ذبيحالله صفا سبك و شيوه داستانپردازي گوينده «برزو نامه» را در خور توجه بسيار دانستهاند و آن را از ديد تسلسل رويدادها، وصف پهلوانان، بهكار بردن واژههاي متناسب با منظومهاي حماسي و ترتيب ميدانهاي جنگ بسيار با اهميت تشخيص دادهاند و حتي جايگاهي برتر از «گرشاسپنامه» براي آن قايل شدهاند. دكتر صفا مهارت شاعر را در بيان صف آراييها، ميدان سازيها و وصف رزم و بزمها، ستايشآميز دانستهاند و به اين نكته هم اشاره كردهاند كه ابيات سست و نا استوار نيز در «برزونامه» ميتوان يافت، اما نه چندان كه در برخي از منظومههاي حماسي ديگر ديده ميشود.
اكبر نحوي؛ مصحح كتاب، داوري دكتر صفا ر ا درباره اهميت برزو نامه و توانايي شاعر در نقل رويدادهاي حماسي ميپذيرد، اما يادآور ميشود كه بيتهاي سست در «برزو نامه» نميتوان يافت. اگر هم باشد بيتهاي انگشت شمار متوسطي است كه چه بسا ناشي از تصرف و دخالت كاتبان بوده است.
مصحح كتاب با آوردن دلايلي روشن، معتقد است كه منظومه «برزونامه» در اصل دو كتاب جداگانه بوده است. كتاب نخست را شمسالدين محمد كوسج سروده و كتاب دوم، كه دنباله سرگذشت برزو است، پرداخته و سروده شاعري به نام عطايي در قرن دهم هجري است. متن تصحيح شده اكبر نحوي تنها شامل بخش نخست «برزونامه» است اما وعده دادهاند كه در آينده بخش دوم را نيز جداگانه تصحيح و منتشر خواهند كرد.
از سوي ديگر مصحح كتاب همين بخش نخست را به دو قسمت مجزا بخشبندي كردهاند. بخش نخست شامل آغاز داستان تا شناخته شدن برزو و آشتي او با ايرانيان است، كه 2413 بيت دارد و بخش دوم كه از آمدن «سوسن جادو به ايران و گرفتن پهلوانان» آغاز ميشود و تا پايان منظومه ادامه مييابد، داراي 1828 بيت است.
نحوي در مقدمه مفصل كتاب، دلايل خود را براي شماره گزاريهاي جداگانه اين دو بخش آورده و گفته است كه داستان سوسن در برخي جزييات همانند داستانهايي از شاهنامه فردوسي است و دور از ذهن نيست كه بپنداريم كه پردازنده اين بخش از «برزونامه»، از شاهنامه تاثير پذيرفته است. اين الگوپذيري آن گونه كه مصحح برشمرده است شامل دو داستان هفت خان رستم و هفت خان اسفنديار است.
ويراستار كتاب براي فراهم آوردن متني پاكيزه و پيراسته از نادرستيها، از 5 نسخه خطي معتبر كه در كتابخانههاي كمبريج، دانشگاه تهران، كتابخانه مجلس شوراي اسلامي و دو دستنويس ديگر در كتابخانه ملي پاريس نگهداري ميشوند، استفاده كرده است. براي اين كار، او نسخه كمبريج را كه به تشخيص او از اعتبار و اصالت بيشتري برخوردار است، پايه قرار داده و دستنويسهاي ديگر را با آن سنجيده است. موارد اختلاف نيز با دقت و حوصله در پايين صفحات نشان داده شده است. اهميت نسخه كمبريج «برزونامه» در اين است كه بيت افزوده ندارد، هر چند در پارهاي جاها افتادگيهايي در آن تشخيص داده، اما اين نقصهاي جزيي به كمك نسخ ديگر برطرف شده است.
نحوي مينويسد كه نقطهگذاري خوب، اشتباهات اندك، ضبطهاي منحصر به فرد از ديگر مزاياي دستنويس كمبريج است. پس ميتوان روش مصحح را در گزينش صحيحترين نسخه و مبنا قرار دادن آن براي تصحيح، سنجيده و درست دانست. تصحيحات قياسي متن هم آن گونه كه در مقدمه مصحح آمده اندك شمار است. تصوير برگهاي نخست دستنويسها هم در پايان مقدمه مصحح آمده است تا خواننده با شيوه خط و كتابت آنها و تاريخ پايان نسخه آشنا شود.
اما جداي از روش درست و باريكبينانه مصحح در ويرايش كتاب، بايد به مقدمه مفصل او (در 78 صفحه) اشاره كرد. در اين مقدمه ابتدا به تاريخچه تدوين حماسه ملي ايران پرداخته شده است. اين تاريخچه از «خداینامه» ساساني آغاز ميشود و به نگارش شاهنامههاي پيش از فردوسي ميرسد. آن شاهنامهها شامل كتاب مسعودي مروزي، ابوالمويد بلخي و شاهنامه ابومنصوري است. پيداست كه سرآمد آنها اثر فردوسي است كه مصحح به درستي آن را «اوج رفعت و تعالي» شاهنامه نويسي در ايران ميداند.
در بخش «معرفي برزونامه» به چاپهاي اين متن حماسي اشاره شده است. در اينجا مصحح دلايل خود را براي دو بخش دانستن «برزونامه» به تفصيل شرح ميدهد. از جمله مينويسد كه نوع داستانپردازي و سبك و طرز بيان، آشكار ميسازد كه متن از دو بخش متفاوت تشكيل شده است. بررسي دستنويسهاي بازمانده هم مصحح را به همين دو گانگي متن رسانده است.
آنگاه در ادامه به ديدگاه خاورشناسان ميپردازد و تصور نادرستي را كه برخي از آنان درباره گوينده «برزونامه» داشتهاند و سبب پنداشت غلط ديگران نيز شده است، با خواننده در ميان ميگذارد. نام گوينده «برزونامه» و سبك و اسلوب بيان او قسمت ديگري از مقدمه پر اطلاع مصحح را تشكيل ميدهد. علاوه بر آن چكيدهاي از داستان نيز آورده شده تا خواننده پيش از مراجعه به متن، نمايي كلي از سير وقايع در ذهن داشته باشد.
اصالت و قدمت داستان «برزونامه» كهن، موضوع ديگري است كه به بحث گذاشته شده است. منظور از بخش كهن، سروده شمسالدين محمد كوسج است كه قديميترين بخش پاياني «برزو نامه» بهشمار ميآيد. در اينجا به ويژه بايد به بخش «ناهماهنگي برزو نامه كهن با ديگر داستانهاي حماسي » اشاره كرد، كه قسمت آگاهي بخش ديگري از مقدمه مصحح است. در اين بخش، مصحح، با دقت و حوصله، ناهماهنگي شخصيتهاي داستاني «برزو نامه» را با شاهنامه فردوسي برميشمارد و يادآور ميشود كه اين ناسازگاري در نگاه نخست شگفتآور است چرا كه برزو فرزند سهراب است و بسياري از پهلوانان اين داستان همان پهلوانان شاهنامهاند. پس انتظار ميرود كه شباهتهاي افزونتري ميان دو متن باشد اما چنين نيست.
سنجش ميان داستان برزو با داستان رستم و سهراب و نيز اشاره به برخي آيينهاي عياري در داستان برزو از بخشهاي سودمند و خواندني مصحح در مقدمه اوست. مصحح در مقدمه كتاب اشاره ميكند كه تاثير برخي از آداب و رسوم عياري در داستان «برزو نامه» آشكار است. براي نمونه رفتن شهرو؛ مادر برزو، به سيستان، سرچشمه پارهاي رويدادهايي ميشود كه ريشه در منش و رفتار گروه جوانمردان و فتيان دارد.
ميدانيم كه سيستان خاستگاه آيين عياري در ايران بوده است. مصحح اين توضيح را هم ميافزايد كه بنا به نقل برخي از متون تاريخي، جايگاه پيدايش و شكلگيري داستان برزو، منطقه سيستان بوده است. از اين رو چندان شگفتآور نيست كه رگههايي از منش عياري را در رفتار پهلوانان و شخصيتهاي «برزو نامه» بيابيم. اين نكته از آن رو اهميت دارد كه آميختن داستانهاي پهلواني و حماسي ايران را با ماجراهاي عياران، كه از مردمان فرودست جامعه بودند، نشان ميدهد.
بخش روايتهاي شفاهي «برزونامه» و موارد اختلاف روايتهاي شفاهي و روايت مكتوب نيز يادكردني است. معرفي نسخههاي «برزونامه» و روش تصحيح متن پايان بخش مقدمه كتاب است. نمايه كتاب، شامل نام كسان و جايها نيز پس از متن قرار گرفته است؛ اما جاي يادداشتها و توضيح پارهاي واژههاي ديرياب و بيتهاي دشوار كتاب، خالي است. شايد افزودن «واژهنما» به كتاب، يا آوردن «كشف الابيات» متن، بر سودمندي كتاب ميافزود و استفاده از آن را براي پژوهندگان آسانتر ميساخت.
نظر شما