به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، انتشارات چتر فیروزه به تازگی رمان جدید علیرضا حسنزاده، انسانشناس، نویسنده و عضو حلقه عالی مطالعات نظم هنجاری دانشگاه گوته فرانکفورت را با نام «پریکشان؛ تاریخ عشق و نفرت به روایت پریان شمال» عرضه کرده است.
داستان این رمان فانتزی که به گفته نویسنده اولین کتاب از مجموعهای هفتجلدی است، با عروسی دختری به نام کرشمه و پسری به اسم قادر شروع میشود؛ این پیوند بر خلاف میل باطنی عروس است در نتیجه، قادر با این پیوند، کرشمه را همانند پرندهای بیپناه به دام انداخته است. اهالی شهر باور دارند که پریان، نگهبانِ پیوند میان آدمیان هستند؛ در گیرودار عروسی، پریها غیب میشوند و نبود پریان از گسستِ پیوندِ میان جهان پریان و آدمیان حکایت دارد.
در ادامه گفتوگوی ما را با علیرضا حسنزاده درباره این اثر تازهاش میخوانید:
رمان «پریکشان؛ تاریخ عشق و نفرت به روایت پریان شمال» نخستین کتاب از مجموعهای هفت جلدی است. اگر بخواهید در آغاز، این رمان و جهان آن را برای خوانندگان معرفی کنید، چه میگویید؟
«پریکشان» روایتی از تاریخ عشق و نفرت است؛ اما نه از زبان فاتحان و صاحبان قدرت، بلکه از زبان پریان. در این رمان میکوشم تاریخ را از زاویهای دیگر ببینم؛ از جایی میان واقعیت و خیال، میان انسان و جهان اسطوره. «پریکشان» آغاز سفری است که در آن پریان، تاریخ انسان و تاریخ خودشان را همزمان روایت میکنند و البته این رمان به تعبیر باختین متاثر از فرهنگ مردمی است.
چرا تصمیم گرفتید تاریخ را از زبان «پریان» روایت کنید؟ پری در جهان داستانی شما چه معنایی دارد و چه تفاوتی با تصویر سنتی پری در ادبیات و فرهنگ ایرانی دارد؟
پری برای من فقط موجودی افسانهای نیست؛ موجودی است که در مرز جهانها زندگی میکند؛ او موجودی آستانهای است به همین دلیل میتواند چیزهایی را ببیند که انسان گرفتار در مرزهای قطعی نمیبیند. پریان من نمایندگان آزادی، عشق و امکان دیگری برای زندگی و روایت جهاناند؛ آنها میتوانند ما را از جهان بستهای که برای خود ساختهایم بیرون بیاورند؛ همزاد زناناند و بازنمای طبیعت و تجسم عشق و تخیل هستند.
عنوان کتاب، «تاریخ عشق و نفرت»، دو مفهوم متضاد را در کنار یکدیگر قرار میدهد. چرا عشق و نفرت را بهعنوان دو محور اصلی روایت تاریخ انتخاب کردهاید؟
زیرا تاریخ فقط تاریخ جنگها، پادشاهان و مرزها نیست؛ تاریخ عواطف انسان نیز هست؛ بسیاری از جنگها و خشونتها از نفرت از دیگری آغاز شدهاند و بسیاری از بزرگترین لحظههای زندگی انسان از عشق آغاز میشود؛ بهعبارت دیگر یک دوراهی در برابر هر انسانی قرار دارد، نفرت که رو به جنگ و مرگ است و عشق که رو به زندگی شادی و صلح و دگرپذیزی است. برای من، تاریخ را میتوان تاریخ کشمکش میان این دو نیرو یعنی نیروی زندگی و نیروی مرگ و از سوی دیگر نیروی عشق و نیروی نفرت دانست.
شما انسانشناس هستید و سالها درباره اسطوره، آیین، فرهنگ عامه و حافظه فرهنگی پژوهش کردهاید. این پیشینه انسانشناختی چه تأثیری بر شکلگیری «پریکشان» داشته است؟
انسانشناسی به من آموخته است که پشت هر افسانه، حافظهای انسانی و پشت هر آیین، شیوهای از زندگی وجود دارد و«پریکشان» از همین مرز میان پژوهش و خیال شکل گرفته است؛ میخواهم اسطوره را فقط بهعنوان گذشته نبینم؛ اسطوره میتواند راهی برای اندیشیدن به اکنون و آینده باشد. این رمان هم جزو اکولیتریچر (ادبیات زیستمحیطی) و هم جزو ادبیات میراث زیستفرهنگی است؛ جایی که فرهنگ و طبیعت و تخیل و تاریخ به هم میرسند.
چرا «پریان شمال»؟ فرهنگ، جغرافیا، افسانهها و حافظه فرهنگی شمال ایران چه نقشی در شکلگیری جهان این رمان داشتهاند؟
شمال برای من فقط یک جغرافیا نیست؛ یک جهان فرهنگی است؛ جهان جنگل، باران، دریا، رودخانه، مه، قصه و موجودات میان جهانها؛ در فرهنگ شمال ایران، مرز میان جهان انسان و جهان طبیعت همیشه کاملاً بسته نبوده و پریان از همین جهان مرزی و آستانهای متولد میشوند.

در آثار شما توجه ویژهای به صداهای حذفشده و کسانی که در روایتهای رسمی کمتر دیده یا شنیده شدهاند وجود دارد. آیا میتوان گفت «پریان» در این رمان به نوعی صدای دیگری از تاریخ و روایت فرودستان و حاشیهنشینان هستند؟
بله، اما پریان فقط صدای فرودستان نیستند؛ آنها صدای «دیگری» هستند. من همیشه به این پرسش علاقه داشتهام که چه کسانی حق روایت تاریخ را داشتهاند و چه کسانی از آن حذف شدهاند؟ پریان این امکان را فراهم میکنند که تاریخ را از بیرون روایت رسمی نگاه کنیم. همچنین پریان صدای حذف شده زنان، جوانان، عاشقان و کسانی هستند که میخواهند زندگی و شادی ستایش شود. تخیل در اینجا قدرتی برای تغییر و روایتی تازه از جهان است.
شما باور دارید که ما باید به «شاهنامه پریان» توجه کنیم. آیا ما با بازآفرینی یک سنت حماسی روبهرو هستیم یا با خلق جهانی کاملاً تازه؟
شاهنامه، حماسه انسان و پهلوانان است و «شاهنامه پریان» میتواند حماسه موجوداتی باشد که در روایتهای رسمی کمتر دیده شدهاند. این مجموعه گفتوگویی با شاهنامه است، نه تقلید از آن؛ البته شاهنامه اثری بزرگ و فاخر است و استفاده از این نام به دنبال مقایسه نیست بلکه به دنبال طرح مفهوم رهاییبخش فرهنگ مردمی و قدرت انتقادی آن برای تغییر جهان به سوی جهانی بهتر است؛ به عنوان نمونه من یزدگرد اول را در کنار مردم و پریان و بازگشت به سنت مدارای کوروش بزرگ میبینم که در برابر موبدان زرتشتی قرار گرفته و هدف آن کاهش قدرت آنان در عصر ساسانی است اما بنا بر سنت فاخر شاهنامه و پارادایم آن طبیعی است که روایت فردوسی بزرگ در شاهکار بیمثالش شاهنامه با این تفسیر من از شاهنامه متفاوت باشد.
در جهان پریان مفاهیمی مانند عشق، آزادی، برابری، قدرت و نفرت چه نسبتی با یکدیگر پیدا میکنند؟ آیا پریان شما فقط شخصیتهایی فانتزیاند یا حامل نوعی نگاه متفاوت به انسان و جامعه نیز هستند؟
پریان حامل امکان دیگری برای زندگیاند؛ جهانی که در آن عشق در برابر نفرت قرار میگیرد و آزادی در برابر سلطه؛ برای من، عشق فقط یک احساس رمانتیک نیست؛ نوعی اراده به زندگی است؛ به همین دلیل پریان میتوانند حامل پرسشی درباره امکان جهانی انسانیتر، آزادتر و برابر باشند.
«پریکشان» آغاز یک مجموعه بزرگتر است و در ادامه قرار است چه جهانها، شخصیتها و روایتهایی را پیش روی خواننده قرار دهد و مقصد نهایی این مجموعه کجاست؟
«پریکشان» فقط آغاز است و در ادامه، جهان پریان گستردهتر میشود و داستان عشق، قدرت، آزادی، نفرت و مواجهه انسان و پری در دورهها و سرزمینهای مختلف دنبال خواهد شد؛ مقصد نهایی برای من ساختن یک جهان روایی مستقل است؛ جهانی که در آن پریان فقط شخصیتهای داستان نیستند، بلکه صاحبان یک تاریخ، حافظه و فلسفه زندگیاند.
اگر بخواهیم از جهان پریان به جهان امروز بازگردیم: چرا در زمانهای که انسان با بحران، خشونت، ترس و بیگانگی مواجه است، باید دوباره به سراغ اسطوره، پریان و خیال رفت؟ «پریکشان» میخواهد چه پرسشی را در ذهن خواننده باقی بگذارد؟
شاید درست در زمانهای که دچار دگرهراسی هستیم اینپریاناند که میتوانند ما را از این هراس رها کنند؛ من همچنان به عشق و اراده انسان برای زندگی باور دارم و«پریکشان» در نهایت میپرسد «آیا میتوان جهانی ساخت که در آن دیگری به جای دشمن، همپیمان زندگی و دوستدار ما باشد؟» مسئله دگرپذیری یک نیاز حیاتی برای انسان ایرانی است که طلایهدارانی چون کوروش بزرگ داشته است. پریان بهمثابه یک دیگری متفاوت بهدنبال درک پذیرش تفاوت در بستر رمان است.
نظر شما