سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ بسیاری از روایتهای تاریخ موسیقی ایران در حافظه هنرمندانی باقی مانده است که سالها در متن این هنر حضور داشتهاند. روایتهایی که اگر بهموقع ثبت نشوند، ممکن است با گذشت زمان دستخوش فراموشی یا خطا شوند. ثبت خاطرات هنرمندان در زمان مناسب و همچنین انتشار کتابهای آموزشی و پژوهشی موسیقی، ضرورتی برای حفظ میراث شفاهی و مکتوب این هنر است. آرش فرهنگفر، نوازنده تنبک، مدرس موسیقی و مولف، با تأکید بر ضرورت ثبت بهموقع خاطرات اهالی موسیقی، میگوید: متأسف میشوم وقتی میبینم کسانی که اهل نوشتن و پژوهش هستند، زمانی سراغ یک هنرمند میروند که دیگر توانایی ساز زدن ندارد، اتفاقات را بهدرستی به یاد نمیآورد، حافظهاش ضعیف شده یا گوشش نمیشنود؛ در حالی که باید زمانی سراغ هنرمند رفت که خوب مینوازد و میتواند خاطراتش را با جزئیات بیان کند.
خاطراتی که ممکن است با گذشت زمان تغییر کنند
او با اشاره به تجربههای خود از روایتهای شفاهی هنرمندان، ادامه میدهد: خیلی وقتها دیدهام که پیرمردهای موسیقی اشتباهات زیادی در خاطراتشان میگویند. این اتفاق طبیعی است، اما وقتی همان روایت وارد یک کتاب میشود، ممکن است بعدها به عنوان یک منبع پژوهشی مورد استناد قرار بگیرد. در حالی که واقعیت چیز دیگری است و آن اتفاق به شکلی که در کتاب ثبت شده، نیفتاده بوده. چنین اتفاقی ممکن است در تاریخ تکرار شود. اهمیت دارد که برای منابع پژوهشی، روایتها با دقت ثبت و بررسی شوند.
فرهنگفر با اشاره به یکی از نمونههای مربوط به یک تنبک قدیمی و نفیس که روایتهای متفاوتی درباره آن وجود دارد، میگوید: در خاطرات مهدی کمالیان آمده که پدرم (ناصر فرهنگفر) تنبکی را در یک مهمانی میشکند؛ آن تنبک متعلق به درویشخان بوده و هماکنون متعلق به سعید میرحسینی است. اما واقعیت این است که این تنبک را حسن مشحون به پدرم هدیه داده بود. تنبک اهدایی حسن مشحون الان دست محسن کثیرالسفر، تنبک درویش خان متعلق به من و نخستین تنبک پدرم متعلق به سعید میرحسینی است.

این هنرمند به نمونه دیگری اشاره میکند و ادامه میدهد: در کتاب «پیر پرنیاناندیش»، هوشنگ ابتهاج درباره یک کنسرت روایتی دارد که نورالدین رضویسروستانی و جلال ذوالفنون بودند و پدرم در آن برنامه خوانده! اما ماجرا به این شکل نبوده است؛ بلکه مهمانی در خانه سفیر آلمان بوده و هنرمندان زیدالله طلوعی و نصرالله ناصحپور و پدر من در آنجا حضور داشتند و پدرم نیز خوانده است.
کتاب راهی برای ماندگار کردن تجربههای موسیقی
او درباره ضرورت تدوین کتابهای آموزشی در حوزه تنبک نیز میگوید: هر چقدر متدها قوی و خوب باشند، باز هم نیاز داریم مترهای کاربردی را بگوییم و دستهبندی کنیم. از نظر تکنیک پیشرفت کردهایم، اما روی یکسری اصول، پایهها و مبانی مشکل وجود دارد. نیاز به کتاب کاربردی داریم تا پایههای فراگیری موسیقی قوی شود.
فرهنگفر، با اشاره به آمادهسازی کتابی با محوریت «تنبک کاربردی» که بهزودی منتشر میشود، بیان کرد: این کتاب مجموعهای از ریتمهای کاربردی برای نوازندگان تنبک را دربرمیگیرد و بخشی از مکتب فرهنگفر را به شکل مکتوب ارائه میکند. بهطور کلی کتابهای مکتب فرهنگفر اندیشههای پدر و خودم است. نیامدم تقلید صرف کنم. اگر میخواستم تقلید کنم و دنبالهرو باشم، خوب نبود. تمام اندیشههایی که در تنبک از گذشتگان بوده، به علاوه اندیشههای پدرم و برخی نکات نوازندگان همروزگار ما مطرح خواهد شد، در کنار تمام خلاقیت خودم در این مسیر قرار گرفته است.
او ادامه میدهد: چون دنبالهرو مکتب پدر هستم، عملاً در آموزههای او دخل و تصرف هم میکنم، چون در این زمینه خودم هم صاحبنظر هستم و خیلی موارد به کتاب اضافه شده است که شاید قدیمها این موارد را نمیگفتم. در کتاب «تنبک کاربردی»، پایهها، تصانیف و پیشدرآمدهای پرکاربرد نیز ارائه شده است؛ مطالبی که میتواند برای نوازندگان تنبک کاربرد آموزشی داشته باشد.
مکتب هنری برای ماندگاری باید جریان داشته باشد
فرهنگفر با تأکید بر اینکه مکتب هنری نباید در تقلید از استاد متوقف شود، بیان کرد: بهروز نگه داشتن نگاه خودم باعث شد با تکیه بر مکتب فرهنگفر این کتاب را بنویسم. اگر فقط به مکتب پدر تکیه کنم و آن مکتب جریان نداشته باشد، از بین میرود. وقتی تکاپو داریم و تلاش میکنیم و مطالب نو و جدید را اضافه میکنیم، مکتب ریشهدار میشود و ادامه پیدا میکند. هیچکدام از شاگردان ما شبیه هم نیستند. حتی دیدگاه من با پدرم فرق دارد و این بسیار مهم است. در مکاتب هنری وقتی همه عین استادان ساز میزنند، پیشرفتی رخ نمیدهد.
این هنرمند درباره دشواری مکتوب کردن تمام ابعاد مکتب فرهنگفر، میگوید: دوره نوازندگی مکتب فرهنگفر قابل نوشتن نیست. حتی اگر بخواهیم کارهای پدر را بنویسیم، نمیشود گفت کل مکتب فرهنگفر را گفتهایم. پدر هر بار که ساز میزد، خلاقیت نشان میداد، دخل و تصرف میکرد و بداههنوازی داشت. نوازندگی من و پدر براساس بداههنوازی است. هیچوقت کپی و کلیشه کار نمیکنیم. حتی اجرای یک قطعه در چند برداشت نیز میتواند شکلهای متفاوتی داشته باشد؛ مثلاً اگر چهارمضراب را ۱۰ برداشت بگیریم، هر کدام با هم متفاوت است.

«شاعر تنبک» گزیدهای از اشعار و ترانههای ناصر فرهنگفر
او درباره فعالیتهای مکتوب مربوط به ناصر فرهنگفر نیز، میگوید: علاقهمند هستم خاطرات خودم را از پدر در آینده در قالب کتاب منتشر کنم. درباره پدر تقریباً کتاب «شاعر تنبک» چکیده ولی جامع از فعالیت پدر است که در سال ۱۴۰۴ منتشر شد. شامل معرفی فعالیتها، گزیده اشعار و ترانههای اوست که با همکاری علیرضا میرعلینقی نوشتهام. این کتاب توسط نشر گویا منتشر شده و به چاپ سوم رسیده است.
به گفته فرهنگفر، کتاب «دوره آموزشی مکتب فرهنگفر؛ دفتر نخست» در سال ۱۴۰۰ توسط موسیقی عارف منتشر شد و پایه آموزشهای مکتب فرهنگفر را ارائه میکند. این کتاب در سال ۱۴۰۵ به چاپ سوم رسیده است. «دوره آموزشی مکتب فرهنگفر؛ دفتر دوم» نیز در سال ۱۴۰۲ توسط موسیقی عارف منتشر شده است. کتاب «سیاهمشق» شامل قطعاتی برای تنبک، نخستینبار در سال ۱۴۰۳ توسط انتشارات فرهنگسرای میردشتی منتشر شد و در سال ۱۴۰۴ به چاپ چهارم رسید. «سیاهمشق دو» که شامل قطعاتی برای تنبک است، در سال ۱۴۰۴ منتشر شده است.
دستنوشتهها و خوشنویسیهای ناصر فرهنگفر
او همچنین با اشاره به بخش دیگری از میراث ناصر فرهنگفر که متعلق به خوشنویسی است، بیان کرد: یک آشپزخانه بزرگ داشتیم که محل کار پدرم بود. بهخاطر اینکه وقتی ساز میزد، اکو آشپزخانه کمک میکرد و پدر لذت میبرد. همانجا میز خط داشت، خوشنویسی میکرد، گاهی هم اشعاری میسرود و گاهی تنبک تمرین میکرد. خیلی از کارهای خوشنویسی و بیشتر تابلوهایی که پدر نوشته بود، هدیه داده است. من از این بخشش ناراحت میشدم و میگفتم چرا این کار را کردی؟ او میگفت، اگر همه این خوشنویسیها دست خودمان باشد، معرفی نمیشود؛ وقتی هدیه میدهم همهجا از من اثر هست. تعداد این آثار به اندازهای است که امکان گردآوری و برگزاری نمایشگاه از آنها وجود دارد.
نظر شما