یکشنبه ۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۸:۳۹
تجربه زیستی نویسنده درباره از دست دادن‌ها و به دست آوردن‌هاست

لیلا مهدوی، نویسنده در یادداشتی به بررسی کتاب «گلدا اینجا خوابیده است» پرداخته و نکات خاص آن را مرور کرده است.

سرویس میهن و مقاومت خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)_ لیلا مهدوی، نویسنده: این روزها دائما از خودم می‌پرسم چه چیزی عمر انسان را با ارزش می‌کند...ذهن آدمیزاد منتظر است تا از یک شکاف سر باز کرده در دل زمان به گذشته نقب بزند. کافی است نشانه‌ها را دنبال کند...نشانه‌هایی که زندگی ما را به روزهای سرنوشت‌ساز گذشته پیوند می‌زند. این‌روزها زیاد به جنگ تحمیلی هشت‌ساله فکر می‌کنم آن‌ روزها لازم نبود کسی برایمان از اوضاع و احوال جنگ حرف بزند.

ما توی جنگ به دنیا آمده بودیم و عادت داشتیم به پناهگاه و صدای آژیر خطر. ما زندگی‌کردن در سایه جنگ‌ را تمرین کرده بودیم و منتظر نبودیم تا شرایط بهتر شود. برای همین هم دوام آوردیم. این روزها دائما از خودم می‌پرسم چه چیزی عمر انسان را با ارزش می‌کند. به آدم‌هایی فکر می‌کنم که در ذهن من از گذشته تا امروز سیمای قهرمان ساخته و ماندگار شده‌اند. آدم‌هایی که بودن و نبودنشان توفیر دارد و برای دیگران زندگی و امید ساخته‌اند مثل باکری، مثل همت، مثل خرازی و خیلی‌های دیگر که ما اسمشان را نمی‌دانیم و اکنون ایستاده‌اند پای پدافند یا لانچر... آدم‌هایی که زندگی خودشان را گرفته‌اند کف دستشان تا چرخه حیات هم‌وطن‌هایشان از دور نیفتد.

آن‌هایی که از سال‌های سخت انقلاب تاکنون بدون ادعا و چشمداشت پای بقیه ایستاده‌اند تا اتحاد و یک‌پارچگی بسازند. این که چه‌چیز عمر انسان را با ارزش می‌کند، معیارهای زیادی دارد. برای هر انسانی به شیوه‌ای! یکی از بزنگاه‌هایی که به عمر انسان معنا می‌دهد، مواجهه با ظلم و ستیز با خفت و ذلت است. زیر بار تحمیل و خفت نرفتن یک سبک زندگی متعالی است که حیات انسان را معنی‌دار و نام او را ارزشمند می‌سازد. حرفم زندگی در سایه مقاومت است که البته حرف این‌ روزها نیست. بلکه از زمان صلح امام حسن که زمینه‌ساز عاشورا شد تا لحظه اکنون، جاده مقاومت ساخته شده است. همه این‌ها را به بهانه کتاب تازه‌ای نوشتم از ادبیات عرب. اگر بگویم سعادالعامری را به‌خاطر رمان خاصش دوست دارم و او نیز مثل سعود السنعوسی با همان یک رمان توی ذهن من جایگاه خوبی در ادبیات عرب پیدا کرده گزاف نگفته‌ام ولی خب این یک دیدگاه شخصی است. نویسنده در آثاری که از ترجمه شده است، با سوژه ای خلاقانه و دراماتیک نقطه‌نظر و دغدغه خود را از مسیر مقاومت نشان می‌دهد چه در رمان «چیزی برای از دست دادن ندارید جز جان‌هایتان» و چه در اثر تازه «گلدا اینجا خوابیده»، اثری برخاسته از تجربه زیستی نویسنده درباره از دست دادن‌ها و به دست آوردن‌هاست. نویسنده از تجربه تعلق خاک و خانه می‌نویسد. گشتن در کوچه‌سار بیت‌المقدس به دنبال تعلقات آشنا برای یافتن یک هویت اصیل و قدیمی به نام خانه...

خانه‌ها موجودیت عجیبی دارند. یک چیزی ورای سنگ و چوب. خانه‌ها شاهدند. اگر به کتاب برگردیم سعادالعامری به دنبال فردیت گم‌شده خودش می‌گردد. فردیتی که اگر چه در اثر، از آن راوی است اما کوچه‌راه‌های بیت‌المقدس و یافا خانه‌هایی دارد پر از احساس جاماندگی و خالی از صدای هویت‌های اصلی خود که حالا و در کتاب گلدا اینجا خوابیده، هم نفیر راوی شده اند و نویسنده اثر با خلاقیت در یافتن ایده داستانی سعی دارد کنش‌های جمعی برای این یافتن پیدا کند. همان‌قدر که آدم‌ها در فلسطین غایبان حاضر به دنبال هویت گم‌شده و جامانده در خانه‌های پدری‌شان هستند، خانه‌ها هم با تمام اجزای خود در رحیل صاحبان اصلی سوگوارند. گلدا اینجا خوابیده، پیوند میان ادبیات مقاومت و پایداری و قصه و نگاه زنانه است.

تجربه زیستی نویسنده درباره از دست دادن‌ها و به دست آوردن‌هاست

همان‌گونه که می‌دانیم داستان در جزئیات اتفاق می‌افتد و نویسنده با نگرش خاص زنانه به جزئیات به میزانسن داستان می‌رسد و بر مبنای این میزانسن می‌تواند صحنه‌هایی از بیت‌المقدس و یافا تصویر کند که همین می‌شود نقطه قوت کتاب.اثر هم از لحاظ خلاقیت در نظرگاه و هم در بیان و ساخت صحنه حائز اهمیت است. سعاد العامری با زبان و نثری که سعی دارد بخش وسیع‌تری از مخاطبان ادبیات را با خود همراه کند و با دور از تکلف، از منظری تازه و با فصل‌هایی پیش رونده و پیش‌برنده، اثر را ساخته و پرداخته می‌کند: «سعاد: یادآوری فراموشی»، «آندونی: اندر مصائب استاد معمار»، «هدا»، «الی: چشم پرنده» و «ادای احترام به مادر شوهر»نکته دیگری که در گلدا اینجا خوابیده به چشم می‌خورد مفهوم زمان و گذشته است. زمان برای کسی که می‌رود با کسی که می‌ماند توفیر دارد. کسی که می‌رود، به اجبار هم می‌رود گویی در شیشه زمان حبس می‌شود و پر از حرف ناگفته و هدف نرسیده می‌ماند. از این رو همیشه چشمش به راه آمده می‌ماند تا باز برگردد. این یعنی مقاومت، مقاومت در برابر تسلیم و مقاومت در برابر عبور از حق...

تجربه زیستی نویسنده درباره از دست دادن‌ها و به دست آوردن‌هاست

«من اینجایم قرار است همراه با قهرمانان کتابم به خانه‌های ازدست‌رفته‌شان در بیت‌المقدس غربی بروم. دلهره عجیبی دارم از روبه‌روشدن آنها با خانه‌هایشان و اسرائیلی‌هایی که حالا ساکن آنجایند وحشت دارم نمی‌دانم می‌توانم درد آنها یا درد خودم را تحمل کنم یا نه من تا به امروز جرئت نکرده‌ام به دیدن خانه اجدادی پدرم در یافا بروم. سال ۱۹۶۸ شاهد نابودشدن پدرم بودم؛ لحظه‌ای که خودش را به خانواده اسرائیلی که در خانه‌اش ساکن شده بودند معرفی کرد و از آنها اجازه خواست وارد خانه خودش بشود و آن‌ها در را محکم به رویش بستند!»

کتاب «گلدا اینجا خوابیده» به‌ قلم سعاد عامری و با ترجمه لیلاسادات حسینی از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده و روانۀ بازار نشر شده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها