به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در اصفهان، نخستین آیین رونمایی و بررسی کتاب «شور ناآرام صوت» نوشته حامد طاهریکیا، پژوهشگر حوزه مطالعات موسیقی و فرهنگ شنیداری، شامگاه چهارشنبه با حضور نویسنده، پژوهشگران علوم اجتماعی، علاقهمندان حوزه کتاب و موسیقی و جمعی از دانشگاهیان در شهر کتاب اردیبهشت اصفهان برگزار شد؛ نشستی که فراتر از معرفی یک کتاب، به بازخوانی یکی از مهمترین و کمتر مطالعهشدهترین وجوه تاریخ اجتماعی ایران پس از انقلاب ۱۳۵۷ یعنی فرهنگ شنیداری، سیاستهای موسیقایی و شیوههای مقاومت فرهنگی جامعه در دهه ۱۳۶۰ پرداخت.
کتاب شور ناآرام صوت که بهتازگی توسط نشر اگر منتشر شده است، با رویکردی تاریخی و جامعهشناسانه، تحولات موسیقی ایران از سالهای پیش از انقلاب تا پایان دهه ۱۳۶۰ را بررسی میکند و میکوشد نسبت میان حاکمیت، جامعه و موسیقی را در یکی از حساسترین دورههای تاریخ معاصر ایران واکاوی کند.
در این نشست، داود زهرانی، دکترای جامعهشناسی و عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان و همچنین حامد طاهریکیا، نویسنده کتاب، ابعاد مختلف این پژوهش را تشریح کردند.

نوار کاست؛ از ابزار انقلاب تا کنشگر فرهنگی دهه شصت
داود زهرانی در سخنان خود با بهرهگیری از رویکردهای نوین جامعهشناسی و نظریههای پساانسانگرایی، به جایگاه نوار کاست در تحولات فرهنگی و اجتماعی دهه ۱۳۶۰ پرداخت و اظهار کرد: در رویکردهای پساانسانگرایانه، کنشگری صرفاً به انسان محدود نمیشود و اشیا، فناوریها و حتی عناصر طبیعی نیز میتوانند در شبکههای اجتماعی نقشآفرین باشند.
وی افزود: در این چارچوب، نوار کاست صرفاً یک ابزار ضبط و پخش صدا نیست، بلکه هنگامی که با شرایط اجتماعی، فرهنگی و سیاسی زمانه خود پیوند میخورد، به یک بازیگر اجتماعی تبدیل میشود و در شکلدهی به مناسبات فرهنگی نقش ایفا میکند.
عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان ادامه داد: نوار کاست پیش از انقلاب حامل سخنرانیهای انقلابی و نمادی مقدس برای نیروهای اجتماعی بود اما همین شیء پس از انقلاب و در پیوند با شرایط جدید اجتماعی و فرهنگی، به ابژهای تبدیل شد که بخشی از حاکمیت آن را تهدیدی برای نظم فرهنگی مطلوب تلقی میکرد.
زهرانی با اشاره به اینکه هیچ فناوریای بهتنهایی معنا تولید نمیکند، گفت: معنا و کارکرد هر فناوری در تعامل با سایر کنشگران اجتماعی شکل میگیرد. نوار کاست نیز در ارتباط با موسیقی، خوانندگان، مصرفکنندگان، نظام سیاسی و شرایط اجتماعی معنا پیدا کرد و همین شبکه روابط بود که آن را به پدیدهای تأثیرگذار در دهه شصت تبدیل کرد.
وی تأکید کرد: مطالعه کتاب شور ناآرام صوت نشان میدهد چگونه یک فناوری ظاهراً ساده توانست در فرآیند شکلگیری فرهنگ شنیداری، مقاومت فرهنگی و بازتولید حافظه اجتماعی نقش مهمی ایفا کند.
موسیقی مهاجرت، نوستالژی و بازسازی هویت فرهنگی
زهرانی در بخش دیگری از سخنان خود به وضعیت موسیقی ایرانی خارج از کشور در دهه ۱۳۶۰ پرداخت و اظهار کرد: همزمان با محدودیتهایی که در داخل کشور برای برخی گونههای موسیقایی ایجاد شد، در خارج از ایران فضایی برای خلاقیت موسیقایی شکل گرفت و بسیاری از آثار ماندگار موسیقی پاپ فارسی در همان سالها تولید شدند.
وی افزود: بخش مهمی از موسیقی مهاجرت در دهه شصت دارای ویژگیهایی چون استفاده گسترده از سازها و فناوریهای الکترونیک، بهرهگیری خلاقانه از ژانرهای جهانی و همچنین مضامین مرتبط با دوری از وطن بود.
این جامعهشناس ادامه داد: ترانههای آن دوره اغلب حامل نوعی احساس فقدان، مهاجرت و نوستالژی بودند و همین ویژگی باعث شد مخاطبان داخل ایران نیز با آنها ارتباط عاطفی برقرار کنند.
زهرانی گفت: در گفتمان رسمی دهه شصت، بخشی از این موسیقی به عنوان موسیقی مبتذل معرفی میشد اما در فضای خصوصی خانوادهها همچنان شنیده میشد و برای بسیاری از افراد به بخشی از حافظه فرهنگی و هویتی آنان تبدیل شده بود.
وی تصریح کرد: همین وضعیت موجب شد مرز میان حوزه عمومی و خصوصی در جامعه بازتعریف شود. موسیقی به یکی از مهمترین عرصههای شکلگیری دوگانگی میان زندگی رسمی و زندگی روزمره مردم تبدیل شد و در نتیجه فرهنگ شنیداری مسیرهای خاص خود را برای بقا و تداوم پیدا کرد.

میراث فرهنگی دهه شصت؛ از مصرف فرهنگی غیررسمی تا نافرمانی مدنی خاموش
زهرانی بخش مهمی از سخنان خود را به پیامدهای بلندمدت تجربه موسیقایی دهه شصت اختصاص داد و اظهار کرد: یکی از مهمترین میراثهای آن دوره، شکلگیری عادت به مصرف فرهنگی خارج از شبکه رسمی بود.
وی افزود: دهه شصتیها برای نخستین بار به شکلی گسترده یاد گرفتند که نیازهای فرهنگی خود را از مسیرهایی غیر از کانالهای رسمی تأمین کنند؛ تجربهای که بعدها در استفاده از ماهواره، اینترنت و شبکههای اجتماعی نیز تداوم یافت.
این عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان ادامه داد: تجربه موسیقی در دهه شصت موجب نوعی تقدسزدایی از برخی قوانین فرهنگی نیز شد. تکرار مداوم دور زدن محدودیتها سبب شد بخشی از جامعه نگاه متفاوتی به قواعد فرهنگی پیدا کند.
وی با اشاره به مفهوم نافرمانی مدنی خاموش گفت: یکی از مهمترین دستاوردهای اجتماعی آن دوره، شکلگیری الگوهایی از مقاومت روزمره و کمصدا بود؛ الگوهایی که بعدها در عرصههای مختلف فرهنگی و اجتماعی نیز بازتولید شدند.
زهرانی خاطرنشان کرد: جامعه دهه شصت در مواجهه با محدودیتهای موسیقایی، شیوههایی برای حفظ سلیقه فرهنگی خود ابداع کرد و همین امر در شکلگیری نوعی حافظه جمعی مشترک نقش مهمی داشت.
وی افزود: بسیاری از متولدان دهه شصت تجربه مستقیمی از موسیقی پیش از انقلاب نداشتند اما از طریق نوارهای کاست و شبکههای غیررسمی توزیع موسیقی، نوعی نوستالژی فرهنگی را تجربه کردند و همین امر در بازسازی حافظه جمعی ایرانیان مؤثر بود.
چرا برای فهم امروز باید دهه شصت را بشناسیم؟
حامد طاهریکیا، نویسنده کتاب «شور ناآرام صوت» نیز در این نشست با تشریح روند شکلگیری این پژوهش اظهار کرد: این کتاب صرفاً درباره نسل دهه شصت نیست بلکه درباره فهم ایران امروز است.
وی افزود: بسیاری از موضوعاتی که امروز در قالب مطالبات مدنی، مسائل فرهنگی یا کشمکشهای اجتماعی با آنها روبهرو هستیم، ریشه در تحولات دهه شصت دارند و بدون شناخت آن دوره نمیتوان اکنون جامعه ایران را به درستی فهمید.
این پژوهشگر حوزه مطالعات موسیقی و فرهنگ شنیداری ادامه داد: شور ناآرام صوت سومین اثر پژوهشی من درباره دهه شصت است. در آثار پیشین نیز تلاش کرده بودم شکلگیری مفاهیمی مانند زنانگی و مردانگی پس از انقلاب و همچنین فرآیند گذار فرهنگی جامعه ایران از نظام سلطنتی به نظم فرهنگی جدید را مطالعه کنم.
وی گفت: در این کتاب پرسش اصلی این بود که چگونه امری به ظاهر ساده مانند شنیدن موسیقی، به یک مسئله اجتماعی و سیاسی تبدیل میشود و چگونه جامعه برای حفظ فرهنگ شنیداری خود دست به خلاقیت و مقاومت میزند.
طاهریکیا اظهار کرد: برای نگارش این کتاب علاوه بر بررسی حجم گستردهای از اسناد تاریخی، مطبوعات، آرشیوها و منابع مکتوب، با طیف متنوعی از افراد شامل موسیقیدانان، فروشندگان نوار کاست، فعالان فرهنگی و شهروندانی که تجربه زیسته دهه شصت را داشتند گفتوگو کردم.
وی افزود: بخش مهمی از کتاب بر پایه روایتهای انسانی و تجربههای زیسته شکل گرفته است؛ روایتهایی که نشان میدهند مردم چگونه در زندگی روزمره خود با سیاستهای فرهنگی مواجه میشدند.
از لالهزار تا بازار سیاه موسیقی؛ روایت یک فرهنگ زیرزمینی
نویسنده شور ناآرام صوت در ادامه سخنان خود به نقش خیابان لالهزار در تاریخ موسیقی ایران اشاره کرد و گفت: لالهزار یکی از مهمترین کانونهای مدرنیته شهری و فرهنگ موسیقایی ایران بود و بخش بزرگی از اقتصاد موسیقی کشور در این خیابان جریان داشت.
وی افزود: بسیاری از فروشندگان قدیمی نوار کاست که در پژوهش با آنها گفتوگو کردم، پس از انقلاب ناچار شدند فعالیت خود را تغییر دهند اما همچنان بخشی از شبکه غیررسمی توزیع موسیقی باقی ماند.
طاهریکیا ادامه داد: با محدود شدن تولید و توزیع رسمی موسیقی، بازارهای زیرزمینی شکل گرفتند و شبکههای غیررسمی فروش و تکثیر نوار کاست توسعه یافتند.
وی گفت: این شبکهها فقط محل خرید و فروش موسیقی نبودند بلکه به فضاهایی برای حفظ حافظه فرهنگی و انتقال سلیقههای موسیقایی تبدیل شدند.
این پژوهشگر اظهار کرد: مطالعه اسناد و روایتهای شفاهی نشان میدهد چگونه فروشندگان، تولیدکنندگان و مصرفکنندگان موسیقی برای حفظ ارتباط خود با فرهنگ شنیداری، راهکارهای متعددی ابداع میکردند؛ از تغییر جلد نوارها گرفته تا شیوههای پنهان توزیع و تکثیر آثار.
طاهریکیا افزود: موسیقی در آن سالها صرفاً یک کالای فرهنگی نبود بلکه به بخشی از زندگی روزمره، هویت فردی و حافظه جمعی مردم تبدیل شده بود.
وی با تأکید بر اهمیت مطالعات تاریخی در حوزه فرهنگ گفت: یکی از اهداف این کتاب آن است که نشان دهد سیاستهای فرهنگی صرفاً در سطح نهادهای رسمی شکل نمیگیرند بلکه در تعامل دائمی با جامعه، فناوری، بازار و تجربههای روزمره مردم معنا پیدا میکنند.
نویسنده شور ناآرام صوت در پایان اظهار کرد: تاریخ موسیقی فقط تاریخ هنرمندان و آثار نیست بلکه تاریخ شنیدن، تاریخ مصرف فرهنگی و تاریخ شیوههایی است که مردم برای حفظ تجربههای فرهنگی خود خلق میکنند و امیدوارم این کتاب بتواند بخشی از این تاریخ کمتر دیدهشده را روایت کند.

کتاب شور ناآرام صوت نوشته حامد طاهریکیا با ویراستاری وحید مهماننواز در ۱۶۸ صفحه توسط نشر اگر منتشر شده و با نگاهی جامعهشناسانه به بررسی تحولات موسیقی و فرهنگ شنیداری ایران از سالهای پیش از انقلاب تا پایان دهه شصت میپردازد؛ اثری که در آیین رونمایی آن نیز بارها تأکید شد مطالعه آن صرفاً برای پژوهشگران موسیقی نیست، بلکه میتواند برای همه علاقهمندان به تاریخ اجتماعی، مطالعات فرهنگی و فهم ایران معاصر راهگشا باشد.
نظر شما