چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۲:۱۰
جایگاه خرد در نگاه حکیم فردوسی توسی

خِرَد در شاهنامه تنها یک فضیلت اخلاقی یا ابزار پندآموز نیست، بلکه ستون نظم هستی، معیار مشروعیت قدرت و نیروی پیونددهنده انسان با جهان و سرنوشت است.

سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- یدالله گودرزی، عضو شورای پاسداشت زبان و ادبیات فارسی:

خِرَد بِهتر از هَر چه ایزَد بِداد

ستایش خِرَد را بِه از راهِ داد

خِرَد رَهنمای وُ خِرَد دِلگشای

خِرَد دَست گیرد به هَر دو سَرای

خرد در شاهنامه تنها یک فضیلت اخلاقی یا ابزار پندآموز نیست، بلکه ستون نظم هستی، معیار مشروعیت قدرت و نیروی پیونددهنده انسان با جهان و سرنوشت است.

در این راستا می‌توان جایگاه خرد را در چند محور نو بازخوانی کرد:

خرد به‌مثابه اصل کیهانی، نه صرفاً انسانی

در شاهنامه، خرد پیش از آن‌که ویژگی فردی باشد، اصل حاکم بر جهان است. فردوسی کتاب را با «به نام خداوند جان و خرد» می‌آغازد؛ یعنی خرد هم‌سنگ جان و حتی راه شناخت خداست.

در این نگاه، خرد نیرویی است که نخست نظم را در برابر آشوب (بی‌خردی، اهریمن‌خویی) حفظ می‌کند و دیگر آنکه مرز میان ایران/انیران را نه نژادمحور، بلکه خردمحور می‌سازد.

خِرَد چَشمِ جان اَست چون بِنگری

تو بی‌چَشمْ شادان جَهان نَسپَری

زِ هَر دانشی چون سخن بِشنَوی

از آموختن یِک زَمان نَغنَوی

عاملِ مشروعیت قدرت، خرد است نه تبار

نگاهی امروزین به شاهنامه نشان می‌دهد که این کتاب اساساً نسب‌نامه قدرت نیست، بلکه خردنامه قدرت است.

پادشاه اگر خردمند است، حتی با خطا، قابل بازسازی است، مانند کیخسرو اگر بی‌خرد شود، حتی با تبار درخشان، سقوط می‌کند نمونه: ضحاک، جمشید، کاووس در این معنا، شاهنامه متنی ضد خودکامگی ذاتی است؛ چون قدرت را بدون خرد نامشروع می‌داند.

جایگاه خرد در نگاه حکیم فردوسی توسی

تراژدی‌های شاهنامه، شکست خرد هستند نه تقدیر کور

در نگاه سنتی، بسیاری از رخدادها «سرنوشت‌باورانه» خوانده شده‌اند، اما بازخوانی دوباره شاهنامه نشان می‌دهد فاجعه رستم و سهراب به‌دلیل شکست گفت‌وگو و شناخت رخ می‌دهد. همچنین مرگ سیاوش، پیروزی بدگمانی بر خرد اخلاقی است، نیز سقوط جمشید به‌خاطر غرورِ خردستیزانه‌ اوست. یعنی تقدیر در شاهنامه اغلب پیامد زوال خرد است، نه نیرویی بیرون از انسان.

خرد در برابر پهلوانی صرف

فردوسی آگاهانه پهلوان بی‌خرد را خطرناک‌تر از دشمن نشان می‌دهد.

رستم زمانی قهرمان است که گوش به اندرز می‌دهد و مرز توان و دانایی را می‌شناسد، اما وقتی خرد عقب می‌نشیند، حتی بزرگ‌ترین پهلوان به ابزار فاجعه بدل می‌شود.

خِرَد رَهنمای وُ خِرَد دِلگشای

خِرَد دَست گیرد به هَر دو سَرای

از او شادمانی وزویَت غَمی است

وزویَت فُزونی وزویَت کَمی است

کسی کو خِرَد را نَدارَد زِ پیش

دِلش گَردَد از کَرده‌ی خویش ریش

خرد به‌عنوان اخلاق مسئولیت نیز هست

خرد شاهنامه فقط عقل حسابگر نیست؛ بلکه همراه با داد است و پیوندخورده با خویشتن‌داری و مسئول در برابر پیامد عمل به‌همین‌دلیل، فردوسی خِرد را از «مکر» و «زیرکی قدرت‌طلبانه» جدا می‌کند.

در نگاهی تازه، شاهنامه را می‌توان چنین خواند: شاهنامه تنها حماسه شمشیر نیست؛ بلکه حماسه‌ خرد در جهانی است که همواره در معرض بی‌خردی است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها