-
تأملی در کاربست ایرانی اندیشه مارتین هایدگر؛
نقد مدرنیته یا تعلیق سیاست؟
افسانه نجاتی نوشت:بازگشت به هایدگر در فضای فکری ایران صرفاً یک انتخاب نظری نیست؛ نوعی موضعگیری نسبت به مدرنیته، سیاست و آینده است. نقد رادیکال او از متافیزیک غربی و تحلیلش از تکنولوژی بهعنوان «گشتل» شیوهای که جهان را به ذخیرهای برای بهرهبرداری تقلیل میدهد برای بسیاری از روشنفکران ایرانی جذاب بوده است.
-
نقد فلسفهٔ انتزاعی و دعوت به تفکر متعهد؛
از فیلسوف برج عاجنشین تا فیلسوف دردمند
محمد فنایی اشکوری نوشت: ما با دو سنخ فیلسوف روبرو هستیم: فیلسوف بیدرد و برج عاجنشین که فلسفه را محدود به مباحث انتزاعی میداند، و فیلسوف دردمند، متعهد و مسئول که حکمت را چراغی برای تفسیر هستی و وسیله ای برای تغییر جهان به سوی نیکی میشناسد.
-
نگاهی به اندیشههای متفکران درباره مفهوم انقلاب؛
آیا انقلاب تعریف علمی دارد؟
حداقل از زمان لاک، دیدگاه غالب در مورد انقلاب در فلسفه سیاسی غرب، چه در سنتهای لیبرال و مارکسیستی، و چه شاید در فرهنگ سیاسی عامه نیز، به طور قابل توجهی آسانگیرانهتر از دیدگاه هابز و کانت و اسلاف قرون وسطایی آنها بوده است.
-
جایگاه و رویکردهای رشته فلسفه علوم اجتماعی در آموزش عالی اروپا؛
یک ضرورتِ بنیادین برای اعتباربخشی به علوم انسانی
آنچه از رصد فضای آکادمیک اروپا برمیآید این است که فلسفه علوم اجتماعی در غرب، یک رشته «لوکس» نیست؛ بلکه یک ضرورتِ بنیادین برای اعتباربخشی به علوم انسانی محسوب میشود.
-
کارل پوپر و مسئله تقرب به حقیقت؛
فروتنی و صداقت بیشتر در مواجهه با پیچیدگی دنیای انسانی
رضا غلامی نوشت: پوپر یادمان میدهد که علم نه جایگاه یقین، بلکه میدان کشمکش اندیشهها و آزمون فرضیههاست. و شاید بزرگترین درس او این باشد که عظمت علم نه در قطعیتهایش، بلکه در آمادگیاش برای خودانتقادی و خودتصحیحی نهفته است. این همان چیزی است که علوم انسانی امروز بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز دارند: نه قطعیت بیشتر، بلکه فروتنی و صداقت بیشتر در مواجهه با پیچیدگی دنیای انسانی.
-
حلِ مسئلۀ علوم اجتماعی اسلامی؛
معنا و مصداق «صناعت»
شاید طرح پرسش مجدد از ماهیت علوم اسلامی، فرایند تکوینِ آنها و نحوۀ کاربردیبودن و حلِ مسئلۀ آنها در زمینۀ تاریخی - اجتماعی که در آن تکوین یافتهاند ، بتواند پرسش از راهکارهای کاربردیسازی و حل مسئله این علوم در دورۀ معاصر را رنگ و رویی دیگر ببخشد.
-
نقد و بررسی کتاب «استاد نادان» اثر ژاک رانسیر؛
به سوی رهایی تفکر
ژاک رانسیر در استاد نادان نشان میدهد که آموزش مبتنی بر «توضیح دادن» نهتنها یادگیری را تقویت نمیکند، بلکه ناتوانی و وابستگی ذهنی تولید میکند. او با نقد «نظام تبیینگر»، نظم مسلط آموزشی را بازخوانی میکند و آن را مسئول بازتولید نابرابری فکری میداند.
-
نگاهی به کتاب«چوپان هوش مصنوعی و گوسفندان الکتریکی»؛
خوب زیستن با هوش مصنوعی
هما شهرامبخت نوشت: کتاب به جای محدود کردن هوش مصنوعی به دوگانهٔ خوب یا بد، مسیر «خوب زیستن با آن» را نشان میدهد. این تغییرِ نقطهثقل، اگر جدی گرفته شود، میتواند شیوهٔ تربیت، معنویت و سیاستگذاری را دگرگون کند.
-
تاملی درباره فلسفه اخلاق و عشق در آثار داستایفسکی؛
آزادی وجدان همچون جوهره اخلاق
رمانهای داستایفسکی حاوی ایدههای فلسفی غنی و عمیقی هستند که میتوان آنها را به طور کلی در سه شکل طبقهبندی کرد: فلسفه اخلاق، فلسفه اگزیستانسیالیسم و فلسفه تراژیک. هسته اصلی فلسفه اخلاق، آموزه عشق است که بر فداکاری و از خودگذشتگی تأکید دارد.
-
تأملی درباره مفهوم «خود» در تاریخ فلسفه؛
صعود و سقوط «خود» در فلسفه غربی
علی اصغر اسلامی تنها نوشت: مفهوم «خود»، اگرچه در بستر غربی دستاورد بزرگی برای فلسفه این تمدن محسوب میشود، اما هنگامی که به عنوان چهارچوبی جهانشمول برای تحلیل همه فرهنگها به کار میرود، به ابزاری برای قوممداری علمی تبدیل میشود. انسانشناسی معاصر باید این پرسش اساسی را طرح کند: آیا میتوان مفاهیمی که ریشه در تاریخ فکری غرب دارند را بدون بازبینی انتقادی و ترجمه تاثیلی، به عنوان ابزار تحلیل فرهنگهای دیگر به کار برد؟
-
در شادباشِ نودمین زادروزِ «عزتالله فولادوند»؛
نادرهکارِ فولادقلم
عزتالله فولادوند فخر زمانۀ ماست و باید بر قدم و قلماش آفرین گفت که چنین کارنامهای را به یادگار گذاشته، باج به زر و زور و تزویر نداده، در همۀ زندگی مستقل مانده و فرهنگ این سرزمین را تا همیشه مدیون و مرهون خدمات خود کرده است.
-
یادداشت اختصاصی رضا داوری اردکانی برای خبرگزاری کتاب ایران؛
توسعهنیافتگی نبود توسعه نیست، گم شدن در بیابان فنا است
رضا داوری اردکانی نوشت:توسعه و توسعهنیافتگی به جهان جدید تعلق دارد. جهانهای قدیم نه توسعهیافته بودند نه توسعهنیافته و هر جهانی به راه خود میرفت و خرد خاص خود داشت. اکنون دو وضع وجود دارد: توسعهیافتگی و توسعهنیافتگی که این یک وضع بدی است که با درک و فهم وضع جهان و شرایط و امکانهای زمان بیگانه است و از آن بیرون باید رفت که متاسفانه راه بیرون رفتن را به آسانی نمیتوان یافت. اما اگر راه پیدا شود، پیمودنش چندان دشوار نیست. من به گشایش این راه فکر کردهام و این مسالهای بزرگ و کاری صعب است.
-
یادداشتی از افسانه نجاتی، پژوهشگر و مترجم فلسفه؛
الگویی پنهان برای بودنِ انسان
میلاد نه واقعهای استثنایی، بلکه الگویی پنهان برای بودنِ انسان است: اینکه معنا، نه از راهِ قدرت، که از راهِ پذیرش حاصل میشود؛ اینکه هستی، در ژرفترین لایهی خود، با فروتنی سخن میگوید. هر تولد، حاملِ امکانی است که همزمان، وعده و خطر را در خود دارد؛ و تا زمانی که چنین امکانی—حتی به نحوی لرزان—پدیدار میشود، زمان به تمامی بسته نمیشود و زندگی، هرچند بیاطمینان، همچنان ادامه مییابد؛ نه در غیابِ رنج، بلکه در آگاهی از آن.
-
اکو-تئولوژی و بحران معنای زیستبوم؛
زمین بهمثابه امانت
هما شهرامبخت نوشت: اکو-تئولوژی و معنویت سبز نشان میدهند که بحران زیستمحیطی، پیش از آنکه مسئلهای صرفاً علمی یا سیاسی باشد، بازتاب نوعی بحران معنایی است. مواجهه با این بحران مستلزم بازنگری در باورها، ارزشها و شیوه زیست انسان است.
-
فانی دیگر نیست
محمد میلانی: فانی این مرد بزرگ یک مرز است. مرزی مصلح در میانه دو نسل. نسلی دارا و پرکار و صاحبسبک و اثر و نسلی عجول و درگیر درخود و وابسته به جهان مجازی حتی برای بیان واقعیتهای عینی که خودش آشنا به صاحب آن است.
-
دولت و جامعه در اندیشه سیاسی هربرت اسپنسر؛
فیلسوفی که به دولت بدبین بود
جوهره اندیشه سیاسی هربرت اسپنسر را میتوان در بدبینی به ماهیت دولت و مخالفت با حضور حداکثری آن در سپهر اجتماعی و اقتصادی انسانها دانست.
-
تاملی درباره هانری کربن و شوالیهگری معنوی؛
شوالیه عالم مثال
هما شهرامبخت نوشت: کربن شوالیهگری را فرهنگی جداگانه و منحصر به غرب نمیدید و آن را یکی از تجلیات الگویی جاودان میدانست: الگوی سالکِ پهلوان، کسی که هم در میدان بیرونی میرزمد و هم در میدان باطنی.
-
یادداشت اختصاصی داوری اردکانی در حاشیه کتاب «روایت رضا»؛
مخالفت با تجدد به جایی نمیرسد/نه عزم توسعه داریم و نه در فکر طرح برنامه آنیم
رضا داوری اردکانی نوشت: توسعهنیافتگی برخلاف آنچه بسیاری میپندارند عقبافتادگی نیست، دور شدن از قدیم و واماندن از جدید است. توسعهنیافتگی گم کردن جایگاه تاریخی و ابتلا به سرگردانی و بلاتکلیفی و اشتغال به ندانمکاری است. علوم اجتماعی باید این وضع را دریابد و راه خروج از آن را نشان دهد.
-
فلسفه معاصر و مسائل انسانهای زنده؛
فیلسوفان مشغول کارند
محمدمهدی حاتمی نوشت: فلسفه معاصر، وضعیت هیجانانگیزی دارد: ابزارهای فلسفی تیزتر، تکنیکهای تحلیلی و تفسیری پیشرفتهتر، دستورکارها مشخصتر، مسائل واضحتر، رویکردها متکثرتر، ارزش بینش و کار پیشینیان آشکارتر و پیوند با علوم عصر محکمتر شدهاست.
-
گفتمانهای دانشگاه ایرانی از ۱۳۰۴ تا ۱۳۵۹ در گفتار رضا ماحوزی؛
فلسفه آکادمی در ایران
رضا ماحوزی معتقد است فلسفه دانشگاه در ایران از ۱۳۰۴ تا ۱۳۵۹ سه گفتمان ایده فلسفی دانشگاه، گفتمان کنشگری عملگرایانه و گفتمان توسعهگرایی را تجربه کرد.
-
پیام رضا داوری اردکانی به مناسبت روز جهانی فلسفه؛
روزگار ما میل و رغبتی به فلسفه ندارد
رضا داوری اردکانی : ما وارث فلسفه دوره اسلامی هستیم و کموبیش با فلسفه اروپایی هم آشنا شدهایم، اما روزگارمان میل و رغبتی به فلسفه ندارد و گردش امور چنان است که حتی به خرد و دانایی نیز احساس نیاز نمیشود. دوران بینیازی از خرد دوران عجیبی است. این دوران هرچه باشد مجال مناسبی برای روکردن به فلسفه نیست. هرچند که وقتی این احساس به نهایت شدت برسد میتوان به روشن شدن چراغی امید بست که به ظلمت شب تاریک پایان دهد و نگذارد که جانها به ستوه آید؛ ولی چنین حادثهای کمتر پیش میآید.
-
یادداشت افسانه نجاتی به بهانه روز جهانی فلسفه؛
فلسفه شیوهای برای بودن
افسانه نجاتی نوشت: فلسفه شیوهای برای بودن است—نوعی مراقبت از نفس، نه به معنای روانشناختی، بلکه به معنای روشن کردن چراغی درونی. روز جهانی فلسفه شاید بهانهای باشد برای یادآوری این حقیقت ساده: که هر پرسش کوچک، هر مکث کوتاه، و هر تلاش برای فهمیدن، گامیست در مسیر انسانیتر شدن.
-
نقد و بررسی اسلامشناسی غربی با نگاهی به تاریخ اسلام کمبریج؛
قوت و ضعف مطالعات اسلامی مستشرقین
سعید طاووسی نوشت: هدف مطالعه آثار غربی، درک روند و سیر مطالعات غربیها درباره اسلام و ایران است، نه پذیرش بدون نقد این منابع.
-
رضا داوری اردکانی در همایش «مبانی علمی و فلسفی هوش مصنوعی»؛
هوش مصنوعی، مرحله اخیر رشد تکنولوژی است، خدا کند که مرحله آخر آن نباشد
رضا داوری اردکانی: هوش مصنوعی، چیزی بیش از یک ماشین عظیم پر از اطلاعات و اطلاعاتپرداز است. هوش مصنوعی میتواند منشاء آثار مفید و مضر باشد. اما به احتمال قوی در جهانی که نشان مهر و دوستی در آن کمتر پیدا و میل به قهر و دشمنی غالب است، قدرت ویرانگری بیشتری دارد. هوش مصنوعی، مرحله اخیر رشد تکنولوژی است و خدا کند که مرحله آخر آن نباشد.
-
یادداشت مجتبی ترکارانی در تبیین «کار امید»؛
بازسازی امید در ایران
مجتبی ترکارانی در بازسازی امید به «کار امید» میپردازد، «کار امید» در واقع تلاشی است برای گشودن فضا و زمان در دل ساختارهای مسدودکننده؛ فضایی برای نفس کشیدن و زمانی برای «ادامه دادن» تا شاید در آیندهای نامعلوم، امکان تحقق امید بازنمایانه دوباره فراهم شود.
-
دیدگاه ملاعبدالله یزدی در منطق تفتازانی؛
گذار در منطق اسلامی
دیدگاه ملاعبدالله بهابادی یزدی در منطق، نمایانگر یک گذار مهم در سنت منطق اسلامی است: گذر از یک ساختار صرفاً فلسفی و کلامی به یک ساختار نظاممند و آموزشی که برای تدریس در مدارس طراحی شده است.
-
تاملی بر مغازله مرگ و زندگی در یادداشتی از خسرو باقری؛
مدخلی برای ورود به رحمت
خسرو باقری نوشت: ارتباط مرگ و زندگی همچون ارتباط یک زوج پدیدار میشود. در مورد مرگ بدون زندگی نمیتوان فکر کرد؛ همان گونه که به زندگی نیز نمیتوان بدون مرگ اندیشید. آنچه را در میان این زوج میگذرد، از قهر و مهر، باید در قالب مغازلهای پر کشوقوس فهم کرد.
-
درباره کتاب «اقتدارگرایی نو در خاورمیانه و شمال آفریقا»؛
سرکوب هوشمند در سطح زندگی روزمره
کاواتورتا و توپاک با انتشار این کتاب نشان دادند که علت استمرار اقتداگرایی در خاورمیانه کنونی را باید در میکروپراکتیسها جستجو کرد. میکروپراکتیسهایی که تحت تأثیر روندی جهانی قرار دارند و در چارچوب جهانی اقتدارگرایی باید بررسی شوند.
-
چرا خواندن آدام اسمیت برای دانشجویان علوم اجتماعی لازم است؟
پدر علم اقتصاد مدرن
خواندن آثار اسمیت نهتنها برای فهم تاریخ اندیشه اقتصادی، بلکه برای درک تعامل پیچیده بین اقتصاد، اخلاق، و جامعه ضروری است. او نشان داد که علم اقتصاد نمیتواند از فلسفه و اخلاق جدا باشد، و این درس بزرگی برای دانشجویان فلسفه علوم اجتماعی است.
-
قرائتی زنانه از الهیات ابن عربی؛
زن، آینه آفرینش
الهیات ابن عربی از درون تجربهای زنانه زاده شد، حتی اگر زبانش مردانه بود. او از زنان آموخت که معرفت، در درون میجوشد، نه در سلطهی عقل. او در زن، نه نقص، بلکه کمال دید؛ و در عشق به زن، نه لغزش، بلکه عبادت. برای او، خدا خود زنی است که جهان را در آغوش گرفته و هر لحظه میزاید.