سرویس میهن و مقاومت خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- احمد دهقان، نویسنده و پژوهشگر: هر بار تاریخ نشر کشور یک برگ جدید رو میکند تا نشان دهد یادداشتنگاری و یادداشتهای روزانه تا چه حد مهم هستند و میتوانند همانند آیینه، تاریخ یک دوره را به مخاطبان و آیندگان نشان دهند. این موضوع در تاریخ جنگ هشت ساله به خوبی نمود داشت و چاپ یادداشتنوشتهها (هر چند در تعداد اندک و تحت فشار فروان) نشان داد خاطراتی که سالها پس از واقعه نوشته میشوند، تا چه حد در معرض تهدید و تحریف قرار دارند و به میل زمانه، تغییر محتوا و موضوع میدهند.
«کمان؛ یادداشت روزانه هدایتالله بهبودی مدیر مسؤول کمان، از پیدایی تا فرجام نشریه» که به تازگی منتشر شده، میتواند نمونهای برای اهمیت یادداشتهای روزانه باشد. کمان نشریهای بود که طی سالهای ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۳ درباره ادبیات و فرهنگ جنگ منتشر شد و به گفته بسیاری از اهل ادب، توانست گفتمانی خلاف گفتمان رایج درباره ادبیات جنگ برقرار کند: «...خواهش کردم به طرح پرسش جدید کمان پاسخ دهد. سؤال این است: آیا میتوان برای همیشه از وجه قدسی جنگ بهره برد برای به یاد نگهداشتن آن؟ سؤال حساسی است. ممکن است اعتراضی برانگیخته شود..[دوشنبه ۰۷/۰۷/۱۳۷۸])
هر چند این دیدگاه نتوانست نگاه غالب شود، ولی توانست در میان هرزهگوییها، نگاههای بسیاری را جلب کند و بیشک در آینده محققان درباره این نگاه کمان، چرایی شکست آن و تسلط گفتمانی که این نوع نگاه را برنمیتافت، بسیار سخن خواهند راند: «بعدازظهر آقای قربان حسینی تلفن کرد. گفت بنیاد ... خواستار کمک به کمان است. باورم نشد و نخواهد شد. سلیقۀ آنها با ما فرق میکند. هدفشان کارسازی برای گزارشدهی است. کمتر شعور دیده میشود تو کارهاشان. بیشتر صداست. ما هم از بیخ با این روشها برای کار کردن در مورد فرهنگ جنگ مخالفیم...[سهشنبه ۱۹/۰۸/۱۳۸۱]»
بهبودی در این کتاب، مجموعه یادداشتهای روزانهاش درباره کمان را به انتخاب محبوبه عزیزی در اختیار مخاطبان و بیشک تاریخ قرار داده است. یادداشتها همراه هستند با پاکیزگی قلم، صداقت و روراستی: «کسی تلفن کرد از یک نشریه که وابسته به وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی است. گفت: از طرف هنرمندان و نویسندگان هر عرصه سؤالی میگیریم که وزیر پاسخش را بدهد. من هم از وزیر این سؤوال را کردم: من از شما سؤوالی ندارم، آیا شما پرسشی دارید، که من جواب بدهم؟[چهارشنبه ۳۰/۰۵/۱۳۸۱]»

خاطره، درباره «آدمی است که بود». خاطرات، سالها پس از واقعه نوشته میشوند و اکنون که با تلی از کتابهای جنگ روبهرو هستیم، میبینیم که گویی آنها از هم رونویسی شدهاند. اما یادداشتهای روزانه درباره «آدمی است که هست». در یادداشتنوشتهها، گویی به تماشای فیلم مستند نشستهایم. چیزی در آن تغییر نکرده و تحریف نشده و راوی یادداشتها، شرح هر روز را میدهد. به همین دلیل، کتاب کمان برای آیندگانی که میخواهند وضعیت ادبی جنگ را پس از جنگ و تولد تا مرگ تنها نشریه ادبی جنگ را بازخوانی کنند، نسخه گرانبهایی است.
شاید درناکترین و صمیمانهترین یاداشت، مربوط باشد به روز ۲۱ خرداد ۱۳۸۲. کمان، یک دستگاه لیتوگرافی وارد کنند تا کمکخرجش باشد، اما... بهبودی در این روز مینویسد: «من و مرتضی(سرهنگی) که دیدن حقوق سر برج تنها تجربۀ مالیمان بود، ناگهان با یک بدهی هشتادوهشت میلیون تومانی به بانک مواجه شدیم؛ شرکت ورشکسته، کلاهمان را برداشته و دست خالی. آیا پرداخت این عدد معجزه نیست؟ برای من خرق عادت محض است. آقای رفیعا حساب کمان را گرفت و گفت میریزند به حساب. میاندازیم جلوی دهان بانک. از بهره کم میشود، زمان قسطها هم به یک سال و نیم دیگر کاهش مییابد. الان سه سال است، کمی بیشتر، برای خودم کارت تبریک نمیفرستم، ولی در جریان تشکیل شرکت و کلاهی که به سرمان رفت، مظلوم بودیم. آبروی کمان و زحمتی که برایش کشیده بودیم، شاید یک علت دیگر؛ دستگیری از یکی دو نفر زمینخورده، شاید دلیل بعدی؛ دعاها و نیازهای ماه رمضان، چه بسا یک دلیل دیگر. چه میدانم، متوسل به امام زمان(ع)، دستگیری از پدر و مادرم، و بالاخره ارج و قربی که مرتضی در عرش الهی دارد، همگی یا یکی از آنها ما را نجات داد. اینها را نوشتم که بماند برای بعدیها که بدانند چرخ دنیا روی حساب و کتاب است. کسی که آن را میچرخاند میبیند، میداند و تواناست؛ آن هم مطلق.»
راستی، این روزها زیاد میشنویم کسانی که میخواهند درباره جنگ اخیر بنویسند، کاسه چهکنم چهکنم دست گرفتهاند. این کتاب مشق خوبی است.
نظر شما