رمان «موجها» اثر ویرجینیا وولف، عصر پنجشنه در کانون ادبیات ایران بررسی شد. در این نشست که به همت کانون ادبیات ایران برگزار میشد، مهدی غبرایی (مترجم کتاب) و جلیل شاهچشمه درباره این اثر به سخنرانی پرداختند.
شاهچشمه، شاعر و منتقد ادبی، اولین سخنران این جلسه بود. وی «موجها» را اثری «مرکز گرا» دانست و توضیح داد: شخصیتهای این رمان در لایههای داستان بزرگ میشوند و پرداختن به آنها این کتاب را برخلاف بسیاری از رمانها که مرکز گریز هستند، به رمانی مرکز گرا تبدیل کرده است.
به گفته این منتقد کاستیها و محدودیتهای ساختار و درونمایه در «موجها» موجب شده نویسنده از عناصری چون زبان و لحن حداکثر استفاده را ببرد.
وی همچنین «موجها» را رمانی «غمانگیز» توصیف و تاکید کرد که این با «مصیبتبار» بودن رمان تفاوت دارد و ادامه داد: یکی از دغدغهها و مشکلات رماننویسان مدرن، مسئله زمان و رعایت توالی علت و معلولها است که وولف به خوبی از پس آن برآمد.
شاهچشمه درباره لحن شعرگونه این رمان گفت: نویسنده به شخصیتها حالتی شعرگونه بخشیده است. نوعی گزارش لطیف که احساسات شخصیتهای رمان از طریق آن بیان میشود. همچنین سرک کشیدن به جاهای دور و همگامی و هماهنگی شخصیتها از دیگر ویژگیهای آن هستند. این ویژگی به گونهای است که همه شخصیتها در قالب یک فرد واحد نشان داده میشوند و جهانبینی آنها، از رمان محصولی یکپارچه ساخته است.
غبرایی( مترجم این کتاب) نیز که در جلسه حاضر بود حاضر به سخنرانی در مورد «موجها» نشد و تاکید کرد: اگر حرفی وجود داشته آن را مقدمه کتاب آوردهام. اینجا برای بهتر شناساندن رمان دو نکته را یاد آور میشوم. اول برآمدن خورشید که وولف در این کتاب ۹ تابلو از آن تصویر کرده و نکته جالب دیگر اینکه یکی از شخصیتهای رمان در متن غایب است. به این معنی که «موجها» هفت راوی دارد که یکیشان غایب و ۶ تای دیگر حضور دارند.
این مترجم همچنین بخشهایی از کتاب را برای حاضران خواند.
«موجها» با ترجمه غبرایی، پاییز سال گذشته و توسط نشرافق در ایران منتشر شده است. این کتاب پیشتر با ترجمه پرویز داریوش و با نام «خیزابها» به چاپ رسیده بود.
غبرایی در مقدمه این کتاب نوشته است: دستهای «به سوی فانوس دریایی» و «خانم دالاووی» را برجستهترین اثر داستانی او (وولف) میدانند. من شخصا «موجها» را از هر دوی اینها یک سر و گردن بالاتر میبینم. جا دارد که از ترجمه قبلی [این رمان]، به نام «خیزابها» نام ببرم که گویا در سال ۱۳۵۶ به قلم پرویز داریوش منتشر شده است. این ترجمه با اینکه در برخی از موارد موفق است و مترجم توانسته منظور نویسنده را دریابد، اما متاسفانه کژیها و کاستیهای فراوان دارد، به اضافه اين كه آخرین فصل که طولانیترین و مشکلترین فصل نیز هست، در اين ترجمه موجود نیست. بر سر نام کتاب نیز با مترجم قبلی اختلاف نظر وجود دارد.
ویرجینیا وولف در ۲۵ ژانویه ۱۸۸۲ میلادی در لندن متولد شد. این نویسنده در طول ۵۹ سال عمر خود، آثاری همچون «خانم دالاووی»، «به سوی فانوس دریایی»، «سالها» و «سفر به بیرون» را به رشته تحریر در آورد. او همچنین یکی از بنیانگذاران بنیاد بلومزبری بود. به باور منتقدان شکلگیری و پیشرفت گونه ادبی «سیلان ذهن» در زبان انگلیسی نیز مدیون نوشتههای این نویسنده است.
نظر شما