سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- مسعود بهزادیراد؛ کارشناس ارشد گردشگری و مدرس دانشگاه: ۲۷ سپتامبر امسال (پنجم مهر)، روز جهانی جهانگردی، بیش از آنکه صرفاً یک مناسبت تقویمی برای گرامیداشت یکی از مهمترین صنایع جهان، صنعت گردشگری باشد، دعوتی جهانی برای اندیشیدن به آینده این صنعت است؛ آیندهای که دیگر نمیتوان آن را جدا از فناوری، داده و هوش مصنوعی تصور کرد.
شعار روز جهانی جهانگردی در سال ۲۰۲۶، «دستورکار دیجیتال و هوش مصنوعی برای بازطراحی گردشگری» “Digital Agenda and Artificial Intelligence to Redesign Tourism” است؛ شعاری که نشان میدهد جهان گردشگری از مرحله استفاده ساده از فناوری عبور کرده و اکنون با پرسشی بنیادی روبهروست: هوش مصنوعی چگونه قرار است خودِ گردشگری را تغییر دهد؟
شاید تا چند سال پیش وقتی از گردشگری دیجیتال سخن میگفتیم، ذهنمان به سمت وبسایتهای رزرو هتل، نقشههای آنلاین، شبکههای اجتماعی و اپلیکیشنهای گردشگری میرفت؛ اما امروز مسئله بسیار عمیقتر شده است. هوش مصنوعی میتواند برای یک مسافر برنامه سفر طراحی کند، مقصد پیشنهاد دهد، اطلاعات تاریخی و فرهنگی ارائه کند، مسیر سفر را شخصیسازی کند و حتی پیش از آنکه مسافر تصمیم نهایی خود را بگیرد، بر تصویر ذهنی او از یک مقصد اثر بگذارد.
در واقع، رقابت آینده گردشگری فقط میان «مقصدها» نخواهد بود؛ بخشی از این رقابت میان روایتهایی است که از مقصدها در فضای دیجیتال ساخته میشود.
سازمان ملل متحد در پیام روز جهانی جهانگردی امسال تأکید کرده است که هوش مصنوعی در حال تغییر شیوه انتخاب مقصد، نحوه فعالیت کسبوکارهای گردشگری و طراحی تجربه سفر است. در عین حال، این تحول یک هشدار نیز با خود دارد: اگر فناوری بدون توجه به دسترسی عادلانه، مهارتهای دیجیتال و نقش جوامع محلی توسعه پیدا کند، ممکن است گردشگران را بیش از پیش به سوی تعداد محدودی از مقصدها و پلتفرمهای شناختهشده هدایت کند و بسیاری از مقصدهای ارزشمند را از دید آنها دور نگه دارد.
بنابراین، واژه مهم در شعار امسال فقط «هوش مصنوعی» نیست؛ «بازطراحی» است.

بازطراحی یعنی دیگر نمیتوان گردشگری را با همان منطق گذشته اداره کرد و صرفاً چند ابزار دیجیتال به آن افزود. باید درباره شیوه معرفی مقصد، تولید محتوا، آموزش نیروی انسانی، مدیریت گردشگران، حفاظت از میراث، ارتباط با جامعه محلی و حتی چگونگی روایت یک سرزمین دوباره فکر کرد. و درست در همین نقطه، موضوعی ظاهراً قدیمی اما در واقع بسیار آیندهنگر دوباره اهمیت پیدا میکند: کتاب.
اگر آینده دیجیتال است، چرا هنوز باید درباره کتاب حرف بزنیم؟
در نگاه نخست ممکن است میان «کتاب» و «هوش مصنوعی» فاصله زیادی وجود داشته باشد. یکی محصول تمدن مکتوب و دیگری حاصل عصر محاسبات و داده است؛ اما اگر کمی عمیقتر نگاه کنیم، ارتباط میان این دو بسیار جدیتر از چیزی است که به نظر میرسد. هوش مصنوعی برای پاسخ دادن، پیشنهاد دادن و تولید کردن به دانش و داده نیاز دارد. اما دانش معتبر یک مقصد از کجا میآید؟
از تاریخ آن، پژوهشهای دانشگاهی، سفرنامهها، اسناد، کتابهای تاریخی و جغرافیایی، ادبیات، روایتهای مردم محلی، مطالعات مردمشناسی، کتابهای مربوط به فرهنگ و هنر، عکسها و اسناد میراث فرهنگی و مجموعه بزرگی از تجربههایی که طی دههها و حتی قرنها ثبت شدهاند. به بیان دیگر، پیش از آنکه یک مقصد هوشمند باشد، باید یک مقصدِ دارای حافظه باشد. اینجاست که کتاب میتواند از یک محصول فرهنگی صرف، به بخشی از زیرساخت دانشی گردشگری آینده تبدیل شود.
کتابی که درباره یک شهر نوشته شده، فقط مجموعهای از صفحات نیست؛ بخشی از حافظه آن شهر است. سفرنامهای که سالها پیش نوشته شده، فقط یک روایت ادبی نیست؛ سندی از شیوه زندگی، معماری، مناسبات اجتماعی و تجربه سفر در یک دوره تاریخی است. کتابی درباره یک روستا، آیین یا غذای محلی نیز فقط اطلاعاتی برای خواندن نیست؛ میتواند بخشی از هویت مقصد را ثبت و از فراموشی آن جلوگیری کند.
در عصر هوش مصنوعی، اگر این منابع بهدرستی دیجیتال، ساماندهی و قابل استفاده شوند، میتوانند به یکی از پایههای تولید تجربههای جدید گردشگری تبدیل شوند. هوش مصنوعی میتواند بر اساس علایق، زمان، بودجه و سبک سفر فرد، مقصد یا مسیر پیشنهادی ارائه کند؛ اما پرسش مهمتر این است که اطلاعات این پیشنهاد از کجا آمده است؟
اگر اطلاعات مقصد ناقص باشد، مقصدهای ناشناخته در پایگاههای داده حضور نداشته باشند، روایتهای محلی ثبت نشده باشند و کتابها و منابع معتبر دیجیتال نشده باشند، الگوریتم نیز تصویر ناقصی از کشور ارائه خواهد کرد. در چنین شرایطی، ممکن است همان شهرها، هتلها و جاذبههایی بارها و بارها پیشنهاد شوند که پیش از این نیز بیشتر دیده شدهاند. بنابراین رقابت گردشگری آینده فقط بر سر داشتن جاذبه نیست؛ بر سر دیدهشدن در حافظه دیجیتال جهان است.
ایران؛ سرزمینی که هنوز بخش بزرگی از آن را باید بصورت دیجیتال روایت کرد. ایران از این منظر یک کشور معمولی نیست. ما با سرزمینی روبهرو هستیم که بخش بزرگی از سرمایه گردشگری آن در روایتهای فرهنگی، تاریخی و انسانی نهفته است؛ در قصه شهرها، معماری خانهها، آیینها، موسیقیهای محلی، غذاها، صنایعدستی، ادبیات، شخصیتهای تاریخی، مسیرهای کاروانی، روستاها، بازارها و شیوه زندگی مردم. بسیاری از این ظرفیتها هنوز آنگونه که باید در فضای دیجیتال حضور ندارند.
ممکن است یک روستا جاذبهای منحصربهفرد داشته باشد، اما اگر اطلاعات دقیق و قابل استناد درباره آن در فضای دیجیتال وجود نداشته باشد، برای الگوریتمها و در نتیجه برای بخشی از گردشگران آینده، تقریباً وجود خارجی نخواهد داشت. این همان جایی است که مفهوم «دیجیتالسازی میراث دانشی گردشگری» اهمیت پیدا میکند.
ما به چیزی فراتر از اسکن کردن چند کتاب نیاز داریم. باید بتوانیم دانش موجود درباره مقصدها را ساختارمند کنیم؛ کتابها، مقالهها، سفرنامهها، روایتهای شفاهی، اسناد تاریخی، تصاویر، نقشهها، اطلاعات فرهنگی و دادههای مرتبط با جاذبهها را به شکلی سامان دهیم که هم انسان و هم فناوری بتواند از آنها استفاده کند. آن زمان، یک کتاب گردشگری دیگر فقط برای گردشگر امروز نوشته نمیشود؛ میتواند برای گردشگر، پژوهشگر و حتی هوش مصنوعی آینده نیز منبع باشد.
در این میان توجه به یک موضوع اهمیت دارد و آن خطر گردشگری بدون انسان است. در میان تمام هیجانهایی که درباره هوش مصنوعی وجود دارد، نباید یک واقعیت ساده را فراموش کنیم: گردشگری در نهایت یک تجربه انسانی است.
هوش مصنوعی میتواند پیشنهاد دهد که کجا برویم؛ اما نمیتواند بهسادگی جای گفتوگوی واقعی با یک پیرمرد محلی را بگیرد که داستان روستا را برای مسافر تعریف میکند. میتواند بهترین رستوران را پیشنهاد کند؛ اما تجربه نشستن کنار سفره یک خانواده و شنیدن داستان غذای محلی چیز دیگری است. میتواند تاریخ یک بنا را توضیح دهد؛ اما قدم زدن در یک خانه تاریخی و لمس فضایی که نسلهای مختلف در آن زندگی کردهاند، صرفاً مجموعهای از دادهها نیست.
به همین دلیل، آینده گردشگری نباید «انسانزدایی» گردشگری باشد. اتفاقاً هرچه فناوری بیشتر وارد زندگی ما شود، ارزش تجربههای اصیل انسانی بیشتر خواهد شد. هوش مصنوعی باید به انسان کمک کند تجربه بهتری داشته باشد، نه اینکه انسان را از تجربه حذف کند. شاید کتاب، قدیمیترین فناوری آینده گردشگری باشد. در روزگاری که همه درباره هوش مصنوعی، واقعیت مجازی، دادههای بزرگ و پلتفرمها صحبت میکنیم، شاید عجیب باشد اگر بگوییم یکی از فناوریهای مهم آینده گردشگری میتواند همان چیزی باشد که قرنهاست در اختیار بشر قرار دارد: کتاب.
اما کتاب زمانی میتواند چنین نقشی ایفا کند که از شکل سنتی خود فراتر رود. کتاب میتواند تبدیل به داده شود؛ داده میتواند به دانش ساختاریافته تبدیل شود؛ دانش میتواند وارد پلتفرم شود و پلتفرم میتواند آن را در اختیار گردشگر قرار دهد. در این زنجیره، کتاب حذف نمیشود؛ نقش آن تغییر میکند زیرا کتاب میتواند منبع روایت باشد، هوش مصنوعی میتواند ابزار پردازش و شخصیسازی باشد، فناوری میتواند ابزار دسترسی باشد و گردشگری میتواند میدان تجربه این دانش باشد.
این چهار عنصر، یعنی کتاب، داده، هوش مصنوعی و تجربه انسانی، میتوانند یکی از مهمترین چهارراههای گردشگری آینده را شکل دهند. آینده گردشگری ایران را نباید فقط پیشبینی کرد؛ باید آن را نوشت. شعار روز جهانی جهانگردی ۲۰۲۶ در نهایت ما را به یک مفهوم کلیدی میرساند: بازطراحی.
برای ایران، بازطراحی گردشگری الزاماً به معنای کنار گذاشتن گذشته نیست؛ اتفاقاً میتواند به معنای بازخوانی گذشته با ابزارهای آینده باشد. ایران برای ساخت گردشگری آینده، سرمایه بزرگی در اختیار دارد: تاریخ، فرهنگ، ادبیات، طبیعت، میراث، تنوع قومی و فرهنگی و مهمتر از همه، انبوهی از دانش و روایت که در کتابها و حافظه مردم ثبت شده است. روز جهانی جهانگردی ۲۰۲۶ میتواند برای ایران یک یادآوری مهم باشد:
برای ساخت مقصدهای هوشمند، ابتدا باید حافظه مقصدها را هوشمندانه حفظ کنیم. زیرا هوش مصنوعی میتواند آینده سفر را پیشنهاد دهد، اما این ما هستیم که باید محتوای آن آینده را فراهم کنیم. آینده گردشگری ایران شاید در یک اپلیکیشن آغاز شود، اما ریشه آن همچنان در کتاب، فرهنگ، سرزمین و انسان ایرانی خواهد بود.
نظر شما