به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «قطره دریای همت» گزیدهای از کلیات طالبعلی لکهنویی متخلص به «عیشی»، با انتخاب و تدوین و تصحیح امیرحسین مدرس بازیگر، شاعر، نویسنده و پژوهشگر معاصر است. طالبعلی لکهنویی شاعر قرن سیزده قمری است که تا پیش از این تصحیح، آثار او معرفی و منتشر نشده است.
کتاب «سفر در حباب» هم گزیده اشعار فارسیِ «شُکریِ هندی» شاعر ایرانیتبار مقیم هند است که به همت انتشارات نِیستان هنر و با نویسندگی امیرحسین مدرس منتشر شده است. شُکری، شاعری ناشناخته از قرن دوازدهم قمری است که به فارسی و تُرکی میسروده و نام و نشانی از او در تذکرهها ثبت نشده و تا پیش از این نیز کسی او را معرفی و آثارش را بررسی و تصحیح و منتشر نکرده است.
در ابتدای این مراسم، سیدمهدی شجاعی صحبت کرد. او گفت: به همگی خیرمقدم میگویم و ممنونم که به این مراسم تشریف آوردید. این جلسه بهانهای برای تجدید دیدار با اهالی قلم است و امیدوارم که اولین قدم که با نفس آقای مدرس شروع میشود، تداوم پیدا کند و بتوانیم این محفلها را بعد از مدتها ادامه بدهیم.
وی ادامه داد: همه شما آقای مدرس را میشناسید؛ با این حال، قدمت رفاقت و ارادت ما به ایشان سابقهای طولانی دارد. برای من توجه و اهتمام ایشان به موضوع تصحیح نسخ خطی در این ایام بسیار قابل توجه است. فعالیت ایشان در این عرصه جزو اقدامات بنیادین و اساسی فرهنگی است، اما کمتر دیده میشود. نباید فراموش کنیم همه آثاری که از شعرای قدیمی در اختیار داریم مرهون همه زحماتی است که بزرگان در گذشته کشیدهاند. این کار رنج و زحمت زیادی میبرد و اگر کتاب آقای مدرس را مطالعه کنید متوجه میشوید با چه دقت و وسواسی، تک تک کلمات انتخاب شده است تا این مجموعه در اختیار شما عزیزان قرار بگیرد. با خودم فکر میکردم که اگر گذشتگانی که برای این عرصه زحمت کشیدند، نبودند، چه چیزی از شعرای قدیمی به دست ما میرسید؟
شجاعی با اشاره به کار عمیق و علمی امیرحسین مدرس برای تصحیح نسخ خطی گفت: در شرایطی فعلی که «ز منجنیقِ فلک سنگِ فتنه می بارد»، آقای مدرس کار علمی و متمرکزی را انجام داده است و انصافا برای امروز و فردای ما سرمایه است. بسیار دوست دارم که اهل فرهنگ تامل بیشتری بر این دو کتاب داشته باشند. از سویی دیگر، در شرایطی که فرهنگ تقریبا مضمحل شده و روبه نابودی میرود و به ویژه مقدسات در خدمت قدرت دگرگون میشود، انجام کار ادبی شیعی خالص، هم خدمت به شیعه است و هم خدمت به ادبیات فارسی است. یکی از هنرهای آقای مدرس این است که در شرایطی کار میکنند که عملکرد این سالها مردم را از دین، ادبیات و هنر و به ویژه از مقدسات دلزده کرده است. در این شرایط صحبت کردن از مقدسات، کار دشواری است و به نظرم نیاز به عمق، ژرفنگری و صبوری زیادی دارد. ایشان میتوانست در این بازار مکاره، مانند خیلی از افراد کارهای دیگری انجام بدهد و با استفاده از کارهای سطحی به محبوبیتهایی هم برسد اما ایشان ترجیح داد که کار عمیق انجام بدهد و چنین اقدامی حتما قابل قدردانی است.
سیدعلی کاشفی خوانساری در این نشست گفت: در جمع امروز ما متخصصین نسخهشناسی و تصحیح حضور دارند؛ استاد شجاعی به درستی فرمودند که این حوزه مثل یک دریای بیکران است و به نظرم در خوشبینانهترین حالت، یک دهم از متون ادبیات فارسی خوانده شده، دیده شده و بازنشر شده است. هنوز صدها هزار و چه بسا چندین میلیون نسخه از این آثار، فهرست نشده، شناخته نشده و احیا نشده است. گاهی اوقات تعجب میکنم که برخی دوستان میپرسند: «ما چه کار کنیم؟ اگر موضوعی به ذهنت میرسد، به ما بگو!» به نظرم طبیعیترین حالت این است که هر کس مطابق با سلیقه و سنخیت خودش، سراغ این دریای عظیم و بیانتها برود.
وی با اشاره به مراسم امروز و رونمایی از ۲ کتاب امیرحسین مدرس گفت: موضوع جلسه امروز ما رونمایی و بررسی ۲ اثر ارزشمند در این حوزه است که به همت آقای امیرحسین مدرس فراهم آمده است. به زبان ساده، آن چیزی که ما تصحیح نسخه، نامگذاری میکنیم این است که یک متن قدیمی در کتابخانه یا گنجینهای وجود دارد که زمانی از آن گذشته است. چنین اثری به دلایل مختلف ارزشمند میشود؛ گاهی به دلایل تاریخی، گاهی به دلایل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و ... اما موضوع بحث امروز ما بیشتر ناظر بر بحث ادبی است. کتابی که دارای ارزش ادبی است و در دسترس قرار گرفتن آن برای مخاطبان امروز، اهمیت دارد. کسانی که به این حوزه علاقهمند هستند، چنین نسخی را شناسایی کرده، در مورد آن اطلاعاتی گردآوری میکنند و .... .
کاشفی خاطرنشان کرد: البته کتابهای پررونقتر، نسخ بیشتری دارند و آنها با روشهایی تشخیص میدهند که کدام نسخه ارجحیت دارد و باید مبنا قرار بگیرد. در نهایت با مقایسه نسخههای مختلف، متنی از آن منظومه قدیمی را منتشر میکنند و کمی هم درباره گردآورنده آن، لغات دشوار متن و ... توضیح میدهند. باید تاکید کنم که پیشنیان ما هم نسخهبرداری میکردند. گاهی اوقات، دهها و صدها نفر کنار هم مینشستند و با قرائت از روی نسخه اصلی، آن را دوباره بازنویسی میکردند و همزمان بازخوانی و اصلاح میشده است. با این حال، شکل مدرن نسخهبرداری کمی متفاوت است. به صورت کلی میتوان گفت نسخهبرداری مدرن از اواخر دوران قاجار و با علاقه نشان دادن مستشرقین و اروپاییها به حوزه ادبیات فارسی شکل میگیرد. این کار از همان دوران ادامه پیدا کرده تا اینکه به زمان حال میرسیم.
این پژوهشگر عرصه ادبیات با اشاره به وجه تمایز ۲ اثر تصحیحی امیرحسین مدرس گفت: آن چیزی که کار آقای مدرس را متمایز میکند این است که عمده مستشرقین و اساتید پیشکسوت، به متون قدیمیتر میپرداختند. البته این موضوع طبیعی است، چرا که «قدمت» یکی از ملاکهای ارزشمندی نسخه است. شاید به همین دلیل است که اگر دیوانی از یک شاعر قرن چهارم و پنجم پیدا میشده، سراغ دیوان شاعری در قرن یازدهم و دوازدهم نمیرفتند. بنابراین، در دوران قاجار، پهلوی اول و دوم به بسیاری از متونِ در دسترس، از قرنهای هفتم و هشتم تا متون جامی توجه شد و بعد از آن، آن چیزی که به عنوان سبک هندی یا مکتب بازگشت شناخته میشود، کمتر مورد توجه نسخهپژوهان قرار گرفت. البته میتوان به این نکته هم اشاره کرد که بسیاری از متون این دوره زمانی نوشته و سروده شدند که صنعت چاپ وجود داشت و به همین دلیل برای نسخهپژوه موضوعیتی پیدا نکرد.
کاشفی با تاکید بر اینکه تمرکز بر نسخ خطی همزمان با شکلگیری صنعت چاپ در ایران، ویژگی متمایزکننده امیرحسین مدرس است، گفت: باید بگویم ویژگی اصلی کارهای آقای مدرس این است که ایشان کم و بیش به آثاری میپردازد که زمان خلق آنها، صنعت چاپ وجود داشته است. البته موضوعی که خیلیها از آن غفلت میکنند این است که علیرغم وجود صنعت چاپ، بسیاری از کتابها چاپ نمیشدند. برای مثال اگر به فهرست کتابخانه گنجینه سلطنتی قاجار یا کتابخانه گلستان نگاه کنید میبینید که صدها کتاب قاجاری چاپ نشدهاند. در این میان، کتابهای ارزشمندی را میبینید که به دستور شاه نگارش شده، اما چاپ نشده است. این آثار، ارزش تاریخی ویژهای دارند. دو مجموعهای که آقای مدرس روی کار کردند و قرار است امروز درباره آنها صحبت کنیم، از جمله همین آثار هستند. این کتب از منظر تاریخی، جامعهشناسی، مردمشناسی، تاریخ ادبیات، زبانشناسی و اصطلاحات و ... بسیار ارزشمند هستند و تمرکز آقای مدرس بر آنها قابل تقدیر است. کسی که با فضای نسخه و متون کهن آشنا باشد، حتما متوجه میشود که آقای مدرس چه زحمتی کشیده و بر چه دشواریهایی فائق آمدهاند. به ویژه آنکه بسیاری از آثار انتخابی ایشان متعلق به زمانی است که صنعت چاپ شکل گرفته، بسیاری از خوشنویسان جذب چاپخانههای چاپ سنگی شدند و قلمهای خود را تحویل دادند، چاق نویسی یاد گرفتند و .... . بنابراین معتقدم تمرکز بر آثار خلق شده در این دوران گذار، از مقبل اصفهانی گرفته تا ندیم مشهدی بسیار ارزشمند است.
وی ادامه داد: باید به نشر نیستان خداقوت و تبریک بگویم که این حیطه مغفول و ارزشمند را شناسایی کرده و به صورت تخصصی روی آن کار میکند. خوشبختانه ناشرانی داریم که به صورت جدی روی متون کهن کار میکنند، اما دوران نزدیک به چاپ، از اواخر دوران صفویه تا زندیه و فتحعلی شاه، محمدعلی شاه و ناصرالدین شاه، مقطع بسیار مهمی است که هم شامل نسخ چاپ نشده میشود و هم شامل کتب چاپ سنگی و چاپ سربی است که تعدادشان فراوان است اما کمتر دیده شدهاند. دقت داشته باشید تصحیح نسخه، الزاما معطوف به کتاب نیست و گاهی اوقات یک نامه، رساله کوچک یا حتی یک نشریه قدیمی را دربرمیگیرد. من به عنوان یک علاقهمند به این عرصه، به این پژوهشگر ارجمند و این نشر پرتلاش، خسته نباشید میگویم.
در بخش دیگری از این مراسم، امیرحسین مدرس هنرمند نام آشنای کشور به روی صحنه دعوت شد تا درباره کتابهای خود سخن بگوید. او در مقدمه صحبتهایش گفت: از همه دوستان گرامی و اساتید ارجمند تشکر میکنم که بنده را مورد لطف خود قرار دادند و از سویی دیگر، تعهد و پیوستگی خود به فرهنگ و فضل را ابراز و اظهار میکنند. باعث خوشحالی است که امروز استاد شجاعی را بعد از مدتها ملاقات کردم. امروز در خدمت جمعی از اساتید بزرگ عرصه نسخهپژوهی هستیم و باعث افتخار من است.
وی ادامه داد: نسل ما وامدار آقای شجاعی و امثال ایشان است. من از دوران نوجوانی از محضر ایشان بهرهها بردم و زیر سایه لطف و آموزش ایشان بودم. ادب شاگردی حکم میکند که در اینجا از ایشان سپاسگزاری کنم. همچنین باید از استادان موسوی گرمارودی و رحماندوست که شاگردیشان را کردم یاد کنم و قدردان زحمات آنها باشم.
مدرس با اشاره به توجه ویژه خود بر تصحیح نسخ خطی گفت: درخصوص کار کردن بر روی نسخ خطی باید بگویم که کار بسیار دشواری است و شاید نوعی جنون میخواهد! من تصحیح نسخ خطی را نوعی جنون مقدس و معطر میدانم، چرا که اولا به دست آوردن نسخ خطی، دشواریهایی دارد و مسیری طولانی را برای نسخهپژوه رقم میزند. بسیاری از گنجینهها به راحتی نسخه را به دست کسی نمیدهند و باید نامهنگاریهای متعددی داشت تا از هفت خان آنها عبور کرد. بعد از اینکه نسخه به دست میآید، بحث بر سر کیفیت آن آغاز میشود. اینکه خط آن چگونه است؟ خوش خط است یا بد خط، در چه تاریخی کتابت شده است؟ آیا نسخههای برابر نهاده و بدلهای دیگری در اقصی نقاط عالم از آن وجود دارد که بتوان با آنها مقابله کرد، یا نسخه واحد و حتی در مواردی نسخه دستِ مصنف است؟ بدین معنی که یک نسخه در دنیا از آن وجود دارد و آن را هم خود مصنف کتابت کرده است. برای مثال، کتاب «سفر در حباب» نوشته یدالله شکری هندی یک نسخه داشت و به گفته استاد صدرایی خوئی، به دست خود او نوشته شده است. او اصالتا تبریزی است و بعدا در هند مقیم شده است.
مدرس تاکید کرد: درخصوص آثار طالبعلیخان عیشی، تاکنون چند رساله دانشگاهی در مقطع دکتری نوشته شده، از جمله رساله خانم فاخره منصور در دانشگاه اسلامی علیگر هندوستان (پیش از ۱۹۹۶ میلادی)، و نیز رساله خانم زیبا فلاحی در دانشگاه آزاد دهاقان (۱۳۹۹ شمسی) و همچنین کتابی دربردارنده زندگی و برخی آثار عیشی که به زبان اردو در لکنوی هندوستان (۱۹۹۲ میلادی) به قلم شیمه رضوی منتشر شده و بدیهیست که به دست مخاطب عام نرسیده است. از این حیث، کتاب «قطره دریای همّت» نخستین کتاب مستقل و فارغ از رسالات یادشده درخصوص عیشی است که در ایران انتشار یافته و به عمومِ مخاطبان عرضه شده است.
وی اضافه کرد: من دنبال کسانی هستم که تاکنون مطرح نشدهاند و کسی سراغشان نرفته است. به عبارت دیگر، گمنام هستند، اما آثارشان قابل ارائه است، حرفی برای گفتن دارند و میتوان از دل آنها پیامهای شیرین و جدیدی را بیرون کشید. ید الله شکری هندی از این دست افراد است. در هیچ تذکرهای نامی از او نیست؛ نزدیک به ۴۹ تذکره را تا جایی که دسترسی داشتم، مطالعه کردم و هیچ اسمی از او ندیدم. اسمهای دیگری به نام شکری بود، اما این شکری نبودند. در این شرایط مصحح چه باید بکند؟ به هر حال، نیاز به شرح حال او داریم و باید زمانه او و شرایط اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و ... عصر او را مورد مطالعه قرار بدهیم. حتی باید افرادی که بر او تسلط داشتند را بررسی کنیم، تا جایگاه کلام او مشخص شود. در اینجا مصحح مجبور است که تمام دیوان او را بخواند تا ببیند که آیا میتواند چیزی از درون آن استخراج کند؟ درخصوص یدالله شکری هندی همین اتفاق رخ داد؛ از لابهلای اشعارش فهمیدم که نامش یدالله است، تخلصش شکری است، اصالتا تبریزی است اما مشخص نیست که ابتدا در تبریز متولد شده و سپس به هند مهاجرت کرده یا اینکه اجدادش به هند مهاجرت کردهاند.
این هنرمند نام آشنای کشور با اشاره به دشواریهای تصحیح نسخ خطی گفت: از سویی دیگر، مصحح باید خط را بشناسد؛ با خوشنویسی، قواعد و شیوهها آشنایی داشته باشد. در این بین، اگر کاتبان را بشناسد بسیار خوب است. باید بداند که هر کاتب، چه رسم الخطی داشته است تا براساس آن بتواند کلماتی که ناخوانا هستند را تشخیص بدهد. در شعر گذشتگان به ویژه اواخر قاجار و اوایل پهلوی اول میبینید که دانشهای مختلف و اصطلاحات گوناگونی وارد شعر میشود. برای مثال، از نجوم، طب، هندسه، ریاضیات، فلسفه، حکمت، موسیقی، جفرافیایی و ... اصطلاحاتی در شعرها وجود دارد. در مورد اصطلاحات جغرافیایی باید ببینید که نام مکان ذکر شده مربوط به کجاست؟ نام یاد شده، اسم قدیم چه نقطهای است و ... . درخصوص اصطلاحات مربوط به طب هم باید سراغ کتابهای تخصصی طب سنتی بروید تا بدانید نام برده شده به چه معناست و در گام بعدی منظور شاعر از به کار بردن این اصطلاح چه بوده است؟ در سایر اصطلاحات تخصصی هر رشته هم همین دشواریها برقرار است. در ابتدا باید معنای لغوی آن را مورد تحقیق قرار بدهید، سپس بدانید در کجاها به کار برده میشود و سپس بدانید شاعر چرا آن را به کار برده است؟ در نهایت، زمانی که میخواهید شرح بنویسید باید همه این موارد را بگویید و در نهایت تاکید کنید با توجه به جمیع جوانب، منظور شاعر از به کارگیری این لغت، چنین و چنان است. حتی ممکن است ایهام هم داشته باشد و دارای ۲ معنا باشد. علاوه براین، باید صنایع ادبی که در شعر به کار برده شده است، مورد اشاره قرار بگیرد و توضیح داده شود چرا از این صنایع ادبی کمک گرفته است و چرا مهم هستند؟ بنابراین هر کسی که در طول ادوار مختلف، کار تصحیح را انجام داده، واقعا کاری کارستان را انجام داده است. اکنون میفهمیم بزرگان این عرصه، از جمله سعید نفیسیها، بدیع الزمان فروزانفرها، قزوینیها و همه کسانی که ستارگان درخشان این عرصه هستند، چه کار بزرگی را انجام داده اند. البته نباید فراموش کنیم که در عصر فعلی، ما اینترنت در اختیار داریم، در حالی که در گذشته چنین امکاناتی وجود نداشته است.
وی با اشاره به انگیزه خود از نگارش تصحیح بر نسخ خطی گفت: خیلیها از من میپرسند چرا سراغ تصحیح رفتهاید؟ مگر چه قدر مخاطب دارد؟ به آنان جواب مختصری میدهم، اما در این جلسه میخواهم جواب وسیعتری بدهم. شخصا خودم را مقیم اقلیم و ولایت زبان و ادبیات فارسی میدانم. اگر از من بپرسند چه کاره هستی؟ پاسخ میدهم: طلبه زبان و ادبیات فارسی هستم؛ نه بازیگر هستم، نه مجری هستم، نه خوانندهام و نه موسیقیدان، بلکه کسی هستم که در این ولایت مقیم هستم و گاهی اوقات سفری به سینما، رادیو و تلویزیون میکنم. بنابراین فقط سفر میکنم و در نهایت به وطن اصلی خودم برمیگردم. دغدغه و حساسیت من روی زبان و ادبیات فارسی بسیار بالاست. به یاد دارم که در دوران مدرسه، همراه با حجت الاسلام زائری، کتابخانه مدرسه را اداره میکردیم. از همان زمان، در زنگهای تفریح و ورزش با هم قدم میزدیم و گلستان حفظ میکردیم. بنابراین، علاقه به زبان و ادبیات فارسی، ریشهای قدیمی در ما دارد و نهادینه شده است. این دغدغه تا به امروز همراه من بوده و هست و گریز و گزیری از آن ندارم. کسانی که از من میپرسند چرا سراغ تصحیح رفتهای؟ پاسخ میدهم: من برای امروز کار نمیکنم؛ میدانم اوضاع نشر امروز چگونه است و خیلی از علاقهمندان به ادبیات فارسی به ویژه دانشجویان و اهل فرهنگ، قدرت خرید کتاب ندارند. اما صدای این کتاب، ۵۰ سال دیگر درمیآید. نسلی که امروز در حال اضافه شدن است، نیازمند و محتاج این گنجینه غنی زبان و ادبیات فارسی است. آقای کاشفی به درستی فرمودند که هنوز به یک دهم این گنجینه غنی دست پیدا نکردهایم. گنجینههای نسخ خطی ارزشمندی در اقصی نقاط عالم داریم که تاکنون دست ما به آنها نرسیده است. گنجینههایی از نسخ خطی به زبان فارسی داریم که در قدس شریف و واتیکان است و ما به آنها دسترسی نداریم.
مدرس ضمن انتقاد از کسانی که نسبت به زبان و ادبیات فارسی بیاهمیت هستند، گفت: نسلی که خودش را اهل مطالعه و فرهیخته میداند و به واسطه اجرای برنامه در رسانه، خود را یک سر و گردن بالاتر از بقیه میداند، باید دنبال چنین نسخی برود. متاسفانه گاهی اوقات میبینیم که عدهای حتی نمیتوانند یک متن ساده را بخوانند، چه برسد به شعر حافظ! دشواری و گرفتاری که برای نسل نوجوان و جوان داریم این است که از زبان و ادبیات فارسی ما دور شدهاند. دلیل آنهم این است که احساس میکنند این متون مربوط به گذشته است و دیگر به دردشان نمیخورد. با نگاهی به کتابهای فارسی مدارس به جرات میتوان گفت محتوای آنها نسبت به ۲۵ سال قبل، خالیتر شده است. مطالبی در آنها به عنوان ادبیات فارسی درج میشود که ریشه و اصالتی ندارد و همینها باعث میشود که نسل جوان نسبت به ادبیات فارسی زده بشوند. من پایه تمامی دانشها را ادبیات میدانم و معتقدم همه دانشها وامدار ادبیات هستند. برای مثال، یک ریاضیدان، یک فوق تخصص فیزیک و حتی یک متخصص نجوم برای اینکه بتواند یک مسئله علمی را به درستی به دانش آموز و دانشجوی خود توضیح بدهد، باید این قدر دایره واژگانش گسترده باشد تا بتواند به سادهترین وجه، آن مفهوم را به او آموزش بدهد. از آنجا که او با کلمه سروکار دارد، پس وارد حوزه ادبیات میشود و وامدار آن است.
کاشفی در بخش دوم صحبتهای خود گفت: بسیاری از چهرههای مشهور، تجربیاتی در حوزه ادبیات دارند و حتی کتابهایی از آنان منتشر میشود. این کار، فینفسه ارزشمند است، چرا که وقتی یک ورزشکار، سیاستمدار، بازیگر و خواننده وارد دنیای کتاب و ادبیات بشود، به ترویج کتابخوانی کمک میکند، با این حال، عدهای مسیر متفاوتی را انتخاب میکنند. آقای مدرس از جمله کسانی است که خانه و کاشانهاش و دغدغه اصلی او کتاب و ادبیات فارسی است. او از سر تفنن یا اتفاق، سراغ ادبیات نرفته، بلکه دغدغه اصلیاش بوده است.
زهیر طَیب، مدرس و پژوهشگر زبان و ادبیات فارسی و رئیس انجمن تصحیح نسخ، دیگر سخنران این نشست رونمایی بود. او گفت: در این جلسه، ناگهان به ۳۰ سال قبل پرتاب شدم. استاد شجاعی و آقای زائری دوستان عزیزی هستند که سالهاست توشهچین خرمن کاشتههایشان بودیم.
وی با اشاره به نسخ خطی گفت: نسخههای خطی، بسیار مهم هستند؛ نه فقط از جهت ادبی، بلکه این نسخهها برای هر کسی که در این روزگار به دنبال آرامش میگردد، یک نسخه شافی است. تراپی که در دنیای امروز ما بسیار متداول شده است، در نسخ خطی دیده میشود؛ کشف، در نسخ خطی است و رفع حجاب معاصرت در نسخ خطی دیده میشود. به نظرم آن کسانی که دنبال انتقال در زمان میگردند، کار تصحیح و نسخهشناسی را آغاز بکنند.
او خاطرنشان کرد: در نشست امروز، ۲ نسخه خطی برای شما آوردهام و میخواهم داستانشان را برای شما تعریف کنم تا بدانید برای افرادی مثل ما که مقیم در این حوزه هستیم، چه اتفاقاتی رخ میدهد؟ چرا به تعبیر آقای مدرس، دچار جنون تصحیح میشویم؟ خاطرم هست مجموعهای از کتب نسخ خطی را برای ارزیابی پیش ما آوردند. کتابها را دیدیم و تعیین تکلیف کردیم. یک کتاب کوچک زیر کارتنها باقی مانده بود. آن کسی که این کتابها را برای ما آورده بود درخواست کرد برای همین کتاب، مبلغ ۵ میلیون بدهیم و آن را بخریم! در انتها حساب و کتاب هم ۵ میلیون تخفیف گرفتیم و عملا برای ما رایگان افتاد! کتابها را خریدیم و آنها را در مخزن قرار دادیم تا روزش فرا برسد و در نهایت، روزش فرا رسید! دیدیم که با رسالهای مواجه هستیم که تنها یک نسخه در این دنیا از آن موجود است و نویسنده آن یکی از شاگردان آقای نورالدین عبدالرحمن جامی است و تمام این کتاب پُر از دستخطهای شاگردان آقای جامی است! خاطره دیگری هم از کتاب دوم دارم؛ به یاد دارم یکی از دوستان کتابی را برایم آورد که شعر بود. آن را گرفتیم و به مخزن منتقل کردیم. زمانی که آن را ورق میزدم، به یک شعر مشهور رسیدم: «امشب به بَر من است آن مایه ناز ...» دستخط شاعر و لحظه خلق این شعر مشهور در این نسخه خطی ثبت و ضبط شده بود!
وی ادامه داد: به یاد دارم در لواسان تهران، کتابی به ما پیشنهاد شد که به زبان عربی و نصفه و نیمه هم بود، اما ماجرای جذابی داشت؛ کسانی که اهل علوم حدیث هستند میدانند مسیر حدیث شیعه به آقای فیض کاشانی منتهی شده است. او پایه اساسی حدیث شیعیان است. وقتی آن کتاب را در دست گرفتم و خواندم، فهمیدم که این کتاب به دستخط فیض کاشانی نوشته شده است! وقتی مراجع تقلید این موضوع را فهمیدند شوکه شدند. یک روز به قم رفتیم و هر کدام از آنها کتاب را تورق و تبرک کردند. دقت داشته باشید چنین اتفاقاتی در نسخ خطی رخ می دهد. بنابراین، در هر گوشهای از میدان فرهنگ و هنر هستید، یک کتاب خطی در کتابخانه منتظر شماست! وقتی یک نسخه خطی را به دست میگیریم، زمان کنار میرود و در این صورت، تمام دردهای ما به یکباره کنار میرود. بنابراین در جای بیمکان و بیزمان قرار میگیرید؛ شما نمیدانید این اتفاق چه لذتی دارد!
این پژوهشگر نسخ خطی با اشاره به اهمیت تصحیح در روزگار امروز گفت: در نقطه مقابل باید به اهمیت تصحیح اشاره کنم؛ در ایام محرم، این بیت مشهور حافظ را زیاد میبینید: «رندانِ تشنه لب را آبی نمیدهد کس ...» در اینجاست که عدهای از تمایلات شیعی و اهل بیتی حافظ صحبت میکنند. حال به نقطه مقابل برویم؛ نسخه خطی اقدم، یعنی کهنترین نسخه از نسخ خطی کتاب دیوان حافظ، جز داشتههای شخصی امپراطور عثمانی است و در کتابخانه شخصی او در کاخ توپکاپی نگهداری میشود. در آن نسخه، چیز دیگری درباره این بیت را میخوانیم: «رندانِ تشنه لب را جامی نمیدهد کس ...» در اینجاست که ناگهان همه چیز فرو میریزد. همه آن تصویری که براساس این یک کلمه در مطالعات ادبی شکل گرفته بود، براساس همین یک کلمه «آب» و «جام» که مصحح تلاش کرد، رفت و کهنترین نسخه را پیدا کرد و فهمید حافظ دقیقا چه چیزی سروده است، باورها نسبت به تمایلات شیعی حافظ را دگرگون کرد. استاد شفیعی کدکنی تعبیری دارد و میفرماید: «گاهی، کاتبی قربتا الی الله، شعر حافظ را تحریف کرد!»
طیب تاکید کرد: فردی مثل آقای مدرس باید با کسی که اثرش را تصحیح کرده است، همزمان، هم مکان و هم معرفت بشود، تمام کتاب او را بخواند و تمام دخل و تصرفهایی که گاهی از سر کم سوادی کاتب، از سر دیدگاههای کلامی، اعتقادی و باورهای خاص کاتب شکل گرفته را بیرون بکشد. یک نسخهپژوه به مانند یک باستانشناس موظف است با برس ریز خود تمام گرد و خاکها را آرام آرام کنار بزند تا به اصل اثر باستانی برسد. او این کار را با متن انجام میدهد. اجازه بدهید یک مثال دیگر بزنم. این بیت حافظ بسیار مشهور است: «من و انکار شراب این چه حکایت باشد/ غالبا این قدرم عقل و کفایت باشد» در اینجا منظور از «غالبا» چیست؟ آیا همان غالبا مشهور در زبان فارسی است: «یعنی اکثرا عقل و درایت دارم!» دقت داشته باشید که عقل و درایت چیزی نیست که غالبا باشد و گاهی اوقات دیگر نباشد؛ یا هست و یا نیست! کسی که مست میشود، عقل و درایت دارد اما پردهای بر روی آن کشیده میشود. بنابراین منظور از «غالبا» در این شعر چیست؟ غالبا در ترکی استانبولی به معنای «احتمالا» است. بنابراین مصحح باید ترکی استانبولی هم بلد باشد!
وی با انتقاد از نظام آموزشی دانشگاهی و بیتوجهی به تصحیح نسخ خطی گفت: متاسفانه در دانشگاههای ما یک کتاب تصحیحی آقای مدرس فقط به اندازه نصف یک مقاله ۱۵ صفحهای امتیاز دارد! خودم شاهد بودم که یک کتاب ۸۰۰ صفحهای تصحیحی دشوار، در دانشگاه تهران فقط ۴ امتیاز گرفت، در حالی که همین ۴ امتیاز را میتوان ظرف یک هفته با نوشتن یک مقاله علمی پژوهشی دریافت کرد. چندین سال است که به شورای عالی انقلاب فرهنگی میگویم این کار را نکنید و انگیزهها برای تصحیح کتب را از بین نبرید. اما هنوز به نتیجهای نرسیده است. اگر تصمیم گرفتید، تصحیح بیاموزید، ۲ کتاب به شما معرفی میکنم که حتما باید بخوانید و بقیه کتابها را از سایت انجمن علمی نسخ خطی دریافت کنید. در آنجا دهها کتاب آموزشی به صورت رایگان بارگذاری شده است. این کتابها عبارتند از: کتاب کودیکولوژی پروفسور ژاک که به نوعی پیکربندی کتب نسخ خطی را آموزش می دهد. کتاب دوم هم راهنمای تصحیح متون، اثری از استاد جویا جهانبخش است.
کاشفی در بخش پایانی این نشست گفت: مراسم امروز علاوه بر رونمایی از ۲ کتاب تصحیحی آقای امیرحسین مدرس، جشن امضا ۲ مجموعه شعر ایشان هم هست. باید از کارهای گذشته تصحیحی ایشان هم یاد بکنم که از اواسط دهه ۱۳۹۰ منتشر شده است. کار چاپ نشدهای هم از ایشان درباره ندیم مشهدی آماده انتشار است. این کتاب، بالغ بر ۷۵۰ صفحه از مجموعه آثار ایشان را به همراه شرح و تعلیقات، بسیار مفصل و با مقدمه عالمانه آماده کرده است که هنوز به دلیل شرایط نشر و مشکلاتی که فضای فرهنگ را دستخوش آسیب کرده است، امکان انتشار پیدا نکرده است. من به مسئولین فرهنگی کشور هشدار میدهم که چنین آثاری را دست کم نگیرند. هنوز با کم بضاعتی متولیان فرهنگ و کاستیهایی که وجود دارد، امکان حمایتهایی برای انتشار این آثار وجود دارد.
مدرس هم درباره کتاب جدید خود با عنوان "سروستان حیرت " که هنوز منتشر نشده است، گفت: درباره این کتاب که در انتظار انتشار است، امیدوارم به فضل الهی موانع چاپ آن برداشته شود. ندیم مشهدی یا همان میرزا زکی ندیم مشهدی، معاصر با شاه سلطان صفوی در قرن ۱۲ هجری قمری است. باید بگویم از دیوان او تنها یک نسخه موجود است؛ نزدیک به یک سال و نیم تا ۲ سال در جستجو بودیم و با مراکز زیادی ارتباط برقرار کردیم تا بدانیم که نسخه دیگری غیر از این نسخه ناقص که در کتابخانه مجلس وجود داشته است، موجود نباشد. شخصیت او برای من بسیار جالب بود. او در کوران سقوط اصفهان در دوران صفویه و هجوم محمود اشرف افغان به ایران، میزیسته است. البته او دولتمرد بوده و زمانی که نادرشاه به قدرت میرسد، منشی او میشود و زندگی پر فراز و نشیبی را تجربه میکند. جالب است بدانید در دورانی که نادر والی خراسان بوده است، فرمانی برای او صادر میشود و طی آن نائب التولیت آستان مقدس میشود. خوشبختانه دوستان آستان قدس اسناد آن را در اختیار ما گذاشتند.
وی ادامه داد: این شاعر براساس اتفاقاتی که در دربار شاه سلطان حسین رخ میدهد و ضعفهایی که در حکمرانی میبیند، لشکر جمع میکند و در اصفهان مقابل محمود اشرف افغان ایستادگی میکند. به عبارت دیگر، یک شاعر ایستادگی میکند که البته موفق هم نمیشود. دقت داشته باشید که او اوضاع اصفهان را در آن مقطع مهم تاریخی به نظم درآورده است. در ۴.۵ سال اخیر که روی این کتاب کار میکردم و مجبور به تحقیقات گسترده درباره اتفاقات آن مقطع تاریخی بودم، هیچ تاریخ منظوم دیگری از آن مقطع ندیدم. البته حزین لاهیجی برای همان مقطع است اما او در تاریخ حزین، اتفاقات آن روزها را به نثر درآورده است. به عبارت دیگر، هیچ تاریخ منظوم دیگری ندیدم که نشان از اهمیت ندیم مشهدی دارد. من در مقدمه این کتاب اشاره کردم که : اگر اوضاع آن زمان را بخوانید، گویا آیینهای در برابر امروز ما گرفته شده است. تطابق این دو مقطع تاریخی با یکدیگر، اشتراکات زیادی دارد. به نظرم یکی از اهمیتهای پیدا کردن نسخ خطی همین موضوع است.
در پایان این مراسم علاوه برتقدیرازامیرحسین مدرس از دو کتاب «قطره دریای همت» و «سفر در حباب» رونمایی شد. همچنین جشن امضای این دو کتاب و دو مجموعه شعر دیگر امیرحسین مدرس با عناوین «مبتلای اقیانوس» و «بانوی اعتدال بهاران» برگزار شد.
نظر شما