یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۷:۳۸
یک نویسنده در چهار جهان متفاوت

محمد اسدی به تشریح ابعاد چهار اثر تازه خود پرداخت. او با بیان اینکه این کتاب‌ها دریچه‌ای به چهار دنیای گوناگون هستند، افزود: «این آثار طیف گسترده‌ای از موضوعات، از پیچیدگی‌های سیاست و قدرت گرفته تا ظرافت‌های فلسفه، عشق و حتی دنیای نوظهور هوش مصنوعی را در بر می‌گیرند که وجه اشتراک همگی آن‌ها، جست‌وجوی حقیقت است.»

محمد اسدی،‌ نویسنده و فعال حوزه نشر در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به تشریح چهار اثر تازه خود پرداخت و اظهار کرد: این آثار از چهار جهان‌ متفاوت شامل سیاست و قدرت تا فلسفه و عشق و حتی هوش مصنوعی که همگی نشان‌دهنده حقیقت است.

به نظر می‌رسد شما از همه‌چیز نوشته‌اید؛ از سیاست و قدرت تا فلسفه، عشق و حتی هوش مصنوعی. از کجا باید گفت‌وگو را آغاز کنیم؟

من از «همه‌چیز» ننوشته‌ام. از یک چیز نوشته‌ام که خودش را در چهار جهان نشان داده است: حقیقت.

یک نویسنده در چهار جهان متفاوت

شما با مجموعه ادبی عاشقانه‌های سپید شروع کردید. مایلید درباره این کتاب توضیح بدهید؟

بله، این اولین کتاب من بود. همان‌طور که گفتم آثارم حول محور «حقیقت» می‌چرخند و این مجموعه هم از این قاعده مستثنی نیست؛ هرچند در ظاهر یک اثر عاشقانه است. اگر مخاطب با دقت بخواند، متوجه می‌شود که در پسِ عشق، نوعی جست‌وجوی حقیقت نیز نهفته است؛ حقیقتِ احساس، حقیقتِ تنهایی، و در نهایت حقیقت زندگی.

واقعیت این است که من برای این کتاب ذوق ویژه‌ای داشتم. اولین تجربه انتشار همیشه حال‌وهوای خاصی دارد. وقتی نوشتنش تمام شد، شعری برای خود کتاب نوشتم؛ که آنرا هم در کتاب ثبت کردم با عنوان «یک مکان شاعرانه عجیب»:

اکنون من اینجا هستم،

جایی میان واقعیت و خیال

میان هنر و اغوا

از اینجا شما بسیار زیباتر از واقعیت هستید...

یک نویسنده در چهار جهان متفاوت

شما از «میان واقعیت و خیال» سخن گفتید. آیا این فاصله همان جایی است که فلسفه برای شما آغاز می‌شود؟

تا حدودی بله. این فاصله از نگاه من مهمترین فاصله در زندگی ماست. من معتقدم ما همیشه دو نوع درک از چیزها داریم: یکی درک واقعی و دیگری درک غیرواقعی. پیش از دوران مدرنیته، درک غیرواقعی از چیزها، بیشتر جنبه زیباشناسانه داشت؛ در ادبیات تخیلی، اسطوره‌ها و روایت‌های خیال‌انگیز تجلی پیدا می‌کرد و جهان‌هایی ماندگار می‌ساخت.

اما پس از مدرنیته، درک غیرواقعی دیگر صرفاً تخیل هنری نبود. به نظر من نه‌تنها از میان نرفت، بلکه به شکلی خطرناک‌تر بازتولید شد. امروز درک غیرواقعی می‌تواند به ابزار قدرت تبدیل شود؛ در رسانه، در سیاست، در اقتصاد. تصویرهایی ساخته می‌شود که جای واقعیت می‌نشیند. و فرایند واقعیت های نمادین را شکل می دهد.

در این میان، آنچه کم‌رنگ شده، درک و فهم واقعی ما از امور است.

دقیقا طبق همین تمایز خاص و مهم از درک مانسبت به امور، در کتاب زندگی فلسفی یا فلسفه زندگی تلاش کرده‌ام از دو نوع مواجهه با فلسفه سخن بگویم:

یکی مواجهه‌ای عمیق و حقیقت‌جو،

و دیگری مواجهه‌ای سطحی و نمادین که بیشتر شبیه ژست است تا اندیشه.

شما از «نگاه سطحی و دروغین» سخن گفتید. آیا جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری گرفتار این نوع نگاه شده است؟ چه باید کرد؟

بله، بیش از هر زمان دیگری.

بسیاری از بحران‌های فرهنگی امروز ریشه در همین دوگانگی واقعیت و غیرواقعیت دارد.

من در کتاب زندگی فلسفی یا فلسفه زندگی ابتدا این مسئله را تشریح کرده‌ام، زیرا گاهی روشن کردن سازوکار یک انحراف، جلوی گسترش آن را می‌گیرد. سپس راهکارهایی پیشنهاد کرده‌ام؛ از جمله «حد تأمل»، «مرگ‌اندیشی»، «معناباختگی»، «ساده‌زیستی»، «تنهایی» و «معرفت‌شناختی زندگی».

مثلا در بحث «حد تأمل» می‌گویم وقتی با یک فیلسوف مواجه می‌شویم، صرف فیلسوف بودن او نباید ما را به پذیرش بی‌چون‌وچرای مواضعش سوق دهد. مثلاً اگر فیلسوفی پوچ‌گراست، این به معنای آن نیست که پوچ‌گرایی یک ضرورت برای ماست. ما باید مرزی برای تأمل خود تعیین کنیم؛ مرزی که ما را به سوی روشنایی هدایت کند، نه تاریکی. منظورم از حد تامل این است.

یک نویسنده در چهار جهان متفاوت

آیا می‌توان مفهوم «حد تأمل» را در سیاست هم به کار برد؟ آیا جامعه اسیر روایت‌ها و اغواگری‌های سیاسی شده است؟

صد البته.

به عنوان نمونه اگر درباره شخصیت جنجالی سیاسی این روزها، Donald Trump تأمل کنید، متوجه می‌شوید که بحران ترامپ نه تنها یک برند جهت دامن زدن به سرمایه‌داری انحصاری و افزایش مصرف‌گرایی است، بلکه شامل همان موضوع مورد بحث ما می‌شود: واقعیت نمادین و واقعی.

اما خطرناک‌تر از همه این‌ها، شیوه بهره‌گیری او از «واقعیت نمادین» یا «حادواقعیت» در عرصه سیاست است. او از واقعیت نمادین بهره می‌گیرد تا کشوری را که اساساً دشمن نیست، به عنوان دشمنی خطرناک جلوه دهد و از این طریق توجیهات لازم سیاسی برای جنگ با آن را فراهم کند. یا فرمانده‌ای در کشوری دیگر که در حوزه ضدتروریسم فعالیت می‌کند، با همین سازوکار، «تروریست» معرفی می‌شود.

اینجاست که مسئله عمیق‌تر می‌شود: کسی که از واقعیت نمادین برای ساختن دشمنان فرضی استفاده می‌کند، خود به نوعی تروریسم تبدیل می‌شود؛ آن هم جهت حذف دشمنانی که اساساً دشمن نیستند.

به همین خاطر نام اثر بعدی خود را ترامپ در مقابل ترامپ گذاشتم. و معتقدم ترامپ روزی به دست خودش نابود خواهد شد. در این کتاب کاملاً توضیح داده‌ام که بحران ترامپ که در ابتدا به صورت یک برند اقتصادی و برای منافع سرمایه‌داری انحصاری شکل گرفت، امروز چگونه در عرصه سیاسی همان سیاست‌های اقتصادی را ادامه می‌دهد، اما به شکلی خطرناک‌تر. این شکل خطرناک می‌تواند شامل تروریسم، جنگ‌طلبی، میل به اشغال سرزمین‌های دیگر یا مفاهیمی باشد که همیشه در کنار قدرت ظاهر می‌شوند؛ از جمله میل جنسی که برای افرادی مثل ترامپ جهان خاص خودش را دارد.

فصلی با عنوان «ترامپ و اغواگری» اختصاص داده‌ام که به بررسی این جهان و سازوکار اغواگری او می‌پردازد. این کتاب در سال۱۴۰۲ چاپ شد و افسوس بزرگی برای من به وجود آورد.

یک نویسنده در چهار جهان متفاوت

چه افسوسی؟

افسوس من این است که کتاب پیش از افشای جزئیات جزیره اپستین منتشر شد. البته مستندات کتاب من در این بخش ضعیف نبود؛ من در بحث تنوع‌طلبی جنسی او، به صورت تخصصی و تحلیلی، در کنار موضوع اغواگری، به مدیریت مانکن‌ها، ازدواج‌ها و ارتباطات مکرر او با بازیگران فیلم‌های مبتذل و مدل‌ها اشاره کرده‌ام. اما جزیره اپستین خودش دنیایی مستند بود که می‌توانستم به کتاب اضافه کنم.

با توجه به ماجرای جزیره اپستین و ارتباط نام برخی چهره‌های ثروتمند جهانی با او، آیا می‌توان این مسئله را به ساختار گسترده‌تری از قدرت و سرمایه پیوند زد؟ برای مثال نام‌هایی مانند Elon Musk، Bill Gates( ایلان ماسک و بیل گیتس) و دیگر سرمایه‌داران بزرگ نیز در سال‌های اخیر در فضای رسانه‌ای پیرامون ارتباط با Jeffrey Epstein(جزیره اپستین) مطرح شده‌اند. آیا این پیوندها نشانه نوعی هم‌پوشانی میان سرمایه، سیاست و حتی فناوری‌های نوینی مانند هوش مصنوعی است؟

بله. اما مسئله اصلی من اشخاص نیستند؛ مسئله «ساختار» است. در جهان امروز، سرمایه صرفاً ابزار اقتصادی نیست، بلکه تولیدکننده روایت است. وقتی سرمایه‌های عظیم در دست عده‌ای محدود متمرکز می‌شود، آن سرمایه فقط کارخانه و شرکت نمی‌سازد، بلکه تصویر می‌سازد، معنا می‌سازد و حتی آینده را طراحی می‌کند.

اگر از منظر «واقعیت نمادین» نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که شبکه‌های قدرت مدرن دیگر صرفاً سیاسی نیستند؛ ترکیبی از اقتصاد، رسانه، فناوری و حتی اخلاق عمومی‌اند.

اینجاست که بحث هوش مصنوعی اهمیت پیدا می‌کند. هوش مصنوعی فقط یک ابزار تکنولوژیک نیست؛ بلکه می‌تواند به بزرگ‌ترین سازنده واقعیت نمادین تبدیل شود. اگر پیش‌تر رسانه تصویر می‌ساخت، امروز الگوریتم‌ها روایت می‌سازند. اگر دیروز قدرت از طریق سخنرانی و تبلیغات شکل می‌گرفت، امروز از طریق داده و مدل‌های هوشمند شکل می‌گیرد

در گفت‌وگویی که با هوش مصنوعی چت‌جی‌پی‌تی انجام دادید و تا به این لحظه، آن را به آخرین کتاب خود تبدیل کردید، چه نکات مهمی درباره آینده انسان و هوش مصنوعی برای شما روشن شد؟

گفت‌وگو با هوش مصنوعی تجربه‌ای متفاوت برای من بود. بارها آن را آزمون کردم تا ببینم آیا چیزی فراتر از تجربه انسانی ارائه می‌دهد یا نه. به این نتیجه رسیدم که آنچه ارائه می‌دهد، بازتاب داده‌های انسانی است.

من هوش مصنوعی را یک ابزار می‌دانم؛ مشابه دیگر پلتفرم‌های دیجیتال. می‌تواند مفید باشد، اما می‌تواند مضر هم باشد. مسئله این نیست که چه چیزی به ما می‌دهد؟ مسئله این است که چه چیزی از ما می‌گیرد؟.

اگر جای تفکر مستقل و تجربه زیسته انسان را بگیرد، ما بخشی از خود را از دست می‌دهیم.

البته در امور کاربردی مفید است؛ مانند یافتن اطلاعات عمومی، تنظیم مکاتبات یا امور اداری. اما به نظر من باید در همین حد باقی بماند.

ما هنوز نمی‌دانیم این مسیر به کجا ختم می‌شود. احتمال خطر خودآگاهی هوش مصنوعی ـ هرچند امروز قطعی نیست ـ برای آیندگان می‌تواند مسئله‌ای جدی باشد.

گفت‌وگویی بود که از عشق آغاز شد، به فلسفه رسید، از سیاست عبور کرد و به فناوری ختم شد. اگر بخواهید در یک جمله جمع‌بندی کنید؟

حقیقت، اگر با تأمل همراه نباشد، به ابزار قدرت تبدیل می‌شود؛ و اگر با تأمل همراه باشد، به آزادی.

از اینکه وقت خود را در اختیار ما گذاشتید، صمیمانه سپاسگزاریم.

من هم از شما و مخاطبانتان تشکر می‌کنم. امیدوارم این گفت‌وگو دعوتی باشد به اندیشیدن، نه به قضاوت شتاب‌زده.

آثار محمد اسدی توسط انتشارات متخصصان چاپ شده و از طریق پلتفرم‌های دیجی‌کالا، طاقچه، فراکتاب و ... در دسترس می‌باشد. همچنین در سایت آمازون نسخه انگلیسی آثار قابل تهیه می‌باشد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها