شنبه ۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۵
آمریکا تلاش می‌کند به نوعی از این جنگ رها شود

استاد مطالعات جهان دانشگاه تهران گفت: درباره دورنمای جنگ از منطر آمریکایی‌ها اضافه کرد: به نظرم آمریکا تلاش می‌کند به نوعی از این جنگ رها شود حتی با یک دستاوردی که حتی برایش نمادین شود، جنگ را تمام کند، اما موضوع پیچیده‌تر از آن است که بتواند به سادگی به چنین دستاوردی برسد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست «جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران و ابعاد و پیامدهای منطقه‌ای و بین‌المللی» با سخنرانی جهانگیر کرمی، استاد مطالعات جهان دانشگاه تهران، محمدکاظم سجادپور، استاد دانشگاه وزارت خارجه و مجید تفرشی، سند پژوه و تاریخ‌نگار شامگاه پنجشنبه به همت خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد.

جهانگیر کرمی با اشاره به ابعاد بین‌المللی و منطقه‌ای جنگ گفت: همه جنگ‌های بزرگ(به ویژه جنگ‌های میان دو یا چند دولت) معمولا پیامدهایی برای داخل کشورهای درگیر دارند و بعد برای کشورهای منطقه و محیط منطقه‌ای و نظم آن و سپس در سطح بین‌المللی و جهانی تاثیر خواهند داشت. آمریکایی‌ها طی ۲۰۰ سال اخیر ۲۰۰ جنگ و مداخله داشتند. از این ۲۰۰ مورد به طور مشخص ۱۲ مورد جنگ بزرگ بوده شامل جنگ جهانی اول، جنگ جهانی دوم، جنگ کره، جنگ ویتنام، جنگ‌های دهه ۹۰ و پس از آن مانند جنگ ۱۹۹۱، جنگ عراق، جنگ افغانستان، جنگ‌های بالکان یا یوگسلاوی سابق و جنگ با ایران نیز یکی از ۱۲ جنگ بزرگ است.

او افزود: در دو مورد از ۱۲ جنگ، آمریکایی‌ها به طور مشخص شکست خوردند؛ آن دو مورد یکی جنگ ویتنام بود و دیگری جنگ افغانستان. ضمن اینکه هر کدام از این جنگ‌ها بر آمریکا و منطقه تاثیرات خودش را به جای گذاشته است. اما اینکه جنگ آمریکا و ایران چه‌قدر تاثیر داشته است؟ ابتدا باید بگویم شاید هنوز زود باشد که ما بخواهیم از پیامدهای منطقه‌ای و بین‌المللی این جنگ صحبت کنیم. چون هنوز پرونده جنگ به طور کامل بسته نشده است.

استاد مطالعات جهان دانشگاه تهران گفت: درباره این جنگ هنوز پرسش‌های مهمی مطرح است؛ آیا در ادامه مذاکره صورت می‌گیرد؟ اگر طرفین به توافق برسند، توافق چه ماهیتی خواهد داشت؟ محتوای توافق به چه صورت است و چگونه قرار است اجرا شود؟ آیا این توافق زمینه‌ساز بحران بعدی نخواهد بود؟ از منظر دیگر اگر مذاکره صورت نگیرد یا در مذاکره توافقی شکل نگیرد آیا دوباره جنگ خواهد شد؟ یا اینکه بدون جنگ بحران تمام می‌شود یا یک آتش‌بس شکننده همه چیز جمع می‌شود؟

جهانگیر کرمی با اشاره به آتش‌بس‌هایی که قبلا صورت گرفته، شرح داد: ما آتش‌بس‌هایی در دهه‌های گذشته داریم که هنوز هیچ توافقی پیرامون آنها صورت نگرفته است، مانند جنگ کره با اینکه ۷۰ سال و اندی از آن می‌گذرد، هنوز فقط یک آتش‌بس درباره آن وجود دارد. همچنین جنگ عراق و ایران که نزدیک چهار دهه از اتمام آن گذشته است، صرفا بر اساس یک آتش‌بس بوده و هیچ توافق جدی بعد از آتش‌بس صورت نگرفته است. وقتی صدام قرارداد ۱۹۷۵ را پذیرفت پس از آن برای اجرایی کردن قرارداد تا کنون هیچ قدمی برداشته نشده یا خود قطعنامه ۵۹۸ بندهایی دارد که بندهای آن هنوز اجرایی نشده است که نیازمند مصوبه‌ای در شورای امنیت سازمان ملل متحد است که معلوم نیست چنین مصوبه‌ای تصویب شود و پس از آن به چه نحوی باشد!

او ادامه داد: چنین مسائلی نشان می‌دهد که شاید جنگ بدون توافق ادامه پیدا کند، اما این خطرناک‌ترین وضعیت درباره جنگی است که امروز درگیر آن هستیم. چون می‌تواند وضعیتی را ایجاد کند که مخاطرات جدی در پی داشته باشد، مثلا در سال ۱۹۹۱ که آمریکایی‌ها به عراق حمله کردند، آن جنگ بدون هیچ توافقی تا سال ۲۰۰۳ تمام شد، در واقع این جنگ با یک آتش‌بس از طرف آمریکا بدون هیچ توافقی به مدت سیزده سال پایان پذیرفت و شرایط پس از جنگ به شکل خطرناکی ادامه پیدا کرد.

این پژوهشگر مطالعات جهان بیان کرد: وقتی صحبت از پیامدهای منطقه‌ای و بین‌المللی جنگ است، با اذعان به اینکه بحث در این رابطه هنوز زود است، اما باید بگویم نکته نخست این است که جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران چه ویژگی‌هایی داشته است؟ این جنگ بدون هیچ قطعنامه یا مصوبه‌ای از سوی سازمان ملل متحد که اجازه جنگ را داده باشد، آغاز شد. همچنین این جنگ بدون هیچ اجماع داخلی در آمریکا صورت پذیرفت، در حالی که پس از آغاز جنگ طرفداران ترامپ دچار اختلاف شدند و ... ضمن اینکه هیچ اجماع آتلانتیکی میان آمریکا و غرب هم وجود نداشت و پس از آن اجماع منطقه‌ای هم در پی نداشت و با این همه جنگ آغاز شد. در کل هیچ اجماع جهانی پشت این جنگ نبود و در نتیجه برای آمریکا خیلی مساله‌ساز شد.

کرمی با اشاره به اجماع بین‌المللی نداشتن آمریکا در جنگ ونزوئلا گفت: زمانی که آمریکا جنگ با ونزوئلا را آغاز کرد، هم منتطر هیچ اجماع جهانی برای آن نشد. برای همین سیاستمداران آمریکا بر این تصور بودند که در جنگ با ایران نیز چنین رویکرد و نتیجه‌ای را به دست خواهند آورد، اما انچه مشخص است جنگ آمریکا با ایران تا امروز بدون هیچ دستاورد روشنی که بخواهد در سطح داخلی یا بین‌المللی آن را اعلام کند، در پی نداشته است. چون جنگ هنوز ادامه دارد و به نظر می‌رسد بن‌بستی که در آغاز جنگ با ایران شکل گرفت، هنوز ادامه دارد و کماکان وجود دارد.

او درباره دورنمای جنگ از منطر آمریکایی‌ها اضافه کرد: به نظرم آمریکا تلاش می‌کند به نوعی از این جنگ رها شود حتی با یک دستاوردی که برایش نمادین باشد، جنگ را تمام کند، اما موضوع پیچیده‌تر از آن است که بتواند به سادگی به چنین دستاوردی برسد. درباره پیامدهای منطقه‌ای جنگ باید به این نکته اشاره کنم که آنچه اتفاق افتاده است پیرامون کشورهای عربی که از سال ۱۹۹۱ تا کنون هزینه‌های زیادی برای ارتباط با آمریکا و پادگان‌های او و حتی فرانسه و انگلیس کردند اعتماد به این پایگاه‌ها برای ایجاد امنیت کاملا تضعیف شده است و منطقه خلیج فارس بعد از این جنگ حوزه متفاوتی خواهد بود.

تحلیل اشتباه تحلیلگران ایرانی از منافع چین و روسیه

مجید تفرشی در ادامه این جلسه گفت: در حال حاضر در جنگ میان آمریکا، اسرائیل و ایران بازیگران منطقه‌ای هم وجود دارند که یک نگاه دوگانه به ایران دارند. همه کشورهایی که تحت سلطه سیاسی عربستان سعودی هستند در دهه 50 به شدت از شاه می‌ترسیدند به ویژه بعد از خروج بریتانیا از خلیج فارس و افزایش بهای نفت. آنها تصور می‌کردند چون شاه متحد غرب است از او تنفر داشتند اما در مقابلش کرنش می‌کردند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ابتدا با آن همراهی داشتند، اما در پشت صحنه علیه آن فعالیت می‌کردند. به ویژه پس از اشغال سفارت آمریکا، صدام را متقاعد کردند که با جمهوری اسلامی وارد جنگ شود. در عین حال آن موقع اپوزیسیون وابسته ضد انقلاب موفق شد که صدام را تحریک کند تا خواسته قدیمی‌اش را عملی کند و با جمهوری اسلامی وارد جنگ شود. در آن موقع حکومت‌های عربی ترسان از شاه بودند و خشگمین از انقلاب اسلامی.

او افزود: آن موقع کشورهای عربی(شورای همکاری خلیج فارس) با تحریک بریتانیا و حمایت مارگارت تاچر، نخست‌وزیر وقت به پشتیبانی از صدام در جنگ عراق با ایران پرداختند. به این ترتیب با این اقدام ایران را در یک انزوای بین‌المللی قرار دادند. اگر به اسناد گفت‌وگوهای سفرای بریتانیا در سال‌های نخست انقلاب اسلامی نگاه کنید آنها مدام در سخنان‌شان به دشمنی و سرنگونی انقلاب اسلامی ابراز رضایت کردند. اما در آن موقع شرایط برایشان مهیا نبود و خودشان هم نیازی به رویارویی حضوری نمی‌دیدند. پس از آن که شرایط فراهم شد در کشورهای عربی پایگاه نظامی ناتو و آمریکایی تاسیس کردند و با حمایت آمریکا و بریتانیا توانستند یک جنگ پنهانی علیه جمهوری اسلامی تشکیل دهند، هر چند این به معنای آن نیست که جمهوری اسلامی علیه کشورهای عربی اقدامی نکرده، بلکه مجموعه اقدامات دو طرفه است.

این سندپژوه عنوان کرد: بازیگران دیگری که در منطقه تاثیرگذارند، چین و روسیه هستند، یکی از اشتباهاتی که در رابطه با سمت و سوی سیاسی این دو کشور وجود دارد، تحلیلگران ایرانی اغلب این دو کشور را در رابطه با ایران در یک سمت و سو ارزیابی می‌کنند. در صورتی که شاید خروجی چین و روسیه درباره ایران در برخی اوقات یکی باشد، اما در یک بستر و دو رویاست. به عبارتی دیدگاه‌های آنها متفاوت است. روسیه کنونی، (روسیه پوتین) به ویژه پس از مناقشه اوکراین، برایش مساله ایران یک مساله استراتژیک نظامی است که به نوعی مانع بلندپروازی‌های استراتژیک روسیه است، اما برای چین بلندپروازی مهم‌تر از مسائل نظامی، اقتصادی است. نگاهش به مساله ایران، کمک یا ممانعت از آرزومندی اقتصادی روسیه است برای دستیابی به سیطره اقتصادی بر دنیا در حال حاضر تا چهارده سال آینده. لذا چین حاضر نیست که سرسری معامله کند و کوتاه بیاید.

تفرشی با برشمردن وضعیت اتحادیه اروپا در جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران گفت: نقش این اتحادیه بسیار محدود است و مانند زمانی که در جنگ بالکان روسیه اجازه نداد که آنها پیروز شوند و در مقابل ناتو هم مانع پیروزی زودرس روسیه شد. در جنگ ترامپ با ایران هم ناتو را به بازی نگرفت. برای همین به نظر می‌رسد نقش اتحادیه اروپا و ناتو، بیشتر نقش کاتالیست است؛ چه در مقابله با چین و روسیه چه در ارتباط با آمریکا و اسرائیل. تاثیرگذاری اروپا حداقلی است و ولی به این معنی نیست که بی‌تاثیر است و این تاثیرگذاری در جاهایی خودش را نشان می‌دهد به ویژه درباره تنگه هرمز که اکنون خیلی جدی شده است. اتحادیه اروپا و ناتو می‌توانند برای نخستین بار خواسته ترامپ برای تجمیع توان و ارداه برای شکست دادن ایران را عملی کنند و این برای ایران خیلی خطرناک است.

رابطه معکوس اقتدار آمریکا و سیاست ترامپ

محمدکاظم سجادپور گفت: شاید مهمترین رخداد بین‌المللی حمله آمریکا و اسرائیل به ایران است، این موضوع حتی مهمتر از حمله به عراق است. برای بهتر دیدن اوضاع بهتر از هیجانات فاصله بگیریم و در یک چشم‌انداز مفهومی به ابعاد بین‌المللی این جنگ نگاه کنیم. جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران از این منظر قبال بررسی است؛ اقتدار کنشگران و دگرگونی در کنشگری. به نظرم این بعد مهمترین پدیده در سطح بین‌الملل است. اقتدار کنشگران که متعدد، متنوع و رنگارنگ هستند، دچار چالش شده و مهم‌تر از همه اقتدار نظامی ایالات متحده. این موضوع اصل شوخی‌بردار نیست. چون ایالات متحده در این جنگ درصدد بود اقتدارش را بیشتر کند.

او با تشریح رویکرد ترامپ در صحنه جنگ شرح داد: ترامپ یک آمریکای عصبانی را در این جنگ به نمایش گذاشت. او می‌گوید ما در جهان 80 سال تامین امنیت کردیم، جهان در سایه این امنیت پیشرفت کرد و ما قصد نداریم این رویه را تکرار کنیم. او با این ادبیات یک طلبکاری از دنیا دارد. با این ادبیات قصد دارد آمریکا را دوباره مقتدر نشان دهد. ضمن اینکه اقتدار آمریکای موردنظر ترامپ از منظر نظامی و از طریق قدرت نظامی است. این اقتدار با رهبری ترامپ قرار بود ظرف چند روز به ثمر دیگری برسد و ایران را هم دگرگون کند.

این استاد روابط بین‌الملل بیان کرد: اگر به توئیت ترامپ قبل از جنگ توجه کنید، تحریم کامل ایران را خواستار شده بود، در حالی که تصور نمی‌کرد ایران پاسخ دهد. نکته دیگر درباره اقتدار ایالات متحده که بسیار حائز اهمیت است در تاریخ این کشور تا کنون مشاهده نشده که فردی تا این حد بر سیاست ایالات متحده غلبه پیدا کند حتی در زمان حضور آمریکا در سایر جنگهای جهانی. در گذشته نمی‌توانستیم آمریکا را به یک فرد از جمله یک رئیس‌جمهور تقلیل دهیم. اما نمی‌توانیم از این واقعیت هم چشم‌پوشی کنیم که سیاست آمریکا به نحوه فکر، رفتار و واکنش ترامپ نسبت به قضایا ارتباط پیدا کرده است.

سجادپور گفت: جالب اینجاست که نوع رویکرد ترامپ نه تنها اقتدار آمریکا را بالا نبرده است، بلکه تقریبا یک اجماع جهانی با یک پدیده فردی پرنوسانی روبه‌روست و به دلیل غیرقابل پیش‌بینی نبودن رفتارش هر اتفاق ممکن است و بیفتد و این رویه به معنای اقتدارافزایی نیست. در اینجا باید اضافه کنم رفتار فردی و سیاسی ترامپ بسیار مورد مطالعه قرار گرفته است و پژوهشگرانی او را دنبال می‌کنند.

او با اشاره به چند سند منتشر شده درباره ترامپ اظهار کرد: تقریبا یک سال پیش ترامپ نخستین سفر خارجی خودش را به خلیج فارس انجام داد، او در ریاض سخنرانی مهمی انجام داد و در سخنانی به دولت‌های پیشین دموکرات و جمهوری‌خواه حمله کرد که آنها در این منطقه به دنبال تغییر رژیم بودند. بر اساس همین نگاه ترامپ کسانی که مخالف مداخله آمریکا در کشورهای دیگر بودند به او رای دادند. اما جالب است که در حمله به ایران به صراحت به دنبال تغییر رژیم است.

این سندپژوه عنوان کرد: اما در این جنگ اقتدار ایران به عنوان یک کشور کنشگر بالا آمده است. به این صورت که هم توان قدرت نظامی در پاسخ به حمله را داشت و هم جمع کردن خودش را داشت وقتی که رهبران سیاسی و نظامی شهید شدند، به سرعت خودش را بازسازی کرد و واکنش مردم ایران برآمدن حزب وطن‌دوستی و خنثی کردن پروژه براندازی نظام بود. در چنین فضای ایران توانست تاب بیاورد و این تاب‌آوری را ادامه دهد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها