به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در شیراز،کتاب «شرقگرایی و شرقزدگی» یکشنبه شب در نشست گفتار و اندیشه با همکاری انجمن جامعهشناسی ایران شعبه استان فارس معرفی و بررسی شد.
کرامتالله راسخ استاد جامعهشناسی در این نشست به تشریح کتاب پرداخت و در ابتدای سخنان خود با اشاره به اینکه «ساختار اجتماعی» یک مفهوم شناخته شده در جامعه شناسی است، گفت: این مفهوم از ابتدا مورد توجه جامعه شناسان بوده است و جامعه شناسان کلاسیک مثل مارکس، وبر، دورکیم و اسپنسر، جامعه را تحلیل ساختاری می کردند اگرچه این مفهوم را استفاده نمیکردند ولی در قرن ۱۹ فلسفه اثباتی غالب بود.
وی ادامه داد: فلسفه اثباتی در علوم انسانی و جامعه شناسی به این معناست که واقعیتهای اجتماعی را عین واقعیتهای فیزیکی می بینند و به همین خاطر اگوسنت کنت ابتدا علم جامعه شناسی را فیزیک اجتماعی نامید که البته بعدها مجبورش این نام را تغییر دهد.
وی در ادامه سخنان با اشاره به اینکه من دو ساختار اجتماعی را از هم متمایز کردهام، افزود: ساختار اجتماعی «جماعت» از ساختار اجتماعی جامعه، چهار پنج ویژگی متمایز به جامعه و جمماعت نسبت دادهام و چند مورد از اینها نیز در علم جامعهشناسی تعیین کننده است.

این جامعه شناس بیان کرد: من در کنار ساختار اجتماعی، از یک جامعه شناس دیگر هم استفاده کردهام که گئوریک زیمر که اواخر قرن ۱۹ تاثیر اجتماعیاش را شروع کرده استفاده کردم.
وی با اشاره به اینکه «زیمر» بر خلاف جامعه شناسان کلاسیک که با پدیدههای اجتماعی را واقعیتهای اجتماعی که تا حدی پدیده های فیزیکی می شناختند، از روابط اجتماعی صحبت کرد، گفت: او گروهها را مورد مطالعه قرار داد و روابط اجتماعی را درون گروهها بررسی کرد، برای نمونه از جامعه شناسی با این نوع نگرش زیمر می شود برای تمایزات اجتماعی گوناگون نیز استفاده کرد
وی با ذکر مثالی گفت: من یک نوع رابطهای با همسر و فرزندانم دارم این رابطه از نوع زیمر «خانواده من» محسوب میشود و شما یک نوع رابطه دیگری در خانواده خود دارید که به «خانواده شما» تعبیر میشود، یک محیط کار دارید که با همکارانتان یک نوعی ازرابطه دارید که مشخص کننده جایگاه شما درآن گروه است.
وی با اشاره به اینکه ویژگی و ظرفیت جامعه شناسی زیمر این است که شما میتوانید یک جامعه را به عنوان جامعه بشری تصور کنید و یک نوع جامعه را یک جامعه شهری مثلا اقلیت قومی، دینی و... به عنوان جامعه در نظر بگیرید و تا اخر، گفت: زیمر خیلی از مفاهیم را به جامعه شناسی داد و یکی از این مفاهیمی که در گروهها مورد بررسی قرار داد، فرایند جامعه پذیری است.
این جامعهشناس با اشاره به اینکه بر این اساس من از این کار زیمر استفاده کردم و معتقدم که اگر جامعه را به عنوان نوعی از روابط اجتماعی تصور کنیم، جماعت یعنی از آن شکل زندگی اجتماعی و آن شکلی از روابطی که در جوامع در حال توسعه و دیگر کشورهای خاورمیانه هست، یک نوع روابط متفاوتی از جامعه است.
وی با طرح پرسی ادامه داد: ما دو نوع رابطه دارید یکی رابطه جماعتی، یکی رابطه جامعهای و آن چیزی که به آن می گویم رابطه جماعتی چه نوع ویژگی هایی دارد ؟
وی گفت: عامل تعیین کننده در جماعت، «شهروند» است و در کشورهایی مثل ما از مفهوم شهروند استفاده میکنیم ولی حدود آن را نمی دانیم، شهروند کسی است که در جامعه عاملیت سیاسی و اجتماعی و حق تعیین سرونوشت دارد و در برابر قانون برابر است.
وی ادامه داد: من برای واحد اجتماعی در جماعت یک مفهوم «باشندگان» استفاده می کنم و ما در این جوامع باشندهای هستیم که در یک سرزمین ساکن هستیم
وی با اشاره به اینکه دومین چیزی که جامعه را از جماعت متمایز میکند، حوزه عمومی است، افزود: حوزه عمومی در جامعه شناسی خیلی مهم است و خیلی بهتر از طبقه یا قشر می تواند گروه های اجتماعی را تعریف کند مثلا حوزه عمومی روحانیت را میتوانیم صحبت کنیم و یک سلسله ویژگی هایی دارد که می توانیم بگوییم حوزه عمومی روحانیت یا حوزه عمومیت روشنفکران که این کتاب شرق زدگی و شرق شناسی نیز تا حدودی به این بخش هم ربط دارد.
راسخی بیان کرد: من معتقدم که حوزه عمومی ایران قبل از انقلاب حوزه عمومی خرده بورژوازی بود و نماینده اجتماعی آن نیز روشنفکران بودند.
وی اضافه کرد: الان در جامعه ایران شاهد تحولی هستیم به این شکل که من احساس می کنم الان طبقه متوسط به رغم اینکه از لحاظ مالی در حال ضعیف شدن است، دارد کم کم حوزه عمومی جامعه ایرانی را تسخیر میکند و وقتی شروع به کار کردن ، نماد پیدا می کند.
وی ادامه داد: عامل تعیین کننده دیگری که یکی از مشخصات جماعت نیز محسوب می شود، هویت اولیه است که شامل پنج هویت است، هویت اولیه نژادی، قومی، زبانی، دینی و مذهبی و این در هویتها در ساختار جماعتی تاثیر گذار است. فرد در این ساختار مثلا اول خودش را فارس می داند و سپس شهروند می داند در حالیکه در جوامعی مثل فرانسه یا آلمان، فرد ابتدا خودش را شهروند می داند.
وی با اشاره به ساختار سیاسی نیز گفت: امکان تشکیل دولت ملی در جوامعی که ساختار جماعتی دارند و از هویتهای گوناگون تشکیل میشوند بسیار دشوار است.
دموکراسی در جامعه جماعتی به سختی شکل میگیرد
راسخ با بیان اینکه جامعه، طبقاتی است اما ساختار اجتماعی جماعت، طبقاتی نیست، خاطرنشان کرد: استقرار دموکراسی در یک جامعه جماعتی به سختی انجام میگیرد.
وی در ارتباط با حقوق عنوان کرد: شهروندان در جماعت حقوق بشر ندارند در حالیکه شهروندان در دموکراسی حقوق بشر دارند. حقوق بشر پیامدی از تصور نسبت به بشر است.
مولف کتاب «جماعت و جامعه» و «روشنفکران و روشنفکری در ایران»، یادآوری کرد: اصولاً حکومت قانون در اوایل قرن بیستم ممکن نبوده است. یکی از ویژگیهای جوامع جماعتی تاریخ نگاری برساخته است یعنی تاریخ را میسازند.
راسخ در پایان نتیجه گرفت که حوزه عمومی در جامعه ایرانی عمدتاً تحت تأثیر خردهبورژوازی شکل گرفته است؛ حوزهای که از دهه ۱۳۴۰ و پیش از انقلاب، دامنه نفوذ آن به سراسر کشور گسترش یافت و بر مناسبات اجتماعی و فرهنگی جامعه تأثیر گذاشت. اگر این فرایند تداوم یابد و طبقه متوسط ایران بتواند در فضایی مسالمتآمیز و بر پایه همکاری و همیاری، آمال، مطالبات و آرزوهای خود را در جامعه محقق کند، میتوان انتظار داشت که تحولی اساسی در مسیر توسعه اجتماعی و فرهنگی ایران شکل بگیرد و جایگاه ایران در میان کشورهای توسعهیافته نیز دستخوش تغییر شود.
در ادامه این نشست رحیم محمدی مدیر گروه «جامعه شناسی ایران» انجمن جامعهشناسان ایران به شکل ویدیوکنفرانس توسط روحالله جلیلی دبیر نشست به سخنرانی دعوت شد.
محمدی نیز کتاب شرق گرایی و شرق زدگی را اثری مهم ارزیابی و از راسخ تقدیر کرد.

مولف کتاب تجدد ایرانی، خاطرنشان کرد: مولف در کتاب یادشده شرق گرایی و شرق زدگی را ازحوزه زبان متعارف، سیاسی و روزنامه نگاری بیرون می آورد و به حوزه جامعه شناسی و مفهوم تبدیل و در عین حال بازاندیشی می کند.
محمدی در ادامه عنوان کرد: آثار دکتر راسخ برای جامعه شناسی و جامعه دانشگاهی و دانش جامعه شناسی را مهم میدانم.
او به مناسبت انتشار این کتاب به چرایی داستان شرق و پدید آمدن شرق گرایی پرداخت و گفت: مفهوم اورینتالیسم یک مفهوم بومی است که نشان می دهد داستان شرق و گفتوگو کردن پیرامون آن یک داستان قدیمی است.
شرق، سرزمین اجدادی و سرپناه است
محمدی خاطرنشان کرد: شرق سرزمین اجدادی و سرپناه است. اورینتالیسم را به معنای علاقه به شرق باید دید.
به گفته او، از میانههای رنسانس سیاحان و گردشگران به شرق میآیند و مفهوم اورینتالیسم را باز تعریف میکنند و شرق را از منظر آگاهی درحال تکوین توضیح میدهند.

محمدی با بیان اینکه هنوز نشانهای از شرقی نامیدن ایرانیان یافت نشده است، تصریح کرد: اولین بار در متون در زمان فتحعلی شاه قاجار شرق گرایی بروز پیدا میکند.
مولف کتاب «گفتمانهای رایج ایرانی» در ادامه به مفاهیم غربزدگی و شرقزدگی پرداخت و گفت: جامعه شناسی تلاش میکند کلمهای در زبان متعارف و عامیانه را بازاندیشی کرده و آنگاه وارد دانش جامعه شناسی میکند.
وی ساختارهای جماعتی دکتر راسخ را در کتاب یادشده مورد اشاره قرار داد و گفت: باید بین گفتمان منورالفکری و روشنفکری تمایز قایل شویم.
مدیر گروه «جامعه شناسی ایران» در پایان درباره کتاب پیشنهاد کرد که در چاپ های بعدی غلط های تایپی و مشکلات ویرایشی را برطرف کند تا خواننده با یک متن روان روبهرو شود.
در پایان این نشست، فرصت پرسش و پاسخ برای حاضران فراهم شد.
به گزارش ایبنا؛ نود و دومین نشست گفتار و اندیشه به همت حزب اتحاد ملت ایران اسلامی شعبه فارس با همکاری انجمن جامعهشناسی ایران شعبه استان فارس برگزار شد.
نظر شما