-
یادداشت رضا داوری اردکانی در آیین یادبود شهید لاریجانی؛
سیاست به مثابه تأمل و تدبیر
رضا داوری اردکانی نوشت: دکتر لاریجانی مردی بسیار باهوش و فهیم و دانشمند و خوش صحبت بود و اگر به جانب شغل سیاسی نمیرفت و بیشتر در باب سیاست تحقیق و تأمل می کرد، آثار و نوشتههای فلسفی بیشتری از او باقی میماند. احساس من این بود که دکتر لاریجانی در اواخر عمر به سیاست به مثابه تأمل و تدبیر و نه شغل سیاسی نزدیک شده بود.
-
نقدی بر ایدهآلیسم ایرانی؛
ای برادر تو همه اندیشه نیستی
در واکنش به ایدهآلیسم تخیلی به معنای اصالت دادن به باورها و اندیشهها و تخفیف و تحقیر یا انکار و نادیده گرفتن شرایط عینی و مادی، باید گفت، ای برادر تو همه اندیشه نیستی، استخوان و ریشه هم مهماند و تنها باقیماندههایی دورریختی نیستند. از ابرهای موهوم انتزاعیات پایین بیا و پا روی زمین بگذار و واقعیتهای مادی را هم ببین.
-
به مناسبت صدمین سال تولد متفکر فرانسوی؛
فوکو را فراموش نکن
در دهههای هفتاد و هشتاد کسانی که به ایدهها و اندیشههای رادیکال و تندرو گرایش داشتند، فوکو را متفکری رهاییبخش، منتقد، تالی مارکس و نیچه و فروید و صدای حاشیهها و طردشدهها میخواندند. اکنون اما تب فوکو تا حدودی فروکش کرده و نسلهای جوانتر آنقدر فلسفهزده و نظریهخوان نیستند، ضمن آنکه متفکرانی راحتالحلقومتر و سادهفهمتر مثل بیونگ چول هان مد روز شدهاند و دیگر کمتر کسی حوصله میکند، آثار پیچیده و سخت فوکو را بخواند.
-
فرهاد بیانی در توصیف نگاه معرفتشناختی بسکار نوشت؛
بعد ناگذرا و بعد گذرا در معرفت
فرهاد بیانی نوشت: بسکار فرایند معرفت را به دو بخش بعد لازم (ناگذرا) و متعدی (گذرا) تقسیم میکند. بعد لازم علم مربوط به مکانیسمها وهویتهای واقعی است که مستقل از افراد وجود دارند و کار میکنند؛ این همان موضوع و متعلَّق علم است. اما بعد متعدی علم ناظر به جنبه اجتماعی و فرهنگی تولید معرفت علمی در فعالیت اجتماعی است.
-
درباره خواندن، دانستن و هنرِ بهتعویقانداختن داوری؛
کتاب، بیشتاب!
افسانه نجاتی نوشت: برای رسیدن به کتاب، باید از شتابِ رسیدن دست کشید. در جهانی که پاسخهای فوری فراواناند، شاید یکی از جدیترین شکلهای اندیشیدن این باشد که پیش از سخنگفتن، اندکی بیشتر بخوانیم؛ پیش از داوری، اندکی بیشتر بفهمیم و پیش از ادعای دانستن، امکانِ ندانستن را از خود نگیریم.
-
نوشتار فرهاد همتی درباره «هایدگر و نازیسم» نوشته ویکتور فاریاس؛
فیلسوف هیتلر
فرهاد همتی نوشت:هایدگر علاوه بر پیشبرد اهداف نازی در دانشگاه، استادان و دانشجویان را نیز کنترل میکرد و حتی علیه استادان جاسوسی میکرد و گزارش محرمانه میداد. مثل مورد ادوارد باومگارتن که در فلسفه پیرو پراگماتیسم جان دیویی بود که موجب اخراج او از دانشگاه شد.
-
رویکرد چند لایهای از هستیشناسی؛
نقشه پیچیده واقعیت اجتماعی
فرهاد بیانی؛ هستیشناسی رئالیسم انتقادی با اهمیت دادن به پدیدهها، ساختارها و مکانیسمهای فرافردی میکوشد نشان دهد نمیتوان برای شناخت جهان اجتماعی تنها به مطالعه انگیزهها، کنشها و باورهای فردی اکتفا کرد بلکه ساختارها، مکانیسمها و موجودیتهای اجتماعی فرافردی نیز وجود دارند که اتفاقا در صورتبندی، تغییر و بازتولید واقعیت اجتماعی و رویدادهای موجود در جامعه نقش بسیار مهمی دارند و نمیتوان در تحلیل و شناخت پدیدههای اجتماعی نسبت به آنها بیتفاوت بود یا آنها را انکار کرد.
-
میراث فرهنگی و ضرورت آن در نوشتاری از حکمتالله ملاصالحی؛
بیخبری تاریخی و میراثستیزی
استاد باستانشناسی دانشگاه تهران نوشت: بیخبری تاریخی و تاریخناشناسی و میراثناشناسی یعنی اینکه سوار بر بال رخدادها، افتان و خیزان بروی، بیآنکه بدانی به کدام سوی میروی یا سیل و طوفان و امواج رخدادها و خیزشها و ریزشهای فکری و تحولات، تو را و جامعه تو را به کجا و کدام سوی میبرند.
-
بازخوانی تبارشناختی علوم اجتماعی و جامعهشناسیسیاسی در ایران؛
علوم اجتماعی چگونه در ایران نهادینه شد؟
سید محمود کمالآرا نوشت: جامعهشناسی سیاسی در ایران را نه میتوان بعنوان یک دانشی وارداتی دانست و نه بعنوان دانشی بومی تلقی کرد بلکه باید آن را حاصل تعامل میان سنتهای نظری جهانی، نهادهای علمی داخلی و مسائل تاریخی جامعه ایران تلقی کرد.
-
نگاهی به جلدِ شانزدهمِ «مقالاتِ تقیزاده» به مناسبت زادروز او؛
اندیشمندِ نیکخواه
تقیزاده شخصیتی بود که با تاریخ و ادبیاتِ ایران و جهان مأنوس بود، در زمینهیِ تاریخِ ایران بسیار مطالعه و به آن علاقه داشت اما چون با فرهنگ و تمدنِ نوینِ جهانی نیز آشنایی عمیقی داشت، دارایِ وسعتِ دید بود و از آگاهی و معرفتِ بالایی نیز برخوردار بود که موجب میشد اسیرِ تعصب، تنگنظری و خودبرتربینی نشود.
-
درباره منش سیاسی محمدعلی فروغی با اشاره به چند کتاب؛
سعدی سیاست در روزگار ما
فروغی سیاستمداری مصلحتاندیش، واقعبین و عملگرا بود. بیدلیل نیست که همان انتقادهایی که به سعدی میشود، به فروغی نیز میشود. او اهل مماشات و مذاکره بود و جایی که میدید کار با گفتوگو و مصالحه پیش نمیرود، تن به تسلیم و رضا میداد. روشن است که چنین شخصیتی، چندان مطلوب جوانان انقلابی یا حتی پیران اصولگرا و ایدئولوژیک نباشد.
-
نقد و بررسی کتاب «دولتزدگی؛ رسالهای دربارهٔ جامعهسازی»؛
ارزیابی شتابزده از رابطه میان سوژه ایرانی، قدرت، قانون، جامعه و دیگری
حسن بهشتیپور نوشت: ایده اصلی کتاب این است که ایران به نوعی «دولتزدگی» دچار است؛ یعنی نه فقط نهادهای حکومتی، بلکه ذهن، زبان، اخلاق سیاسی و تخیل جمعی ما نیز در مدار دولت و قدرت مرکزی میچرخند.این ایده از حیث نظری جذاب است، چون مسئله را از سطح اشخاص و حکومتها به سطح ساختارهای ذهنی و اجتماعی میبرد. اما در مقام نقد، باید گفت که این انتقال از سطح سیاسی به سطح روانی و فرهنگی، همیشه با دقت کافی انجام نمیشود و گاهی شتابزده به نظر میرسد.
-
پدیدارشناسی «افسانه سیزیف» و شکستِ منطقیِ «عصیان»؛
آناتومی یک توهم
در این گزارش، «افسانهی سیزیف» آلبر کامو از منظر بدبینی فلسفی و نقدهای پدیدارشناسانه بررسی میشود؛ روایتی که میپرسد آیا «عصیان» و «خوشبختی سیزیف» واقعاً پاسخی منسجم به پوچیاند یا تلاشی برای زیباشناختی کردن رنج و گریز از پیامدهای نیهیلیسم.
-
گفتار اختصاصی نصرالله پورجوادی به مناسبت بزرگداشت ابنسینا؛
عشق از نظر ابنسینا به وجود انسان بازمیگردد
به گفته پورجوادی: «ابنسینا چند مرده حلّاج است، طبیب هم بوده و به همان اندازه که در فلسفه مهارت داشته در طب هم مهارت داشته. اصلاً اسم طب، مکتب طبی او را سینوی یا ابنسینائی خواندهاند. داروشناس هم بوده. روانشناس هم بوده. آثاری در این زمینهها تألیف کرده است. در عرفان هم آثاری تألیف کرده است. ابنسینا عارف نبوده ولی نویسندۀ آثار عرفانی بوده، آثاری که در نوع خود شاهکار به شمار میآید.»
-
فرزانهای فروتن در روزگارِ ما؛
هنرِ مفیدبودن
محمد صادقی نوشت: عشق به نیکی، احساسِ همدلی و دلسوزی را در انسان پدید میآوَرَد. یعنی انسان میکوشد به تمامی رو به دیگران کند، و به تعبیرِ زیبایِ آنده کنت اسپونویل:«دلسوزی فضیلتِ ویژهای است که نه فقط آغوشِ ما را به سوی تمامی بشریت میگشاید، بلکه تمام موجودات زنده را یا دستکم تمام رنجورها را در دایره احساسات ما قرار میدهد. فرزانگی مبتنی بر دلسوزی، یا سرچشمه گرفته از آن، همچنانکه لوی استراوس آن را باور دارد، جهانشمولترین فرزانگیها و ضروریترین آنهاست.»
-
یادداشت حکمتالله ملاصالحی در سالروز درگذشت آیتالله طالقانی؛
مرجع و ملجأ معنوی خاص و عام بود
حکمتالله ملاصالحی، استاد دانشگاه تهران، در یادداشتی به مناسبت چهلوهفتمین سالگشت درگذشت آیتالله سید محمود علایی طالقانی، از او بهعنوان شخصیتی ممتاز و ویژه یاد کرده و نوشته است: «آیتالله طالقانی، هرچند از تبار حوزویان بود و طلبهای از طلبگان درس و بحث و دانشآموخته حوزه، لیکن جان و وجدان، روان و رفتار، اندیشه و زبان، اسلام و مسلمانی او پیراسته از جزم و جمود بود.»
-
یادداشت محمد زارع شیرینکندی به مناسبت درگذشت محمدرضا ریختهگران؛
چلهنشینی شادروان دکتر ریختهگران با رساله من!
محمد زارع شیرینکندی نوشت: چهل روز صبر کردم، چون بسیار جدی بر آن تاکید کرده بود. روز چهلویکم وارد گروه فلسفه شدم، تا سلام کردم با چهره و رفتاری کاملا متفاوت مواجه شدم.
-
به مناسبت درگذشت محمدرضا ریختهگران، استاد فلسفه؛
در جستوجوی نسبت هنر، زیبایی و تفکر
آثار محمدرضا ریختهگران را نمیتوان مجموعهای پراکنده از پژوهشهای فلسفی دانست. در بخش مهمی از نوشتههای او، مسئلهای مشترک حضور دارد: تلاش برای فهم نسبت میان حقیقت، تفسیر، هنر و انسان.
-
به مناسبت سالروز ارتحال آیتالله سیدحسن سعادت مصطفوی؛
حافظ سنت برهانی فلسفه اسلامی
سیدحسن سعادت مصطفوی از آن استادانی بود که کوشید حکمت ابنسینا را نه بهعنوان میراثی متعلق به گذشته، بلکه بهعنوان سنتی زنده، عقلانی و قابل گفتوگو با مسائل امروز به نسل معاصر منتقل کند.
-
مرگ فیلسوف تحلیلی بریتانیایی در نود و پنج سالگی؛
بزرگترین مورخ فلسفه غرب در روزگار ما
برخی از آثار آنتونی کنی که به فارسی ترجمه و منتشر شدهاند، عبارتند از «تاریخ فلسفه غرب» در چهار جلد، «آکویناس و فلسفه ذهن» و «تامس مور».تاریخ فلسفه او بدون اغراق یکی از بهترین و خواندنیترین تاریخ فلسفهها در دوران جدید است که به قلم یک نویسنده نگاشته شده.
-
تاملی درباب مسئولیت اجتماعی؛
مادر ترزا و رنج محرومان
الهام گرفتن از انسانهایی که محیط خود را به مکانی شادتر، عادلانهتر و انسانی تبدیل میکنند، میتواند تأثیر چند برابری در جامعه داشته باشد، جایی که تلاشهای فردی میتواند تودهها را جمع کند و به یک نیروی جمعی تبدیل شود. یکی از نامداران این الهامبخشی مادر ترزای کلکته است.
-
دربارهی کتاب «دولت رفاه: درآمدی بسیار مختصر»؛
تصویری واقعگرایانه از دولت رفاه
نکتهی حائز اهمیت این است که در این کتاب تشکیل دولت رفاه مرتبط با مقطعی کوتاه در دوران پس از جنگ جهانی دوم نیست. بلکه نویسنده معتقد است نهادهای اصلی دولت رفاه یعنی حوزههای بازنشستگی، مزایای بیکاری و بیماری و مراقبتهای درمانی همچنان بر پا هستند، هرچند با ترویج سیاستهای نئولیبرال در دههی ۱۹٨۰ و ۱۹۹۰ تعدیل شدند و در کشورهای مختلف به اشکال گوناگون تغییر شکل دادند.
-
هستی و نیستی در فلسفه هایدگر در یادداشتی از فرهاد همتی؛
فیلسوف نیستی و مرگ
فرهاد همتی پژوهشگر فلسفه در این یادداشت ادعا میکند که هایدگر بیش از اینکه فیلسوف هستی باشد فیلسوف نیستی، عدم و مرگ است.
-
نگاهی به «نبرد طولانی با ایران؛ رویدادهای جدید، سوالات قدیمی»؛
غرور امپریالیستی آمریکا
تبریزی به این جمعبندی میرسد که ساختار سیاسی آمریکا درک درستی از تحولات داخلی ایران نداشته و ندارد و با تکیه بر باورهای غیر واقعی، از ایران اهریمنسازی کرده و نتیجه معکوس سیاستهای اشتباه خود را به چشم دیده است.
-
نگاهی به «گزیدهیِ نامههایِ سنکا»؛
در بابِ اعتماد به دوستان
اگر جوری رفتار کردید که به دوستتان اعتماد دارید، کمکم دوستتان قابل اعتماد میشود، و اگر همیشه به دوستتان ظنِ خیانت ببرید و این را دوستتان بفهمد دلیلی ندارد که خدمت بکند بلکه به خیانت خودش ادامه میدهد. بنابراین، تصوری که ما از دوستمان داریم، این تصور درست از آب درمیآید.
-
درباره ترجمه تازه منتشرشده عزتاله فولادوند؛
مارکس به روایت آرنت
آرنت، مارکس را در امتدادِ سنتی میبیند که از یونان آغاز میشود، از مسیحیت و فلسفه مدرسی عبور میکند، به هابز و لاک و روسو میرسد و در مدرنیته به نقطهای میانجامد که «زندگی» و «تولید» به مسئله اصلیِ دولتها تبدیل میشود. در چنین نقشهای، مارکس هم ادامهدهنده است و هم گسستآفرین.
-
یادداشت اختصاصی از مترجم کتاب «فَراکَرانِگی» اثر کانتان میاسو؛
بیداری از خواب همبستهانگاری
کتاب «فراکرانگی: جستاری دربارۀ ضرورتِ امکان» (۲۰۰۶)، بهقلم کانتان میاسو، افزون بر یک نقدِ درونماندگار، گسستی رادیکال و پارادایمساز از این سنتِ فرومانده بود. میاسو در این اثرِ دورانساز، پروژهای جاهطلبانه را پی میریزد: بیدارکردن عقلانیتِ فلسفی از خوابِ جزماندیشانۀ همبستهانگاری، و احیای جسارتِ اندیشیدن به امر مطلق.
-
جایگاه و چالشهای دانش منطق در ایران در یادداشتی از ضیاء موحد؛
منطق، پشت صحنه نامرئی استدلالها
ضیاء موحد نوشت:وضع مطلوب زمانی است که منطق به «پشتصحنهی نامرئی»ِ تمام استدلالها تبدیل شود؛ بهطوری که برای دانشجو و پژوهشگر، استدلالِ غیرمنطقی، بهصورتِ شهودی فاقدِ اعتبار جلوه کند.
-
نگاه پدیدارشناسانه هانربن کربن به واقعه کربلا؛
عاشورا ، تجلی مابعدالطبیعی حماسه الهی
از نظر کربن، حادثه کربلا یک رویداد تمامشده در تقویم تاریخی نیست، بلکه واقعهای جاری و سرمدی است. او معتقد است که شهادت امام حسین(ع) در یک «زمان آفاقی» (زمان معمولی و خطی) محصور نمیشود، بلکه در «زمان انفسی» (زمان باطنی و روحی) رخ میدهد. به همین دلیل، انسان شیعی در هر عصر و زمانی میتواند خود را در جبهه کربلا و در محضر امام ببیند.
-
نقدی بر سخنانِ عبدالکریم سروش با نگاهی به «مشتاقی و مهجوری»؛
شکایت به جایِ استدلال!
محمد صادقی نوشت: به باورِ ملکیان، آشتیدادن و جمعپذیریِ آنچه روشنفکرِ دینی به آن باور دارد در روزگارِ قدیم امکانپذیر بود ولی آیا در روزگار ما (با توجه به آخرین دستاوردهایِ علوم و معارفِ بشری) نیز چنین است؟ و واقعیت این است که تاکنون این پرسشها بیش از هر چیزی گلایه و شکایت در پی داشته است تا نقد!