-
نگاهی به «نبرد طولانی با ایران؛ رویدادهای جدید، سوالات قدیمی»؛
غرور امپریالیستی آمریکا
تبریزی به این جمعبندی میرسد که ساختار سیاسی آمریکا درک درستی از تحولات داخلی ایران نداشته و ندارد و با تکیه بر باورهای غیر واقعی، از ایران اهریمنسازی کرده و نتیجه معکوس سیاستهای اشتباه خود را به چشم دیده است.
-
نگاهی به «گزیدهیِ نامههایِ سنکا»؛
در بابِ اعتماد به دوستان
اگر جوری رفتار کردید که به دوستتان اعتماد دارید، کمکم دوستتان قابل اعتماد میشود، و اگر همیشه به دوستتان ظنِ خیانت ببرید و این را دوستتان بفهمد دلیلی ندارد که خدمت بکند بلکه به خیانت خودش ادامه میدهد. بنابراین، تصوری که ما از دوستمان داریم، این تصور درست از آب درمیآید.
-
درباره ترجمه تازه منتشرشده عزتاله فولادوند؛
مارکس به روایت آرنت
آرنت، مارکس را در امتدادِ سنتی میبیند که از یونان آغاز میشود، از مسیحیت و فلسفه مدرسی عبور میکند، به هابز و لاک و روسو میرسد و در مدرنیته به نقطهای میانجامد که «زندگی» و «تولید» به مسئله اصلیِ دولتها تبدیل میشود. در چنین نقشهای، مارکس هم ادامهدهنده است و هم گسستآفرین.
-
یادداشت اختصاصی از مترجم کتاب «فَراکَرانِگی» اثر کانتان میاسو؛
بیداری از خواب همبستهانگاری
کتاب «فراکرانگی: جستاری دربارۀ ضرورتِ امکان» (۲۰۰۶)، بهقلم کانتان میاسو، افزون بر یک نقدِ درونماندگار، گسستی رادیکال و پارادایمساز از این سنتِ فرومانده بود. میاسو در این اثرِ دورانساز، پروژهای جاهطلبانه را پی میریزد: بیدارکردن عقلانیتِ فلسفی از خوابِ جزماندیشانۀ همبستهانگاری، و احیای جسارتِ اندیشیدن به امر مطلق.
-
جایگاه و چالشهای دانش منطق در ایران در یادداشتی از ضیاء موحد؛
منطق، پشت صحنه نامرئی استدلالها
ضیاء موحد نوشت:وضع مطلوب زمانی است که منطق به «پشتصحنهی نامرئی»ِ تمام استدلالها تبدیل شود؛ بهطوری که برای دانشجو و پژوهشگر، استدلالِ غیرمنطقی، بهصورتِ شهودی فاقدِ اعتبار جلوه کند.
-
نگاه پدیدارشناسانه هانربن کربن به واقعه کربلا؛
عاشورا ، تجلی مابعدالطبیعی حماسه الهی
از نظر کربن، حادثه کربلا یک رویداد تمامشده در تقویم تاریخی نیست، بلکه واقعهای جاری و سرمدی است. او معتقد است که شهادت امام حسین(ع) در یک «زمان آفاقی» (زمان معمولی و خطی) محصور نمیشود، بلکه در «زمان انفسی» (زمان باطنی و روحی) رخ میدهد. به همین دلیل، انسان شیعی در هر عصر و زمانی میتواند خود را در جبهه کربلا و در محضر امام ببیند.
-
نقدی بر سخنانِ عبدالکریم سروش با نگاهی به «مشتاقی و مهجوری»؛
شکایت به جایِ استدلال!
محمد صادقی نوشت: به باورِ ملکیان، آشتیدادن و جمعپذیریِ آنچه روشنفکرِ دینی به آن باور دارد در روزگارِ قدیم امکانپذیر بود ولی آیا در روزگار ما (با توجه به آخرین دستاوردهایِ علوم و معارفِ بشری) نیز چنین است؟ و واقعیت این است که تاکنون این پرسشها بیش از هر چیزی گلایه و شکایت در پی داشته است تا نقد!
-
تأملی بر کتاب چگونه به آبادانی ایران فکر کنیم؟ اثر علی میرسپاسی؛
اندیشیدن به آینده ایران
مصطفی بستانی نوشت:« ارزش کتاب بیش از آنکه در ارائه پاسخهای نهایی باشد، در طرح پرسشهایی نهفته است که امروز بیش از هر زمان دیگری در فضای فکری ایران موضوعیت یافتهاند. نویسنده به درستی بر محدودیتهای گفتمانهای انحطاط و عقبماندگی در گشودن افقهای جدید تأکید میکند و توجه ما را به ضرورت اندیشیدن به آینده معطوف میسازد.»
-
مروری بر کتاب «صلح گرم؛ نظریه ای برای گذار از صلح سرد»؛
از جنگ همه علیه همه تا صلح گرم نهادینه شدهٔ چند پایه
حسین امامی نوشت:«نویسنده در این کتاب در دو طرفِ یک طیف، دو وضعیت «صلح سرد» و «صلح گرم» را برای جوامع بشری تصویر می کند و به تبیین ویژگی های هر کدام می پردازد. او سپس تلاش می کند راه های گذارِ جامعه از صلح سرد به صلح گرم را نشان دهد.»
-
تأملی در جایگاه منطق در سنت مشائی و حکمت متعالیه؛
پویا و در حال تحول
منطق در سنت فلسفی اسلامی دانشی پویا و در حال تحول بوده است. این دانش از یک سو بهعنوان ابزار ضروری تفکر و استدلال حفظ شده و از سوی دیگر در پرتو تحولات فلسفی، بهویژه در حکمت متعالیه، در افقی گستردهتر تفسیر شده است.
-
یادداشت رئیس بنیاد ایرانشناسی به مناسبت تولد رضا داوری اردکانی؛
هشدار داوری نسبت به پایان فلسفه در عصر غلبه فناوری
علی اکبر صالحی نوشت: استاد داوری اردکانی با ژرفاندیشی کم نظیر خود و درک عمیقی که از جهان پرآشوب امروز دارند، بارها نسبت به پایان فلسفه در عصر غلبه فناوری و دشواریهای روزگار کنونی هشدار دادهاند. از اینرو، بر این باورم که اکنون زمانه ما، بیش از هر دورهای به فلسفه و فیلسوفان نیازمند است.
-
یادداشت نصرالله حکمت، استاد فلسفه دانشگاه شهید بهشتی؛
آیا «السعادة و الاسعاد» اثر عامری است یا نه؟
نصرالله حکمت نوشت: غربیها و برخی از محققان عرب هر کار که دلشان میخواهد با فکر و فرهنگ و فلسفه و عرفانِ ما میکنند و ما نه تنها هیچ نقدی نسبت به روش تحقیق، و دستاورد پژوهشهای آنان نداریم، بلکه چشمبسته، همهٔ سخنان آنان را میپذیریم.
-
یادداشتی درباره کتاب «صمیمیت در خطر» نوشته سبا مقدم؛
بحران رابطه در ایران امروز
«صمیمیت در خطر» را میتوان تلاشی برای توضیح وضعیت معلق و گذار جامعه ایرانی دانست؛ جامعهای که نه کاملاً سنتی مانده و نه کاملاً مدرن شده است. نویسنده با اشاره به همین وضعیتِ بینابینی توضیح میدهد که چرا بسیاری از زوجهای امروز با ذهنیتی مدرن وارد رابطه میشوند اما در عمل، هنوز زیر سایه الگوهای سنتی زندگی میکنند.
-
نگاهی به «در ستایش بطالت» اثر برتراند راسل؛
تمدن ما مدیون فراغت است
از نظر راسل تمدن ما مدیون فراغت است. البته، معالأسف، این فراغت تنها نصیب طبقۀ خاصی از مردم شده. بااینحال، حسن این امتیاز طبقاتی آن بوده که فراغتپیشگان فرصت شکوفا کردن تمدن را یافتهاند. از نظر راسل حتی گشایش در شرایط زندگی طبقۀ ستمدیده نیز از بالا و از طریق همین طبقه شکل گرفته است. به تعبیر او «بدون طبقۀ فراغتپیشه، بشر هرگز از توحش بیرون نمیآمد.»
-
یادداشت اختصاصی حکمتالله ملاصالحی به مناسبت هفته میراث فرهنگی؛
فردای تاریخ، فردای سنت
حکمتالله ملاصالی نوشت: آن قوم، آن مردم، آن جامعه و جهانی که تن به خاطرهزدایی و خاطرهسوزی عصر و عالم مدرن نداده است و در ورطههای تنگ و ننگ و تاریک فراموشی و بیخویشی و بیخانمانی و بیخاستگاهی و بیریشگی فرو نغلتیده، فردای تاریخ، فردای سنت و میراث اوست
-
یادداشتی از امید طبیبزاده، مترجم و عضو فرهنگستان؛
جنگهای استعماری، هویت ملی، و ارادهٔ حکومتها
امید طبیبزاده نوشت: هویت ملی مقولهٔ بسیار پیچیدهای است که درک کیفیت آن در قد عقل ترامپ و نتانیاهو نمیگنجد، زیرا هیچیک از آنها به کشورهایی با هویت ملی دیرپا تعلق نداشتهاند تا درکی از این مقولات داشته باشند، و هیچیک نیز اهمیتی برای مطالعات شرقشناسان قائل نبودهاند تا بتوانند با هوشیاری بیشتری وارد میدان جنگ بشوند!
-
از «ثروت ملل» و «سرمایه» تا «فلسفه پول» در یادداشت جواد میری؛
تثلیث مدرنیته
جواد میری نوشت: شاید بتوان از استعاره "یک روح در سه بدن" یا "تثلیث مدرنیته" سخن به میان آورد. به عبارت دیگر، هنگامی که اسمیت، مارکس، زیمل را با هم مورد خوانش قرار میدهیم با سه جبهه در حال منازعه روبرو نیستیم بل با سهوجه از یک "واقعیت تاریخی" مواجه هستیم که در حال معماری سرمایهداری جهانی در ساحت تئوریک هستند
-
یادداشت رضا داوری اردکانی درباره شهید علی لاریجانی؛
شهید لاریجانی جناحی نبود و اهل اعتدال بود
رضا داوری اردکانی درباره شهید لاریجانی نوشت: نکتهای که کمتر به آن توجه میشود جناحی نبودن اوست. او تاحدودی اهل اعتدال بود و در پی کوششهایی که بعض دیگر از سیاستمداران اعتدالی کرده بودند قدمهایی برداشت و به سهم خود از غلبه کامل جو افراطوتفریط بر فضای سیاست و انقلاب جلوگیری کرد.
-
به مناسبت بازآرایی و بازنشر سقوط اصفهان به روایت کروسینسکی؛
ردپای گزارش راهب لهستانی از اصفهان و استانبول تا پاریس و تهران
نسخه اصلی دستنوشتههای کروسینسکی که به زبان لاتینی به مثابه زبان رسمی یسوعیان نوشته شده هیچگاه منتشر نشد. هر چند به دلیل اقامت چندساله کروسینسکی در استانبول پس از سقوط صفویه در ایران، نسخهای از گزارش او از نحوه حمله افغانها و سقوط اصفهان در استانبول وجود داشته و چندی بعد ترجمهای به زبان ترکی از آن با عنوان «تاریخ سیاح»وسط فردی به نام ابراهیم که راهب یسوعی را جهانگرد قلمداد کرده، روز اول صفر 1142 قمری در استانبول در قطع خشتی به چاپ سنگی رسیده است
-
یادداشت حامد زارع در حاشیه بازآرایی و بازنشر گفتارهای ماکیاوللی؛
چرا مردمان در برابر دشمن خارجی متحد میشوند؟
حامد زارع به مناسبت انتشار مجدد گفتارهای ماکیاوللی و در واکنش به جنگ اخیر نوشت: «پس از چهل روز نه تنها حاکمیت کشور آسیبی ندید، بلکه همدلی قابل توجهی در میان مردم در دفاع از ایران شکل گرفت. چرا چنین شد؟ پاسخ این پرسش را پانصد سال پیش ماکیاوللی داده است: «حمله به شهری که درونش اختلاف افتاده است و امید بستن به اینکه به سبب اختلاف درونی به آسانی میتوان به آن دست یافت، دور از عقل است.»
-
چهار سطح زمان ایرانی در یادداشت اختصاصی مقصود فراستخواه؛
هستیشناسی فلات ایران
مقصود فراستخواه نوشت: نوعی پدیدارشناسی در ایران که تفسیری عمیق از کائنات داشت، در دل تاریکی، صبح امید و روشنی را باور داشت. از باغ و راغ داد و دهش؛ و از بهار، رویش دوباره الهام میگرفت. شرارت اهریمنی در عالم میدید ولی ایمانش را به حکمت نور و به بنیاد نیکی از دست نمیداد.
-
یادداشت ابراهیم آزادگان در پی حمله به دانشگاه صنعتی شریف؛
خانهام سوخت، کتابهایم سوخت
عضو هیئت علمی گروه فلسفه دانشگاه صنعتی شریف نوشت: کتابهایی که نازشان کردم. بوسشان کردم. کتابهایی که حالوهوای دورانهای مختلف فکری و درونی من با آنها طی شده. کتابهایی که حاشیه نوشته بودم، کتابهایی که بخشی از وجود من شده بود. کتابهایی که شبهای زیادی مرا بیدار نگه داشته بود. کتابهایی که با آنها اشک ریختم. کتابهایی که فکر من را و جهان بینیام را تغییر دادند. همهاش سوخت.
-
یادداشت بزرگمهر بشیریه در واکنش به جنگ اخیر؛
وطنفروشی، مقدمهی بیوطنیست!
بزرگمهر بشیریه نوشت: وطنفروشی، مقدمهی بیوطنیست؛ آن کس که وطنِ خویش را بفروشد، بیوطن میشود! این یک استدلال منطقی و عقلانی است که شما هر چه را معامله کنی، دیگر آن را نداری؛ مهم نیست در ازای فروشِ وطن چه به دست بیاوری: آزادی، پول، بیشرفی یا دگرهای دیگر؛ به هر روی تو وطن نداری.
-
بازآفرینی نظریه تمدن اسلامی العطاس در بستر نظریههای پسااستعماری؛
فراتر از هستیزدایی و بازگشت به اصالت
نظریه تمدن اسلامی العطاس، با بازآفرینی در بستر نظریههای پسااستعماری و پیچیدگی، میتواند به ابزاری قدرتمند برای احیای تمدن اسلامی تبدیل شود. این احیا، نه به معنای بازگشت به گذشته، بلکه به معنای خلق آیندهای روشن و امیدوارکننده برای امت اسلامی است.
-
غلامرضا اعوانی در یادداشت اختصاصی به ایبنا نوشت؛
سپاه حق بر باطل چیره خواهد شد
چهره ماندگار فلسفه نوشت: چنان که خداوند وعده داده است در پایان سپاه حق بر باطل و عدل و داد بر ظلم و ستم و قوای ایزدی بر اهریمنی چیره خواهند شد.
-
یادداشتی از حسین شیخرضایی پژوهشگر و استاد فلسفه؛
میانهروی یا اعتدال؛ به کدام نیاز داریم و کدام را به بهانه وسطبازی زدهایم؟
حسین شیخرضایی نوشت: از اصلاحطلبی در مقام گرایشی سیاسی در ایران راضی باشیم یا ناراضی، و آن را شکستخورده بدانیم یا نه، یکی دانستن اعتدالگرایی با اصلاحطلبی خلطی مهم است. میتوان چپ معتدل، راست معتدل، اصلاحطلب معتدل یا محافظهکار معتدل بود. تقویت رویکرد اعتدالی در فضای سیاسی جامعه نه تنها تعارضی با دفاع نظامی ندارد، بلکه میتواند مکمل آن باشد و به کشور اجازه دهد در لحظه درست از داشتههایش در عرصه نظامی بیشترین بهرهبرداری سیاسی را انجام دهد.
-
نوشتاری از حسن عبدیپور استاد حوزه و دانشگاه؛
ایران بهمثابه یک نظام تمدنی
حسن عبدیپور نوشت: بررسی ایران بهعنوان یک «نظام تمدنی» نشان میدهد که این سرزمین از رهگذر پیوستگی تاریخی، تنوع فرهنگی و توانایی سازگاری با شرایط نوین، موفق به حفظ هویت تمدنی خود در طول هزاران سال شده است. عناصر بنیادینی چون زبان و ادبیات فارسی، سنتهای فکری و دینی متکثر، تجربههای تاریخی در سازمان سیاسی، و گستره ژئوفرهنگی ایران، مجموعهای را پدید آوردهاند که نهتنها ریشهدار، بلکه از نظر کارکردی نیز پویا و بازتولیدپذیر است.
-
تأملی در کاربست ایرانی اندیشه مارتین هایدگر؛
نقد مدرنیته یا تعلیق سیاست؟
افسانه نجاتی نوشت:بازگشت به هایدگر در فضای فکری ایران صرفاً یک انتخاب نظری نیست؛ نوعی موضعگیری نسبت به مدرنیته، سیاست و آینده است. نقد رادیکال او از متافیزیک غربی و تحلیلش از تکنولوژی بهعنوان «گشتل» شیوهای که جهان را به ذخیرهای برای بهرهبرداری تقلیل میدهد برای بسیاری از روشنفکران ایرانی جذاب بوده است.
-
نقد فلسفهٔ انتزاعی و دعوت به تفکر متعهد؛
از فیلسوف برج عاجنشین تا فیلسوف دردمند
محمد فنایی اشکوری نوشت: ما با دو سنخ فیلسوف روبرو هستیم: فیلسوف بیدرد و برج عاجنشین که فلسفه را محدود به مباحث انتزاعی میداند، و فیلسوف دردمند، متعهد و مسئول که حکمت را چراغی برای تفسیر هستی و وسیله ای برای تغییر جهان به سوی نیکی میشناسد.
-
نگاهی به اندیشههای متفکران درباره مفهوم انقلاب؛
آیا انقلاب تعریف علمی دارد؟
حداقل از زمان لاک، دیدگاه غالب در مورد انقلاب در فلسفه سیاسی غرب، چه در سنتهای لیبرال و مارکسیستی، و چه شاید در فرهنگ سیاسی عامه نیز، به طور قابل توجهی آسانگیرانهتر از دیدگاه هابز و کانت و اسلاف قرون وسطایی آنها بوده است.