پنجشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۸۷ - ۲۰:۱۶
شاهنامه فردوسي نمايشي‌ترين شاهكارهاي ادب ايران است

شاهنامه يكي از نمايشي‌ترين شاهكارهاي ادب ايران است. اين داستان‌ها از ديد نمايش و داستان‌شناختي (دراماتولوژي) آنچنان سنجيده و استواراند كه مردان نمايش به آساني مي‌توانند اين داستان‌ها را به صحنه ببرند و يا به زبان سينما برگردانند./

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، در ابتداي درس‌گفتار «رستم و اسفنديار»، «گردآفريد» (ناهيد حبيبي‌زاد) نخستين زن نقال ايراني، اشعاري از شاهنامه فردوسي را براي حاضران در جلسه نقالي كرد.

سپس «ميرجلال‌الدين كزازي» استاد دانشگاه و شاهنامه‌پژوه گفت: «آنچه ما در هنر نمايش، صحنه‌آرايي مي‌ناميم در شاهنامه بسيار برجسته است. فردوسي با كمترين واژگان صحنه را آنچنان مي‌آرايد كه خواننده و شنونده خود را در دل و متن رويداد مي‌يابد.»

وي كه در هجدهمين مجموعه از درس گفتارهاي فردوسي در شهركتاب مركزي سخن مي‌گفت با اشاره به واژه‌هاي شاهنامه افزود: «استاد توس با كمترين واژها نهاد و فضاي عاطفي، داستان‌شناختي و دراماتيك را در داستاني كه مي‌سرايد به شايستگي پديد مي‌آورد.»

مولف مجموعه هشت جلدي «نامه باستان» افزود: «ما در شاهنامه دست كم با سه قلمرو جداگانه روبرويم. هنگامي كه نكته‌اي را در شاهنامه برمي‌رسيم بايد مرزهاي اين سه قلمرو را پاس بداريم و گرنه به بيراهه در خواهيم افتاد. يكي از آن سه قلمرو فرهنگ ايران است چون شاهنامه نامه هزاره‌هاست.»

وي در ادامه سخنانش گفت:‌ «يكي ديگر قلمرو پندارينه و زيباشناختي شاهنامه است، اين قلمرو به تمامي از آن فردوسي است. سومين قلمرو پيكره داستان‌ها را مي‌سازد و ديدگاه فردوسي تنها در آن قلمرو دوم است كه مي‌تواند بر ما آشكار شود. ما بر پايه نشانه‌هايي مي‌دانيم كه برخورد فردوسي با داستان ايران برخورد و پيوندي كمابيش آئيني است. روا نمي‌دارد كه كمترين دگرگوني و فزود و كاستي در آن نامه انجام گيرد.»

مولف كتاب «خشم در چشم» يادآور شد: «در پيوند رستم و اسفنديار همواره مهر و كين، آشتي و ستيز در كنار يكديگرند و اين گفت و ناسازي آشكارا در ابيات شاهنامه به روشني آشكار است به همين دليل فردوسي داستان‌سرايي بي‌مانند به‌شمار مي‌رود.»

وي به داستان رستم و اسفنيدار اشاره كرد و گفت: «ما دم به دم ستيز ناسازها را در داستان رستم و اسفنديار به شيوه‌هاي گوناگون مي‌بينيم. در اين داستان حماسي روئين‌تني اسفنديار بسيار كم ‌فروغ آورده شده و تنها يك‌بار رستم آشكارا از روئين‌تني اسفنديار در ستيزه‌هاي سخن ياد مي‌كند.»

وي افزود: «شايد شما هم خوانده‌ايد كه كساني برآنند كه فردوسي با زنان بر سر ستيز بوده و هر زمان كه مي‌توانسته آنان را مي‌نكوهيده است. به‌راستي چنين نيست. من به آواز بلند مي‌گويم كه در پهنه ادب پارسي سنجيده‌ترين و به آيين‌ترين چهره زن را ما در شاهنامه مي‌يابيم. زنان در شاهنامه به هيچ روي فروتر از مردان نيستند حتي گاه برتر از آنانند. اگر زنان پلشت، نيرنگ باز، فريبكار را ما در شاهنامه مي‌يابيم به مرداني چنين هم باز مي‌خوريم.»

اين شاهنامه‌پژوه در ادامه افزود: «اگر فردوسي زنان را خوار مي‌داشت ما زناني با چهره‌هايي درخشان و بي‌مانند در شاهنامه نمي‌ديديم و نمي‌شناختيم. يكي از آن زنان نامدار «سيندخت» بانوي مهراب كابلي و مادر «رودابه» است. اين زن نماد چاره‌انديشي، كارداني و گره‌گشايي است. او گره‌اي كور را مي‌گشايد كه مرداني مانند «سام»، «منوچهر» و «مهراب» از گشودن آن درمانده‌اند.» 

وي افزود: «درست است كه در داستان «رستم و اسفنديار» زنان نكوهيده شده‌اند اما اين هنجاري پايدار، در فرهنگ و منش ايراني و ديدگاه فردوسي درباره زن نيست. آنچه در داستان آمده ديدگاه اسفنديار است حتي مي‌توان گفت كه ديدگاه هميشگي اسفنديار هم نيست، اسفنديار خشمگين است و به پاس آن خشم، زنان را نكوهش مي‌كند.»

اين فردوسي‌شناس خاطرنشان كرد: «در داستان «رستم و اسفنديار» سخني است كه ارج و ارز والاي زنان را در فرهنگ ايراني و در انديشه فردوسي به درخشان‌ترين وگمان‌زداترين شيوه آشكار مي‌دارد. در پيامي كه اسفنديار براي زابليان مي‌فرستد از آنان مي‌خواهد كه انجمن، فرمانروايي را سامان بدهند و خواست او را بررسند. اسفنديار مي‌داند كه خواست او كاري نيست كه به آساني انجام بپذيرد. پس مي‌خواهد كه آن انجمن به او پاسخ بدهد كه سرانجام رستم بند را مي‌پذيرد يا نه؟ اين انجمن نمونه‌ايست از مردم سالاري اما نغزتر از آن اعضاي اين انجمن است كه اسفنديار آنها را نام مي‌برد، «زواره»، «فرامرز» و «سام»، اسفنديار مي‌گويد كه اين كسان گرد بيايند و آن انجمن را بيارايند.»

وي افزود: «چهارمين تن رودابه است. زني در انجمن فرمانروايي عضو است و سر رشته‌ها را در دست دارد. استاد توس چگونه از رودابه سخن مي‌گويد؟ او از زواره و فرامرز و دستان سام بي‌هيچ ويژگي ياد مي‌كند اما درباره رودابه مي‌گويد: «جهان ديده رودابه نيكنام». هنگامي كه از رودابه سخن مي‌گويد او را با دو ويژگي مي‌ستايد، يكي جهان ديده است كه كنايه از دانا، آزموده و كاردان است و ديگر نيكنامي است كه همه ارج و پايه زن در فرهنگ ايراني در اين بيت جاي گرفته است. به هر روي زن در جهان‌بيني ايراني و انديشه فردوسي كه ايراني‌ترين ايراني است كه من مي‌شناسم، جايگاهي بلند دارد.» 

هجدهمين مجموعه درس‌گفتارهايي درباره‌ فردوسي به «روايت داستان رستم و اسفنديار» اختصاص داشت که ميرجلال‌الدين كزازي، استاد دانشگاه و شاهنامه‌پژوه شب گذشته 16 بهمن‌ماه در اين‌باره در شهركتاب مركزي سخن گفت. 

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

اخبار مرتبط

تازه‌ها

پربازدیدها