دوريس لسينگ برنده نوبل ادبيات سال 2007 مجموعه 113 نامه خود را به دانشگاه «East Anglia» اهدا كرد. از این میان 90 نامه، نامههای عاشقانه او به «جان وايتهورن» در دوران جنگ جهانی دوم است و بقیه، نامههایی است که به نویسندگان معروف، ناشران و ویراستاران نوشته شده است.\
«دوريس لسينگ» گفته است كه برنده شدن جايزه نوبل برایش «مصيبت عظيمی» بوده است؛ بنابراين، اين موضوع كه وی در سال 1992 از پذيرش لقب «بانو» (از ملکه بریتانیا) سر باز زد، عجيب نيست. او گفت دليل رد كردن اين لقب اين بود كه امپراتوری بريتانيا ديگر وجود ندارد: «از اين كه اين لقب را به من پيشنهاد میدهيد متشكرم، اما مدتیست كه از خود میپرسم: امپراتوری بريتانيا چه شده؟ مسلما ديگر وجود ندارد و میدانم من تنها كسی نيستم كه اين حرف را میزند. بخشيدن عنوانی كه مربوط به یک امپراتوری از دست رفته است، چندان خوشايند نيست».
لسينگ كه اكنون 89 ساله است، همچنین گفت كه وقتی جوان بوده تمام تلاشش را كرده تا آن قسمت كمی از امپراتوری بريتانيا را كه در وجودش بوده در راه آزادی «رودز» از ميان ببرد: «مسلما چيز ناخوشايندی در پذيرش افتخار در سن بالا از نهادی كه در جوانی با آن مبارزه كردهام، وجود دارد.» او نامهای برای رد اين عنوان به معاون نخستوزير ارسال کرده و در پایان آن نوشته است: «با اين حال «بانو» بودن بايد دلپذير باشد. حتما از آن خوشم میآمد. اما بانوی چه؟ بانوی بريتانيا؟ بانوی جزاير بريتانيا؟ بانوی كشورهای مشتركالمنافع بريتانيا؟ بانوی ... ؟ مهم نيست. لطفا جسارت مرا ببخشيد. متاسفم. واقعا متاسفم.»
چند سال بعد او نشان افتخار را به خاطر «خدمت درخشان به كشور» پذيرفت و در مورد دليل پذيرش اين نشان گفت: «چيزی به عنوان شما اضافه نمیكند، توقع خاصی هم ايجاد نمیكند. از اين موضوع خوشم میآيد.» در حالي كه «بانو بودن» به گفته خودش «كمی پانتوميمگونه است!».
نامهای كه لسينگ به منظور رد كردن عنوان «بانو» نوشته، بخشی از مجموعه نامههايیست كه لسينگ در روز گذشته به دانشگاه «East Anglia» اهدا كرد. اين دانشگاه در سال 1985 مدركی افتخاری به لسينگ اهدا كرده است.
مجموعه 113 نامه لسينگ، شامل نامههای او به وكلای ادبیاش، مترجمان و دوستان نويسندهاش از جمله «مارگارت درابل»، «ميكل هولرويد» و «ادريس شاه» است.
«كريستوفر بيگزبی» استاد ادبيات آمريكایی دانشگاه «East Anglia» كه سابقه آشنايی 25 ساله با لسينگ دارد، ارزش نامهها را برابر با ارزش طلا دانست و گفت: «اين مجموعه شامل نامههای او به ناشران و يادداشتهای توصيفی او درباره آثارش به ويراستاران است. همچنين نامههای او به «موريل اسپارك»، «ايريس موردو»، «ربكا وست» و نويسندگان ديگری چون «كورت ونهگات»، «ريموند كارور» و «اينگمار برگمن» در اين مجموعه موجودند. او با افراد زيادی در تماس بوده است.»
نامههايی نيز كه در فاصله سالهای 1943 تا 1949 نگاشته شدهاند در اين مجموعه وجود دارند. مخاطب اين نامهها «جان وايتهورن» عضو ارتش RAF است كه در آن سالها در «رودز» محل سكونت لسينگ مستقر بوده و رابطه عاشقانهای بين او و لسينگ وجود داشته است. اين نامهها درباره موضوعات بسيار متعددی از احساسات مادرانه لسينگ و دوران بارداریاش گرفته تا نظراتش راجع به كتابهايی است كه میخوانده.
پروفسور بيگزبی درباره اين نامهها گفت: « از اين نامههای عاشقانه حدود 90 عدد در اين مجموعه وجود دارد كه هر كدام خود چند هزار كلمهاند. لسينگ در اين نامهها راجع به تجربيات نخستين خود به عنوان يك نويسنده و فعاليتهای سياسیاش نوشتهاست. برای من اين نامهها منبع بسيار باارزشی نه تنها درباره دوريس لسينگ، بلكه درباره دوران او هستند.»
«جان وايتهورن» در سال 2003 از دنيا رفت و در وصيتنامهاش از وارثانش خواست تا اين نامهها را به لسينگ برگردانند. خواهر او «كاترين وايتهورن» كه خود نويسنده و روزنامهنگار است در اينباره گفت: «در دسترس قرار دادن اين نامهها باعث ناراحتی كسی نخواهد شد. آنها بخشی از نوشتههای دوريس لسينگ هستند و بايد مطالعه شوند. اين نامهها دوران سحرآميزی از نويسندگی او را نشان میدهند. اين واقعيت كه برادرم آنها را برای مدتهای طولانی نگه داشته بود نشان میدهد كه آنها اهميت زيادی برايش داشتهاند».
در حال حاضر كتابخانه دانشگاه «East Anglia» در حال فهرست كردن اين نامههاست.
نظر شما