پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۱
سیزده هزار بار زخم به کوچه پس کوچه‌های تنگ و باریک

با تغییر مناسبات اجتماعی و قدرت گرفتن جریان شیعی مقاومت در لبنان و به تبع آن بیروت، حاشیه بر متن غلبه دارد و ضاحیه برای خودش قطبی شده است که سکونت در آن، نوعی شرافت اجتماعی محسوب می‌شود. 

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا کتاب پنج سِفْر روایتی به قلم حسین شرفخانلو در بستر ادبیات بیداری است؛ مفهومی که در پیش‌گفتار کتاب، ذیل اندیشه‌ استکبارستیزی امام‌ خمینی (ره) و بیداری اسلامی توضیح داده شده است. این اثر یکی از محصولات دفتر هنر و ادبیات بیداری است که مأموریت خود را گردآوری و نشر روایت‌های بیداری متأثر از انقلاب اسلامی در فراسوی مرزها معرفی کرده و در انتشارات سوره مهر منتشر شده است. این کتاب در امتداد ادبیاتی قرار می‌گیرد که مبارزه با سلطه، هویت اسلامی و نسبت ملت‌ها با آمریکا و صهیونیسم را پی می‌گیرد.

کتاب پنج سفر ساختاری روایی‌ـ‌سفرنامه‌ای دارد و حسین شرفخانلو مسیر خود را در قالب پنج «سِفْر» تقسیم‌بندی کرده است: سرعت‌گیر، مقتل، مشاهد، تشییع و شیرینی دیر. هر سِفر یک گام به‌سوی تشییع عظیم دو دبیرکل شهید حزب‌الله لبنان برمی‌دارد. متن از «قبل سفر» در خوی آغاز می‌شود؛ از تردیدهای شخصی نویسنده، گفت‌وگو با دوست منتقد، زیارت مزار پدر شهیدش و تصمیم نهایی برای رفتن. سپس خان‌های مختلف سفر، از خانه‌ی خودشان تا مرز رازی، پایانه‌ی کاپی‌کوی، فرودگاه وان، فرودگاه صبیحای استانبول، میدان تقسیم، ایاصوفیه، فرودگاه استانبول و در نهایت فرودگاه رفیق حریری بیروت، به‌تفصیل روایت شده است.

بلندمرتبه سازی در سرزمین کوچک لبنان که کوهستان‌های جنگلی و دریا و رودخانه آن را احاطه کرده، بهترین چاره است و ساختمان‌های چهل پنجاه ساله بالای بیست طبقه در معابر تنگ و باریک و غیراستاندارد، ویژگی بافت شهری بیروت خصوصا ضاحیه است. ضاحیه در اصطلاح عربی، به حومه شهری اطلاق می‌شود، شیعیان به خاطر فقر تاریخی که در زمان عثمانی و بعدش در عهد استعمار به ایشان تحمیل شده، حاشیه‌نشین‌های بیروت بوده‌اند و این است که ضاحیه از قدیم، سکونت‌گاه شیعیان بیروت شده . حالا اما با تغییر مناسبات اجتماعی و قدرت گرفتن جریان شیعی مقاومت در لبنان و به تبع آن بیروت، حاشیه بر متن غلبه دارد و ضاحیه برای خودش قطبی شده است که سکونت در آن، نوعی شرافت اجتماعی محسوب می‌شود.

در گفت‌وگوهای روزمره هم از بس اسم ضاحیه را شنیده‌ایم که انگار می‌کنیم اسم یک شهر است؛ یعنی در اثر کثرت استعمال، صفت مکانی تبدیل به مکان شده است! چرخی که در محله می‌زنم، نشانم می‌دهد که قاعده بمباران هوشمند، اینجا هم مراعات شده است؛ مثلا در یکی از کوچه پس کوچه‌های تنگ و باریک که معبرش حتی جای عبور ماشین هم نیست، ساختمانی داریم که به کلی ویران شده، ساختمانی در کنارش فقط طبقه هفتمش هدف قرار گرفته و ساختمان بعدی، بی‌هیچ خط و خش، سالم و سرجا. این یعنی استفاده عبرانی از لبه تیغ تیز آخرین فناوری سلاح‌های لیزری کشتار.

در راه که داشتیم می‌آمدیم، محسن می‌گفت که اسرائیل در جنگ اخیر، ۱۳ هزار نوبت حمله هوایی صورت داده و از این تعداد، محدوه عملیات در پانصد ششصد موردش را قبل بمباران، اطلاع‌رسانی کرده است. نکته جالب دیگری هم گفت و آن اینکه اسرائیل در این ۱۳ هزار نوبت، سمت هیچ حسینیه و مسجدی تیری نینداخته است. نیز محلات مسیحیان و اهل سنت در امان بوده‌اند و پیدا کنید پرتقال فروش این معادله سه گزاره‌ای را!

تزویر شیطان صفتان جهود از این آشکارتر که عید را سلاخی کنی، اما کاری به معبدش نداشته باشی! غرق این آفاق و انفس بودم که زنی مکشوفه با یک قلاده سگ تیشان فیشان شده، آمد و از کنارم رد شد تا یادم بیاید بیروت سرزمین تناقض‌های بزرگ است؛ یعنی در شیعی‌نشین‌ترین، محلات بیروت که علمشان به نام «مقاومت اسلامی» افراشته است هم می‌توانی سگ گردانی ببینی! کار بزرگ سید پر کردن این گسل‌ها، هویت دادن به جریان شیعی که قرن‌ها زیر لگد حکومت مانده بود و تولید جریان اصیل بود که فهمید شرط زنده ماندن در ذیل قانون جنگل، قوی شدن است و «باید به خودت جرئت داد!»

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها