اين بار براي احوالپرسي سراغ «لاله جعفري» رفتهايم. نويسنده و مترجمي كه در حوزههاي مختلف فرهنگي براي كودكان و نوجوانان فعاليت كرده است؛ از تاليف و ترجمهي كتاب تا فيلمسازي و اجراي تئاتر عروسكي براي كودكان و نوجوانان.
خودش ميگويد: «همهي نويسندگان و كساني كه با بچهها سروكار دارند را، بهخاطر روحيهشان بايد 14 ساله دانست!»
نوشتن را از چهزماني شروع كرديد؟
ـ از كودكي! من در دوران مدرسه جزء كساني بودم كه در زنگهاي انشا حتماً بايد نوشتههايم را ميخواندم. ضمناً من نوشتن را بهطور جدي با شعر شروع كردم.
در يك حادثهي رانندگي، دو نفر از دوستان صميميام را از دست دادم. بعد از آن بود كه شعر گفتن را آغاز كردم؛ چون اين اتفاق روي من تأثير زيادي گذاشته بود.
چطور به كار براي بچهها علاقهمند شديد؟
ـ بعد از اينكه در دانشگاه قبول شدم، چند داستان براي بزرگسالان نوشتم كه در روزنامهها و مجلات به چاپ رسيد؛ اما كم كم به كار در حوزهي كودكان علاقهمند شدم و همين باعث شد كه كار براي بزرگسالان را كنار بگذارم و بهطور جدي براي بچهها فعاليت كنم.
آنوقت كلاً كار براي بزرگسالان را كنار گذاشتيد؟
ـ قبل از اينكه به دانشگاه بروم بهخاطر علاقهي شديدي كه به سينما داشتم براي دورهي فيلمسازي در كنكور «سينماي جوان» هم شركت كردم و نفر دوم شدم. در آن دوره هم 5 فيلم و انيميشن كوتاهي كه ساختم يا براي بچهها بوده يا دربارهي آنها.
در دانشگاه، در يكي از كلاسهاي آقاي «ايرج طهماسب» كارگردان فيلمهاي كودكان و نوجوانان شركت كردم، با اينكه آن درس جزء واحدهاي درسي من نبود، در آن شركت ميكردم و روزبهروز علاقهام براي كار براي بچهها بيشتر ميشد.
در دوران دانشجويي علاوه بر نوشتن براي بچهها، كار تئاتر عروسكي هم انجام ميدادم. بعدها در كارگاههاي قصهنويسي حوزهي هنري شركت كردم و آقاي «محمدجواد جزيني» كه مسؤول كارگاه بود، مرا به قصهنويسي براي كودكان تشويق كرد و بهخاطر علاقهام به بچهها و كار براي آنها هرجا كه حرفي از آنها بود، من هم بودم! و بعد ديگر نويسندهي كودك و نوجوان شده بودم.
«لاله جعفري» كه اكنون با مجلات رشد و كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان همكاري دارد، در دوران كودكي و نوجواني عضوي از كتابخانهي كانون بوده، طوري كه همه او را ميشناختهاند.
او ميگويد: «همهي علاقه و سرگرمي من كتاب خواندن بود. خودم هم عضو كتابخانهي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان بودم. هم آنجا كتاب ميخواندم و هم كتابها را به امانت ميگرفتم و تقريباً همه من را آنجا ميشناختند.»
رمان سهگانهي «جان كريستوفر» به نامهاي «كوههاي سفيد»، «بركهي آتش» و «شهر طلا و سرب» و آثار «هانس كريستين اندرسن» خصوصاً «دخترك كبريت فروش» از جمله كتابهايي هستند كه بر اين نويسنده و مترجم تأثير گذاشتهاند و شايد همينها كمك كردهاند تا او به آرزو و روياي كودكياش برسد و نويسنده شود.
اما خانم جعفري اعتقاد دارد كه اين روزها بچهها كم كتاب ميخوانند: «خيلي ناراحتكننده است كه بچهها كم كتاب ميخوانند. زمان ما بازيهاي رايانهاي و فيلم نبود؛ اما امروزه بچهها با اين چيزها سرگرم ميشوند؛ ولي بچهها كه چيزي جاي كتاب را نميگيرد.»
نويسندهي «قرمزي» خواندن كتابهاي «رولد دال» را به بچهها توصيه ميكند. همچنين خواندن «پيپي جوراب بلند» اثر «آستريد ليندگرن»: «بعد از سالها دوباره مشغول خواندن اين كتاب شدم و مطمئنم كه اگر بچهها فقط حوصله كنند و 3 صفحه از اين كتاب را بخوانند ديگر نميتوانند آن را زمين بگذارند.»
«لاله جعفري» كه تا بهحال حدود 33 كتاب از او منتشر شده است، نخستين كتابش را در سال 1379 منتشر كرد. اين كتاب «عروسي لوبيا سفيد و لوبيا چيتي» نام دارد و انتشارات «خانهي ادبيات» آن را منتشر كرده است.
او سعي ميكند كه زبان كتابهايش ساده و بدون پيچيدگي باشد و گاه داستانهايش دربارهي موضوعاتي هستند كه هيچكس حواسش به آنها نيست!
«جعفري» كه بهتازگي نگارش فيلمنامهي انيميشن «بزا بزا» را به پايان رسانده، مشغول نگارش و ترجمهي چند مجموعه نيز هست.
ـ در حال ترجمهي يك مجموعهي شش جلدي داستان براي گروههاي سني 3 تا 9 ساله هستم.
همچنين در تأليف مجموعهي «قصههاي الكي پلكي» و يك مجموعهي لطيفه با چند نفر از نويسندگان همكاري دارم.
لاله جعفري در تهيهي يك مجموعهي ديگر به نام «يك موضوع، 10 قصه» هم مشاركت دارد. همكاران او در توليد اين مجموعه همان نويسندگاني هستند كه در نگارش مجموعهي «قصههاي الكي پلكي» با او مشاركت ميكنند؛ يعني محمدرضا شمس، شكوه قاسمنيا، ناصر كشاورز، مجيد راستي، شراره وظيفهشناس و سوسن طاقديس.
نويسندهي «نگهبان خورشيد» بيشتر در زمينهي ادبيات كودكان و خردسالان فعاليت ميكند و «داستانهاي شيرين ويس و رامين» و «كريمخان زند» كتابهاي او براي نوجوانان هستند.
از آثاري كه «لاله جعفري» براي كودكان تأليف يا ترجمه كرده است ميتوان به اين كتابها اشاره كرد: «پوست پسته»، «بوي خوشمزه»، «آن روز، هشت صبح»، «قشنگترين جا»، «عمه نارنجي»، «لنگه جوراب قرمز»، «پستهي خندان»، «ماشين عروس» و «وانت سواري».
نظر شما