سرویس بینالملل خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- الهه شمس: مرز میان رمان ترسناک و رمان دلهرهآور در آثار استیون کینگ همیشه روشن نیست. بسیاری از کتابهای او هر دو کیفیت را همزمان دارند، اما معیار این انتخاب مشخص است: آثاری که بیش از هر چیز بر ساختن تعلیق استوارند. به همین دلیل، رمانهایی چون درخشش (The Shining)، با وجود کشش روایی بالا، بیشتر در قلمرو وحشت قرار میگیرند و در این فهرست جایی ندارند. آن (It) و ایستادگی (The Stand) هم به همین دلیل کنار گذاشته شدهاند.
در رتبه دهم، دولورس کلیبورن (Dolores Claiborne) قرار میگیرد؛ رمانی که با یک تمهید روایی ساده اما موثر پیش میرود. کل کتاب از اظهارات یک زن شصتوچندساله در برابر پلیس شکل گرفته؛ زنی که به یک قتل اعتراف میکند و دخالت در مرگ دیگری را انکار. همین ساختار اعترافگونه، بستر اصلی تعلیق را میسازد و به اثری که میتوانست یک تریلر روانشناختی معمولی باشد، هویت و شخصیت میدهد.
رتبه نهم به بیگانه (The Outsider) میرسد؛ رمانی که از نیمه اول تا نیمه دوم تغییر مسیر میدهد. داستان ابتدا مانند یک معمای جنایی پیش میرود: قتل، مظنون اصلی، و شواهدی که همزمان او را گناهکار و بیگناه نشان میدهند. با ورود تدریجی عنصر فراطبیعی، کتاب به قلمرو وحشت نزدیکتر میشود. با این همه، هسته معمایی آن همچنان مهمترین نقطه قوت رمان باقی میماند.
در جایگاه هشتم، مرد دونده (The Running Man) ایستاده است؛ یکی از آثار استیون کینگ با نام مستعار یچارد بکمن(Richard Bachman). اگر پیادهروی طولانی (The Long Walk) بیشتر وحشت روانشناختی است، مرد دونده تکیهاش را بر سرعت و حرکت مداوم میگذارد. قهرمان داستان در تمام طول کتاب در حال فرار است و همین ریتم بیوقفه، ضعف بعضی صحنهها را به حاشیه میراند.

بیلی سامرز (Billy Summers) در رتبه هفتم، نمونهای از توانایی کینگ در بازآفرینی الگوهای آشناست. داستان درباره آدمکشی است که آخرین ماموریتش را میپذیرد، اما خیلی زود خود به هدف تعقیب تبدیل میشود. آنچه رمان را از یک تریلر قراردادی جدا میکند، شخصیتپردازی قهرمان آن است؛ مردی دروننگر که بیش از حرفهاش، به یک نویسنده شباهت دارد. همین ویژگی به کتاب عمق بیشتری میدهد و پایانبندی محکم آن، اثر را در سطحی بالا نگه میدارد.
یک پله بالاتر، آتشافروز (Firestarter) قرار دارد؛ داستان پدر و دختری با تواناییهای غیرعادی که از دست نیروهای دولتی میگریزند. دختر قدرت آتشافروزی ذهنی دارد و پدر تا حدی میتواند از راه تلهپاتی بر ذهن دیگران اثر بگذارد. رمان گاه اندکی مکث میکند، اما هرگز از شتاب اصلی خود نمیافتد و همان انرژی تعقیب و گریز مداوم، آن را به یکی از تریلرهای موفق King تبدیل میکند.
از رتبه پنجم به بالا، فهرست به آثاری میرسد که به گفته نویسنده مقاله، تقریباً بینقصاند. آقای مرسدس (Mr. Mercedes) با وجود برخی ضعفها در شخصیتپردازی و لحظات طنز، یکی از بهترین تریلرهای دوره متاخر کینگ است. داستان کارآگاهی بازنشسته را دنبال میکند که هنوز از یک پرونده حلنشده رها نشده و حالا عامل آن جنایت مستقیماً با او تماس میگیرد و تحریکش میکند. همین رابطه مستقیم میان شکارچی و شکار، موتور اصلی کشش داستان است. این رمان بعدتر با یابندگان، نگهدارندگان (Finders Keepers) و پایان کشیک (End of Watch) به سهگانه Bill Hodges تبدیل شد.
منطقه مرده (The Dead Zone) در رتبه چهارم، نمونهای از تلفیق موفق علمیتخیلی و تریلر است. قهرمان داستان توانایی دیدن تصویرهایی از آینده را دارد و ابتدا از این توانایی برای کمک به حل یک پرونده قتل استفاده میکند. اما رمان به این خط بسنده نمیکند و بعد پای یک سیاستمدار خطرناک را به میان میکشد؛ کسی که آینده او میتواند جهان را به نابودی بکشاند. همین گسترش دامنه روایت، کتاب را به اثری پر ایده و در عین حال پیوسته درگیرکننده تبدیل میکند.
در رتبه سوم، برج تاریک ۲: فراخوان سهنفره (The Dark Tower II: The Drawing of the Three) قرار دارد؛ جلدی که از میان مجموعه برج تاریک (The Dark Tower) بیش از همه به یک تریلر نزدیک میشود. رونالد، قهرمان مجموعه، از درهایی به جهان واقعی، یا جهانی شبیه به آن، در زمانهای مختلف عبور میکند تا همراهانی برای مسیر خود به سوی برج تاریک پیدا کند. نتیجه، رمانی است با ریتمی تند، ساختاری پرتحرک و کششی مداوم؛ کتابی که همزمان فانتزی، علمیتخیلی و وسترن هم هست.
رتبه دوم به ۱۱/۲۲/۶۳ (11/22/63) تعلق دارد؛ رمانی درباره سفر در زمان که تمام نیروی خود را بر نزدیک شدن به یک تاریخ مشخص متمرکز میکند: روز ترور جان اف کندی. قهرمان داستان، معلمی است که میتواند به سال ۱۹۵۸ بازگردد و تصمیم میگیرد در گذشته زندگی کند، عاملان ترور را بشناسد و اگر توانست، مسیر تاریخ را تغییر دهد. کتاب در ظاهر بیشتر یک رمان علمیتخیلی است، اما چون همهچیز در آن به سوی یک رویداد تاریخی بزرگ حرکت میکند، تعلیق به ستون اصلی روایت تبدیل میشود.

و در نهایت، رتبه اول به میزری (Misery) میرسد؛ رمانی که با کمترین امکانات، بیشترین تنش را میسازد. ایده اولیه ساده است: دو نفر، یک فضای بسته، و اسیری که امکان فرار ندارد. همین محدودیت، در دستان کینگ، به نقطه قوت بدل میشود. میزری از ابتدا تا پایان تنش را حفظ میکند و با وجود سکون ظاهری موقعیت، همیشه حس حرکت رو به جلو دارد. این رمان نشان میدهد که برای ساختن یک تریلر ماندگار، گاهی به چیزی بیش از یک موقعیت بسته و اجرای دقیق نیاز نیست.
منبع: گاردین، ۲۵ آوریل ۲۰۲۶
نظر شما