چهارشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
اوست آن راست‌گوی شهید

«عیون اخبارالرضا» در ۶۹ باب، وجوه گوناگون حیات امام رضا (ع) از ولادت تا شهادت و آرا و اندیشه‌های وی را دربرمی‌گیرد.

سرویس دین‌واندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): یازدهم ذی‌القعده سال‌روز ولادت باسعادت امام رضا (ع) امام هشتم شیعیان جهان است. در باب مقام شامخ آن حضرت، کتب متعددی منتشر شده است، که از آن میان، «عیون اخبارالرضا» به‌قلم شیخ‌صدوق جایگاهی ویژه دارد. کتاب که درباره زندگی، آثار و روایات امام رضا (ع) نگارش شده، به‌پاس زحمات صاحب‌بن‌عباد از عالمان شیعه و کاتب دولت آل‌بویه به وی اهدا گردید.

«عیون اخبارالرضا» مشتمل بر ۶۹ باب است که بخشی از آن، به سخنان امام رضا (ع) اختصاص دارد و بخشی دیگر احادیثی است که آن حضرت از امامان پیش از خود، روایت کرده‌ است. کتاب در موضوعاتی چون فقه، اخلاق، سیره و علم کلام از منابع مهم شیعه به‌شمار می‌رود.

اوست آن راست‌گوی شهید

به‌مناسبت تولد آن امام همام، باب اول و سوم این کتاب را بازخوانی می‌کنیم.

باب نخست کتاب «علت ملقب شدن حضرت علی‌بن‌موسی علیها السلام به رضا» نام دارد. ابوجعفرمحمدبن‌علی‌بن حسین‌بن‌موسی‌بن بابویه قمی گوید: از احمدبن‌محمدبن‌ابی‌‎نصر بزنطی نقل شده است که گفت: «به امام جواد (ع) عرض کردم: گروهی از مخالفین شما می‌پندارند که چون مأمون پدر شما را برای ولایت‌عهدی خود پسندید و برگزید، ایشان را «رضا» نامید. حضرت جواد (ع) فرموند: به‌خدا دروغ می‌گویند، خلاف می‌گویند، بلکه خداوند تبارک‌وتعالی او را «رضا» نامید، زیرا او برای خداوند عزوجل در آسمانش، و برای رسولش و ائمه بعد از او (ع) در زمینش مرضی بود. بزنطی گوید، عرض کردم: آیا مگر سایر پدران‌تان (ع) برای خدا و رسولش و ائمه (ع) راضی نبودند؟ حضرت فرمود: چرا، عرض کردم: پس برای چه از این میان فقط پدرتان «رضا» نامیده شده است؟ فرمود: چون همان‌طورکه دوستان و طرفدارانش به ایشان رضایت داده و ایشان را پذیرفتند، مخالفین نیز ایشان را قبول کرده، به ایشان رضایت داده بودند، و این حالت برای پدران و اجداد ایشان اتفاق نیفتاد و لذا، از بین آنان، فقط ایشان «رضا» نامیده شده‌اند». «فرزندش علی (ع) را «رضا» می‌نامید و مثلاً می‌فرمود: فرزندم را «رضا» صدا کنید و یا به فرزندم «رضا» گفتم و یا فرزندم «رضا» به من گفت و زمانی که با حضرت «رضا» صحبت می‌کردند، ایشان را با «اباالحسن» خطاب می‌فرمودند.»

شیخ‌صدوق در باب سوم کتاب «زمان ولادت حضرت رضا علیه‌‎السلام» می‌آورد: «روایت شده است که عده‌ای از اهل مدینه گویند: حضرت رضا علیه‌السلام در مدینه در پنج‌شنبه ۱۱ ربیع‌الاول به‌سال ۱۵۳ هجری و ۵ سال بعد از وفات امام صادق علیه‌السلام متولد شدند و در طوس در قریه‌ای به‌نام سناباد از آبادی‌های نوقان وفات کردند و در خانه حمیدبن‌قحطبه طائی که هارون در آن مدفون بود، در کنار قبر هارون، سمت قبله دفن شدند. وفات حضرت در سال ۲۰۳ هجری روز جمعه، بیست‌ویکم (و یا بیستم) ماه مبارک رمضان واقع شد. عمر شریف ایشان چهل‌ونه‌سال و شش‌ماه بود. از این مدت، ۲۹ سال و دو ماه را با پدر گرامی‌شان گذراندند و ۲۰ سال و ۴ ماه هم بعد از پدرشان که دوران امامت ایشان بود.

امام رضا علیه‌السلام ۲۹ سال و ۲ ماه داشتند که به امامت رسیدند و آغاز امامت ایشان با ادامه حکومت هارون‌الرشید معاصر بود. پس از هارون، محمدامین پسر زبیده مدت ۳ سال و ۲۵ روز حکومت کرد. سپس امین خلع شد و عمویش ابراهیم‌بن‌شکله را به‌مدت ۱۴ روز به جای او قرار دادند، سپس امین از حبس آزاد شد و مجدداً برای او از مردم بیعت گرفتند. این‌بار ۱ سال و ۶ ماه و ۲۳ روز پادشاهی کرد، سپس عبدالله مأمون ۲۰ سال و ۲۳ روز پادشاهی کرد و در این مدت بود که حضرت رضا علیه‌السلام را بدون رضایت ایشان و بعد از تهدید آن حضرت به قتل، ولیعهد قرار داد. مأمون برای این کار، بارها و بارها به حضرت اصرار کرد ولی ایشان در هربار امتناع می‌فرمودند تا اینکه بالاخره حضرت، خود را در خطر مرگ دیدند و دعا کردند «بارخدایا! تو مرا از اینکه خود را با دست خویش به هلاکت اندازم، نهی فرموده‌ای. او مرا مجبور کرده است، به‌گونه‌ای که اگر ولایت‌عهدی او را نپذیریم در خطر کشته شدن قرار گیرم، من نیز همان‌گونه‌که یوسف و دانیال علیهماالسلام مجبور شدند تا ولایت و حکومت را از ظالم زمان خود قبول نمایند، به این کار مجبور شده‌ام، خداوندا! حکومتی نیست جز حکومت تو و من ولایتی ندارم جز آن‌چه از طرف تو به من اعطا شود. مرا در اقامه دین و احیای سنت پیامبرت محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله موفق فرما، زیرا تویی مولی و یاور من، و چه خوب مولی و یاوری هستی».

سپس حضرت رضا علیه‌السلام با گریه و حزن و اندوه، ولایت‌عهدی را از مأمون قبول کردند مشروط بر این‌که کسی را عزل و نصب نکنند، هیچ آداب و رسوم و سنتی را تغییر ندهند و فقط دورادور کارها را نظارت نموده و اظهارنظر فرمایند. مأمون نیز از همه مردم برای حضرت رضا علیه‌السلام بیعت گرفت. و هرگاه از حضرت رضا علیه‌السلام فضیلت، علم و حسن‌تدبیری بروز می‌کرد، رشک و حد مأمون را برمی‌انگیخت و باعث می‌شد کینه حضرت رضا علیه‌السلام را به‌دل گیرد که عاقبت نتوانست تحمل کند و با نیرنگ، حضرت را مسموم نموده، شهید کرد».

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها