به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در رشت، مصطفی ملکیان در نشستی با عنوان «آموزههای مولانا در عصر حاضر» که در کتابخانه مرکزی رشت برگزار شد؛ به زیباییهای شعر مولانا اشاره و اظهار کرد: از زیباییهایی که جزو آرایههای کلام است همچون مجاز ، رمز، کنایه و انواع و اقسام جناسها و فنونی که در علم معانی و قافیهها در شعر مولانا به کار رفته، لذت میبریم.
وی با تقسیم هنر به هنر مکتوب و غیر مکتوب افزود: همینطور که خود را از لذت هنرهای غیر مکتوب محروم نمیکنیم یعنی از لذت رقص، موسیقی، نقاشی، مجسمهسازی، تئاتر و سینما؛ نباید از لذت هنر مکتوب یعنی ادبیات، شعر ، داستان کوتاه و رمان هم خود را محروم کنیم.
ملکیان ادامه داد: اگر بناست زندگی ما تغییر کند، باید به نوشتهها و آثار گذشتگان و محتوای آنها توجه کنیم که صرفاً بحث لذت مطرح نیست بلکه بحث معرفتاندوزی به میان می آید یعنی معرفتی بیندوزیم که زندگی ما را بهبود ببخشد.
وی خاطرنشان کرد: سخن من درباره مولانا اصلاً به شعر مولانا از لحاظ زیبایی شناختی و لطایف هنری مربوط نیست بلکه به این موضوع میپردازم که ما امروز چه چیزی میتوانیم از مولانا بیاموزیم یعنی ببینیم محتوای آموزههای مولانا، چه پیامی برای ما و برای بهبود بخشیدن به زندگی ما دارد.
این استاد فلسفه بیان داشت: آنچه مولانا برای بهبود بخشیدن به زندگی ما گفته، در قرن هفتم بیان داشته و همه آنچه گفته، صادق نیست و همه آنچه که صادق هم هست نافع نیست. بعضی از آنچه که گفته، برای انسان امروزی در قرن بیست و یکم صدق ندارد بنابراین وقتی که به مولانا رجوع میکنیم باید ببینیم او برای ما که در آغاز قرن بیست و یکم میلادی زیست میکنیم، سخنی دارد که بتوان سخن او را هم صادق و هم نافع بدانیم؟
وی ادامه داد: باید به دنبال این باشیم که پیام مولانا برای انسان امروز چیست؟ و این سوال به میان میآید که مگر انسان امروز چه چیزی در یک گفتار یا نوشتار باید ببیند تا آن را صادق و نافع بداند؟ معتقدم انسان قرن بیست یکم اگر بخواهد سخنی از مولانا یا سعدی یا شکسپیر یا از هر شخص گذشته دیگری بشنود و بپذیرد، باید اولاً با عقلانیت انسان امروز سازگار باشد، دوما با اخلاق جهانی همسخن و سازگار باشد یعنی با اخلاقی که مورد اجماع همه فرهنگها، تمدنها، مکتبهای اخلاقی و همه نظامهای اخلاقی سازگار باشد و سوما اینکه با مفهوم حقوق بشر سازگار باشد.
ملکیان در ادامه سخنانش توضیح داد: البته حقوق بشر نه دقیقاً بهمعنای آنچه در اسناد انقلاب کبیر فرانسه یا فهرستی که در قانون اساسی آمریکا آمده، بلکه ناظر بر مفهوم حقوق بشر است یعنی در یک کلام اینکه اگر آدمی ویژگی که برای داشتن آن ویژگی علم و اراده هیچ دخالتی نداشته، این ویژگی نباید نسبت به کسانی که این ویژگی را ندارند ، امتیاز یا محرومیتی ایجاد کند.
وی ادامه داد: زن بودن زنان و مرد بودن مردان به علم و اراده خودشان بستگی ندارد بنابراین زنان نباید بر مردان امتیاز یا محرومیتی داشته باشند و بالعکس در مورد مردان هم صادق است لذا سخن بزرگان و گذشتگان باید با عقلانیت انسان امروز، اخلاق جهانی و حقوق بشر سازگاری داشته باشد.
وی معتقد است: مولانا سلسله مباحثی درباره هستی، خدا ، جهان ، انسان و معرفت بیان داشته و مجموع این مباحث به دنبال یافتن این پرسش است که وضع و حال جهان هستی چگونه است؟ چه چیزهایی است، چه چیزهایی هست و چه چیزهایی نیست؟ که من به این سوالات میگویم «معلومات نقشهای» اما بخش دوم سخنان مولانا درباره باید و نبایدهاست، این قسمت دوم هستی شناسی نیست بلکه وظیفه شناسی است.
وی با اشاره به اهمیت وظیفه شناسی که مولانا بیان داشته، افزود: وظیفه شناسی به این معناست که هم توجه به اخلاق فردی و اینکه انسان در درون خود چه رفتاری باید داشته باشد، بکنیم و هم به لحاظ جمعی به این التفات داشته باشیم که ما شهروندان جامعه چه کاری انجام دهیم تا جامعه سالمتر باشد؛ ایجاد جامعه سالم وظیفه ای همگانی است و بیشترین تاکید مولانا اینست که اگر من انسان نیکی شوم و رفتارم درست باشد، حتماً در اینکه جامعه سالمی با بقیه شهروندان بسازیم ، موثر است به این معنا که من اگر انسان نیکی باشم به احتمال قوی تر رفتار درستی خواهم داشت و اگر رفتارم درست بود ، به احتمال قوی تر جامعه که متشکل از من و امثال من است، جامعه ای سالم خواهد بود یعنی اولین تاکید مولانا بر انسان نیک است، انسانی که باورهای صادق ، احساسات بجا و خواسته های معقول دارد.
ملکیان خاطرنشان کرد: به نظر مولانا آنچه که ما را خاکسترنشین میکند و اجازه نمیدهد انسان نیکی باشیم، اینست که در درون ما، بهجای تواضع و فروتنی و خاکساری ، غرور و تکبر قرار گرفته است.
نظر شما