-
تأملی درباره مفهوم «خود» در تاریخ فلسفه؛
صعود و سقوط «خود» در فلسفه غربی
علی اصغر اسلامی تنها نوشت: مفهوم «خود»، اگرچه در بستر غربی دستاورد بزرگی برای فلسفه این تمدن محسوب میشود، اما هنگامی که به عنوان چهارچوبی جهانشمول برای تحلیل همه فرهنگها به کار میرود، به ابزاری برای قوممداری علمی تبدیل میشود. انسانشناسی معاصر باید این پرسش اساسی را طرح کند: آیا میتوان مفاهیمی که ریشه در تاریخ فکری غرب دارند را بدون بازبینی انتقادی و ترجمه تاثیلی، به عنوان ابزار تحلیل فرهنگهای دیگر به کار برد؟
-
در شادباشِ نودمین زادروزِ «عزتالله فولادوند»؛
نادرهکارِ فولادقلم
عزتالله فولادوند فخر زمانۀ ماست و باید بر قدم و قلماش آفرین گفت که چنین کارنامهای را به یادگار گذاشته، باج به زر و زور و تزویر نداده، در همۀ زندگی مستقل مانده و فرهنگ این سرزمین را تا همیشه مدیون و مرهون خدمات خود کرده است.
-
یادداشت اختصاصی رضا داوری اردکانی برای خبرگزاری کتاب ایران؛
توسعهنیافتگی نبود توسعه نیست، گم شدن در بیابان فنا است
رضا داوری اردکانی نوشت:توسعه و توسعهنیافتگی به جهان جدید تعلق دارد. جهانهای قدیم نه توسعهیافته بودند نه توسعهنیافته و هر جهانی به راه خود میرفت و خرد خاص خود داشت. اکنون دو وضع وجود دارد: توسعهیافتگی و توسعهنیافتگی که این یک وضع بدی است که با درک و فهم وضع جهان و شرایط و امکانهای زمان بیگانه است و از آن بیرون باید رفت که متاسفانه راه بیرون رفتن را به آسانی نمیتوان یافت. اما اگر راه پیدا شود، پیمودنش چندان دشوار نیست. من به گشایش این راه فکر کردهام و این مسالهای بزرگ و کاری صعب است.
-
یادداشتی از افسانه نجاتی، پژوهشگر و مترجم فلسفه؛
الگویی پنهان برای بودنِ انسان
میلاد نه واقعهای استثنایی، بلکه الگویی پنهان برای بودنِ انسان است: اینکه معنا، نه از راهِ قدرت، که از راهِ پذیرش حاصل میشود؛ اینکه هستی، در ژرفترین لایهی خود، با فروتنی سخن میگوید. هر تولد، حاملِ امکانی است که همزمان، وعده و خطر را در خود دارد؛ و تا زمانی که چنین امکانی—حتی به نحوی لرزان—پدیدار میشود، زمان به تمامی بسته نمیشود و زندگی، هرچند بیاطمینان، همچنان ادامه مییابد؛ نه در غیابِ رنج، بلکه در آگاهی از آن.
-
اکو-تئولوژی و بحران معنای زیستبوم؛
زمین بهمثابه امانت
هما شهرامبخت نوشت: اکو-تئولوژی و معنویت سبز نشان میدهند که بحران زیستمحیطی، پیش از آنکه مسئلهای صرفاً علمی یا سیاسی باشد، بازتاب نوعی بحران معنایی است. مواجهه با این بحران مستلزم بازنگری در باورها، ارزشها و شیوه زیست انسان است.
-
فانی دیگر نیست
محمد میلانی: فانی این مرد بزرگ یک مرز است. مرزی مصلح در میانه دو نسل. نسلی دارا و پرکار و صاحبسبک و اثر و نسلی عجول و درگیر درخود و وابسته به جهان مجازی حتی برای بیان واقعیتهای عینی که خودش آشنا به صاحب آن است.
-
دولت و جامعه در اندیشه سیاسی هربرت اسپنسر؛
فیلسوفی که به دولت بدبین بود
جوهره اندیشه سیاسی هربرت اسپنسر را میتوان در بدبینی به ماهیت دولت و مخالفت با حضور حداکثری آن در سپهر اجتماعی و اقتصادی انسانها دانست.
-
تاملی درباره هانری کربن و شوالیهگری معنوی؛
شوالیه عالم مثال
هما شهرامبخت نوشت: کربن شوالیهگری را فرهنگی جداگانه و منحصر به غرب نمیدید و آن را یکی از تجلیات الگویی جاودان میدانست: الگوی سالکِ پهلوان، کسی که هم در میدان بیرونی میرزمد و هم در میدان باطنی.
-
یادداشت اختصاصی داوری اردکانی در حاشیه کتاب «روایت رضا»؛
مخالفت با تجدد به جایی نمیرسد/نه عزم توسعه داریم و نه در فکر طرح برنامه آنیم
رضا داوری اردکانی نوشت: توسعهنیافتگی برخلاف آنچه بسیاری میپندارند عقبافتادگی نیست، دور شدن از قدیم و واماندن از جدید است. توسعهنیافتگی گم کردن جایگاه تاریخی و ابتلا به سرگردانی و بلاتکلیفی و اشتغال به ندانمکاری است. علوم اجتماعی باید این وضع را دریابد و راه خروج از آن را نشان دهد.
-
فلسفه معاصر و مسائل انسانهای زنده؛
فیلسوفان مشغول کارند
محمدمهدی حاتمی نوشت: فلسفه معاصر، وضعیت هیجانانگیزی دارد: ابزارهای فلسفی تیزتر، تکنیکهای تحلیلی و تفسیری پیشرفتهتر، دستورکارها مشخصتر، مسائل واضحتر، رویکردها متکثرتر، ارزش بینش و کار پیشینیان آشکارتر و پیوند با علوم عصر محکمتر شدهاست.
-
گفتمانهای دانشگاه ایرانی از ۱۳۰۴ تا ۱۳۵۹ در گفتار رضا ماحوزی؛
فلسفه آکادمی در ایران
رضا ماحوزی معتقد است فلسفه دانشگاه در ایران از ۱۳۰۴ تا ۱۳۵۹ سه گفتمان ایده فلسفی دانشگاه، گفتمان کنشگری عملگرایانه و گفتمان توسعهگرایی را تجربه کرد.
-
پیام رضا داوری اردکانی به مناسبت روز جهانی فلسفه؛
روزگار ما میل و رغبتی به فلسفه ندارد
رضا داوری اردکانی : ما وارث فلسفه دوره اسلامی هستیم و کموبیش با فلسفه اروپایی هم آشنا شدهایم، اما روزگارمان میل و رغبتی به فلسفه ندارد و گردش امور چنان است که حتی به خرد و دانایی نیز احساس نیاز نمیشود. دوران بینیازی از خرد دوران عجیبی است. این دوران هرچه باشد مجال مناسبی برای روکردن به فلسفه نیست. هرچند که وقتی این احساس به نهایت شدت برسد میتوان به روشن شدن چراغی امید بست که به ظلمت شب تاریک پایان دهد و نگذارد که جانها به ستوه آید؛ ولی چنین حادثهای کمتر پیش میآید.
-
یادداشت افسانه نجاتی به بهانه روز جهانی فلسفه؛
فلسفه شیوهای برای بودن
افسانه نجاتی نوشت: فلسفه شیوهای برای بودن است—نوعی مراقبت از نفس، نه به معنای روانشناختی، بلکه به معنای روشن کردن چراغی درونی. روز جهانی فلسفه شاید بهانهای باشد برای یادآوری این حقیقت ساده: که هر پرسش کوچک، هر مکث کوتاه، و هر تلاش برای فهمیدن، گامیست در مسیر انسانیتر شدن.
-
نقد و بررسی اسلامشناسی غربی با نگاهی به تاریخ اسلام کمبریج؛
قوت و ضعف مطالعات اسلامی مستشرقین
سعید طاووسی نوشت: هدف مطالعه آثار غربی، درک روند و سیر مطالعات غربیها درباره اسلام و ایران است، نه پذیرش بدون نقد این منابع.
-
رضا داوری اردکانی در همایش «مبانی علمی و فلسفی هوش مصنوعی»؛
هوش مصنوعی، مرحله اخیر رشد تکنولوژی است، خدا کند که مرحله آخر آن نباشد
رضا داوری اردکانی: هوش مصنوعی، چیزی بیش از یک ماشین عظیم پر از اطلاعات و اطلاعاتپرداز است. هوش مصنوعی میتواند منشاء آثار مفید و مضر باشد. اما به احتمال قوی در جهانی که نشان مهر و دوستی در آن کمتر پیدا و میل به قهر و دشمنی غالب است، قدرت ویرانگری بیشتری دارد. هوش مصنوعی، مرحله اخیر رشد تکنولوژی است و خدا کند که مرحله آخر آن نباشد.
-
یادداشت مجتبی ترکارانی در تبیین «کار امید»؛
بازسازی امید در ایران
مجتبی ترکارانی در بازسازی امید به «کار امید» میپردازد، «کار امید» در واقع تلاشی است برای گشودن فضا و زمان در دل ساختارهای مسدودکننده؛ فضایی برای نفس کشیدن و زمانی برای «ادامه دادن» تا شاید در آیندهای نامعلوم، امکان تحقق امید بازنمایانه دوباره فراهم شود.
-
دیدگاه ملاعبدالله یزدی در منطق تفتازانی؛
گذار در منطق اسلامی
دیدگاه ملاعبدالله بهابادی یزدی در منطق، نمایانگر یک گذار مهم در سنت منطق اسلامی است: گذر از یک ساختار صرفاً فلسفی و کلامی به یک ساختار نظاممند و آموزشی که برای تدریس در مدارس طراحی شده است.
-
تاملی بر مغازله مرگ و زندگی در یادداشتی از خسرو باقری؛
مدخلی برای ورود به رحمت
خسرو باقری نوشت: ارتباط مرگ و زندگی همچون ارتباط یک زوج پدیدار میشود. در مورد مرگ بدون زندگی نمیتوان فکر کرد؛ همان گونه که به زندگی نیز نمیتوان بدون مرگ اندیشید. آنچه را در میان این زوج میگذرد، از قهر و مهر، باید در قالب مغازلهای پر کشوقوس فهم کرد.
-
درباره کتاب «اقتدارگرایی نو در خاورمیانه و شمال آفریقا»؛
سرکوب هوشمند در سطح زندگی روزمره
کاواتورتا و توپاک با انتشار این کتاب نشان دادند که علت استمرار اقتداگرایی در خاورمیانه کنونی را باید در میکروپراکتیسها جستجو کرد. میکروپراکتیسهایی که تحت تأثیر روندی جهانی قرار دارند و در چارچوب جهانی اقتدارگرایی باید بررسی شوند.
-
چرا خواندن آدام اسمیت برای دانشجویان علوم اجتماعی لازم است؟
پدر علم اقتصاد مدرن
خواندن آثار اسمیت نهتنها برای فهم تاریخ اندیشه اقتصادی، بلکه برای درک تعامل پیچیده بین اقتصاد، اخلاق، و جامعه ضروری است. او نشان داد که علم اقتصاد نمیتواند از فلسفه و اخلاق جدا باشد، و این درس بزرگی برای دانشجویان فلسفه علوم اجتماعی است.
-
قرائتی زنانه از الهیات ابن عربی؛
زن، آینه آفرینش
الهیات ابن عربی از درون تجربهای زنانه زاده شد، حتی اگر زبانش مردانه بود. او از زنان آموخت که معرفت، در درون میجوشد، نه در سلطهی عقل. او در زن، نه نقص، بلکه کمال دید؛ و در عشق به زن، نه لغزش، بلکه عبادت. برای او، خدا خود زنی است که جهان را در آغوش گرفته و هر لحظه میزاید.
-
فردگرایی و بیمهری به علوم انسانی و اجتماعی؛
فرد در برابر جمع
مجید کافی نوشت: در نزاع بین اصالت فرد و اصالت جمع نیز باید توجه داشت که انسان موجودی چند بعدی است و نباید یک بعد او فدای بعد دیگر شود یا او را به تنها یکی از ابعاد تقلیل داد. همان گونه که برای سعادت انسان باید به ویژگیهای فردی او توجه کرد، باید به انسان اجتماعی و ویژگیهای آن نیز برای توسعۀ انسانی، اجتماعی، اقتصادی و… عنایت داشت.
-
پیام رضا داوری، در نشست یادبود احمد فردید؛
هوش مصنوعی جانشین انسان خردمند شده است
رضا داوری اردکانی نوشت:اکنون دیگر لشگرها و سربازها جنگ نمیکنند، بلکه جنگ، جنگ اطلاعات، تکنیک و هوش مصنوعی است. پس دیگر نیازی هم به خرد و خردمندی نیست! هوش مصنوعی جانشین انسان خردمند شده است و توقع این است که کار او را انجام دهد! ظاهراً وضع روزگار هم چنان است که گویی میخواهد هوش مصنوعی جانشین انسان شود!
-
یادداشت مجتبی ترکارانی درباره «جامعهشناسی مردم مدار»ِ؛
جامعهشناسان در کنار مردم
مجتبی ترکارانی درباره کتاب «جامعهشناسی مردم مدار: پژوهش، کنش و تغییر» نوشت: این کتاب یک دفاعیه شورانگیز از «دانش درگیرانه» برای قرن بیست و یکم است. این کتاب ما را فرا میخواند تا از مهارتهای تحلیلی خود برای فهم ریشهای مشکلات استفاده کنیم و سپس شجاعانه در کنار مردم برای ساختن جهانی عادلانهتر بایستیم.
-
تاملی بر کلگرایی و منتقدانش؛
ویتگنشتاین علیه کلگرایان
اتمیستهای منطقی چون راسل و ویتگنشتاین همچون سایر فیلسوفان مانند جی. ای. مور، نظریه تطابقی صدق را توسعه دادند که اظهار دارد امور واقع چیزهایی هستند که گزارهها را صادق میسازند.
-
نگاهی به کتاب منظومهی فکر سیاسی در غرب اثر جان مارو؛
منظومهای برای بازاندیشی سیاست
منظومه فکر سیاسی در غرب نه فقط تاریخ تحول مفاهیم را ترسیم میکند، بلکه نشان میدهد چرا برخی واژهها هنوز ما را تسخیر میکنند. در دنیایی که گفتار سیاسی به کلیشهها تقلیل یافته، این کتاب به ما یادآوری میکند که سیاست، پیش از آنکه برنامهای برای اداره کشور باشد، شیوهای از اندیشیدن درباره انسان و جهان اوست.
-
نوشتاری از فرهاد بیانی درباره مفروضات و مبانی رئالیسم انتقادی؛
جهان چگونه باید باشد تا علم ممکن شود؟
فرهاد بیانی در این نوشتار به بررسی مبانی رئالیسم انتقادی پرداخته و در معتقد است مسئله اصلی برای رئالیسم انتقادی پاسخ به این پرسش است که آیا نگاه رئالیستی به علم را میتوان در باب علوم اجتماعی نیز به کار برد؟
-
با نگاهی به اندیشههای یورگن هابرماس؛
آگاهی پیشنیاز گفتوگو
هابرماس معتقد است که هدف از گفتوگوی عمومی، رسیدن به "کنش ارتباطی"است، یعنی گفتوگویی که در آن حقیقت و تفاهم از طریق"نیروی استدلال بهتر"حاصل میشود
-
نقد سه خوانش از ابنسینا و ارائه رویکرد جدید؛
فیلسوف مشرقی
مستشرقان و تمام پژوهشگرانی که ابن سینا را در درون سنت مشائی مورد مطالعه قرار دادند نتوانستند فهمی صحیح از اندیشههای اصیل او داشته باشند.
-
درباره نامههای عاشقانه آلبر کامو و ماریا کاسارس؛
سیمای دیگر متفکر پوچگرا
آنچه در این نامهها میخوانید آلبر کامویی متفاوت را به شما نشان میدهد. در میانه نامهها حتی یک بار نمیبینید کامو چیزی درباره خودکشی بنویسد. بهنظر میرسد او سخت دلبسته زندگی بوده است. این اندیشمند را باید شخصی تاریخمند دید که دامنه تأثیریگذاریاش بیش از مفاهیم سیستماتیک فلسفی است. او فردیست که تا حد امکان تصمیمهای درستی گرفت و مواضع صحیحی اختیار کرد