چهارشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۵ - ۱۴:۲۵
روایت باران تسکین؛ تأملی در حکمت غفلت از نگاه مولوی در مثنوی

مرکزی- نشست تخصصی و درس‌گفتار شرح و تفسیر مثنوی مولوی با رویکرد میان‌رشته‌ای و با محوریت اخلاق، عرفان تطبیقی، روان‌شناسی و فلسفه، با حضور مرتضی لطیفی، استاد زبان و ادبیات فارسی، در خانه فرهنگ اراک برگزار شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در اراک، مرتضی لطیفی در این نشست تخصصی، با بررسی مفهوم غفلت در اندیشه مولانا بیان کرد: از نگاه مولوی، غفلت گاه می‌تواند راهی برای تسکین رنج‌های انسانی و حفظ امید و انگیزه برای ادامه زندگی باشد.

این استاد زبان و ادبیات فارسی با اشاره به حکایت گفت‌وگوی پیامبر اسلام (ص) و عایشه درباره باران در داستان «پیر چنگی» از دفتر نخست مثنوی، از بیت ۲۰۶۰ تا ۲۰۷۰، اظهار کرد: در این بخش از مثنوی، با حکایت یا گفت‌وگویی میان پیامبر اسلام (ص) و عایشه درباره باران روبه‌رو می‌شویم. عایشه از پیامبره می‌پرسد: حکمت بارانی که امروز بارید چه بود ؟ آیا باید آن را نشانه‌ای از رحمت خداوند از گونه باران بهاری دانست یا نشانه‌ای از تهدید و قهر او در پاییزی پر آفت‌؟ پیامبر در پاسخ، به نکته‌ای فراتر از سود و زیان ظاهری باران اشاره می‌کند و می‌گوید: گفت این از بهر تسکین غم است -کز مصیبت بر نژاد آدم است.

روایت باران تسکین؛ تأملی در حکمت غفلت از نگاه مولوی در مثنوی

لطیفی ادامه داد: مولوی در یک بیت بعد، غم و مصیبت وارد شده بر نژاد آدم را به آتش تشبیه کرده، توضیح می‌دهد که اگر انسان‌ها ناچار بودند پیوسته در آتش رنج و بلا بسوزند و هیچ تسکین و فاصله‌ای از اندوه نداشته باشند، زندگی‌شان دچار کمبود و خرابی و فروپاشی می‌شد.

این استاد زبان و ادبیات فارسی با بیان اینکه نماد باران در این بخش از مثنوی معنایی دوگانه و عرفانی ـ روان‌شناختی دارد، گفت: در خوانش عرفانی باران نشانه‌ای از فیض و تسکین الهی است؛ زیرا انسان نمی‌تواند پیوسته در آتش مصیبت بسوزد و برای ادامه حیات، به لطف و گشایشی نیاز دارد.

وی افزود: در خوانش روان‌شناختی نیز باران نماد رخدادی است که توجه انسان را از وضعیت دردناک اینجابی و اکنونی، به امکان دیگری از زندگی منتقل می‌کند. این رخداد می‌تواند شادی، تولد، عشق، یک مسئولیت تازه یا حتی یک تجربهٔ ساده در روزمره باشد.

روایت باران تسکین؛ تأملی در حکمت غفلت از نگاه مولوی در مثنوی

لطیفی با اشاره به ادامه سخن مولانا در همین بخش از مثنوی در تبیین مفهوم غفلت اظهار کرد: یادمان باشد که در اینجا، مراد مولوی از «غفلت»، بی‌خبری و غافل شدنی که مانع رشد و بیداری آدمی می‌شود؛ نیست. مولوی‌ می‌خواهد بگوید که اگر آدمی پیوسته زیر فشار اندوه فقدان، بلا،رنج، مثلاً مرگ عزیزان یا آگاهی از فناپذیری خود باقی بماند، دیگر میل، اشتیاق، امید و انگیزه‌ای برای ادامه زندگی خویش نخواهد داشت؛ بنابراین، ناگزیر است در مواقعی دچار غفلت و تغافل وجودی شود.

روایت باران تسکین؛ تأملی در حکمت غفلت از نگاه مولوی در مثنوی

وی در پایان با اشاره به نگاه معرفتی مولوی به غفلت گفت:‌ در نگاه معرفتی مولوی‌، گاه جهان بر مدار غفلت می‌چرخد؛ از آن روی که انسان نمی‌تواند با تمامی حقیقت‌های ویرانگر و هولناک روبه‌رو شود. لاجرم روان او نیاز دارد که گاه فراموش کند تا بتواند به تعادل و توازن برسد و زندگی خود را ادامه دهد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها