سه‌شنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
آزادی خودش دارای ضابطه است

در منظومه آزادی تلاش شده است در چارچوبی مشخص و نظام‌وار، نگاه آیت‌الله خامنه‌ای(رهبر شهید) در باب مفهوم و حد آزادی طرح شود و تفاوت آن با نگاه غربی در باب آزادی نیز آشکار گردد.

سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا انقلاب اسلامی، نمونه‌ای بی‌بدیل تاریخی از حرکت اجتماعی عظیمی است که با سرنگونی طاغوت و برپایی نظام مقدس جمهوری اسلام امیدهای فراوانی را در دل مستضعفان و آزادی‌خواهان جهان برای تحقق آرمان‌های بلند دولت اسلامی، جامعه اسلامی و در نهایت، تمدن بزرگ اسلامی پدید آورد.

آزادی خودش دارای ضابطه است

کتاب «منظومه آزادی؛ بررسی تطبیقی مفهوم و محدوده آزادی در اسلام و لیبرالیسم از دیدگاه آیت‌الله خامنه‌ای(مدظله‌العالی)» تالیف سیدعلی مرندی از سوی موسسه چاپ و انتشارات دانشگاه جامع امام حسین (ع) منتشر شد. در این گزارش مروری داریم بر بررسی تطبیقی مفهوم و محدوده آزادی در اسلام و لیبرالیسم از دیدگاه رهبر شهید.

این کتاب در چهار فصل اصلی به بررسی مفاهیم و مبانی نظری، مفهوم آزادی در اسلام از دیدگاه آیت‌الله خامنه‌ای، محدوده آزادی در اسلام از دیدگاه آیت‌الله خامنه‌ای و مفهوم و محدوده آزادی در لیبرالیسم از دیدگاه آیت‌الله خامنه‌ای(رهبر شهید) بررسی می‌کند.

آیت‌الله خامنه‌ای(رهبر شهید) معتقد است: «همه انبیای الهی آمدند تا مردم را موحد کنند... یعنی زنجیر اطاعت غیر خدا را از دست و گردن آنها باز کنند و خود قرآن به این معنا تصریح می‌کند یک جا «و یضع عنهم اصرهم و الاغلال التی کانت علیهم»(اعراف:۱۵۷)؛ تا بار سنگین را از دوش آنان برگیرد و غل‌هایی که بر آنان بسته است از آنان باز کند. این هم هدف انبیا و از همین مسیر به تعریف آزادی موردنظر خود می‌پردازد. ایشان در استنباط خود از این آیه، بحث آزادی را به میان می‌آورد و معتقد است: آزادی به مثابه یک حق انسانی برای اندیشیدن، گفتن، انتخاب کردن و از این قبیل. همین مقوله در کتاب و سنت مورد تجلیل قرار گرفته است.

آیه شریفه ۱۵۷ سوره «اعراف»... خداوند یکی از خصوصیات پیامبر را این قرار می‌دهد که غل و زنجیرها را از گردن انسان‌ها برمی‌دارد و «إصر» یعنی تعهدات تحمیلی بر انسان‌ها را از آنها می‌گیرد. مفهوم خیلی عجیب و وسیعی است. اگر وضع جوامع دینی و غیردینی در آن دوره را در نظر داشته باشید، می‌دانید که این «إصر»- این تعهدات و پیمان‌های تحمیلی بر انسان‌ها- شامل بسیاری از عقاید باطل و خرافی و بسیاری از قیود اجتماعی غلطی که دست‌های استبداد یا تحریف یا تحمیق بر مردم تحمیل کرده بود، می‌شود. «أغلال» هم که غل و زنجیرهاست، معلوم است.

در این نگاه «آزادی غیر از ولنگاری است؛ آزادی غیر از رهاسازی همه ضابطه‌هاست. آزادی- که نعمت بزرگ الهی است- خودش دارای ضابطه است؛ بدون ضابطه، آزادی معنا ندارد».

آیت‌الله خامنه‌ای(رهبر شهید) به بررسی آزادی در چهار حوزه می‌پردازد: آزادی اندیشه، آزادی بیان، آزادی سیاسی و آزادی اقتصادی. می‌توان اینها را انواع آزادی اجتماعی موردنظر ایشان دانست. در ادامه به بررسی تفصیلی انواع آزادی از دیدگاه آیت‌الله خامنه‌ای(رهبر شهید) می‌پردازیم.

یکی از انواع آزادی، «آزادی اندیشه» است که در این بخش به بررسی آن می‌پردازیم. برخی متفکران به جای «آزادی اندیشه» از «آزادی عقیده» نام برده‌اند، اما آیت‌الله خامنه‌ای «آزادی اندیشه» را مفهومی عام تعریف می‌کند که شامل «آزادی فکر» و «آزادی عقیده» می‌شود.

در اندیشه اسلامی «شناسایی اصول عقاید از راه تفکر و تدبر پیش از آنکه از راه شرع واجب باشد از راه عقل واجب است.» این مسئله خود نشانه‌ای از اهمیت مسئله فکر و آزادی تفکر است. «اصل فکرکردن و اندیشیدن در اسلام نه فقط آزاد است، بلکه لازم و واجب هم هست و شاید در بین کتاب‌های آسمانی و نوشته‌های مذهبی هیچ کتابی را نشود پیدا کرد که به قدر قرآن انسان‌ها را به تفکر و تعقل و مطالعه در پدیده‌های حیات و امور مادی و معنوی و انسانی و تدبر در تاریخ و امثال اینها دعوت کرده باشد.» همچنین، باید توجه داشت که «حتی تفکر در باب اصول مذهبی واجب است و پیدا کردن یکی استدلال بر توحید یا نبوت یا بقیه اصول برای هر کسی لازم است. حتی بالاتر از این، اگر کسی در تفکرات مذهبی خود دچار وسوسه و تردید و شک‌وشبهه بشود، این هم از نظر اسلام چیز ناشایسته‌ای نیست. البته در شک نباید بماند و موظف است که با تلاش و تفکر و ادامه جست‌وجو و بررسی به یک نقطه یقین‌آور و قابل اعتمادی خود را برساند.»

آبت‌الله مطهری در مقدمه کتاب عدل الهی می‌گوید: «شک مقدمه یقین؛ پرسش مقدمه وصول و اضطراب مقدمه آرامش است. شک، معبر خوب و لازمی است، هر چند منزل و توقفگاه نامناسبی است».

مسئله بعدی در آزادی اندیشه، بحث آزادی عقیده است. باید توجه داشت که «عقیده قلبی چیزی که بتوان آن را مورد فشار و زور قرار داد،‌ نیست.» اسلام در مواجهه با عقیده باطل «هر چند آن عقیده را قبول ندارد و آن را ناروا و ناجایز می‌داند، اما دارنده عقیده باطل و غلط را نه فقط از حق حیات محروم نمی‌کند، بلکه از حقوق اجتماعی هم در حد مقررات و چهارچوب‌های آن جامعه محروم نمی‌کند... پس آزادی عقیده به این معناست که هیچ‌کس در جامعه اسلامی به خاطر عقیده غلط و باطل خود زیر فشار قرار نمی‌گیرد».

در باب آزادی اندیشه باید توجه داشت که این مفهوم با آزادی بیان، عمل و تبلیغ اندیشه خلط نشود؛ چه آنکه اندیشه، عقیده و فکر ماهیتی درونی دارند و در حوزه خصوصی اشخاص تعریف می‌شوند؛ اما بیان، عمل و تبلیغ ماهیتی فراشخصی دارند و در حوزه عمومی وارد می‌شوند.

اسلام در ۱۴۰۰ سال پیش و در میانه مردمانی متولد شد که در اختلافاتشان مواجهه با شمشیر بسیار آسان جلوه می‌کرد. بعد از ظهور اسلام می‌بینیم که مدارا تا آنجا بسط یافت که پیامبر خلفای اول، جلوی هیچ اظهار عقیده‌ای را نگرفته‌اند. آیت‌الله خامنه‌ای(رهبر شهید) در این مورد می‌گوید:

هم در صدر اسلام و زمان پیغمبر و زمان خلفای اول به موردی بر نمی‌خوریم که جلوی اظهار عقیده گرفته شده باشد. البته این را هم بگویم، به موردی هم برنمی‌خوریم که کسی بخواهد بیاید در معرض عام-مثلا در مسجد- بایستد یک سخنرانی برخلاف جهت‌گیری‌ای که مثلا پیغمبر یا خلیفه زمان دارد اجرا کند؛ یک چنین سخنرانی هم بخواهد کرده باشد، یا برود در یک گوشه‌ای مردم را جمع کند با اینها صحبت کند. موارد این‌جوری به خصوص در زمان پیغمبر خیلی نادر است و شاید نیست. در زمان خلفا کم‌وبیش هست، اما آنجایی که کسی در این صدد برمی‌آمد که به خود رسول خدا یا به خلفای اول مطلبی را بیان بکند، ما می‌دیدیم که با کمال آزادی به او اجازه می‌دادند. در مسجد در پای منبر امیرالمومنین یک نفری بلند می‌شد راجع به یک مطلبی به امیرالمومنین اعتراض می‌کرد یا از او سوال می‌کرد. یا در جنگ صفین کسانی بودند که تحت تاثیر فریب طرف مقابل قرار گرفتند و یک حرف‌هایی را زدند. امیرالمومنین به اینها بدخلقی نکرد، تشر نزد، بلکه رفت با آنها صحبت کرد. یا عماریاسر را فرستاد برایشان صحبت کرد و حقیقت را برای آنها آشکار کرد. یا در پای منبر خلیفه دوم وقتی که خلیفه در منبر گفت من اگر پایم را کج گذاشتم، من را راست کنید و هدایت کنید، یک نفری بلند شد پای منبر، گفت اگر تو کج بروی، با این شمشیر تو را راست خواهیم کرد. کسی هم به او اعتراض نکرد و همین‌طور در زمان خلفای دیگر.

در تاریخ اسلام، جلوگیری نکردن از اظهار عقیده تا زمان عبدالملک مروان ادامه داشت. «عبدالملک مروان اول کسی بود که روی منبر رسما و علنا اظهار کرد به مسلمان‌ها که کسی حق ندارد افکار و نظرات خودش را آزادانه بیان کند. گفت: لا یامرنی اخد بتقوی الله الا ضربت عنقه؛ هر کس بخواهد مثل زمان پیغمبر و خلفای اول پای منبر من توی مسجد بلند بشود و من را امر به تقوای خدا بکند، من گردنش را می‌زنم. او اختناق اموی را به صورت صریح و روشنی اعمال کرد و اعلام کرد.» البته باید توجه داشت در زمان عبدالملک نیز صرفا اظهارنظر سیاسی ممنوع شد نه اظهارنظر دینی؛ چنانچه در همان دوران می‌بینیم «در مسجد پیغمبر یک زندیق و ملحد، یعنی مخالف با اسلام و منکر خدا، نشستند با چند نفر دارند نظراتشان را می‌گویند... و آن مباحثات طولانی که امروز به نام توحید مفضل ثبت شده و در کتاب‌ها هست در دسترس است.» در ادامه تاریخ می‌بینیم «خلفای بنی‌امیه و بیشتر از آنها بنی‌عباس طاقت نیاوردند و درباره مسائل کلامی و خلق قرآن و نمی‌دانم کلام و مسائل گوناگون یک فشارهای بی‌حد و حصری را روی مخالفین نظرات و ایدئولوژی آن دستگاه خلافت وارد آوردند. این هم بعد در دنیای اسلام و در تاریخ اسلام به شکل دیگری برآمد». آزادی بیان نیز از انواع آزادی‌های اجتماعی مورد حمایت اسلام است.‌»

در کل در نگاه آیت‌الله خامنه‌ای(رهبر شهید)، ایمان به آزادی با ایمان به خدا پیوند خورده است. با توجه به همین نگاه است که ایشان آزادی را از چهار وجه حق بودن، تکلیف بودن، ارزش بودن و فطری بودن مطالبه می‌کند. در این دیدگاه، آزادی به عنوان یکی از برترین ارزش‌ها مطرح می‌شود؛ هر چند آزادی، یگانه ارزش عالم نیست و ارزش‌های دیگری نیز وجود دارند که بر آزادی قید می‌زنند. از همین جاست که محدوده آزادی مطرح می‌گردد؛ چه آن که اگر آزادی هر فرد بدون قید و محدوده مشخصی باشد؛ همین مسئله به ضد آزادی دیگران تبدیل شده و سخت‌ترین دشمن آزادی می‌گردد. بنابراین برای حفظ آزادی ضروری است محدوده آن نیز مشخص گردد. در منظومه آزادی تلاش شده است در چارچوبی مشخص و نظام‌وار، نگاه آیت‌الله خامنه‌ای(رهبر شهید) در باب مفهوم و حد آزادی طرح شود و تفاوت آن با نگاه غربی در باب آزادی نیز آشکار گردد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها