یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۱۷
«وقتی رفتی، زمستان بود»؛ روایتی داستانی از فقدان پدر و زندگی یک شهید

کرمان- جلسه نقد و بررسی کتاب «وقتی رفتی، زمستان بود» با حضور محدثه اکبرپور، نویسنده اثر و محمدرضا شفیعی نویسنده و شاعر در حوزه هنری کرمان برگزار شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در کرمان، حوزه هنری کرمان شامگاه شنبه میزبان نویسندگان و هنرمندانی بود که برای نقد و بررسی کتاب «وقتی رفتی، زمستان بود» گردهم آمده بودند؛ رمانی که به بازنمایی زندگی شهید محمد اکبرپور می‌پردازد.

محدثه اکبرپور، نویسنده کتاب در این نشست گفت: دوست داشتم درباره پدرم بنویسم و پس از مشورت با استادانم، نوشتن این اثر را آغاز کردم. روند نگارش کتاب بیش از آنچه انتظار داشتم طول کشید و حدود هفت ماه زمان برد، واقعاً فکر نمی‌کردم نوشتن این‌گونه سخت باشد.

وی ادامه داد: دوست داشتم این اثر داستان باشد نه خاطره؛ به همین دلیل در نهایت سراغ نوشتن بخش‌هایی از زندگی او رفتم که همیشه برای خودم پرسش‌برانگیز بود.

اکبرپور با اشاره به دغدغه‌هایش در مسیر نگارش کتاب ادامه داد: در طول نوشتن استرس داشتم، زیرا پدرم در میان خانواده و دوستان بسیار محبوب بود و نمی‌خواستم کاری کنم که کسی از نتیجه کار من دلخور شود.

وی درباره مرز میان تخیل و واقعیت در این کتاب نیز گفت: در مجموع، بیشتر کتاب بر پایه واقعیت استوار است و بسیاری از روایت‌ها را از بزرگ‌ترهای خانواده شنیده و بازسازی کرده‌ام.

نویسنده «وقتی رفتی، زمستان بود» همچنین بیان کرد: زمانی که پدرم شهید شد، تنها ۶ ماه داشتم؛ بنابراین خاطره مستقیمی از او ندارم، اما گنجینه خاطرات خانواده از پدرم بودم، از کودکی با دقت به روایت‌ها گوش می‌دادم و همه را به خاطر می‌سپردم، با این حال هر زمان کسی می‌خواست درباره پدرم چیزی بداند، کمتر از من می‌پرسید.

وی ادامه داد: همیشه دردی عمیق با من بود و غم فقدان پدر را به‌شدت احساس می‌کردم، در تنهایی اشک می‌ریختم و حتی بعد از ازدواج هم صبر می‌کردم همسرم بخوابد و بعد گریه می‌کردم؛ نیمه‌شب‌ها بیدار می‌شد و از خیس بودن بالش می‌فهمید که گریه کرده‌ام.

در بخش دیگری از این نشست، محمدرضا شفیعی، شاعر و نویسنده که خود نیز فرزند شهید است و پدرش در عملیات کربلای ۵ شرکت کرده بود، متنی احساسی درباره نسبت میان این دو پدر و دو فرزند خواند. او در این متن با اشاره به هم‌زمانی حضور پدرش با شهید محمد اکبرپور، از این تصور سخن گفت که شاید پدرانشان در همان روزها و در همان جغرافیای جنگ، جایی کنار هم ایستاده بودند، همدیگر را دیده بودند و حتی در لحظه‌ای کوتاه، آب به یکدیگر تعارف کرده بودند؛ تصویری که برای حاضران یادآور پیوند عمیق و ناگسستنی خانواده‌های شهدا و تجربه مشترک فرزندان آنان از فقدان بود.

کتاب «وقتی رفتی، زمستان بود» نوشته محدثه اکبرپور، شامل ۵۶ روایت است که در ۲۶۶ صفحه از سوی انتشارات «گرا» در سال ۱۴۰۳ منتشر شده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها