«محمود عباديان» در نشست «بررسي تطبيقي شاهنامه با گيلگمش و ايلياد» گفت: «شاهنامه يك حماسه است كه موضوع و مسايل ملي و تاريخ بشري را بازنمايي ميكند.»
وي در ادامه سخنانش افزود: «براي آنكه رشتههاي باريك سرودهها دريا شود، بايد جماعتي تباري، دودماني از گذشتههاي خود روايت كنند تا روايتها فراگير و متنوع شوند، رشته رشته دامنه بيابند و به كاشانه اين دهقان يا آن خسرو يا خنياگر راه يابند. فرايندي كه سرآغازش نادانسته نيست، فرجامش را يك آرش با جان خود مهر ميكند.»
مترجم كتاب «تفاوت فلسفه دموکريت و اپيکو» خاطرنشان كرد: «اين سرودهها و روايتها هنگامي حماسه ملي ميشود كه يك خنياگر يا روايتگر ملي مجموعه روايتهاي پراكنده قومي را به يك رشته واحد هنجارمند بهسر آيد، از آن مجموعهاي بيافريند كه به كميت و كيفيتي ممتاز درآيد كه روايتهاي پيشين از آن بهره نداشتند.»
مولف كتاب «رساله منطقي و فلسفي ويتگنشتاين» افزود: «مصالح حماسه، كردهها، انديشيدهها و زيستههاي يك قوم و ملت در تاريخ يا برههاي از گذشته آموزنده و خاطرهانگيز آن مردمان بهشمار ميآيد كه پژواك خوي و خيم، منش و جهاننگري آنان است.»
مترجم كتاب «مقدمه هگل و زيباييشناسي» در ادامه سخنانش افزود: «شاهنامه محضر برآمد چهرههاي اسطورهاي، پهلواني، و فرمانروايان تاريخي است. حماسه - به سخني از هگل - مسلخ شخصيتها، افراد بزرگ اساطيري و تاريخي است و جغرافياي رويدادهاي شاهنامه به طور عمده در مناطق ايران رخ ميدهد.»
وي در ادامه افزود: «البته رويدادهاي شاهنامه گاهي در سرزمين چين و روم نيز صورت ميگيرد. هويت يا مرزهاي جغرافيايي ايران در شاهنامه چندان مشخص نيست. براي مثال، رستم گاهي از سيستان نيمروز (در آغاز داستان كيخسرو) وارد ايران ميشود.»
«عباديان» گفت: «از قرائن تاريخي چنين بر ميآيد كه درگيريهاي ايران با توران بازتاب گونهاي درگيريهاي تاريخي و روايي ايرانيها با اقوام سرريز برونمرزي (تركتبار) بوده است كه در تاريخ نخستين قرنهاي ميلادي از آنها سراغ است.»
مولف كتاب «هگل جوان» به موضوع شاهنامه اشاره كرد و گفت: «شاهنامه موضوعها و مسايل ملي را به مثابه پديدهاي در امتداد آفرينش زندگي به طور كل و برههاي از تاريخ بشر و ملت بازنمايي ميكند. در آن روايت با آفرينش جهان هستي سر ميگيرد، تاريخي كه آغازش در بيزمان و پايانش زمان جنگ ايران و اعراب است.»
مترجم كتاب «زيباييشناسي هگل» به اسطوره نيز اشاره كرد و گفت: «اسطوره مصالح حماسه يك قوم يا ملت است، اسطوره در زبانهاي غربي «ميتوس» است و «ميتوس» از نظر ريشه لغت روايت بوده است.»
وي به نيروهاي فراطبيعي و فرا انساني در شاهنامه اشاره كرد و گفت: «در شاهنامه دو نيروي فراطبيعي و فرا انساني بر نتايج فعاليت آدمي مؤثرند، نخست خدا و ديگري نيرويي كه به نامهاي گردان، سپهر، زمانه، گردش ستارگان و جز آن است.»
اين هگلشناس به اشخاص شاهنامه اشاره كرد و گفت: «اشخاص شاهنامه در تنگنا دست به سوي خدا ميافرازند. انسانهاي آن ناكاميهاي خود را از چشم نيروي دوم، يعني گردش افلاك و زمان ميبيند. قهرمان اين نيرو در نامه «رستم فرخزاد» به پادشاه پس از شكست او در جنگهاي «قادسيه» مشاهده ميشود.»
اين شاهنامهپژوه به حماسه از نظر «هگل» پرداخت و گفت: «حماسه جهان يك قوم و ملت در تمامي گستره آن نظير عرف، آداب و رسوم، دين و مقتضيات است. حماسه كتاب يك مردم، زبان، گفتار و تصوير يك ملت است. اقوام كهن داراي چنين كتابهايياند كه در آن چيزي كه روح ملت خوانده ميشود، براي آنها توصيف شده است.»
وي به عقيده «هگل» درباره حماسه اشاره كرد و گفت: «براي افراد چيزي شايان توجهتر از اين مباني آگاهي اقوام نيست و آن با آثار كلاسيك قوم تفاوت دارد. يك تراژدي يا رمان معرف تمامي جهان اصيل و اوليه يك ملت نيست؛ بلكه حماسه كتاب مقدس مردمان است.»
نوزدهمين مجموعه درسگفتارهايي درباره فردوسي به «بررسي تطبيقي شاهنامه با گيلگمش و ايلياد» اختصاص داشت که با سخنراني دکتر «محمود عباديان» شب گذشته (30 بهمنماه) در شهر کتاب مرکزي برگزار شد.
نظر شما